دانلود پایان نامه

2. از آنجاییکه روش کار فردوسی و شکسپیر بر اساس این است که بن مایه آثار خویش را از اسطوره و تاریخ و آثار دیگران گرفته و نبوغ و خلاقیت خویش را در پردازش دوباره و شاخ و برگ دادن به آنها به کار می گیرند مشاهده تفاوت های ساختاری در دو اثر که شامل درونمایه ای مشترک بوده و در کنار آن شباهت های زیادی را در بطن خود دارند جای تعجب نخواهد داشت.
3. با توجه به اینکه سرزمین انگلستان در طول تاریخ زنانی را به خود دیده است که داعیه حکومت در سر داشته و حتی برخی از آنان سال ها بر انگلستان پادشاهی کرده اند، وجود شخصیت هایی مثل گونریل و ریگان به عنوان فرزندان لیر که نقشه به چنگ آوردن سلطنت را دارند در نمایشنامه لیرشاه شکسپیر امری طبیعی و باورپذیر می نماید. و این در صورتی است که این نمایشنامه در دوران سلطنت الیزابت به رشته تحریر درآمده است. تصور کنید در داستان فریدون و پسران نیز به مانند نمایشنامه لیرشاه، به جای شخصیت های سلم و تور زن جایگزین می شد. آیا در سرزمین ایران که در طول تاریخ هیچ پادشاه زنی به خود ندیده است شخصیت ها باورپذیر می نمودند؟
4. تفاوت طول زمان فیزیکی دو اثر را نیز می توان با توجه به تفاوت در نوع قالب هایی که محتوای مشترکی در آن ها ریخته شده است توضیح داد. بدون شک با توجه به امکانات رسانه مورد نظر از دیرباز مدت زمانی که برای یک اثر نمایشی در نظر گرفته می شود بسیار متفاوت با مدت زمانی است که برای پرداخت یک داستان در نظر می گیرند.
در پایان این بخش، اشاره به این نکته ضروری می نماید، مطالبی که تاکنون در مورد مقایسه تطبیقی دو اثر ذکر کردیم، مبتنی بر روش مکتب آمریکایی بوده و صرفاً به بررسی شباهت ها و تفاوت های موجود میان آنها اکتفا کردیم. با توجه به وجود شباهت های موجود چه به لحاظ محتوا و مضمون و چه به لحاظ شخصیت پردازی و بحث ساختاری میان دو اثر، و اشاره خود شکسپیر به آداب و رسوم ایرانی در بخشی از نمایشنامه، زمینه مقایسه تطبیقی دو اثر به روش مکتب فرانسوی نیز فراهم می آید. مبنی بر اینکه آیا شکسپیر با فرهنگ و ادبیات کهن ایران آشنا بوده و از آن تأثیر پذیرفته است یا خیر؟ و آشنایی او با فرهنگ و ادبیات کهن ایران از چه راه هایی ممکن بوده است؟ به منظور روشن شدن مطلب و پاسخ به این سؤالات، بخش بعدی رساله به این مبحث اختصاص داده می شود.
2.4 تأثیر پذیری شکسپیر از فرهنگ و ادبیات کهن ایران زمین
خدمت ارزشمند ایرانیان در تاریخ و فرهنگ جهان متمدن تا سده های اخیر از نظر دانشمندان و محققین پنهان مانده بود زیرا به همان نوعی که در نتیجه استیلای عرب ها آثار علمی و فرهنگی ایرانیان از بین برده شده بود به همان منوال آثار تمدن ایران باستان در عصر لشکرکشی های اسکندر مقدونی نیست و نابود شده بود. (نظر اُف،128:1387).
تحقیقات دانشمندان امروزی رفته – رفته ثابت می کند که ریشه اصلی بسیاری از اصول مربوط به طرز فکر و ادبیات اروپایی در حقیقت از ایران آب می خورده است. نفوذ فلسفه معنوی بدون شک اهمیت بسزا داشته ولی راه های دیگری نیز در این زمینه باز مورد استفاده قرار گرفته است. من باب مثال خیلی جالب است به این نکته توجه شود که آئین جوانمردی و روحیه شوالیه گری با آن اصول عشق مؤدّبانه و دربار پسند، تا حدی ریشه اصلی اش از ایران گرفته شده است. (نوری،808:1377). عالم انگلیسی «م. دیوسان»، تأثیر زرتشت را به دین و آیین غرب بطور ذیل توصیف کرده است: «در دین زرتشتی قواعد و برداشت های مذهبی فراوان یافت می شود که نتایج آن ها را ما با اشکال مختلف در عقاید مسیحیان و یهودیان مشاهده می کنیم. این آثار به قرن های قبل از ظهور مسیحیت و یهودیت تظاهر نموده اند و در حقیقت آثار مقدس باستانی هستند که از آنها یونانیان، رومیان، آلمانی ها، اسکاندیناوی ها، به طور خلاصه کشورهای اروپایی، آمریکا، استرالیا و نقاط دیگری که توسط اروپائیان مستعمره گردید، منشعب شده اند. (نظر اُف،42:1387).
کریگ یتس در مجموعه ((ماسک)) در اشاره به تأثیرپذیری هنر غرب از شرق می نویسد: «ما نخست باید هنرهای شما را با ذوق ملّی خود سازگار کنیم و سپس با روح و ذهن و دیدگاهی نو، به هنرهای خویش بازگردانیم تا آنها به نوبه خود، ما را تحت تأثیر قرار دهند، تنها بدین گونه هنر ملّی نوی زاده خواهد شد. (ستّاری،20:1376).
همانگونه که اشاره شد، معیاری جهانی مورد نظر شکسپیر بوده، سکّه یی که از شرق تا غرب – از ژاپنِ خانخانی تا سرزمین سرخپوست های آمریکای شمالی – رواج داشته است: امتزاجی که از مواد پیچیده روانی تشکیل نشده، بل از عناصر سرشاری متشکل است که وحدت، سادگی، و عمق محض، اثرات آن هستند. (مارتین، 274:1382).
بنابراین، شکسپیر را نمی توان متعلّق به تاریخ یا جغرافیای خاص دانست. احاطه شکسپیر به تاریخ بشری و حوادثی که بر اساس فضایل یا رذایل اخلاقی انسان پدید آمده، اندیشه مستعد او را با حقیقت ناب آشنا و آمیخته کرده و از شکسپیر عارفی ساخته که آثارش را می توان در کنار آثار برگزیده و جاودان آفرینش های ادبی و هنری انسان قرار داد. حقیقتی را که می توان از اشعار حافظ و مولانا و سعدی در قالب داستان و از اشعار دانته و نظامی استشمام کرد در آثار شکسپیر بویژه در آثار بلند آوازه او مانند اتللو، هملت و لیرشاه به وفور یافت می شود.(شکسپیر،6:1387). چنان که در مباحث پیشین اشاره گردید، ویلیام شکسپیر در خلق بسیاری از آثار خود از منابع مختلفی تأثیر پذیرفته و نبوغ خود را تنها در پرورش و شاخ و برگ بخشیدن به آنها به کار بسته است.
کسی که نمایشنامه های شکسپیر را مطالعه می کند، معمولاً باید به منابعی که نویسنده از آنها الهام گرفته توجّه داشته باشد. بدیهی است که طرح داستانی هر نمایشنامه، ملهم از منابع خاصی است. عنصری به نام تصادف در طرح داستانی یک نمایشنامه وجود ندارد.(بولتون،71:1386). زمانی که جزئیات و دقتی که در کاربرد ظرایف تمدن های شرقی در نمایشنامه های شکسپیر در نظر گرفته می شود (آنتونی و کلئوپاترا و اتللو) هیچ شکی بر جای نمی ماند که او می بایست به اطلاعات جامعی از آن تمدن ها (چه به صورت نوشتاری یا به گونه ای گفتاری) دسترسی داشته باشد، که می توان گفت: یا هیچ تحقیقی یا حداقل تحقیقات شناخته شده ای، در این باره صورت نپذیرفته است. (فروزان،12:1384).
گذشته از همه این ها، نکته بسیار در خور توجه این است که نویسنده هرگز پایش را از مرزهای وطنش هم بیرون نگذاشته است. تنها نتیجه منطقی که از دلایل فوق برمی آید این می تواند باشد که: او می بایست به نحوی به منابع خارجی دسترسی داشته باشد. تا او را قادر سازند که جوامع بیگانه را به آن دقت شناسایی کرده باشد.(همو،10). زمانی که مسلمانان بخش هایی از اروپا را اشغال کرده بودند و اروپایی ها در حمله های صلیبی پیاپی به شرق روی آوردند و در استقرار بر مناطقی از سرزمین شام موفق شدند، روابطی وجود داشت که بر مجاورت تمدن غربی و تمدن اسلامی، بنا شده بود و هنرهای داستانی تازه در قرون وسطی، در سایه سنت های آن دوران و روابط پیچیده آن با شرق اسلامی، دگرگون شد. (کفافی،87:1382). لازم به ذکر است، پاره ای از جلوه های شاهنامه به واسطه داستان ها و روایت های گوناگون، به خصوص در طول جنگ های صلیبی، به اروپاییان و فرانسویان منتقل شده است. (نامورمطلق،162:1388).
شاهنامه، اثر حماسه سرای بزرگ ایران، فردوسی، در قرن دهم میلادی زمانی که ایران و اسپانیا تحت سلطه اعراب مسلمان بودند سروده شده است. این موقعیت زمانی و همزیستی اعراب با ایرانیان و از سوی دیگر همزیستی آنان با اسپانیایی ها، سبب شد داستان ها و افسانه های شاهنامه بسیار زود به زبان عربی ترجمه شوند و سپس از طریق نسخ عربی به آندلس، قلمرو حکومت مسلمانان در اسپانیا راه یافته، از آن جا به زبان های اروپایی ترجمه شوند و بر نویسندگان و شاعران اروپایی تأثیر بگذارند. (همو،183).
محققان و مستشاران انگلیسی، علاوه بر این که از طریق اروپا با فرهنگ و ادبیات ایرانی آشنایی یافتند، این امتیاز را داشتند که از طریق هندیان نیز بیش از دیگران امکان آشنایی با ادبیات فارسی و شاهنامه را داشته باشند.(همو،12). چنان که می دانیم، دوران الیزابت مصادف با دوران حکومت شاه عباس در ایران است. و در این دوران شاهد تأسیس کمپانی های تجاری و شکوفایی تجارت خارجی ایران با سایر ملل و ایجاد روابط گسترده بین المللی هستیم.
کمپانی هند شرقی در سال 1600م در دوران سلطنت ملکه الیزابت بنیان نهاده شد. مطالعه درباره زبان فارسی نیز پیش از میانه قرن شانزدهم در انگلستان آغاز گردیده بود. بیش از یک قرن، این دو روند مسیر کاملاً جداگانه ای داشتند، تا این که بر حسب اتفاق، با یکدیگر همراه شدند و توجه ملت و دولت انگلستان را به خود جلب کردند. به طور کلی، باید گفت که در ادبیات انگلیسی تنها شاعر فارسی زبانی که پس از شکل گیری رباعیات معروف گردید و در زیر سایه خیّام رنگ نباخت فردوسی بود. (همو،123). سفرنامه هایی که از طریق تجّار و سیّاحان در مورد ایران نوشته شده است مؤید این مطلب است. شوستر والسر در کتاب خود ((ایران صفوی از دیدگاه سفرنامه های اروپاییان)) در این باره چنین می نویسد:
«در اواخر سال های سلطنت الیزابت اول شرکت هند شرقی تشکیل یافت. این شرکت در سال 1021 در سوارت، در سواحل غربی هندوستان مستقر شد. اگر چه شرکت مذبور مانند همیشه تحت حمایت شاه انگلستان قرار داشت، اما دارای استقلال فوق العاده بود و با کشتی های مسلح مناسبی اداره می شد. در سال 1023 نمایندگان شرکت در سوارت در فکر این نقشه بودند که منسوجات غیر قابل فروش در هند را به ایران صادر کنند و در عوض ابریشم به دست آورند. بدین منظور دو انگلیسی بنام های جان کروتر و ریچارد استیل به دربار شاه عباسِ اول مسافرت کردند… در سال 1026 نماینده دیگری به نام ادوارد کاناک به منظور به دست آوردن قیمت مناسبی برای ابریشم به ایران آمد… شاه عباس نماینده شرکت انگلیس را به ملاطفت پذیرفت و وعده داد که بندر جاسک یا هر بندر دیگری را که شرکت هند شرقی برای انجام امور تجاری خود لازم بداند، در اختیار آنها قرار دهد. بدین ترتیب در سال 1024 شرکت هند شرقی موفق به دریافت اولین فرمان تجاری خود گردید». (شوستر والسر،103:1364).
این گونه سفرهای تجاری به ایران و نوشتن سفرنامه ها عاملی برای آشنایی با فرهنگ و ادبیات ایران محسوب شده و موجب تبادلات فرهنگی و ادبی بین سرزمین ها بوده است.
به عنوان نمونه، یک صاحب منصب انگلیسی (ادوارد اسکات ورینگ) که در سال 1217 ه.ق به شیراز رفته بود، با این عبارت از شاهنامه خوان یاد می کند: «یک نوع سرگرمی دیگر گوش دادن به شاهنامه خوان است… این سرگرمی بسیار تجمّلی است و برای هر فرد غریب مایه بهجت خاطر تواند باشد. شاهنامه خوان توصیف مجالس مختلف شاهنامه را با حرارت فراوان بیان می دارد. مخصوصاً داستان رستم و سهراب را. گر چه من معنای بسیاری از کلمات را نمی دانستم، می توانستم غرض از هر بیتی را درک نمایم چون شاهنامه خوان این ابیات را با آهنگی تصنعی تکرار می کند، شخص می تواند بدون اشکال، معانی را درک نماید. (رضوی،38:1389).
نکته مهم دیگری که باید مورد توجه قرار گیرد تأثیر جاده ابریشم در پخش آثار ادبی ایران است. بسیاری از آثار ادبی ایران مانند ((شاهنامه)) حکیم ابوالقاسم فردوسی (1020-940)، آثار مولانا جلال الدین رومی (1273-1207) و اشعار نظامی گنجوی (1209-1140) در جهان اسلام که از ((کاراکیوم)) در شمال چین تا ((دمشق)) و ((بیزانتیوم)) (قسمت شرقی) امپراطوری روم گسترده است، از شهرت خاصی برخوردارند. این جاده از قرن هشتم تا شانزدهم شاهراه مهم تجارت بین شرق و غرب بوده است. این راه محل عبور و مرور کاروان هایی بوده است که مسافران آن ها شب را در کاروانسراهای بین راه که پر از داستان پردازان و نقالان و موزیسین ها و شعبده بازان برای سرگرم کردن شان بوده است، می گذرانده اند؛ که در بین این گروه نقالان بیش از دیگران مورد توجه بوده اند. (فروزان،30:1384-29). در قرون شانزدهم و هفدهم به سیاحتگران به چشم معادنی از اطلاعات درباره ناشناخته ها نگریسته می شده است. آن ها برای محققین منبع اطلاعاتی، و برای مردان اهلِ قلم سرچشمه الهامات قلمداد می شدند. (همو،31).
پس از بازگشت سیاحتگران به وطن باشگاه های شهری آن ها را استخدام می کردند تا درباره سفرهایشان برای اعضاء باشگاه سخنرانی کنند، و این گونه سیاحتگران ضمن سخنرانی هایشان در باشگاه ها درباره سفرهایشان به داستان سرایی می پرداختند و در طول آن تجربیات به دست آورده شده در طول سفرشان را هم بازگو می کردند. (همو،25). اساس تأثیر راویان سیاحتگر که شامل سفرا، واعظان و تجّار می باشند بر آثار شکسپیر بر پایه ارتباط تاریخی بین اروپا و مشرق زمین، به خصوص امپراطوری عثمانی و ایران قرار دارد که همواره هم پیش از دوران تاریخ ((الیزابتی)) وجود داشته است. (همو،19)
بسیاری از سیاحتگران مانند ((جنکینسون)) به دربارها دعوت می شدند و تجربیات و مشاهداتشان را در سفرنامه های خودشان درج می کردند که این سفرنامه ها و دیگر یادداشت ها منبع تأثیر شرق در ادبیاتِ اروپایی می باشند. شاعرانی مانند ((کریستوفر مارلو))، ((میلتون)) و ((شکسپیر)) اطلاعاتشان درباره ایران را از این گونه سیّاحان به دست آورده اند. (همو،32) ردّ پای افسانه های فارسی را در نمایشنامه های شکسپیر می توان در ((لیرشاه))، ((تاجر ونیزی))، ((کمدی اروس)) و ((مکبث)) پی گیری کرد. گفته می شود که ((سر آنتونی جنکینسون)) یکی از اولین انگلیسی هایی بوده است که از ایران دیدن کرده است. تأثیر سفر او در ادبیاتِ انگلیس و به خصوص در ((لیرشاه)) و ((تاجر ونیزی)) شکسپیر از طریق طرح ها و نقاشی هایی از دربار ایران بوده است که با خود به ارمغان آورده است. (همو،17-16).
از طرفی، تأثیرات شرقی، خصوصاً در کتاب خوان مانوئل (1330) مشخص بود، و داستان های کوتاه و روان او، از بسیاری جهات با دِکامرون بوکاچیو قابل مقایسه بود و بر چوسر و شکسپیر (رام کردن زن سرکش) تأثیر گذاشت. (فردریش-هنری ملون،94:1388). نفوذ مسلمانان در تمام ادبیات قرون وسطی گسترش یافت، از منابع مهم شرقی مورد استفاده در کمدی الهی دانته، تا رمانس های آرتوری. حماسه هایی مانند داستان اسکندر، حتی به شرق دور، یعنی ایران و هند نیز اشاره داشت. (همو،97).
از طرف دیگر، شکسپیر از کارهای ((چوسر)) بسیار تأثیر پذیرفته است و آن ها را در بسیاری از نمایشنامه هایش به کار گرفته است. چوسر هم به نوبه خود در کارهایش از ((پترارک))، ((بوکاچیو)) و همچنین از “کمدی الهی” ((دانته)) تأثیر پذیرفته است. که مرجع اصلی همگی آنها ادبیات ایران بوده است. (فروزان،15:1384). شکسپیر به ((بیکن)) و ((اُوید)) نیز در تأثیرپذیری از آن چه ((جادوی ایرانی)) خوانده شده است برای باروری تخیلاتش و نیز شکل دادن به آنها همراه شده است. کار او به دقت از دیدگاه ((بیکن)) و از ((جادوی ایرانی)) به عنوان چیزی بین و موازی با قوانین طبیعت و قوانین تفکری انسان، و در اصل نوعی تصوّف فلسفی است که به نظر می رسد، ((اصول تفکری شکسپیر را در مورد زندگی و شخصیت تنظیم می نماید)). (همو،12).
فرانسیس بیکن به ((جادوی ایرانی که دانش پنهان پادشاهان ایران است)) اشاره دارد، و توضیح می دهد که کار اصلی ((جادوی ایرانی)) که این همه مورد تجلیل است، تدقیق در به وجود آوردن بافتی طبیعی بین معماری و اجزاء آن، با بافت اجتماعی مردم می باشد)).
بنا بر عقیده ((ویلیام تئوبالد)) این خود به نوعی تصوف فلسفی است و همان اساس و پایه ای است که شکسپیر برای معرفی و نشان دادن زندگی و شخصیت های نمایشنامه هایش به کار گرفته است. (همو،42). ویلیام تئوبالد به صحنه های بسیاری از نمایشنامه های شکسپیر اشاره دارد که نشان دهنده خط تفکری موازی با نحوه نگرشی است که به نام ((جادوی ایران)) شناخته شده است. تئوبالد: ((آن چه بازسازی شده است صرفاً یک تقلید ساده و دانسته نیست، بلکه استفاده از ((تصاویر پنهانی است که در ناخودآگاه ذخیره شده اند)).
هنگامی که منابع شناخته شده شکسپیر مورد بررسی قرار می گیرد این نتیجه حاصل می شود که بعضی از مراجع اصلی او به صورت مستقیم یا غیر مستقیم نه تنها عرفان مشرق زمین، بلکه در واقع و به طور اخص کتاب های فلسفه نویسندگان و متفکّران ایرانی بوده است. مانند کتب: ابن سینا (1037-980)، فارابی (980-874)، که به دلیل کتاب ((تفسیری بر فلسفه ارسطو)) معروفیّت بسیاری داشته است و ابوریحان بیرونی (1048-937) و امام محمد غزالی (1111-1058) که او هم بسیار پیش از ترجمه ادبیات کلاسیک ایرانی به انگلیسی ظاهراً در سال 1774، در حلقه پژوهشگران غربی به خوبی شناخته شده بوده است. گذشته از آن، چنان که بعدها به تحقیق ثابت شد، شکسپیر بسیاری از قصصِ شرقی و ایرانی را که در سفرنامه های سیاحتگران قرون وسطی نقل شده است را مورد استفاده قرار داده است. (همو،13). ((شکلوفسکی)) می نویسد: «گزارش های ثبت شده ای همراه با شرح کامل شکوه و جلال دربار خسرو پرویز، سپاهیان، قصرهای خسرو و قصر شیرین و همچنین جزئیاتی درباره فرهاد در دست می باشد که بیشتر تصوّرات نویسندگان دوران الیزابت بر اساس آن است». مهم تر از همه بناهای باستانی و نقش برجسته ای از خسرو پرویز سوار بر اسبش است که در سر راه تجارتی ابریشم وجود دارد که دیده نشدن آن ها توسط تجّار و کاروانیانی که از راه ابریشم می گذشته اند غیر ممکن به نظر می رسد، و بدین صورت بسیار محتمل می نماید که تجّار و کاروانیانی که از راه ابریشم به چین می رفته یا از آن بر می گشته اند داستان خسرو و شیرین را شنیده باشند و با خود به کشورشان برده باشند، زیرا همان طور که قبلاً نیز متذکر گردیده است راه ابریشم نقش بسیار مهمّی در انتقال ایده های ادبی از شرق به غرب را عهده دار بوده است.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   اعلامیه جهانی حقوق بشر

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید