نگرش شهروندی

برخی از مولفه های نگرش شهروندی به طور مختصربدین شرحند:

وطن دوستی

یکی از مفاهیم مرتبط با هویت ملی، میهن پرستی یا وطن دوستی است. میهن پرستی عبارت است از وفاداری به یک جامعه سیاسی. شکل و نوع میهن پرستی می تواند متفاوت باشد و این امر بستگی به جنبه ای دارد که بر آن تاکید ورزیده می شود. برای مثال میهن پرستی می تواند در ارتباط با سنت ها و رسوم یک جامعه سیاسی باشد یا اینکه منعکس کننده احساس تعلق و وفاداری به زمینه (محیط خاص) باشد. همچنین میهن پرستی می تواند شامل وفاداری به دولت و ساختار آن شامل مالکیت خصوصی، حس مسئولیت پذیری و وفاداری به شکل معینی از تجارت (مثلا تجارت آزاد) و … باشد. بنابراین، میهن پرستی دارای اشکال مختلف بوده و ریشه در وفاداری دارد. همان گونه که فرد در هنگام تولد، خود را عضو خانواده می بیند، تلاش می کند تا مرزهای توسعه آن خانواده را گسترش دهد، شهروندان نیز عضو یک جامعه کلان محلی و ملی هستندکه در توسعه زمینه های مختلف مربوط به کشور خود باید کوشا باشند. همان گونه که دانایی محوری مبنایی برای شهروندان به شمار می رود و بر بعد عقلانیت فردی متکی است، وطن پرستی عاطفه مثبتی است که تعهد حرکت، انتقاد، پویایی و … به فرد می دهد(احمدی، 1389: 73).

احیای مفهوم جامعه مدنی در نظریه های دموکراسی، بیشتر مدیون کارهای دانشمندی است به نام «الکسی دوتوکویل». توکویل در کتاب «دموکراسی در آمریکا» بیان می کند که حفاظ اصلی در برابر قدرت اقتدارگرایانه حکومت اکثریت در یک دموکراسی توده ای، چیزی نیست جز سرزندگی و نشاط جمعیت ها و انجمن های داوطلبانه که به صورت میانجیانی مقتدر، میان فرد و دولت قرار می گیرند.(توکویل، 1374) او که از استبداد اکثریت در هراس بود، معتقد بود که جمعیت ها و انجمن های داوطلبانه، به ویژه کلیساها و مدارس، می توانند افکار عمومی را در حوزه خود پرورش داده و آنها را برای پذیرش در یک جامعه دموکراتیک آماده کنند. به نظر توکویل، جامعه مدنی، «چشم مستقل» جامعه است (عطار، 1388: 133).

بیشتر کارهای نظری که در سال های اخیر صورت گرفته است، مفهوم جامعه مدنی را به عنوان حوزه ای از تعامل اجتماعی دموکراتیک، جایگزین جامعه مدنی به عنوان نتیجه توسعه سرمایه داری نموده است.هدف جامعه مدنی این نیست که بورژوازی را مقابل دولت تقویت کند، بلکه هدفش قادر کردن همه شهروندان است تا درجه ای از مسئولیت پذیری دولت را تضمین کنند. (شویدلر، 1379: 24).به نظر شویدلر حوزه جامعه مدنی فارغ از دخالت دولت (یا با کم ترین دخالت دولت)، با پشتوانه ای از حاکمیت قانون، و نهادینه شدگی اقدامات مدنی در میان شهروندان، عرصه ای از تساهل و مدارای مدنی را به نمایش می گذارد (عطار، 1388: 134).

حق شهروندی براساس نظام حقوقی هر کشور که مهم ترین آن “قانون اساسی “است، به افراد تعلق می گیرد. با وجود این، تا قبل از استقلال امریکا و انقلاب فرانسه، قانون اساسی مدونی در جهان وجود نداشت.  تنها یک سلسله توصیه های اخلاقی، دینی و کدهای رفتاری تعیین کننده بود. قانون اساسی ایران در 1324 ه.ق تدوین گردید و متمم آن در 1325 ه.ق حقوق مردم و آزادی های فردی را بیشتر تشریح کرد. در قانون اساسی و دیگر قوانین تا دوره مشروطیت، به جای واژه شهروند، از کلمه “رعیت” و جمع آن “رعایا”  استفاده می شد. به این معنا که مردم ایران رعیت پادشاه و تابع و فرمانبردار او به شمار می رفتند. بعد از مشروطیت با وجود تغییرات محوری در مطالبه حقوق مردم و تصویب قانون مدنی، افراد جامعه ایران از دیدگاه حقوقی هم چنان تبعه دولت ایران و نه شهروند معرفی شدند. درحقیقت، افراد جامعه تبعه محسوب شده و دولت متبوع بود. حق و حقوقی وجود نداشت و فقط وظایف و تکالیفی در نظر گرفته شده بود. برای مثال در عرف قاجار سربازگیری یک وظیفه عمومی بود که با تبعیض اجر ا می شد. در دوره پهلوی هم هیچ قانونی برای تعیین حقوق زنان و مردان به عنوان شهروند پیش بینی نشده بود. در قانون اساسی جمهوری اسلامی در فصل سوم، حقوق ملت مطرح شده و در هیچ یک از اصول واژه شهروند به کار نرفته است (رامین، 1376: 349-348).

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   فروشگاه تخصصی باتری موبایل

نظام شخصیت افراد به عنوان تمایلی به هنجارشده ای که در اثر تعامل نظام های ارگانیک و اجتماعی در خلال فرآیند جامعه پذیری رشد می یابد و به صورت نظام واسط بین نظام عالی و اجتماعی عمل می کند (چلبی، 1381: 99).

با سوگیری مثبت نسبت به ارزش های عام، دموکراتیک، مشارکت، آینده نگری، برنامه ریزی و اعتماد تعمیم یافته بر شهروندی موثر بوده است. بنابراین می توان نتیجه گرفت نظام شخصیت با ایجاد انگیزه، زمینه لازم برای آگاهی و عمل به حقوق و وظایف شهروندی و احساس تعلق به جامعه را فراهم می سازد و افراد را به شهروندانی فعال و مشارکت جو تبدیل می کند(شیانی، 1388: 10).مشارکت را می توان بستر شکوفایی خلاقیت های انسان به شمار آورد که از یک سو مفهوم شهروندی براساس آن ساخته می شود و از دیگر سو جزئی از حقوق و مسئولیت های شهروندی است، به تعبیر فالکس ویژگی کلیدی معرف شهروندی که آن را از تابعیت[1] متمایز می کند وجود یک اخلاق مشارکتی است. بنابراین مشارکت فعال پایه و اساس شهروندی و رمز تحقق آن است. (همان: 12).

مهم ترین و تاثیرگذارترین مرحله در تاریخ مفهوم شهروندی در دورانی نسبتا متاخر رخ نمود. منتسکیو در کتاب روح القوانین خود شهروندی را مجموعه ای از سازوکارهای اخلاقی – مدنی می داند که باید آن را در مفهوم روابطی که میان شهروندان حاکم است تعریف کرد (فکوهی، 1388: 11)

مارشال که از پیشگامان معاصر نظریه شهروندی است درکتاب «طبقه، شهروندی و توسعه اجتماعی»، شهروندی را در رویکردی تکاملی و تاریخی به سه بعد «مدنی»، «سیاسی» و «اجتماعی» تقسیم می کند. حقوق مدنی یا قانونی (مانند حقوق مربوط به اموال و دارایی های فردی) که در قرن هفدهم و در واکنش به حاکمیت مطلقه پادشاهی شکل گرفت در نهایت در چارچوب دادگاه های حقوقی و حق قانونی داشتن دادگاه عادلانه برای تک تک افراد نهادینه شد. سپس در قرون هجده و نوزده شهروندی سیاسی در بستر توسعه «دموکراسی پارلمانی» ظاهر گشت. مطابق حقوق شهروندی سیاسی، افراد حق رأی و حق مشارکت در سازمان های دولتی را پیدا کردند (جریبی و صفری شالی، 1389: 158).به اعتقاد ترنر، شهروندی با مدرنیزاسیون مرتبط است از این رو نیروهای حامی مدرنیزاسیون توسعه دهنده شهروندی هستند(ترنر، 1993: 12).

 

[1].Subjecthood

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید