یکی از مهم‌ترین تکنیک‌های بخش مالی و بانکی که امروزه بسیار مورد توجه قرار گرفته است، تکنیک مدیریت ریسک است. نظام مالی و بانکی با توجه به ویژگی‌های خاص آن با انواع گوناگونی از ریسک و مخاطره همچون: ریسک مالی، ریسک عملیاتی، ریسک بازرگانی و … روبه‌رو است. از طرفی شناسایی و کنترل مقدار و میزان هر یک از این ریسک‌ها در جایگاه خود برای بخش مالی و بانکی بسیار پر اهمیت است. بنابراین، تکنیک مدیریت ریسک از یک‌سو به تبیین و تشخیص انواع ریسک می‌پردازد و از ‌سوی دیگر، روش‌های مدیریت این ریسک‌ها را ارایه می‌کند( ﻫﺎرﺗﻤﻦ و اﺳﺘﻮﺗﺮ[1]،2012).

نظام بانکداری ایران با توجه به الزام‌های شرعی و ویژگی‌های خاص آن در تخصیص و تجهیز منابع با ریسک‌های ذیل روبه‌رو هستند:

  1. ریسک‌هایی که همه بانک‌های متعارف و اسلامی در برخورد با آن مشترک هستند؛
    1. ریسک‌هایی که فقط نظام مالی و بانکی اسلامی با آن روبه‌رو می‌شود (صفری و همکاران،1389).

    با توجه به ویژگی‌های خاص در تخصیص و تأمین وجوه و الزام‌های شرعی، نظام مالی و بانکداری اسلامی با پاره‌ای از ریسک‌های روبه‌رو می‌شود که تکنیک و روش‌های مدیریت ریسک متعارف قابلیت برخورد با آنها را ندارند. از این‌رو ارایه روش‌های مدیریت ریسک در بانکداری اسلامی که از یک‌سو با قانون‌ها و الزام‌های شرعی و از سوی دیگر با قابلیت کاربرد در این نظام مطابقت داشته باشد، ضروری می سازد. افزون بر اینکه الگوی بانکداری بدون ربای در ایران نیز با توجه به ویژگی‌های خاص آن با ریسک‌هایی روبه‌رو است که برخی قابل کنترل و برخی دیگر با روش‌های رایج قابل مدیریت نیستند. از این‌رو الگوی بانکداری بدون ربای ایران نیاز به بررسی انواع ریسک و مدیریت آنها با توجه به قانون‌های اسلامی را دارد(شکیبایی و شورکی،1393). شکیبایی و شورکی(1393) به بررسی انواع ریسک و روش‌های مدیریت آن در بانکداری غیرربوی ایران پرداختند. در ابتدا مطالعه‌های درباره مدیریت ریسک در بانکداری اسلامی و بدون ربا مورد بررسی گرفت. پس از آن مروری بر ادبیات مدیریت ریسک در بانکداری متعارف پرداخته شد و پس از معرفی ساختار بانکداری بدون ربا در ایران، انواع ریسک‌های موجود در نظام بانکی کشور معرفی و روش‌های مدیریت آنها ارایه شد و سرانجام جمع‌بندی و ارایه پیشنهادهایی برای مدیریت ریسک در نظام بانکداری بدون ربای کشور ارایه می‌شود(شکیبایی و شورکی،1393). ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ رﯾﺴﮏ ﺣﺴﺎب­ﻫﺎی درﯾﺎﻓﺘﻨﯽ، اﺑﺰاری ﺿﺮوری ﺑﺮای ﮐﺎﻫﺶ رﯾﺴﮏ ﻫﺮ ﺷﺮﮐﺖ اﺳﺖ. رﯾﺴﮏ وﺻﻮل ﺣﺴﺎب­ﻫﺎی درﯾﺎﻓﺘﻨﯽ را ﻧﻤﯽﺗﻮان ﺑﻪ ﮐﻠﯽ از ﺑﯿﻦ ﺑﺮد و ﻧﯿﺰ ﻧﻤﯽﺗﻮان آن را ﺗﺎ ﻣﻘﺪار زﯾﺎدی ﮐﺎﻫﺶ داد. ﺑﺎ اﯾﻦ وﺟﻮد، ﻣﯽﺗﻮان آن را ﺑﻪ ﻣﯿﺰان ﻗﺎﺑﻞ ﻗﺒﻮل و ﻣﻨﻄﻘﯽ ﮐﺎﻫﺶ داد ﮐﻪ ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ ﺗﺠﺎری و اﻫﺪاف ﺗﺠﺎری ﺑﻠﻨﺪﻣﺪت واﺣﺪ اﻗﺘﺼﺎدی را ﺑﻪ ﺧﻄﺮ ﻧﯿﻨﺪازد(ﻟﻮﺑﯿﮏ و ﻣﻨﺲ[1]، 2009). ﺗﺼﻤﯿﻤﺎت ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ ﺣﺴﺎبﻫﺎی درﯾﺎﻓﺘﻨﯽ، ﺑﺴﯿﺎر ﭘﯿﭽﯿﺪه ﻫﺴﺘﻨﺪ. ﺑﻪ ﻋﺒﺎرت دﯾﮕﺮ ﻣﻘﺪار زﯾﺎدی ﭘﻮل در ﮔﺮو ﺣﺴﺎبﻫﺎی درﯾﺎﻓﺘﻨﯽ اﺳﺖ، اﯾﻦ ﺑﺮای ﯾﮏﺷﺮﮐﺖ ﺗﺠﺎری ﮐﻪ ﺑﺎ ﻫﺰﯾﻨﻪﻫﺎی اﺿﺎﻓﯽ ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﺧﺪﻣﺎت ﺣﺴﺎبﻫﺎی درﯾﺎﻓﺘﻨﯽ در ارﺗﺒﺎط ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻧﺎﮔﻮار و ﻧﮕﺮان ﮐﻨﻨﺪه اﺳﺖ. اﯾﻦ ﻫﺰﯾﻨﻪﻫﺎی اﺿﺎﻓﯽ ﺑﻪ واﺳﻄﻪ ﺑﺪﻫﯽ ﻫﺎی ﻻوﺻﻮل از ﻃﺮف ﻣﺸﺘﺮﯾﺎن ﭘﺮ ﻣﺨﺎﻃﺮه اﯾﺠﺎد ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ(ﻣﯿﭽﺎﻟﺴﮑﯽ[2]، 2011). تحلیل ﭘﻮﺷﺸﻲ داده ﻫﺎ ﻳﻚ روش ﺗﻮاﻧﻤﻨﺪ در ﻣﺤﺎﺳﺒﻪ ﻣﻴﺰان ﻛﺎراﻳﻲ واﺣﺪﻫﺎی ﺗﺼﻤﻴﻢﮔﻴﺮی اﺳﺖ ﻛﻪ در ﺳﺎل1978 ﺗﻮﺳﻂ ﭼﺎرﻧﺰ[3] و همکاران اراﺋﻪ ﺷﺪ. در اﻳﻦ روش ﻛﺎراﻳﻲ واﺣﺪﻫﺎی ﺗﺼﻤﻴﻢﮔﻴﺮی ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﻣﺪل ﻫﺎی ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﻳﺰی رﻳﺎﺿﻲ ﻣﺤﺎﺳﺒﻪ ﻣﻲﺷﻮد. ﻣﺪلﻫﺎی ﺗﺤﻠﻴﻞ ﭘﻮﺷﺸﻲ دادهﻫﺎ ﺑﺎ اﻳﺠﺎد ﻳﻚ ﻓﻀﺎی ﻣﻘﺎﻳﺴﻪای ﺑﻴﻦ واﺣﺪﻫﺎی ﻣﺮز ﻛﺎرا را ﺗﺸﻜﻴﻞ ﻣﻲدﻫﻨﺪ. ﻫﺮ واﺣﺪ ﺗﺼﻤﻴﻢﮔﻴﺮی ﻛﻪ روی ﻣﺮز ﻗﺮار داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان واﺣﺪ ﺗﺼﻤﻴﻢﮔﻴﺮی ﻛﺎرا ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪه و ﻫﺮ ﻛﺪام ﻛﻪ زﻳﺮ ﻣﺮز ﻗﺮار داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ واﺣﺪ ﻧﺎﻛﺎرا ﺑﻮده وﻣﻴﺰان ﻧﺎﻛﺎراﻳﻲ آنﻫﺎ ﺑﺮ اﺳﺎس ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺗﺎ ﻣﺮز ﻣﺤﺎﺳﺒﻪ ﻣﻲﺷﻮد. ﺗﺎﻛﻨﻮن ﻣﺪلﻫﺎی ﻣﺨﺘﻠﻔﻲ در زﻣﻴﻨﻪ ﺗﺤﻠﻴﻞ ﭘﻮﺷﺸﻲ دادهﻫﺎ اراﻳﻪ ﺷﺪه­اﺳﺖ(روسفی و همکاران[4]،2007).

     

 

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   دیابت