دانلود پایان نامه

43- طوفان (1611)
44- کاردینو [اثرگمشده] (حدود 13-1612)
45- همه چیز حقیقت دارد [هنری هشتم] (حدود 13-1612)
46- دو نجیب زاده خویشاوند (حدود 13-1612).
طبق سلیقه بسیاری از نقادان و شکسپیرشناسان، آثاری همچون تیتوس آندرنیکوس، رومئو و ژولیت، جولیوس سزار، هملت، اتللو، لیرشاه، مکبث، آنتونی و کلئوپاترا، کوریولانوس، و تیمون آتنی جزو آثار تراژیک، و شاه جان، ریچارد دوّم، هنری چهارم، هنری پنجم، هنری ششم، ریچارد سوّم، و هنری هشتم جزو آثار تاریخی، و بالاخره تلاش بیهوده عشق، دو نجیب زاده ورونایی، کمدی اشتباهات، رویای یک شب نیمه تابستان، هیاهوی بسیار برای هیچ، تاجر ونیزی و شب دوازدهم جزو آثار کُمیک او شناخته شده اند. اما یادآوری این نکته ضرورت تمام دارد که این تقسیم بندی قراردادی بوده و و یکی از عالی ترین ویژگیِ شکسپیر، همان نبوغ و مهارتش در به کار بردن عناصری چون کمدی و تراژدی، تاریخ و افسانه، جادو و واقعیت در کنار هم در آثارش است. موضوعی که سبب شده تا شکسپیر به عنوان مطرح ترین نمایشنامه نویس در تاریخ نمایش شناخته شود که آثارش همواره مورد علاقه قشرهای گوناگون و وسیعی از مردم در اقصی نقاط جهان بوده است. (هادجس،24:1365).
به عنوان نمونه، نمایشنامه های ثبت شده در مقوله تراژدی می توانستند هم چنین در مقوله تاریخی هم طبقه بندی شوند: آندرونیکوس (1593)، ژول سزار (1599)، مکبث (1606)، آنتونی و کلئوپاترا (1607)، تیمون داتن (1608)، و در همه نمایشنامه های این مقوله، که نمایشنامه های رومئو و ژولیت (1595)، هاملت (1601)، تریلوس و کرسیدا (1602)، اوتللو (1603)، شاه لیر (1605) و کوریولانوس (1609) را نیز بدان اضافه می کنند. (توماسو،96:1386-95).
نمایشنامه های مهم شکسپیر – تراژدی ها، کمدی ها، و نمایشنامه های تاریخی – تمام عوامل، اجزاء و عناصر تئاتر را به هم می آمیزند. از این قبیل است دامنه و نقش هر شخصیت، طرح های سرشار از کُنش، موقعیت هایی که هیچ گاه جاذبه خود را از دست نمی دهند و مهم تر از همه افسون شعر گونه نمایشنامه هاست که تقریباً در هر سطح فرهنگی نوعی واکنش ایجاد می کند. (براهیمی،29:1375). شگفتا که شاهنامه نیز افسون نمایشنامه گونه بودن شعرها را در خود به یادگار دارد و ظرفیت های نمایشی سرشار آن را به راحتی نمی توان نادیده گرفت و انکار کرد.
از سوی دیگر، نمایشنامه های شکسپیر، سرشار از مسائل سیاسی و اخلاقی، اضطراب و غم، آرامش و تسکینِ خاطر، صنعت کلام و معرفت عمیق درون و اندیشه هایی درباره ایمان به ماوراء الطبیعه، خدا، عالم خلقت و در واقع گنجینه ای است از اندیشه های بدیع و بیان حال و صفات روحی قهرمانان که هر یک گوشه ای از خصوصیات وجود آدمی است که همه با ذوق لطیف و استادی در بیان توصیف شده است. (خزائل،2792 :1383). به مانند همان ویژگی هایی که از داستان های شاهنامه و مضامین آنها سراغ داریم.
به منظور روشن شدن موضوع، در ادامه مطالب به توضیح مختصری در مورد مفاهیم موجود در برخی از آثار مهم و ارزشمند شکسپیر می پردازیم:
* رومئو و ژولیت (عشق و نفرت):
آفتاب حُزن از شدت اندوه سرِ خود را بیرون نمی آورد
از این جا بروید تا از این اتفاق اندوهبار سخن بگویید.
رومئو و ژولیت نمایشنامه ای است تراژی کُمیک که در آن غلبه عنصر تراژیک بر کمیک بیشتر است. یعنی کمدی در راستای تراژدی حرکت می کند. شکسپیر از طریق داستانی که صبغه ای دیرینه دارد مسائل روزمرّه و مبتلا به شرایطی که در آن زندگی می کند را برملا می کند. در واقع از طریق تاریخ، سیاست را مورد انتقاد قرار می دهد و به واسطه مسائل سیاسی، به طرح سویه های اخلاقی می پردازد. بنابراین، تاریخ برای او دست مایه ای می شود تا مسائل روزمرّه و معاصر خود و مشخّصاً نسل جوان را مطرح سازد. (ابراهیمیان،131:1388-129).
شکسپیر در رومئو و ژولیت دو احساس قویِ انسانی، یعنی عشق و نفرت را به هم پیوند می زند. شکسپیر نشان می دهد که عشق و نفرت به روشی که در آن مردم بدون اندیشیدن عمل می کنند، چه شباهت عجیبی با هم دارند. در پایان نمایش، عاشقان جوان مرده اند و خاندان مونتاگو و کاپولت به هم نزدیک و دارای احساس قوی مشترکی می شوند – اندوه، عشق و نفرت آنان اکنون منتفی است و آن چه برجا مانده حُزن است. (متیوز،34 :1390).
* اتللو (حسادت):
ما به چیزهایی که مردم دارند و می خواهیم داشته باشیم، غبطه می خوریم.
حسادت و غبطه خوردن از ایاگو فریبکاری شیطان صفت می سازد. این داستان، ضعف انسان را به تصویر می کشد و یادآوری می کند که نیروهای مخرّبی به صورت نهفته در وجود ما خفته اند که گاهی بیدار می شوند. (همو،64). یکی از علل تأثیر نیرومند این درام آن است که بر عاطفه یی عام، حسادت، متمرکز است. دیگر آن که در فضایی خانوادگی و خصوصی اتفاق می افتد و نه در عرصه یی گسترده. از طرف دیگر، به خلاف تراژدی های دیگر شکسپیر، همه ماجرا در سه شب و دو روز فشرده شده و فضایی بی رحمانه و پر تنش می سازد. (گودوین، 88:1379).
* آنتونی و کلئوپاترا (عشق و مرگ):
آنتونی و کلئوپاترا غنی ترین نمایشنامه عشقی به زبان انگلیسی و اثری است حماسی سرشار از احساسات تند و
تیز آلوده به رنج و حرمان… پیرنگ اصلی نمایشنامه بسیار ساده است. آنتونی، حافظ منافع رم، در مصر مستقر است و مایل است روابط خویش را با اکتاویوس قیصر حفظ کند. بنابراین از کلئوپاترا جدا می شود و با خواهر اکتاویوس ازدواج می کند. اما بعداً او را ترک می کند و دوباره به سوی کلئوپاترا می رود. در نتیجه جنگ در می گیرد. اکتاویوس این دو عاشق را شکست می دهد و آن دو خود را می کشند. (همو،100). وقتی آنتونی و کلئوپاترا با هم روبرو می شوند، هر دو می دانند که عشق زندگی شان را یافته اند. آنتونی برای کلئوپاترا همه گونه فداکاری می کند. او شهرت و وفاداری به کشورش و حتی زندگی اش را فدا می کند. بعد از آن که آنتونی می میرد، اوکتاویوس به کلئوپاترا پیشنهاد صلح می کند ولی او به جای تسلیم شدن، مرگ شرافتمندانه را بر می گزیند. کلئوپاترا بدون آنتونی تحمل ادامه زندگی را ندارد و در مرگ هم به او می پیوندد. (متیوز،154 :1390).
شکسپیر در سه سوگنامه رومئو و ژولیت، اتللو و آنتونی و کلئوپاترا نماد ازدواج را با نماد مرگ ترکیب می کند. به واقع در هیچ یک از این سه نمایشنامه، ازدواج قبل از مرگ کامل نمی شود. (مارتین،195:1382).
* هملت (تردید و انتقام):
مشهورترین نمایشنامه شکسپیر و یکی از جذاب ترین درام های ادبیات جهان است. هملت شاهزاده دانمارک، پس از مرگ پدر تاجدارش گرفتار نوعی مالیخولیا می شود، گمان او این است که عمویش کلاودیوس، که با مادر او ازدواج کرده و پادشاه شده، قاتل پدر اوست. شبح پدر هملت نیز بر وی ظاهر می شود و کلاودیوس را قاتل معرفی می کند. هملت به فکر انتقام می افتد، امّا در اندیشه فرو می رود و به تردیدی جانکاه می افتد. (تراویک، 990:1373). شکسپیر در داستان هملت، مرد جوانی را به تصویر می کشد که تربیت شده است تا فردی متفکر باشد، ولی چون مرد عمل است، نیروی سیاه انتقام او را تحریک می کند. تماشاگرانِ این نمایش، همواره با دیدن داستان سیاه انتقام افسون می شده اند، داستانی که در آن شاهزاده ای اقدام به گرفتن انتقامِ مرگِ پدرش می کند، ولی هزینه گزافی می پردازد. (متیوز،94:1390).
تردیدی نیست که هملت داستان محکمی دارد، امّا چیزی که نمایشنامه را عمق و بعدی چنین خارق العاده می بخشد شخصیت پیچیده و طعنه آمیز هملت است. یکی از معروف ترین تک گویی هایی که تاکنون نوشته شده، ((بودن یا نبودن))، هنگامی ادا می شود که هملت قصد دارد خود را خلاص کند. تردیدهایی که در این تک گویی القا می شود بخشی از طبیعت اوست… تردید و ابهام آن تا روزی که انسان هست مورد بحث خواهد بود. (گودوین، 77:1379).
* مکبث (شرارت و جاه طلبی):

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   دانلود پایان نامه ها ی ارشد- قسمت 84

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید