دانلود پایان نامه

_«دوری از جاه طلبی، و وظیفه شناس بودن کوردلیا در قبال پدر»:
کوردلیا … لشکرکشی ما برای جاه طلبی بیهوده نیست، بلکه به علّت محبت و عواطف فرزندی و حقوق پدر پیر ما است و امیدوارم به زودی از او خبری بشنوم و به دیدارش نایل شوم. (همو،1281).
_«علیا حضرت از زبان پزشک»:
پزشک اگر میل علیا حضرت باشد، شاه را بیدار کنیم چون مدتها است خوابیده. (همو،1289).
_«دوری از تکبّر، منطقی بودن و مطیع مصلحت»:
کوردلیا (به پزشک) هر طور علم تو تشخیص می دهد؛ من مطیع تو خواهم بود… (همو،1289).
_«شاهزاده خانم عزیز و رئوف از زبان کِنت»:
کنت ای شاهزاده خانم عزیز و رئوف. (همو،1289).
_«دارا بودنِ حُسن نیّت کوردلیا از زبان خودش»:
کوردلیا ما اولین افرادی نیستیم که با وجود حسن نیّت به بدترین وضعی دچار شده ایم… (همو،1293).
بر اساس ویژگی هایی که از کوردلیا برشمرده شد و نیز ویژگی هایی که از ایرج سراغ داریم، کوردلیا و ایرج نیز به مثابه یک روح در دو جسم هستند. دو مجسمه ساخته شده از یک خمیره که یکی از آنها در قالبی زیبا و زنانه ریخته شده است و دیگری در قالبی خوش ترکیب و مردانه شکل گرفته است. آنگاه نفسی مسیحایی از جانب شکسپیر و فردوسی، به صورت مشترک و به شکلی هم اندازه بر کالبد آنها دمیده شده و هر دو با کالبدی انسانی و روحی فرشته وار جان گرفته اند. به راستی از این موجودات اهورایی و فرشته گون چه خصوصیات و ویژگی هایی می توان انتظار داشت؟
کوردلیا و ایرج نسبت به سایر شخصیت های مطرح شده در دو داستانِ مذکور، نقش بسیار کوتاهی دارند. اعمال و رفتارشان به اختصار توصیف شده است، و نسبت به بقیه شخصیت ها کمتر دیالوگ می گویند. ولی با این وجود بیشترین تأثیر و ماندگاری را در ذهن مخاطب، از خود به جای می گذارند. به هنگام مرگ این شخصیت ها حزنی عمیق بر مخاطب مستولی می گردد و غم تمام وجودش را در بر می گیرد.
عواطف و احساسات هر دو پاک و به دور از هر گونه کینه و حرص و آز است. از اعمال و رفتار و سخنانشان پیداست دلباخته مال و منال دنیا نیستند. کوردلیا نمونه یک زن صبور و خوددار است و به همان صورت، ایرج نیز نمونه کامل و مردانه صفات مذکور می باشد. صداقت در گفتار ویژگی بارز این دو شخصیت دوست داشتنی و با وقار است. آنها افکار و احساسات خود را به طور آشکار و بی ریا بر زبان می آورند، اهل حیله و تزویر نیستند. قلب های پاک و مهربان آنها از هر گونه کینه و آز مبرّی است. هر دو تا جایی که می توانند از انتقام و جنگ و خون ریزی، بیزاری و دوری می جویند.
عشق و علاقه ای که آن دو نسبت به پدران خویش دارند، عشقی واقعی و بدون هر گونه چشم داشتی دیگر است. از این رو، دیدن غصه و مشکلات پدر برای آنان دردآور است و مرگ آن دو برای پدرانشان حزن و ملالی بی پایان را رقم می زند و مرگی توأم با آه و ناله را برای آنها به دنبال دارد.
دکتر قدمعلی سرّامی نیز اهمیت شکل شناسی در ادبیات تطبیقی را چنین توضیح می دهد:
«در پژوهش های مربوط به ادب تطبیقی و اسطوره شناسی تطبیقی از شکل شناسی می توان سود جست زیرا احاطه به شکل شناسی ادبیات یا اساطیر قوم یا اقوامی دیگر، بی گمان به شناخت همانندی ها و خویشاوندی ها و بالمآل تشخیص اصل از بدل و مقلّد از مقلّد خواهد انجامید. از شکل شناسی نه تنها در مقایسه افسانه ها و اساطیر اقوام با یکدیگر بل در تطبیق حماسه ها و قصّه های فولکوریک ملل با هم می توان بهره گرفت. حتّی آثار داستانی و نمایشی متأخّران و معاصران ملت های مختلف عالم را می توان بهتر با هم برابر نهاد و به کشف تأثیرات و تأثّرات آفرینندگانشان از یکدیگر و در یکدیگر پی برد. (سرّامی،11: 1368).
در ادامه مطلب به برخی از شباهت های موجود در دو اثر که به لحاظ شکل شناسی قابل بررسی هستند می پردازیم:
1) وجود و کارکرد مشابه انواع گفتار در دو اثر:
1- دیالوگ: شخصیت های اصلی داستان در مواقع مختلف به گفت و شنود با یکدیگر پرداخته و از این طریق ویژگی های شخصیتی خود را برای مخاطب آشکار می سازند. دامن زدن به بحران و ایجاد کشمکش نیز از وظایف این نوع گفتار در دو اثر به شمار می آید.
2- مونولوگ: در هر دو داستان، قهرمانان به بهانه های مختلف، به با خود سخن گفتن مشغول می شوند و نیّات در سینه نهفته خود را برای مخاطب آشکار می سازند.
3- نیایش: پادشاهان دو داستان در بسیاری از موارد به نیایش با خداوند و خداوندگاران خویش می پردازند.
4- اندرزگویی و نصیحت: یکی از ویژگی های بارز و مشترک برخی از شخصیت های دو داستان، اندرزگویی آنها است. شکسپیر و فردوسی با استفاده از پندها و سخنان نغز و ضرب المثل هایی که از زبان خود به عنوان راوی یا از زبان قهرمانان داستان ارائه می نمایند، به بیام مسائل پندآموز می پردازند. در این بخش به نمونه هایی از آن اشاره می کنیم:
* نصیحت گویی و بیان سخنان پندآموز از زبان شخصیت ها در ((لیرشاه))
_کوردلیا: «مرور زمان آنچه را که در نتیجه حیله های پنهانی مستور گشته آشکار خواهد ساخت و کسی که معایب را با ظواهر می پوشاند روزی شرمسار می شود». (شکسپیر،1227:1387). «پرده اول، صحنه اول».
_دلقک: «پس توجه کن عموجان: بیش از حدّی که به مردم نشان می دهی دارا باش، کمتر از حدی که می دانی سخن مگوی، کمتر از حدی که داری قرض بده، بیش از پیاده رفتن سواره برو، بیش از حدی که تصوّر می کنی می دانی بیاموز، کمتر از مبلغی که امید بردن داری قمار کن، آن وقت بیش از دو برابر ده تا هر بیست تا خواهی داشت». (همو، 1236). «پرده اول، صحنه چهارم».
_دلقک: «کسی که خرده نانی برای خود باقی نمی گذارد پس از رنج بسیار به گدایی خواهد افتاد». (همو، 1238). «پرده اول، صحنه چهارم».

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   فایل پایان نامه- قسمت 22

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید