دانلود پایان نامه

نولدکه می نویسد: «فردوسی در دل و جان علاقه مند به روایات قدیمی ملی ایران بود. عشق و علاقه او نسبت به شاهان و پهلوانان ایران از هر بیتی که به نام آنها می سراید، آشکار می شود». (عبادیان،155 :1369).
بیشتر شاهان شاهنامه شخصیت های مذهبی یا رهبران قومی متن های اوستایی اند؛ برخی از اشخاص شاهنامه ضمناً نیاکان اسطوره ای مشترک اقوام هند و ایرانی اند مانند جم، فریدون و کاووس و غیره.(همو، 199).
علاوه بر اینها فردوسی از آثار دیگری که غالباً در دوره ساسانیان به وجود آمده بود، مانند کلیله و دمنه، قصصِ بهرام چوبین و شهر براز و مزدک نامه و اسکندرنامه که منسوب به کاستینس یونانی است و آثار دیگری که به زبان پهلوی بوده و به فارسی برگردانده شده بودند، استفاده نموده است. (حصاری،28:1374). دیگر از مآخذ فردوسی اخبار رستم است که شاعر بنا بر اشاره خود در آغاز کشتن رستم آنها را به آزاد سرو نامی نسبت داده است. (صفا،206:1369). شاعری به بزرگی فردوسی قطعاً با همه آثار پیش از خود، آنها که عرفاً و با توجه به امکانات آن روزگار می توانسته است در دسترس اهل فضل باشند، آشنا بوده و بی تردید از ناب ترین آنها سود می برده است. (یاحقی،136:1388). فردوسی حتی در نقل جزئیات نیز از منابع خود پیروی کرده و تصرف او در مطالب منحصر به کیفیت بیان شاعرانه و دمیدن روح حماسی، و احیاناً حکیمانه، در کالبد روایات و داستان ها و احتمالاً افزودن شاخ و برگ های روایی و حماسی در بعضی موارد بوده است. (مرتضوی،68:1372).
بر اساس مطالبی که ذکر شد، به طور کلی می توان از مواردی که فردوسی در خلق شاهنامه از آنها به عنوان منابع خود بهره برده است بدین ترتیب نام برد:
1. خدای نامه 2. اوستا 3. شاهنامه منثور ابومنصوری 4. شاهنامه منثور ابوالمؤید بلخی 5. شاهنامه منظومِ مسعود مروزی 6. گشتاسبنامه دقیقی 7. کلیله و دمنه 8. قصص بهرام چوبین 9. مزدک نامه 10. اسکندرنامه
11. اخبار رستم 12. آیین ها و باورهای مردم ایران باستان 13. قصه ها و داستان های کهن ایرانی.
دکتر قدمعلی سرّامی در مورد منابع مورد استفاده فردوسی و نبوغ وی در خلق شاهنامه چنین می گوید: «مسلماً مآخذ و منابعی که فردوسی در دست داشته و در پرداختن شاهنامه آنها را مورد استفاده قرار می داده است، به تفضیل و گستردگی شاهنامه نبوده اند و استاد طوس با بهره گیری از ذهن خلاق خویش روایات خشک و بی پیرایه اسطوره ای، پهلوانی و تاریخی را بازآفرینی کرده است». (سرّامی،45:1368). کار فردوسی در دگرگون کردن روایات کهن به داستان، منحصر به گفتارگذاری نبوده است، بل با خلق قهرمانان منحصر به فرد با تیپیولوژی معین و مشخص، واقع نما کردن روند کرداری داستان ها، خلق موقعیت و شرایط و مقتضیات برای تحقق وقایع، بیان راز و رمزهای درون رویدادها، ایجاد پیوند میان داستان ها و به کار داشتن ده ها ترفند دیگر از صمنخانه روایات دیرین، کعبه شاهنامه را پرداخته است. (همو،365).
بنابراین، با همه وفاداری به متن، فردوسی هیچ گاه راه را بر جولان شاعرانه خود نمی بندد؛ حضور شخص او در سراسر کتاب و در لابلای همه اوراق محسوس است… در یک کلمه می توان گفت که متن ماده خامی در دستِ او بوده که آن را به صورت ماده مصنوع درمی آورده، تا اندازه ای نظیر رابطه سنگ با مجسمه که به آن شکل داده می شود… نمونه بارز در ادبیات جهان شکسپیر است که در منظومه های تاریخی اش، مثلاً جولیوس قیصر یا آنتونیونوس و کلئوپاترا، گرده کار خود را عمدتاً از روی کتاب معروف پلوتارک به نام زندگی متوازن بزرگان یونان و روم برداشته و او نیز مانند فردوسی تصرفات شاعرانه در آنها کرده است. (اسلامی ندوشن،153:1369-151).
به عبارتی می توان گفت، دلیل تفاوت و جذابیت داستان های شاهنامه نسبت به داستان هایی که در متون کهن و به تکرار در آثار دیگران آمده است، همین عنصر نبوغ و خلاقیتی است که فردوسی به مثابه شکسپیر از آن به قدر کافی برخوردار بوده و با استادی تمام، آن را به خمیر مایه داستان ها افزوده و طعم دیگری به آنها بخشیده است؛ طوری که به مذاق بسیاری – اعم از ایرانی و غیر ایرانی – خوش می آید و ناخودآگاه با آن ارتباط برقرار می کنند.
5.1.2 ظرفیت های نمایشی شاهنامه
بیشتر درام نویسان در طول تاریخ، ایده های خود را برای نوشتن نمایشنامه از ادبیات کهن و اسطوره وام گرفته اند. ادبیات کهن و اسطوره هر سرزمینی ریشه در باورها و اعتقادات مردمان آن سرزمین داشته و از محبوبیتی عمیق در نزد مردم برخوردار است. باورپذیر بودن و محبوبیت این آثار در نزد مردم امتیازی درخورِ توجه و یک ویژگی مهم به حساب می آید و دلیل دست گذاشتن بسیاری از درام نویسان مطرح جهان بر روی این آثار نیز جز این نمی تواند باشد. لازم به گفتن نیست سرزمین تاریخی و باستانی ایران که از دیرباز به داشتن فرهنگ و هنر نزد جهانیان شهره است، از ادبیات کهن فاخر و اسطوره های بی نظیری برخوردار بوده و از این امتیاز بی بهره نیست. سؤالی که بلافاصله به ذهن خطور می کند این است که آیا ادبیات کهن ایران و اسطوره های آن از قابلیت های نمایشی برخوردار هستند یا خیر؟
برای پاسخ دادن به این سؤال، نظر عبدالحسین نوشین را می آوریم: «در داستان های باستانی و تاریخ ملت، زمینه های زیبا و پر دامنه مشحون از عواطف عالی انسانی، مثل داستان های ضحاک و کاوه، بابک خرم دین، مقنع و ده ها مانند آن وجود دارد… که این موضوع های عالی را – که هیچ دست کمی از زمینه های تراژدی ها و درام های شکسپیر و راسین و کورنی ها ندارند – می توان به شکل درام درآورد». (نوشین،73:1385).
محمد حنیف نیز در این باره معتقد است: «قصه ها، افسانه ها و اسطوره های ادبیات کهن ایرانی، پشتوانه غنیِ ادبیات نمایشی به شمار می روند. موضوعاتی همچون عشق، نفرت، حسد، خشم، آز و پاک دامنی، آلودگی، خباثت، ساده دلی و … موضوعات عمومی همه عصرها و نسل ها بوده است. در واقع رمز ماندگاری این آثار، نوشتن از درد مشترک همه انسان هاست». (حنیف،5:1384).
حال اگر جزئی تر به مسأله نگاه کنیم، این سؤال پیش می آید که آیا شاهنامه به عنوان یکی از نمونه های ارزشمند ادبیات کهن ایران در بطن خود دارای ظرفیت های نمایشی هست یا خیر؟ اگر هست کدام خصوصیات، ظرفیت نمایشی شدن را به داستان های شاهنامه می بخشند؟
با توجه به بررسی های به عمل آمده در این جستار، تمامی یا با کمی اغماض اکثر داستان های شاهنامه دارای این خصیصه می باشند. داستان های شاهنامه سالیان سال به عنوان منبع فیاض بخش نمایش مورد استفاده نقالان این مرز و بوم واقع می شده است. و حتی این امر تا بدان جا پیش رفته است که نقالانی وجود داشته اند که عنوان اختصاصی ((شاهنامه خوان)) بدان ها اطلاق می شده است. بدیهی است شیوه خواندنِ شاهنامه خوان از محدوده خواندن ساده فراتر می رود و شکلی نمایشی به خود می پذیرد. باید پذیرفت که به تمامی هنر نقالی، نمایشی و دراماتیک است و در بطن خود عناصر نمایش را نهفته دارد که توانسته است چنین مخاطبان خود را جذب نماید. چرا که ((حرکات نقالان – با وجود سادگی – از کیفیت نمایشی برخوردار است. کیفیتی که به بهترین نحو اجرا می شود. حتی اگر نمایشی در حد تک خوانی و رفتار فردی باشد، تماشاگر و مستمعین را در حالت اشتیاق و هیجان نگه می دارد)). (رضوی،39:1389-38).
شناخت عمیق ارزش های متفاوت داستان های کهن و تسلط بر جنبه های متفاوت این آثار نشان می دهد که بسیاری از داستان های کهن ایرانی و از جمله شاهنامه فردوسی، دارای چنان انعطافی هستند که با جابجایی نقطه آغاز و پایان آنها، یا تغییر میزان شرکت اشخاص داستان و … نمایشنامه ها یا فیلمنامه هایی با درونمایه های متفاوت حاصل خواهد آمد. (حنیف،9:1384).
احمد ضابطی جهرمی در این زمینه چنین می نویسد: «مهمترین علت برخورداری شاهنامه از جنبه های بصری-تجسمی وصف، قابلیت فردوسی در مادی کردن امور نامحسوس و عینیت بخشیدن به مفاهیم درونی، معنوی و یا امور انتزاعی و نفسانی است. به همین سبب در اکثر تصاویری که فردوسی مثلاً با استفاده از تشبیه می سازد، حرکت تجسمی از حوزه “امور معقول” به حوزه “امور محسوس” انجام می پذیرد. مثلاً در بیت زیر که در وصف کودکی کیخسرو است، هنر و نژاد او را – که به عقیده شاعر بهترین خصال یک مرد هستند و از نظر ما اموری کاملاً انتزاعی اند – به صورت “دو انسان” مجسم می کند که با یکدیگر “گفتگو” می کنند:
چو شد هفت ساله گوسر فراز هنر با نژادش همی گفت راز
(ضابطی جهرمی،141:1377-141). نخستین نکته ای که در باب تصویرهای شاهنامه باید یادآوری کرد این است که فردوسی برخلاف هم روزگارانش – که تصویر را به خاطر تصویر در شعر آورده اند – می کوشد که تصویر را وسیله ای قرار دهد برای القای حالت ها و نمایش لحظه ها و جوانب گوناگون طبیعت و زندگی، آن گونه که در متن واقعه جریان دارد. (شفیعی کدکنی،440:1366).

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   نقش طول مدت و تعداد عوارض جسمانی دیابت بر احساس انسجام روانی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید