دانلود پایان نامه

اثربخشی شناختی- رفتاری مبتنی بر آموزههای اسلامی بر کاهش احساس عصبانیت ،

بیهدفی و عدم اعتماد به نفس در پرستاران

 

2                                                                                  1

مرتضی روحانی – میترا رفیعی شفیق

 

 

چکیده

هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش شناختی-رفتاری مبتنی بر آموزههای اسلامی بر کاهش احساس پرخاشگری ،بیهدفی و عدم اعتماد به نفس پرستاران بود. در این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی ،66 پرستار شاغل در بیمارستان شهیدهاشمینژاد مشهد به طور تصادفی به دو گروه آزمون و شاهد تقسیم شدند. مداخله شامل برنامه آموزشی شناختی-رفتاری مبتنی بر آموزههای اسلامی، متشکل از 10 جلسه 00 دقیقهای و ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامه بحران هویت بود. دادهها توسط نرمافزار 18-SPSS با استفاده از آمار توصیفی و تحلیلی تیمستقل و زوجی و آنالیز واریانس تحلیل گردید. میانگین کلی نمرات احساس بیهدفی، احساس عدم اعتماد به نفس و عصبانیت از 27/17±11/54 در قبل از مداخله به 77/11±41/45  یک ماه بعد از مداخله تغییر یافته است) 001/0p<(. در حالی که در گروه شاهد میانگین کلی نمرات یک ماه بعد از مداخله نسبت به قبل از مداخله تغییر معنیداری یافت نشد. از آن جا که آموزشهای شناختی-رفتاری مبتنی بر آموزههای اسلامی، شیوهای ارزان، کارآمد و ایمن برای کمک به سلامت و بهداشت روانپرستاران است؛ پیشنهاد میشود به منظور ارتقای بهداشت روان پرستاران و بهبود کیفیت مراقبتها، استفاده شود.

 

واژه های کلیدی: پرستار، شناختی-رفتاری مبتنی بر آموزههای اسلامی، عصبانیت، بیهدفی ،عدم اعتماد به نفس

 

 

مقدمه

جهان در عصر کنونی با پیشرفت علم به سمت کنترل و غلبه بر بیماریهای جسمانی پیش میرود. ولی بیماریهای روان در

4

حال گسترش و شیوع میباشد. به عنوان مثال، سلیگمن و روزنهان در کتاب خود مینویسند: افسردگی به قدری شایع میباشد که سرماخوردگی روانپزشکی لقب گرفته است )1(. در این راستا، برخی افراد جامعه به علل گوناگون مانند نوع و

                                                

  1. 1. دانشجوی دکتری روانشناسی سلامت، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد کرج، گروه روانشناسی، کرج، ایران، dr@chmail.ir

7- کارشناس ارشد روانشناسی بالینی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تربت جام، گروه روانشناسی، تربت جام، ایران             rafieesh@yahoo.com   

3

Seligman &  Rozenhan

ساختار شغل خود، بیشتر در معرض ابتلا به اختلالات روانی هستند؛ که حرفه پرستاری یکی از این مشاغل است. تحقیقاتفراوانی شیوع مشکلات روانشناختی را در شاغلین این حرفه تأیید میکنند. به طور مثال، این حرفه بیشترین استرس و اضطراب را در بُعد محیط فیزیکی برای پرستار ایجاد میکند )7(. همچنین بیخوابی که در کاهش سلامت عمومی بسیار مؤثر است به وفور در  حرفه پرستاری مشاهده میشود )4(.

در پژوهشی دیگر، نشان داده شد که از مهمترین عوامل تأثیرگذار در ایجاد افسردگی، اضطراب و مشکلات روانشناختی میان پرستاران، ماهیت کار )به عنوان عامل درونی( و سرپرستی و مدیریت )به عنوان عامل بیرونی( میباشد و نتیجهگیری کردند که قدردانی و ارزش قایل شدن برای حرفه پرستاری از طرف جامعه و نیز تعامل و ارتباط صحیح، سالم و سازنده با پرستاران در کاهش علایم و مشکلات روانشناختی آنان بسیار مهم و مؤثر است )5(؛ و این در حالی است که اکثر پرستاران از حمایت اجتماعی کافی برخوردار نیستند )4(.

البته این مطلب نیز تأیید شده است که برخورد و ارتباط مستمر با انسانهای افسرده و مضطرب، به مرور زمان میتواند در آدمی اثر منفی بگذارد. از طرفی، اضطراب و افسردگی در مردان و زنان بستری )افرادی که پرستاران شب و روز با آنها در ارتباط هستند( بیش از جمعیت عمومی میباشد و این به آن معناست که پرستاران با قشر افسرده جامعه به  طور مستمر در ارتباط میباشند )6(.

1

وجود استرس زیاد، از ویژگیهای دیگر حرفه پرستاری میباشد. در این خصوص، گامون و مورگان ساموئل )7004( میگویند استرس بهداشت روانی و جسمی را تهدید میکند و منجر به بروز بیماریهای جسمی و روانی و نهایتاً، پایین آمدن کیفیت زندگی میشود )2(. نتایج یک  مطالعه دیگر، حاکی از این است که احتمال افسردگی، اضطراب و مشکلات روانشناختی در دانشجویان پزشکی به علت مدت تحصیل و استرس دایمی امتحانات، بیشتر از سایر رشتهها  است )1(.

به طور کلی، چنین برداشت میشود که سلامت عمومی یک جامعه با سلامت عمومی سیستم مراقبتی، بهداشتی و درمانی آن جامعه، ارتباطی مستقیم و تنگاتنگ داشته باشد؛ و این در حالی است که پرستاران از مهمترین منابع انسانی این سیستم میباشند؛ چرا که، پرستاران ارتباطی نزدیک و مستقیم با سایر مردم دارند و مسؤولیت سلامتی و زندگی انسانها را به دوش میکشند )0(.

در زمینه درمان اختلالات روانی، تحقیقات و اقدامات فراوانی انجام شده است؛ در این بین، میتوان به درمانهای شناختی-رفتاری و درمانهای مذهبی اشاره کرد. به عنوان نمونه، در یک  تحقیق نشان داده شده که گروه درمانی شناختی معنوی در کاهش میزان افسردگی مفید است )10(. در تحقیقی مشابه، این احتمال داده شده که به کارگیری شناخت درمانی مبتنی بر فعالسازی طرحوارههای معنوی به شکل چشمگیری اثربخشی درمان دارویی و رفتاردرمانی شناختی را در پیشگیری از عود مواد افیونی افزایش میدهد) 11(. در مطالعهای دیگر، اثربخشی درمانهای شناختی-رفتاری و معنویت درمانی بر کاهش افسردگی گزارش شد و حتی اثر دومی یعنی رویکرد معنوی اثربخشتر عنوان گردید. البته تفاوت معنیداری بین اثر این دو روش درمانی مشاهده نشد )17(.

 

در زمینه درمانهای معنوی و اثرات معنویت بر سلامت روان نیز تحقیقات فراوانی انجام شده است که از این بین، میتوان به تحقیقات کروک )7001( اشاره کرد. وی نشان داد افرادی که از نظر مذهبی در سطح بالاتری قراردارند، تلاش میکنند

7

مشکلات و مسایل خود را از طریق حل مسأله و همراه با حمایت اجتماعی حل کنند )14(. پارک، کوهن و هرب )7006( نیز در بررسی خود نقش تعدیل کنندهای برای مذهب در موقعیتهای استرسزا مطرح کردند )15(. در یک تحقیق مشابه که

                                                

1

– Gammon J, Morgan-Samuel

2

Park , Cohen & Herb

1

توسط دسروسیرس و میلر )7002( انجام گردید، بین اعتقادات مذهبی قویتر و مقابله بهتر با فشارزاهای روانی، شخصی، تحصیلی و … رابطهای مثبت و معنیدار مشاهده شد )14(. در واقع، افراد مذهبیتر از نیروی بیشتری به منظور مقابله با بیماریها دارند و از سلامت روان بالاتری برخوردار بودند.

در این میان، درمانگری شناختی-رفتاری مبتنی بر آموزههای اسلامی نوعی از درمانگری شناختی-رفتاری است که پایه و اساس اصلاحات، دستورالعملها و مداخلات شناختی )معناشناختی( و رفتاری آن برگرفته از قرآن، احادیث و سیره اهل بیت )ص( میباشد.

همچنین پژوهشهایی وجود دارد که رابطه بین فرهنگ با رفتار، شناخت و هیجانات در انسانها را معنیدار گزارش کردهاند .مثلاً در یک تحقیق، چنین نتیجه گرفته شد که فرهنگ و مذهب نقش عمدهای در تصمیمگیری و قضاوت پیرامون عوامل شناختی، هیجانی و رفتاری در انسانها دارد )16(.

با توجه به مطالعات محدودی که در خصوص اثربخشی آموزشهای شناختی-رفتاری مبتنی بر آموزههای اسلامی بر بهداشت روان پرستاران وجود دارد و با عنایت به اهمیت برنامههای بهداشت روان برای پرستاران، پژوهشگر در نظر داشت که بررسی نماید که «آیا آموزشهای شناختی–رفتاری مبتنی بر آموزههای اسلامی بر کاهش احساس عصبانیت، بیهدفی و عدم اعتماد به نفس در پرستاران مؤثر است؟»

 

روشها

این پژوهش از نوع تجربی دوگروهه )آزمون و شاهد( پیشآزمون-پسآزمون میباشد؛ که تأثیر آموزش شناختی-رفتاری مبتنی بر آموزههای اسلامی )متغیر مستقل( را بر کاهش مشکلات روانشناختی پرستاران )متغیر وابسته( سنجیده است.

جمعیت هدف در این مطالعه ،تمامی پرستاران شاغل در بیمارستان شهیدهاشمینژاد مشهد بود که در زمان انجام پژوهش )تابستان 1400( مشغول به خدمت بودند.

معیارهای ورود به این مطالعه عبارت بود از: دارا بودن مدرک تحصیلی پرستاری در مقطع کاردانی، کارشناسی یا کارشناسی ارشد و یا دیپلم بهیاری؛ اشتغال در بیمارستان شهیدهاشمینژاد حداقل از 6 ماه قبل؛ عدم مصرف داروهای مؤثر بر روان؛ نداشتن مرخصی بیشتر از دو هفته در یک ماه گذشته. معیارهای خروج از مطالعه عبارت بود از:  عدم حضور در بیش از 70 درصد زمان جلسات؛ شرکت در دیگر جلسات مشابه؛ مرخصی یا انتقال به بیمارستان دیگر و مواجهه با یک بحران )مرگ نزدیکان و طلاق( در هنگام اجرای پژوهش.

پس از هماهنگی با سوپروایزر آموزشی برای برگزاری جلسات، اطلاعرسانی انجام شد. از میان تمامی پرستاران شاغل در بیمارستان، 20 نفر واجد معیارهای ورود به مطالعه به صورت داوطلبانه برای شرکت در تحقیق ثبتنام کردند.

داوطلبین پس از همگن شدن از لحاظ شیفت کاری و سمت، به صورت تصادفی و بر اساس شماره ثبتنام به دو گروه آزمون )44 نفر( و شاهد )44 نفر( تقسیم شدند. در نهایت، با ریزش واحدهای پژوهش ،66 نفر )44 نفر در گروه آزمون و 44 نفر در گروه شاهد( در مطالعه شرکت کردند.

ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامه مشخصات فردی و همچنین معیارهای حذف و شمول واحد پژوهش دارای 11 پرسش بود. این پرسشنامه با توجه به اهداف مطالعه، از جدیدترین منابع و مقالات مرتبط تهیه شده بود.

7

ابزار اصلی گردآوری دادهها در این پژوهش، پرسشنامه بحران هویت بود؛ که این پرسشنامه در سال 1412 توسط رجائی ،بیاضی و حبیبیپور  تهیه و تدوین گردیده و حاوی 40 پرسش است. قابل ذکر است که این پرسشنامه دارای 10 زیرمعیار میباشد که عبارت است از: بیهدفی، پوچی، ناامیدی، عدم اعتماد به نفس، بیارزشی، نارضایتی از زندگی، اضطراب، غمگینی ،پرخاشگری و عصبانیت.

                                                

1

-Desrosiers & Miller

2 Identity Crisis Questionnaire)

 

نمرهگذاری این پرسشنامه نیز بر اساس طیف لیکرت از 1 تا 4 )از «کاملاً موافقم» تا «کاملاً مخالفم»( میباشد. یعنی «کاملاًمخالفم» نمره 1، «مخالفم» نمره 7، «بینابین» نمره 4، «موافقم» نمره 5 و «کاملاً موافقم» نمره 4 را به خود اختصاص میدهد.

در این پرسشنامه، حداقل نمره دریافتی 40 و حداکثر آن 740 میباشد. با توجه به مد نظر گرفتن فقط 4 زیرمعیار پرسشنامه در این تحقیق، نتیجه  گرفته میشود که حداقل نمره دریافتی 14 و حداکثر نمره 24 میباشد. قابل ذکر است که هر چه نمره دریافتی کمتر باشد نشانه وجود مشکلات کمتر در زیرمعیارهای ذکر شده است.

روایی این پرسشنامه توسط اساتید و متخصصان این زمینه ارزیابی و تأیید شد. برای محاسبه پایایی این پرسشنامه، از روش آلفای کرونباخ استفاده شد. برای این منظور، یک مطالعه مقدماتی بر روی 54 نفر از دانشجویان انجام گردیده است؛ که از طریق بهرهگیری از نرمافزار SPSS، ضریب آلفای کرونباخ محاسبه شده برای کل آزمون 04/0 بدست آمده است؛ و این نکته بیانگر پایایی بالای این آزمون میباشد )12(. جمعآوری  دادهها در دو مرحله، قبل از مداخله و یک ماه پس از جلسه دهم به طور همزمان در هر دو گروه انجام شد.

برای گروه آزمون، 10 جلسه 00 دقیقهای به صورت روزدرمیان برگزار شد. در این جلسات سعی شد با توجه به آخرین تکنیکهای رفتاری مطرح شده در علوم روانشناسی،  به منظور ارتقای بهداشت روان و همچنین از معادلهای آن در فرهنگ دینی و اسلامی استفاده گردد. به عنوان مثال، بخش اول هر جلسه مربوط به تمرینات رفتاری مانند ریلکسیش و تمرینات تنفسی بود.

بعد از توضیح کامل این تکنیکها برای واحد پژوهش، از آنها خواسته شد که تمرینات فوق را با تمرکز بر شگفتیهای بدن ،شگفتیهای هستی و کهکشانها و تفکر در باره خالق هستی )با توجه به مفاهیم اسلامی( به صورت روزانه انجام دهند .

همچنین تمریناتی مانند خواندن نماز با حضور قلب و شرایط جسمانی و محیط آن که در منابع دینی ذکر شده است؛ قرائت قرآن حداقل روزی 7 صفحه با توجه به معنای آن؛ سعی در دائمالوضو بودن؛ اختصاص زمانی از روز به صحبت و راز و نیاز با خداوند )علاوه بر وقت نماز( و غیره.

بخش دوم هر جلسه آموزشی، اختصاص به تمرینات شناختی و معنایی با محوریت تعالیم دینی و اسلامی داشت. به عنوان نمونه، تکنیکهای معناشناختی با محوریت حل مسأله با توجه به باورهای دینی و مذهبی و تبیین و تصحیح باورهای غلط با مدل کاربردی ABC و آشنایی با تکنیک پیکان عمودی با نگاه به منطق اسلامی و ذکر احادیث، آیات و داستانهای قرآنی و واقعی، ارایه الگوها و مدلهای رفتاری و اخلاقی از مکتب اسلام، تبیین و تصحیح افکار و باورهای غلط و آسیبزا و همچنین شناسایی افکار خودآیند و نحوه اثرگذاری آنها بر احساسات و رفتار انسان، تفکر در معنای خلقت و هدف آفرینش، و غیره، بخشی از مواد این جلسات بود.

واحدهای پژوهش به مدت یک ماه بعد از اتمام جلسات پیگیری شدند؛ به این نحو که پژوهشگر هر دو هفته یک بار، به صورت تلفنی )یا از طریق ایمیل بدون تعیین بازه زمانی( با شرکت کنندگان گروه آزمون، تماس و تقویت لازم را در  خصوص پیروی از برنامه آموزشی انجام میداد.

برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرمافزار SPSS نسخه 11 استفاده شد. نتایج آزمون کولموگروف-اسمیرونوف نشان داد که برخی از متغیرهای کمی این پژوهش از توزیع طبیعی برخوردار نبودند. برای توصیف  دادههای دموگرافیک، از میانگین ،جداول توزیع فراوانی )نسبی، مطلق( و انحراف معیار استفاده شد.

برای بررسی همگنی دو گروه از نظر متغیرهای کیفی، از آزمون  مجذورکای استفاده گردید. مقایسه قبل و بعد گروه آزمون و شاهد )درونگروهی( از نظر سه معیار ذکر شده از آزمون تیهمبسته و برای مقایسه بین گروهها )آزمون و شاهد( از تیمستقل و در مواردی که توزیع غیرطبیعی باشد، از آزمون منویتنی و ویلکاکسون، به ترتیب به جای آزمونهای تیمستقل و تیهمبسته استفاده شد. برای بررسی ارتباط بین متغیرهای مداخلهگر با متغیرهای وابسته، از آزمونهای مجذورکای، کوواریانس و تیمستقل استفاده شد. در آزمونهای انجام شده، سطح اطمینان 04 درصد  و توان آزمون 10 درصد مد نظر بود.

 

یافتهها

یافتههای توصیفی از واحد پژوهش به این شرح است که در نمونه حاضر 72 نفر )1/50 درصد( پرستار مرد و 40 نفر )0/40درصد( پرستار زن بودند؛ که میانگین سنی آنان به صورت کلی برابر 2/1±0/45 بود. از نظر تحصیلات، 61 نفر )5/07 درصد( مقطع کارشناسی و 4 نفر )6/2 درصد( در مقطع کارشناسی ارشد بودند. همچنین از نظر سطح پست حرفهای، 42 پرستار )1/46 درصد( و 71 نفر) 1/41 درصد( سرپرستار و مسؤول شیفت و 1 نفر )1/17 درصد( سوپروایزر بودند.

سابقه کار واحدهای پژوهش چنین بود که 17 نفر )7/11 درصد( کمسابقه )کمتر از 4 سال( و 54 نفر )1/64 درصد( میانسابقه )4 تا 10 سال( و 11 نفر )2/16 درصد( پرسابقه )بیشتر از 10 سال( بودند. نهایتاً، واحدهای پژوهش از نظر وضعیت تأهل متشکل از 10 نفر مجرد )7/14 درصد(، 44 نفر )4/14 درصد( متأهل و یک نفر )4/1 درصد( بیوه بودند )جدول 1(.

قابل ذکر است که نتایج آزمونها از نظر مقایسه دو گروه آزمون و شاهد در پیشآزمون نشان داد که دو گروه از نظر متغیرهای سن، جنسیت، وضعیت تأهل، سابقه کار، سطح پست حرفهای، تحصیلات، نوع بخش بیمارستانی، مدت زمان کار بالینی، میزان علاقه به رشته پرستاری و متغیر میزان درآمد ماهیانه تفاوت معناداری با یکدیگر نداشتند و همگن بودند .بنابراین، در این پژوهش، متغیر مزاحمی که به صورت معنادار بر متغیر وابسته اثرگذاری داشته باشد شناسایی نشد.

 

 

جدول 1: توزیع فراوانی واحدهای پژوهش بر حسب برخی ویژگیهای جمعیتشناختی

  ویژ گیهای جمعیتشناختی  
درصد فراوانی  
    جنس
 50/1  72 مرد
 40/0  40 زن
    تحصیلات
 07/5  61 کارشناسی
 2/6  4 کارشناسی ارشد
    سطح پست حرفهای
 46/1  42 پرستار
 41/1  71 سرپرستار- مسؤول شیفت
 17/1  1 سوپروایزر
    سابقه کاری
 11/7  17 کمسابقه )کمتر از 4 سال(
 64/1  54 میانسابقه )4 تا 10 سال(
 16/2      11 پرسابقه )بیشتر از 10 سال(
    وضعیت تأهل
 14/7  10 مجرد
 14/4  44 متأهل
 1/4  1 بیوه

 

همان طور که عنوان گردید در این پژوهش فقط 4 زیرمعیار از پرسشنامه بحران هویت )رجایی و دیگران ،1412(. یعنی احساس عصبانیت، احساس بیهدفی و عدم اعتماد به نفس مورد توجه و بررسی قرار گرفته است. با توجه به ملاحظه فوق، پس از کسر اثر پیشآزمون از پسآزمون در گروه کنترل و آزمون به صورت مجزا، به مقایسه این میزان تغییرات، در دو گروه بایکدیگر اقدام شد.

  دانلود مجموعه مقالات رایگان روانشناسی در یک فایل zip حجم 23 مگابایت

      گروهها    
نتیجه آزمون   آزمون   شاهد مرحله
                 تیمستقل             تعداد انحراف معیار± میانگین             تعداد انحراف معیار± میانگین  
 t=0/562    p=0/651

 

44  54/11±17/27  44  55/21±14/17 پیشآزمون
 t= 6/571   p<0/001

 

44  42/41±11/77  44  54/75±15/04 پسآزمون
 t= 2/402

p<0/001

44  -2/44±14/60  44      -7/01±16/42 میزان تغییرات
   

 

t= 2/407 p<0/001  

 

t= 1/054

p=0/02

نتیجه آزمون تیهمبسته

در زیرمعیارهای احساس بیهدفی )001/0p<( و عدم اعتماد به نفس )01/0p<(، تفاوت آماری معناداری میان دو گروه آزمون و کنترل در پسآزمون مشاهده شد. بنابراین، نتیجه گرفته میشود که آموزشهای شناختی-رفتاری مبتنی بر آموزههای اسلامی، اثر مثبتی بر کاهش و بهبود نمرات این زیرمعیارها داشته است.

اما در زیرمعیار احساس عصبانیت، علیرغم معناداری نتایج )050/0p<(، به علت این که در پیشآزمون، گروه کنترل و گروه مداخله از نظر این متغیر همگن نبودند )056/0p<(، نمیتوان معناداری را فقط به آموزشهای شناختی-رفتاری مبتنی بر آموزههای اسلامی نسبت داد؛ و ممکن است عوامل دیگری نیز در بهبود این زیرمعیار مؤثر بوده باشد )جدول 7(.

جدول7: مقایسه میزان تغییرات نمرات احساس بی هدفی، عدم اعتماد به نفس و احساس عصبانیت در مراحل قبل و بعد از مداخله در دو گروه آزمون و کنترل

 

جدول شماره 4 نمره کلی سه معیار احساس بی هدفی، عدم اعتماد به نفس و احساس عصبانیت در پرستاران را قبل و بعد از آموزش شناختی- رفتاری مبتنی بر آموزه های اسلامی در دو گروه آزمون و شاهد نشان می دهد.

 

جدول 4: مقایسه نمره کلی از 4 معیار احساس بیهدفی، عدم اعتماد به نفس و احساس عصبانیت در پرستاران قبل و بعد از آموزش شناختی-رفتاری مبتنی بر آموزههای اسلامی در دو گروه  آزمون و شاهد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مقایسه میزان تغییرات نمره کلی سه زیرمعیار احساس عصبانیت، احساس بیهدفی و عدم اعتماد به نفس در مراحل قبل و بعد از مداخله در دو گروه توسط آزمون تیمستقل نشان داد که تفاوت آماری معنیداری از نظر این متغیر در دو گروه وجود دارد )001/0p<(. بنابراین، نتیجه گرفته میشود که آموزشهای شناختی-رفتاری مبتنی بر آموزههای اسلامی اثر مثبت و معنیداری بر کاهش و بهبود نمرات احساس بیهدفی، عدم اعتماد به نفس و احساس عصبانیت در پرستاران داشته است.

در بخش انتهایی از یافتههای این پژوهش، ارتباط بین برخی مشخصههای )عاملهای( فردی واحد پژوهش با میزان تغییرات در نمرات احساس بیهدفی، عدم اعتماد به نفس و احساس عصبانیت در دو گروه کنترل و مداخله توسط تحلیل کوواریانس مورد بررسی قرار گرفت؛ و نتایج کلی زیر حاصل شد.

بین عاملهای جنسیت، وضعیت تأهل، سابقه کار، سطح پست حرفهای، تحصیلات، بخش بیمارستانی، درآمد ماهیانه و میزان علاقه به رشته پرستاری، فقط عامل علاقه به رشته پرستاری )054/0p<( و عامل گروه )آزمون یا مداخله( اثر معنیداری بر

 

این که در جستجوهای صورت

عیناً

همانند حاضر یعنی آموزش

نتیجه آزمون 41/6=Z 001/0p<

t= 4/55

p<0/01

t= 1/41  p<0/050

گروه آزمون

انحراف معیار± میانگین

-7/21±0/51

-7/55±1/41

-7/41±4/72

گروه کنترل

انحراف معیار± میانگین

-0/01±0/707

0/65±1/47

-7/04±7/65

معیار

احساس بیهدفی

عدم اعتماد به نفس

احساس عصبانیت

 

بحث

نکته       مهم طی

متعددی که پذیرفت، مطالعهای مطالعه اثربخشی

نمرات احساس عصبانیت ،احساس بیهدفی و عدم اعتماد به نفس دارد.

 

شناختی-رفتاری

مبتنی بر آموزههای اسلامی بر کاهش مشکلات روانشناختی پرستاران یافت نشد. بنابراین، در بحث سوابق پژوهشی بر سطوح آموزش شناختی ،رفتاری و معنوی )اسلامی( تمرکز گردیده است. یافتههای این تحقیق نشان داد که میانگین نمرات احساس بیهدفی، احساس عصبانیت و عدم اعتماد به نفس به طور معنیداری در مرحله پسآزمون کاهش یافت. این نتیجه  حاکی از این است که آموزش شناختی-رفتاری مبتنی بر آموزههای اسلامی بر بهداشت روان )در سه حیطه مذکور( پرستاران مؤثر بوده است.

در این تحقیق،کاهش نمره تقریباً 12 درصد معادل 1 نمره گزارش میشود. این یافته را میتوان در تمامی ابعاد و سطوح این آموزش یعنی آموزشهای رفتاری، آموزشهای شناختی و استفاده از آموزشها و آموزههای اسلامی تبیین کرد. در سطح رفتاری، بر آموزشهای آرامسازی و تمرین عملی، تأکید شد. با اجرای این تکنیک در ابتدای هر جلسه و همچنین تأکید برتمرین روزانه آن در منزل بر توان گروه آزمون بر کنترل علایم جسمانی غیرطبیعی )مانند تپش قلب، تنگی نفس و غیره( در حالات استرسزا افزوده شد.

البته تحقیقات فراوانی، اثربخشی آموزشهای آرامسازی و ریلکسیشن را بر کاهش استرس، اضطراب و افزایش اعتماد به نفس، همخوان با این تحقیق  مورد تأیید قرار دادهاند؛ که از این بین، میتوان به تحقیق پورمعماری، امیرمقدمی و نگارنده )1420(؛ و یا  مطالعه حمیدیزاده، احمدی و اصغری )1414( اشاره کرد )11 و 10(. با این تفاوت که در این مطالعه، پژوهشگر در آموزشهای خود از تعالیم اسلامی که در تاروپود و فرهنگ واحد پژوهش ریشه دوانده است نیز استفاده کرد و آنها را با تکنیکهای مرسوم )ریلکسیشن، تمرکز و تمرینات هوازی( ترکیب نمود و آموزش جدیدی را ارایه داد. مثلاً به گروه مداخله توضیح و آموزش داده شد که از نماز به عنوان تمرینی که تمامی فواید تمرینات مذکور را در حد اعلاء دارد، استفاده نمایند. همچنین در مراقبههای خود به جای تکرار صرف اعداد و یا تمرکز بر ساحل دریا و از این قبیل، بر اذکار، اسماءالله، آیات قرآن و معانی آنها و نشانههای خلقت و شگفتیهای آن )بدن خود و نظم حاکم بر هستی و(…  تمرکز نمایند .گفتگو با خدا یا شعر و نامه نوشتن به او، تغذیه سالم و ورزش منظم از دیگر توصیههای آموزشی بود.

11               10                     0                 1

در سطح شناختی نیز با محوریت رویکرد شناختی-رفتاری از بک و رویکرد رفتار درمانی عقلانی هیجانی از الیس به عنوان دو رویکرد شناختی بسیار مشهور و کاربردی اقدامات مداخلهای و آموزشی انجام گردید.

تحقیقات فراوانی تأیید کننده اثربخشی درمانهای شناختی بر اختلالات روانی و بهبود بهداشت روان هستند. مثلاً هاوتون عنوان میکند که تئوریهای شناختی-رفتاری یکی از کارآمدترین و مؤثرترین مدلها به منظور تغییر نگرش افراد نسبت به وقایع و حوادث و به طبع آن، تغییر رفتار و حرکت به سمت رفتار بهنجار و بهداشت روان است )70(. از پژوهشهای مرتبط دیگر میتوان به مطالعه دباغی و همکاران )1416( و یا تحقیق باقریان و همکاران )1412( اشاره کرد )11 و 71(.

نوآوری و ابتکاری که در این سطح آموزشی انجام شد را چنین میتوان بیان کرد که علاوه بر این که تکنیکهای شناختدرمانی معروف )مانند مدل ABC، پیکان عمودی و شناسایی افکار خودآیند( کاملاً توضیح داده شد، سعی گردید که کاربرد عملیاتی این تکنیکها با تعالیم اسلامی و فرهنگ ایرانی که کاملاً همخوان با عقاید، باورها و رسوم واحدهای پژوهش بود استفاده شد. مثلاً در شناسایی و تصحیح افکار غلط و باورهای معیوب، به استدلالهای دینی برگرفته از احادیث و آیات قرآنی توجه خاص گردید؛ یعنی استفاده از تکنیکهای شناختدرمانی معروف با نگاه و تأکید ویژه به منطق اسلامی استفاده شد و از این طریق، سعی در بهبود نمرات گروه مداخله در زمینه بهداشت روان گردید.

سطح دیگری که در دو دهه اخیر در بُعد سلامت مطرح شده است بحث سلامت معنوی میباشد. تحقیقات فراوانی تأیید کننده این گونه آموزشها بر سلامت و بهداشت روان هستند؛ به عنوان مثال، فرانکل میگوید امروزه مردم بیش از گذشته بیمعنایی ،پوچی، بیهودگی، بیهدفی و سرگردانی را در زندگی خود تجربه میکنند )تبریزی، علوینیا، 1414(. همچنین میتوان به یافتههای پارگامنت و ماهونی )7007( اشاره کرد. آنها میگویند مهمترین عامل در شادکامی روانشناختی انتخاب داوطلبانه دین و معنویت است )77 و 74(.

در بررسی برون و همکاران )7001( نیز آمده است که مذهبی بودن و داشتن دیدگاههای معنوی یک عامل محافظت کننده از فرد در مقابل رفتارهای پرخطر از قبیل استعمال سیگار، مصرف الکل و ماریجوانا و استفاده از کوکایین میباشد )75(.

                                                

8

  • Cognitive-Behavior Therapy

9

  • Beck

10

  • Rational EmotiveBehavior Therapy

11

  • Ellis

میلر و همکاران )7000( نیز در پژوهش خود به این نتیجه رسیدند که نوجوانانی که مذهبی نیستند و نمرات پایینی در اندازهگیری میزان فعالیت مذهبی به دست میآورند در مقایسه  با نوجوانان برخوردار از سطح بالای فعالیتهای مذهبی، سوء مصرف مواد بیشتری را دارند )74(.

کلین و همکاران )7006( نیز در بررسی خود بر اثرات مثبت معنویت و دینداری بر کاهش ابتلای به بحران هویت و مشکلات روانشناختی تأکید کردند )76(. این نتایج و بررسیها با تحقیقات جانبزرگی )1416(، خوانینزاده و همکاران )1415(، سرگلزایی و همکاران )1411(، عسگری و همکاران )1410(، دلآذر و همکاران )1411( و بسیاری از محققین دیگر مخصوصاً در دو دهه اخیر همخوانی دارد )72 و 41(.

17

در این بُعد از سلامت روان نیز پژوهشگر تلاش کرد واحدهای پژوهش را به سمت خودفراروی و نگاه به ابدیت از دیدگاه قرآن و معصومین )ص( سوق دهد. نگاهی که با عقاید و منطق واحدهای پژوهش همخوان و مورد پذیرش و فهم بیشتر است. برای نیل به این هدف، با چالش ذهنی در واحدهای پژوهش شروع شد؛ مانند این که از کجا آمدهایم و به کجا خواهیم رفت؟ هدف از زندگی و تلاش شبانهروزی ما چیست؟

سپس با استفاده از دو استاد حوزی در زمینه های اعتقادات و علوم قرآنی و حدیث تلاش به تقویت بعد دینی و مذهبی واحدهای پژوهش گردید در این راستا اساتید فوق از ذکر بر دو مفهوم زهد و مفهوم ابدیت موجود انسانی تمرکز داشتند.

به طور کلی، نتایج این مطالعه بهبود نمرات احساس عصبانیت، احساس بیهدفی و عدم اعتماد به نفس را نشان داد. به منظور تبیین چرایی این بهبود، میتوان به مداخلههای سهگانه  مذکور ،یعنی آموزشهای رفتاری، آموزشهای شناختی و آموزشهای اسلامی اشاره کرد. البته ذکر این نکته ضروری است که در زیرمعیار عصبانیت ،علیرغم معنیدار بودن تفاوت نمره احساس عصبانیت در پیشآزمون و پسآزمون در گروه آزمون و همچنین گروه آزمون و شاهد، باز هم نمیتوان این تفاوتها را فقط به آموزشهای شناختی-رفتاری مبتنی بر آموزههای اسلامی نسبت داد؛ چرا که دو گروه آزمون و شاهد از نظر این حیطه در پیشآزمون همگن نبودند.

این مطالعه دارای محدودیتهایی بود که مهمترین آنها عبارت بود از:

  • حجم نمونه کم و انتخاب واحدهای پژوهش از یک بیمارستان؛ که باعث کاهش روایی بیرونی تحقیق میشود.
  • تفاوتهای فردی مخصوصاً در بُعد یادگیری و عقاید دینی

 

نتیجهگیری

با توجه به اهمیت حرفه پرستاری و اثرات مستقیم و غیرمستقیمی که این قشر بر سلامت عموم جامعه دارند؛ بهتر است از کارآمدترین و کمضررترین تکنیکهای درمانی و آموزشی که همخوان با فرهنگ و مبانی اعتقادی می باشد به منظور پیشگیری، درمان و توانمندسازی پرستاران در بُعد جسمانی ،روانی و معنوی بهره جست.

بنابراین در راستای نیل به این هدف، استفاده از روشها و تکنیکهایی که علاوه بر بُعُد علمی، با فرهنگ، عقاید، باورها و رسوم پرستاران )و عموم انسانها( نیز همخوان باشد، احتمالاً اثربخشی بیشتر و ماندگارتری خواهد داشت. در این خصوص، میتوان گفت که آموزش )و یا درمانگری( شناختی-هیجانی مبتنی بر آموزه های اسلامی ویژگیهای فوق را داراست و میتوان از آن به منظور بهبود بهداشت روان پرستاران و ارتقای رضایتمندی بیماران استفاده کرد.

 

تشکر و قدردانی

از تمامی پرستاران، سرپرستاران و سوپروایزان بیمارستان شهید هاشمینژاد مشهد که در این پژوهش، کمال همکاری را داشتند تشکر و قدرانی میشود.

                                                

12

– Self-transcendent

 

 

References

 

  • Seligman M, Rozenhan DL. Psychopathology.1st Tehran: Publishing Institute Delavaran; .6991
  • Abdi H, shahbazian L. Job Stress in Nurses Working in Intensive Care Unit of and its Relationship to Occupational Burnout. Journal of Medical Sciences and Health Services. Health Martyr Yazd 2001; 9(3):58-63.
  • Hojjti H, Jalalmanesh SH, Fesharaki M. Insomnia Effects on Public Health Nurses Working Night Shifts in Hospitals, Golestan University of Medical Sciences. Scientific Journal of Gorgan University of Medical Sciences 2008; 11(3):70-5.
  • Mahmoodi H, Ebrahimian AA, Solimani M, Ebadi A, Hafezi S, Feizi F, et al. Evaluation Factors for Job Motivation of Nurses Special Parts. Journal of Behavioral Sciences 2007; 1(2):171-8.
  • Rezai N, Behbahani N, Najafyarandi A, Hoseini F. The Relationship between Job Stress and Social Support to Nurses. Iranian Journal of Nursing 2006; 19(46):71-8.
  • Nazari T, Yasemi MT, Doostmohammadi M, Nematzadeh Mahani K. Assess the Prevalence Depression and Anxiety in Hospitalized Patients in Surgical Wards. Journal of Thought and Behavior 2002; 2:18-25.
  • Gammon J, Morgan-Samuel H. A Study to Ascertain the Effect of Structured Student Tutorial Support on Student Stress, Self-esteem and Coping. Nurse Education in Practice 2005; 5(3):161-71.
  • Mokhtaripour M, Goodarzi Z, Siadat A, Keivanara M. The Relationship between Demographic Variables with Anxiety and Depression in Students of Isfahan University of Medical Sciences. Research on Behavioral Science 2007; 5(2):107-13.
  • Dehghannaieri N, Salehi T, Asadinoghabi AA. Quality of Working life and Productivity of Nurses and their Relationship with each Other. Journal of Nursing Research 2008; 3(8):27-37.
  • Hamdieh M, Targhijah S. The Effect of Spiritual Cognitive Group Therapy on Depression. Pajohandeh 2008; 13(5):383-9.
  • Dabaghi P, Asgharnejadfari AA, Atefvahid MK, Bolhari J. Effectiveness of a Mindfulness-Based Cognitive Therapy Group (Conscious Mind) and Spiritual Schema Activation in the Prevention of Recurrence opioid abuse. Iranian Journal of Psychiatry and Clinical Psychology (thoughts and behavior) 2007; 13(4):366-75.
  • Taraghijah S, Navabnejad SH, Bolhari J, Kiamanesh AR. Compared the approach of a group psychotherapy, cognitive and spiritual approach to depression, female students of Tehran University. New research and consulting 2007; 6(21):111-25.
  • Krok D. The role of spirituality in coping:Examining the relationships between spiritual dimensions and coping styles. Mental Health, Religion & Culture 2008;11:643-53.
  • Park C, Cohen LH, Herb L. Intrinsic religiousness and religious coping as life stress moderators for Catholics versus Protestants. Journal of Personality and Social Psychology 2006; 59(3):562-74.
  • Desrosiers A, Miller L. Relational spirituality and depression in adolescent girl. Journal of Clinical Psychology 2007; 63(10):1021-37.
  • Ziai M, Pouretemad HR, Hasanzadeh tavakoli MR.The moral judgment is dependent on culture?Journal of Behavioral Sciences 2010; 4(3):225-31.
  • Rajaei AR. Religious Cognitive –Emotional Therapy: A New Form of Psychotherapy. Iran Journal Psychiatry 2010;5:81-7.
  • Pourmemari MH, Amirmoghadam HR, Negarandeh R. The effect of Benson relaxation methods on anxiety and salivary immunoglobulin A titer of Nursing and Midwifery, Zanjan University students during end of the term exams,1378.Scientific Journal Zanjan University of Medical Sciences 1999; 13(29): 33-23.
  • Hamidzadeh S, Ahmadi F, Asghari M. The effects of relaxation techniques on anxiety and stress in geriatric patients with hypertension. Journal of Shahrekord University of Medical Sciences 2006; :)2(845-.15
  • Howton K. Cognitive behavior therapy. Tehran: Arjmand Publication; .1002
  • Bagherian saraverdi R, Bahrami EH, Sanei H. The relationship between History of myocardial infarction and cognitive schema of myocardial infarction. Journal of Health Psychology 2008; :)2(229-.93
  • Frankl VI. Victor Emil Frankl virtually unheard cries for meaning.1st Tehran: Publication parapsycho;.4002
  • Pargament KI, Mahoney A. Spirituality.InC. R. Snyder,& S. J. Lopez (Eds.). Handbook of positive psychology. Oxford: Oxford University Press;.2002
  • Brown T, Parks GS, Zimmerman RS, Phillips CM.The role of religion in predicting adolescent alcohol use and problem drinking. Journal of Studies on Alcohol 2001;:26692-.507
  • Merill RM, Salazar RD, Gardner NW.Relationship between family religiosity and drug use behavior among Youth. Social Behavior and personality 2001; :92 347-.75
  • Klein H, Elifson KW, Sterk CE. The relationship between religiosity And drug use among at risk women. Journal of Religion and Health 2006;:)1(5440-.65
  • Janbozorgi M. Religious orientation and mental health. Medical Research 2007;:4345-.05
  • Khaninzadeh M, Ajei J, Mazaheri M. Comparison of Attachment style and religious orientation of the internal and external students. Journal of Psychology 2005;:9227-.74
  • Sargolzaee MR, Behdani F, Vosough I, Ghorbani E. The correlation study of religious activities with the anxiety, depression and substance abuse in Students of the SabzevarUniversity. Journal the principles of Mental Health 2002;:)41(3124-.03

 

  • Asgari P, Ehteshamzadeh P, Pirzaman S. Relationship the spiritual compatibility andandrogenic with psychological well-being in students. The new findings in psychology 2010;4(11):22-33.
  • Delazar R, Farahi H. Processing of suicide thoughts and acts of religious ritual in patients with depression. Scientific Journal of medical sciences of Ardebil university 2009; :)3(9224-.43

 

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید
این مطلب مشابه را هم بخوانید :   هزار و یک شب