دانلود پایان نامه

روانشناسان و جامعهشناسان چرایی و چگونگی پایبندی افراد و جوامع مختلف را به نظام‌های اخلاقی گوناگون بررسی میکنند. روانشناسان بنا به تعریف و برداشتی که از اخلاق دارند یکی از وجوه شناختی، عاطفی و رفتاری را در اخلاق برجسته میبینند و برای تبیین آن، بر یکی از عوامل طبیعی ـ زیستی، ذهنی و اجتماعی تأکید میکنند. در مطالعات اخیرتر، روانشناسان گرایش بیشتری به تلفیق دارند. برای اخلاق، وجوه شناختی، عاطفی و رفتاری قائل میشوند و در تبیین آن، عوامل طبیعی ـ زیستی، ذهنی و اجتماعی را دخیل میبینند و سعی در تلفیق آنها دارند. جامعهشناسان عمدتاً در تبیین اخلاق، جامعه و عوامل اجتماعی را برجسته میبینند. آنها نیز بنا به برداشتی که از اخلاق و جامعه دارند، تبیینهای متفاوتی ارائه میکنند. عدهای با تأکید بر وجوه عاطفی اخلاق، منشأ آن را وفاق اجتماعی، دستهای با تأکید بر وجه شناختی، منشأ آن را عقلانیت عرفی میدانند و گروهی نیز اخلاق را محصول تضاد منافع میپندارند. تمایل به تلفیق در میان جامعهشناسان نیز دیده میشود.
بیان شد که با نگاهی پدیدارشناختی میتوان تلفیقی از مناظر روانشناختی و جامعهشناختی ارائه کرد که بتواند ضمن پیشگیری از تقلیلگراییهای روانشناختی و جامعهشناختی از تقلیل جهان اجتماعی دینی به جهان اجتماعی تجدد نیز جلوگیری کرد. عوامل فرهنگی ـ اجتماعی نسبت به عوامل ذهنی و زیستی ـ طبیعی برای این تلفیق، ظرفیت بیشتری دارند ولی میبایست تفسیری از آن ارائه کرد که نافی هویت و نقش عوامل ذهنی و زیستیـ طبیعی و تفاوتهای فرهنگی و تمدنی نباشد.
مفهوم جهان اجتماعی با سطوح سهگانه نمادی، نهادی و فردی و فرایندهای دوگانۀ دگرسازی(دیالکتیک بیرونی) و خودسازی(دیالکتیک درونی) از چنین ظرفیتی برخوردار است. پیدایش جهان اجتماعی متضمن فرایندهای برونیسازی، عینیسازی و درونیسازی و دیالکتیک آنهاست، ولی هر فرد در بدو تولد، از مرحله درونیسازی به یک جهان اجتماعی از پیش ساخته وارد میشود و سپس با مشارکت در فرایندهای بعدی به عضویت کامل یا ناقص آن در میآید. از این طریق فرد و جامعه در روابطی دوسویه به دست میآیند. به همین دلیل نقاط اتصال فرد و جهان اجتماعی از اهمیت اساسی برخوردار است. برای شناخت چیستی و کیستی فرد، تشخیص این نقاط اتصال و چگونگی مشارکت فرد در جهان اجتماعی اهمیت کلیدی دارد. روابط خانوادگی، دوستی، تحصیلی، شغلی و … از کانالهای اتصال فرد به جهان اجتماعی محسوب میشوند. این اتصال را میتوان به دو دورۀ زمانی عمده یعنی؛ اجتماعیشدن اولیه و ثانویه تقسیم نمود. ارتباط خانوادگی، مرکز ثقل اجتماعیشدن اولیه و ارتباط شغلی، مرکز ثقل اجتماعیشدن ثانویه است. ارتباط تحصیلی، میانۀ این دو قرار دارد که عمدتاً بسته به هویت و ساختار جهان اجتماعی یا به نهاد خانواده یا به نهاد شغل منضم میشود. به هر تقدیر در زمانۀ ما آموزش به حرفه و اشتغال پیوست شده است. کمرنگ شدن «اخلاق جنسی» و پررنگ شدن «اخلاق حرفهای» نشان دیگری از انضمام تربیت به شغل است.
بنابراین خانواده و شغل مهمترین نقاط اتصال فرد و جهان اجتماعیاند که سایر روابط (اولیه و ثانویه) فرد بر مدار آنها شکل میگیرد. فرد با مشارکت در این دو نهاد در مقام مصرفکننده و تولیدکنندۀ باورها، ارزش‌ها، هنجارها و جزاهای آنها ساخته میشود. تجربه زیستۀ فرد در این دو نهاد در چیستی و کیستی او عمدهترین سهم را داراست. نظام اخلاقی فرد عمیقترین لایۀ هویتی او را شکل میدهد. بسته به اینکه هر کدام از این نهادها به چه میزان دالان ارتباط فرد با جهان‌های اجتماعی دینی و دنیوی و مهمتر از آن دالان دسترسی فرد به لایههای عمیقتر یا سطحیتر این جهان‌ها باشد در شکلگیری نظام اخلاقی فرد دخیل میشود. از مقایسۀ ماهیت متفاوت اجتماعیشدن اولیه و ثانویه و همچنین تفاوتهای نهاد خانواده و نهاد علم و شرایط تاریخی ـ تمدنی جامعۀ ایران سه اصل مهم مورد انتظار است.
خانواده در ایران بیشتر دالان ارتباط با جهان اجتماعی دینی و نهاد علم تجربی و دانشگاه کانال ارتباط با جهان اجتماعی دنیوی است.
از آنجاکه اجتماعیشدن اولیه نسبت به اجتماعیشدن ثانویه بار عاطفی بیشتری به همراه دارد تأثیرات خانواده بر فرد نسبت به تأثیرات نهاد علم، پایایی و مانایی بیشتری دارد، لذا تأثیرات خانواده تاحدود زیادی آثار نهاد علم و دانشگاه را کنترل میکند.
از آنجاکه در بازتولید جهان اجتماعی و تولید، توزیع و تعمیق فرهنگ، خانواده، یک نهاد عمومی و علم و دانشگاه نهادی اختصاصی و حرفهای هستند، خانواده کانال ارتباط نخبگان علمی با لایههای سطحی جهان اجتماعی دینی و علمتجربی دالان ارتباط آنها به سطوح عمیقتر جهان اجتماعی دنیوی است. از این رو دستاوردهای دانشگاهی در مقام دانشعلمی، داشتههای خانوادگی را در مقام دانشعمومی کنترل میکند. فرد بیش از آنکه دستاوردهای دانشگاهی را از منظر داشتههای خانوادگی ارزیابی نماید داشتههای خانوادگی را با یافتههای علمی بازخوانی میکند.
بدینترتیب انتظار میرود کمیت و کیفیت مشارکت نخبگان علمی و تجربۀ زیسته آنها در این دو نهاد، در شکلگیری نظام‌های اخلاقی دینی و دنیوی و بازتولید جهان‌های اجتماعی دینی و دنیوی در ایران امروز آثار قاطعی داشته باشد. براین اساس پارهای فرضیات معین استخراج شد و با روش پیمایش و تکنیک پرسشنامه در میان اعضای هیأت علمی دانشگاه‌های دولتی شهر تهران به اجرا گذاشته و آزمون شد که در ادامه، نتایج توصیفی و تبیینی آن به ترتیب با عناوین «توصیف ویژگیهای جمعیت نمونه» و «آزمون فرضیات» تشریح شده است:
5-5-1- توصیف ویژگیهای جمعیت نمونه
از ویژگیهای فردی یا تمایلات زیستی ـ روانی جمعیت نمونه، متغیرهایی اندازهگیری و توصیف شدهاند که برخی از مهمترین آنها در زیر گزارش شده است:
جنسیت: مجموع افراد مورد مطالعه این پژوهش 150 نفر میباشند. در این میان3/33 درصد را زنان و 7/66 درصد را مردان تشکیل میدهند.
هوش: با توجه به اطلاعات در دسترس، معدل دیپلم، ملاک رتبهبندی هوش پاسخگویان در نظر گرفته شده است.
تخیل: میزان برخورداری فرد از «قوۀ تخیل» به معنی توانایی قرار دادن خود به جای دیگران و شناخت تگناها و محدودیتهای آنها، در واقع، نشانگر «توان همدلی» فرد محسوب میشود. 3/43 درصد پاسخگویان قوه تخیل خیلیپایین و پایینیدارند و 3/17 درصد از آنان دارای قوه تخیل متوسطی هستند. 3/23 درصد آنها قوه تخیل بالا و خیلی بالاییدارند.
خلقوخو(طبع): آن دسته از صفات زیستی ـ روانی است که فرد از بدو تولد به همراه دارد و به میزان کمی از تجربههای بعدی او در محیطهای فرهنگی و اجتماعی متفاوت تأثیر میپذیرند. برخی خلقوخوها بستر مساعدی برای شکلگیری اخلاقیات درفرد باشد. نتایج به دست آمده نشان میدهد 30 درصد پاسخگویان وجود این نوع خلقیات را در خود خیلیپایین و پایین و 7/26 درصد در حد متوسط و 4/33 بالا و حد خیلی بالا گزارش کردند.
از ویژگیهای خانوادگی جمعیت نمونه، متغیرهایی اندارهگیری و توصیف شدند که مهمترین آنها در زیر گزارش شدهاند.
میزان دینداری والدین: بر اساس دو بعد پیامدی و مناسکی میانگین دینداری والدین پاسخگویان 65/29 بوده که در فاصله نمرات 7 تا 35 میانگین بالایی است.
شبکه روابط خویشاوندی: در مجموع میزان تعامل خانوادههای نخبگان علمی با خویشاوندان، مطلوب گزارش شده است که میتواند حاکی از ارتباط بالای خانوادههای پاسخگویان با جهان اجتماعی دینی باشد.
شیوههای انضباطی والدین: از مجموع شیوههای انضباطی بیرونی(پایش محیطی ـ مسلح سازی) و درونی(رفتاری ـ عاطفی ـ گفت‌و‌گویی)، شاخصی به دست میآید که روی طیفی چهار نقطهای از بیرونیترین تا درونیترین امتداد مییابد. والدین 14 درصد پاسخگویان در طبقۀ اول، 7/18 درصد آنها در طبقۀدوم، 7/12 درصد در طبقۀسوم و 34 درصد آنها در طبقه چهارم این طیف قرار دارند.
نوع و میزان روابط خواهران و برادران: هرچه میزان این روابط بیشتر، متراکمتر، عاطفیتر و رفاقتیتر باشد میتواند به تقویت شناختها، عواطف و رفتارهای اخلاقی کمک کند. 3/13درصد پاسخگویان میزان روابط خود با خواهران و برادرانشان را خیلیپایین و پایین، 26 درصد آنها در حد متوسط، 3/51 درصد آنها بالا و خیلیبالا توصیف کردهاند.
منزلت فرهنگی ـ اجتماعی خانواده: این شاخص از طریق سه متغیر «میزان وثاقت»، «میزان شهرت» و «طبقه اجتماعی» خانواده فرد به شیوۀ ذهنی سنجیده شده است. منزلت فرهنگی و اجتماعی خانوادۀ 28 درصد از پاسخگویان در جهان اجتماعی خیلیپایین و پایین ، 3/27 درصد آنها در حد متوسط و 7/30 درصد بالا و خیلیبالا گزارش شده است.
انسجام خانواده: این متغیر نیز از طریق وجود یا عدم وجود صفاتی چون از دستدادن یکی از والدین، جدایی یکی از والدین، نزاع و کشمکش مدام میان والدینـ فرزندان و خواهران و برادران و دور از هم زندگی کردن اعضای خانواد سنجش شده است. 3/59 درصد پاسخگویان هیچکدام از عوامل بیانسجامی را در زندگی خانوادگیشان تجربه نکردهاند و 3/1درصد آنها نیز در زندگی خانوادگیشان، هر چهار مورد را تجربه کردند.
حجم خانواده: 7/6 درصد پاسخگویان دارای خانوادۀ 3 یا 4 نفره و 7/22 درصد آنها دارای خانوادۀ 5 نفرهاند. 32 درصد آنها دارای خانوادۀ 6 یا 7 نفره و 7/16 درصد آنها دارای خانواده 8 نفرهاند و 7/14 درصد آنها دارای خانوادۀ 9 نفره به بالا هستند. 12 درصد پاسخگویان اعلام کردهاند که هیچ خواهری نداشتهاند و 7/8 درصد آنها نیز گفتهاند که هیچ برادری نداشتهاند.
محل سکونت: با توجه به طبقهبندی محل سکونت خانوادهها به سه نوع روستا، شهر کوچک و شهر بزرگ، اطلاعات به دست آمده نشان میدهد که 78 درصد از خانوادههای پاسخگویان در شهرهای بزرگ و 3/11درصد از آنها در شهرهای کوچک و 7/8 درصد آنها در روستاها ساکن بودهاند.
توزیع پاسخگویان برحسب تعامل خانوادهها با جهان اجتماعی دنیوی: حاصلجمع نتایج پنج متغیر اخیر یعنی میزان مسافرت خانوادهها به کشورهای صنعتی، تعامل آنها با فامیل و آشنایان خارج از کشور، تعامل آنها با پزشکان و مهندسان آشنا، رفتن خانوادهها به سینما و استفاده آنها از رسانه رادیو و تلویزیون نشانگر آن است که 50 درصد خانوادههای پاسخگویان خیلیکم و کم،7/14 تاحدودی،22 آنها زیاد و بسیار زیاد از طریق این عوامل با جهان اجتماعی دنیوی ارتباط داشتهاند.
میزان تعلق خانوادگی: 6درصد پاسخگویان، دارای تعلق خانوادگی بسیار پایین و پایین، 7/6 درصد آنها دارای تعلق متوسط، 4/85 درصد آنها دارای تعلق بالا و بسیار بالا هستند. در مقایسه با سایر پیوندهای اجتماعی(هویتی) همچون پیوندهای دینی، تخصصی و شغلی و ملی و … 7/20 درصد پاسخگویان برای هویت خانوادگی اولویت اول، 7/20 درصد آنها اولویت دوم، 20 درصدآنها اولویت سوم و 8 درصد آنها اولویت چهارم و 3/3 درصد آنها برای هویت خانوادگی اولویت پنجم قائل شدهاند.
از ویژگیهای علمی و دانشگاهی پاسخگویان متغیرهای زیر اندازهگیری و توصیف شدهاند.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   تحلیل تفاوت زن و مرد در نکاح و طلاق

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید