دانلود پایان نامه

عکس ها از نگارنده ، تاکستان، 1384
هر محله را با توجه به این علم و کتل‌ها می توان از هم شناخت. حتی وضعیت اقتصادی محله‌ها و قدمت و قدرت و اقتدار آنها در شهر را می‌توان در این علم و کتل ها و آذین ها و جنس و شکوه آنها دید. رقابت‌های محله‌ای در عزاداری‌ها بعضا در نوع آذین این علم و کتل‌ها دیده می‌شود. دومین وجه جمعی این نشانه از آنجاست که برای آذین‌بندی و عناصر مورد نیاز آن‌ از اعضا و مردم محله و با مشارکت آنها تامین می‌شود. بالاخص زنان محله بواسطه نذر و نیازی که دارند این عناصر را تامین می‌کنند.
علم و کتل و نخل و نمادهایی از این دست نوعی نماد مقدس هستند، به تعبیر دورکیمی این‌ها نمادهای توتم شیعه هستند. به هر حال این نمادها چون حکایت از یک امر مقدس دارند، خود نیز مقدس‌اند و قدرت شفابخشی دارند. در میانه‌های دهه 70، در یکی از روستاهای شهر تاکستان شایع شد که «علم راه افتاده است». راه افتادن علم ناشی از حضور مقدسین در آنجا بود و از آنجا که مقدسین مربوط به علم، مقدسین کربلائی هستند، لذا این مساله مطرح شد که یکی از اعضای اصلی کربلا این علم را به نشانه معجزه‌ای به حرکت درآورده است. من خود نیز به دیدن این علم رفته بودم. روستا به جنب و جوشی عظیم افتاد. هر روز صدها ماشین از دور و نزدیک و حتی اتوبوسهایی از شهرهای دور مثل زنجان و تبریز به آنجا می‌آمدند تا هم آن علم را زیارت کنند و هم اینکه بسیاری از مریض دارها، مریضان خویش را به امید شفا گرفتن به آنجا آورده بودند. هر چند بعدها صدای این ماجرا خوابید، اما به هر حال برای مومنان که عموم آنها را فرودستان شهری تشکیل می دادند، حرکت این علم که به گفته روایت گر اصلی‌اش «چند اژدها» آنرا به حرکت درآورده بودند و بعد در آنجا «آدمهای نورانی» نیز دیده بود، یک امر صادق و معتبر بود و آنان با ایمان خود به زیارت این علم می‌آمدند. رخدادهای این چنین بطور متناوب در نقاط مختلف روی می دهند که البته مهمترین معتقدان ومخاطبان آنها فرودستان شهری اند(ر.ک قضیه تنور مبارکه در مجله اندیشه جامعه شماره 5). این مختصر مربوط به نمادهای مادی برای یادآوری تحول عمیقی که در عزاداری‌های سبک جدید رخ داده ذکر شد، چرا که خانه بدوشی هیاتها و عزادارن جدید و کوچندگی آنها از یکسو و نو و بدیع بودن‌شان در شرایط فعلی و تاریخچه اندک آنها، امکان شکل دادن نمادهای مادی با این میراث معنایی تاریخی را نداده است. هر چند نمادهای مادی و مکانی دیگری را نیز می‌توان در این حیطه مطرح کرد مثل حسینیه، تکیه که به تعبیر دورکیمی بیانگر «اجتماع اخلاقی واحد» هستند، و حتی مسجد و سقاخانه و …، ولی از آنجا که این نمادهای مکانی یا مکانهای نمادین امروز چندان در عزاداری‌های سبک جدید رواجی ندارند، لذا پرداختن به آنها در این تحقیق ضرورتی ندارد.
8-3-5- حیوانات نمادین
در گفتمان کربلا که دستمایه بلند و بالایی در خلق نمادها دارد، تعدادی از حیوانات وجود دارند که وجه نمادین خاصی پیدا کرده‌اند. مهمترین این حیوانات اسب امام حسین ـ ذوالجناح ـ می‌باشد. نقاشی معروف فرشچیان مهمترین بیان این نماد است( ر.ک. نقاشی معروف فرشچیان) اسب عموماً نماد مستقلی نیست، هر چند بواسطه یادآوری ارزش هایی مثل وفاداری بعضا همانند یک نماد عمل می‌کند، اما عموماً یک نماد مکمل و همراه است. در نقاشی فرشچیان، ذوالجناح پیام‌آور شهادت امام حسین برای اهل بیت اوست. در کل اسب در بسیاری از صحنه‌پردازی‌های مربوط به امام حسین و حضرت عباس دیده می‌شود، اما صرفاً ذوالجناح بار نمادین خاص خود را دارد.امروز نیز در دسته‌های عزاداری حتی در شهرها نیز اسبهایی را که به رنگ قرمز آغشته‌اند همراه با سوار یا بی‌سوار در جلوی دسته‌های عزاداری به حرکت در می‌آورند و پارچه سبزی نیز بر پشت او می‌اندازند که بعضا مردم بخاطر نذری که دارند پولهایی را به این پارچه می‌دوزند. این اسب‌های نمادین که در دسته‌ها وجود دارد و یادآور ظهر عاشوراست و وجهه‌ای مقدس دارند، هر چند بار قدسی آنها اندک است، اما به دلیل اینکه نشانه‌ای از یک امر مقدس هستند، خود نیز مقدس می‌شوند و از نظر این مردم قدرت تبرک و شفابخشی هم دارند.
در پاره‌ای از نقاشی‌های امروز از جمله کار فرشچیان، حیوانات دیگری مثل کبوتر وجود دارند که به خوبی بیانگر حوزه فرهنگی ایران در نمادینه کردن حیوانات هستند. کبوتر به نشانه شهادت و معصومیت در گفتمان مذهبی ایرانیان بالاخص از دوره جنگ رواج بسیاری یافت که بعضا در تصاویر مربوط به کربلا و حتی برنامه‌های تلویزیونی مخصوص ایام عاشورا از آن بسیار استفاده می‌شود. به هر حال استفاده از حیوانات نمادین نسبت به سایر نمادها بسیار اندک است و بیشتر به عنوان نمادهای مکمل و یا نمادهای ثانویه که بیانگر نمادهای دیگری هستند به کار می روند.
9-3-5- آب و عطش و تشنگی
یکی از کلیدی‌ترین نمادهای کربلا آب و عطش و مفهوم تشنگی است. این مفاهیم در حوزه جغرافیائی ایران بسیار ملموس و پرمعنا هستند. آب، آنچه که در کربلا به جفا از امام حسین و اصحابش منع شد، یکی از مهمترین مولفه‌های تمام روضه‌های مربوط به شخصیت‌های نمادین کربلا، بالاخص حضرت عباس (که به سقای لب تشنگان نیز معروف است) و حضرت علی‌اصغر، کودک شش‌ماهه‌ای که به جای آب به گلوی او تیری سه شعبه زدند، می‌باشد.
مقوله آب و عطش و تشنگی که برای «گریاندن» مردم در روضه‌ها و مجالس بسیار مناسب است، گاهی آنچنان اهمیت پیدا می‌کند که مولفه مرکزی بسیاری از حوادث قرار می‌گیرد، گویی که حتی شهادت حسین و اصحابش بخاطر آب بوده است. روایتی از حادثه کربلا موجود است که امام حسین در لحظات آخر از دشمنان آب می‌خواهد، این روایات در کتب معتبری مثل لهوف آمده که از قول یکی از راویان جنگ که جزئی از سپاه دشمن هم بوده بخشی از صحنه قبل از بریدن سر امام حسین را اینگونه توصیف می‌کند که امام حسین «در آن حال جرعه آبی خواست، اما شنیدم که مردی به حسین می‌گفت: به خدا هرگز آب ننوشی تا اینکه وارد جهنم شوی و از آب گرم آن بنوشی …»(ابن طاووس، 1379: 173). اهمیت آب در کربلا به قدری است که یکی از مداحان اینگونه در اینباره صحبت می‌کرد که حتی شیرینی و تلخی آبهای عالم بواسطه رابطه آنها با امام حسین تعیین می‌شود. حب امام حسین را بر آبهای عالم عرضه کردند، آن دسته از آبها که پذیرفتند شیرین شدند و آن دسته که نپذیرفتند تلخ شدند.
تشنگی اصحاب کربلا قدرت نمادین بسیار بالایی پیدا می‌کند و جمله‌های مثل «شهید تشنه لب» بیانگر این وجه نمادین هستند. آب به مثابه یک نماد مثل سایر نمادها تقدس خاص خود را دارد. در مداحی‌های سبک جدید یکی از رویه‌های مداحی ذکر مداوم اساسی خاص است. مثل حسین، ابوالفضل، زینب، رقیه، که در میان سایر نمادها تنها آب است که این خاصیت را دارد و مداحان بعضا با تکرار تک واژه آب شور خاصی به مجلس می‌دهند. همیشه در عزاداری‌ها و نمادهای مربوط به عاشورا آب حضور دارد. یکی از نذرهای مومنان سقاچی بودن در عزاداری‌هاست که آنرا امری پرثواب و اجر می‌دانند. ساختن سقاخانه‌ها که در چند سال اخیر نیز مجدداً شهرداری تهران به گستردگی بدان پرداخته، ریشه در این نماد شناسی دارد و عموماً هم سقاخانه‌های سنتی محل نذری و نیایش مومنان هستند. این نماد آنچنان در زندگی روزمره مردم حضور دارد که در بسیاری از موارد مومنان هنگام نوشیدن آب به یاد کربلا می‌افتند(حتی در روایتی حتی هنگام نوشیدن چای به روایت یکی از علما، می‌بایست به یاد امام حسین بود ر.ک: اصفهانی 1381) و بر حسین سلام می‌فرستند و بر دشمنان او لعنت. در ضرب‌المثلهای فارسی که برخاسته از زمینه گفتمان کربلا هستند این نماد حضور گسترده‌ای دارد. در فرهنگ مردم هیچ کس حق ندارد از دیگران آب را منع کند، حتی قبل از ذبح حیوانات باید بدانها حتما آب داده شود.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   دسترسی متن کامل پایان نامه- قسمت 45

سقاخانه های جدیدی که شهرداری تهران ساخته و نمادی از گفتمان کربلا سقا بودن یکی از نذرهای خیلیمهم در ایام محرم است.
و سبک سنتی سقاخانه (اما با تقدس مکانی کمتر) هستند.(عکس از نگارنده 1384) (عکس از اینترنت)
آب به مثابه یک نماد مقدس از یکسو بیانگر تشنگی سالار شهیدان، حضرت امام حسین و شهادت حضرت عباس با لبی تشنه در کنار نهر فرات، و شهادت سالار شهیدان با وجود عطش بالایی که داشتند، و از سوی دیگر نماد ظلم و شرارت دشمنان است که آب را نیز از اصحاب امام حسین و حتی از طفل شش ماهه‌اش منع کردند. به عبارت دیگر آب از یکسو نشانی از نشانه‌ها و نمادهای نیک و خیر و مقدس است و از سوی دیگر نشانی از کردار و اعمال نشانه‌ها و نمادهای شر و شیطانی و نامقدس است. از آنجا که این مایع حیات در همه احوال زندگی روزمره مومنان حضور دارد، یک نماد پیوسته است که در بطن زندگی مومنان سرایت کرده و بطور فرهنگی نیز همه با خوردن آب، بالاخص آب خنک خوردن پس از عطش شدید، به یاد امام حسین می‌افتند و آنرا یاد می‌کنند.
این فهرست مختصری از نمادها که تاکنون شرح داده شد بیانگر مهمترین نمادهای گفتمان کربلا بودند، هر چند این نمادها از یکسو از لحاظ معنایی سیالیت بالایی دارند و از سوی دیگر در حال تغییر و زایش نمادهای جدید هستند، با وجود این بسیاری از آنها همچنان تداوم دارند. اما اولویت و جایگاه آنها در نظام نمادین گفتمان کربلا بنا به شرایط و موقعیت اجتماعی و فرهنگی و سیاسی مومنان متغیر است. لذا نمی‌توان آنها را ثابت و یکسان دانست به همین سبب نیز در این نوشتار سعی در تعیین معنای ثابت و دقیق آنها نشد بلکه معنای آنها در حالت کلی و عام مدنظر بود، هر چند در جزئیات نیز تا حدودی اینگونه است، اما در هر حوزه فرهنگی و حتی بعضاً در هر محله‌ای این نمادها متغیرند و به نحو متفاوتی بیان و تعبیر و تفسیر می‌شوند که من چندان به تکثر و بیان و تفسیر این نمادها بسته به شرایط مختلف نپرداختم، بلکه هدف اصلی بررسی کلیت این نمادها در نظام نمادین گفتمان کربلا بوده است. در بخش بعدی به منطق کلی این گفتمان با توجه به این نمادها و شرایط مومنان پرداخته خواهد شد، چرا که روایت موجود از این گفتمان در شرایط موجود منطق خاص خودش را که از جهتی در امتداد سنت عزاداری و از جهتی متفاوت از آنست، شکل داده است. در بخش بعدی این منطق بنا به روایت‌های گفتمانی موجود در سبک جدید مداحی و هیاتهای جدید و در کل سبک جدید عزاداری مورد تحلیل قرار خواهد گرفت.
4-5- صورت بندی امروزین گفتمان کربلا و مکانیسم های تولید معنا در آن
گفتمان کربلا همانند هر گفتمان دینی پتانسیل و قدرت بالایی در خلق و استفاده نمادهای دینی دارد. تعدادی از این نمادها که در این گفتمان اهمیت کلیدی دارند در بخشهای قبلی مختصراً شرح داده شدند، هر چند به دلیل محدودیت‌های این نوشتار امکان پرداختن به بسیاری دیگر از نمادهای مربوطه نیست، با وجود این باید دقت کرد که سبک سنتی این گفتمان برخلاف سبک جدید آن نمادهای بسیار گسترده‌تری دارد که این نمادها، آنگاه که بصورت نمادهای مادی و عینی باشند سیلان و تسری بالایی در زندگی مردم داشته و دارند، از جمله این نمادها می‌توان به نمادهای مربوط به آب، مثل سقاخانه‌ها، آب سردکن‌ها و حتی فلاکس‌های آب یخ که در تابستان در سر راه و گذر گذاشته می‌شوند اشاره کرد. آنگاه که بصورت نمادهای مفهومی در می‌آیند به بهترین نحو در گنجینه عظیمی از ضرب‌المثل‌ها و حکمت عامیانه مردم تبلور دارند که در کار عارفی راد (1379) تعداد زیادی از این ضرب‌المثلها را می‌توان دید. اما سبک جدید این گفتمان از یکسو هنوز از بسیاری از نمادهای سبک سنتی تغذیه می‌کند و از سوی دیگر در آغاز راه خلق نمادهای خاص خویش است. هر چند این نمادها در امتداد نمادهای سنتی و البته بعضاً بدیع و جدیداند، اما مهمترین وجه تمایز آنها چارچوب گفتمانی تولید و درک و تفسیر آنهاست. به عبارت دیگر گفتمان حاکم بر نظام نمادین منبعث از کربلا مهمترین عامل تولید معنا توسط این نمادهاست. این گفتمان نه یک امر عینی بلکه امری ذهنی و در ذهن مومنان است، لذا از یکسو تاثیر عمیق و گسترده‌ای بر ذهن آنان داشته و از سوی دیگر متاثر از سیالیت و تحولات ذهن آنهاست. تاثیر عمیق این گفتمان ناشی از آنست که در زندگی اقشار فرودست شهری بخش اعظم و شاید بتوان گفت مهمترین بخش نمادهای مقدس ناشی از این گفتمان است که در بسیاری از وجوه زندگی آنها در کوچه‌ها و بازارچه‌هایشان (بواسطه سقاخانه‌ها و حسینیه‌ها) در مراسمات مذهبی‌شان (سفره‌های نذری، عزاداری‌ها و ایام محرم و دعاهای هفتگی و …) در فعالیت‌های اجتماعی‌شان (در حسینه‌ها و هیاتها) و در گفتارهایشان سرایت دارد. لذا جهان قدسی بیشتر بواسطه این نمادها تجربه می‌شود تا دیگر نمادهای صورت گرایانه فقاهتی. نکته مهم در گفتمان کربلا و نمادهای آن اینست که برای فرودستان شهری مهمترین منبع نمادهای قدسی هستند، منبعی که هر چند به عظمت سایر منابع دینی مثل خدا و پیامبر و …، نیست، اما بواسطه ملموس بودن آن برای تجربه و ذهن این مردم، بیشترین قابلیت را برای پیوند با جهان ناقدسی زندگی روزمره شان بطور عملی برای اینان فراهم می‌کند. این منبع از یکسو بسیار سیال و متکثر است و از سوی دیگر بسیار بانفوذ است. این گفتمان در رابطه خاصی با ذهنیت عبادی این مردم قرار دارد به عبارت دیگر ذهنیت دینی و عبادی این مردم بیش از همه مبتنی بر این گفتمان است. این ذهنیت دارای ویژگی‌های چندی است از جمله اسطوره‌ای بودن، ملموس و محسوس اندیشی در باب مقدسات، معیشت اندیشی به این مفهوم که مقدسات بیش از هر چیزی با زندگی و معاش آنها آمیخته باشد و آنرا سر و سامان دهد، و وجه عامی و مردمی و عامیانه آن.

شور عزادارن در هیات( عکس از اینترنت)

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید