دانلود پایان نامه

– بابیت و بهائیت در کشاکش موافقان و مخالفان:

برخورد علمای شیعه با باب و افکار او:

«اظهار دعاوی دروغین و تأویلات سخنان و ادعاهای متناقض سید علی محمد باب، در همان دوران مورد اعتراض شدید علمای دین و بزرگان شیعه قرار گرفت. برای اینکه مردم از حقایق آگاه شوند و همانند روز، پوچی و توخالی بودن حرفها و ادعای باب بر همگان روشن و آشکار شود، به جلسات نقد و بررسی و مناظره ای که در خصوص ادعاهای باب تشکیل شد به اجمال خواهیم پرداخت.»(همان، 1367، 109)

« پس از آن، شش ماه در خانه پدری خود تحت نظر بود و از آنجا به اصفهان و سپس به قلعه ماکو تبعید شد. در زمان تبعید در قلعه، با مریدانش ملاقات و مکاتبه داشت و از اینکه می شنید آنها در کار تبلیغ دعاوی او تلاش زیادی می کنند به شوق افتاد و سخنانی را به عنوان کلمات الهی به مریدان خود عرضه داشت و کتاب بیان را در همان قلعه نوشت و مدعی شد که به وی وحی گردیده است.»(یزدانی، 1329، 13)

– تنبیه و توبه باب:

«ناصرالدین میرزا از اراجیف و بافندگی های وی به تهی بودن سخنان باب پی برده، سخت از لجاجت او ناراحت شد و دستور داد کتک سختی به او زدند و باب در برابر افکار عمومی که بر ضدش برخاسته بود توبه نامه ای خطاب به ناصرالدین میرزا ولیعهد نوشت و درآن اعتراف کرد که او را مطلقا علمی نیست که منوط به ادعا می باشد و طلب عفو نمود.»(حسینی، 1367، 115)

متن توبه نامه:

پس از بیان حقایق و اعترافات متعدد وبدعت گزار وی تصمیم به توبه گرفت که توبه نماید متن توبه نامه به شرح ذیل می باشد:

«فداک روحی الحمد الله کما هو أهله و مسنحقه…. امید رحمت او را دارم و مطلقا خلاف رضای حق را نخواسته ام و اگر کلماتی که خلاف رضای او بود، از قلم جاری شده غرض ام عصیان نبوده و در هر حال، مستغفر و تائب ام حضرت او را، و این بنده را مطلق علمی نیست که منوط به ادعایی باشد و استغفرالله ربی و اتوب الیه من ان ینسب الی امر، و بعضی مناجات و کلمات که از لسان جاری شده دلیل بر هیچ امری نیست و مدعی نیابت خاصه حضرت حجه الله-علیه السلام- را محض ادعا مبطل می دانم و این بنده را چنین ادعایی نبوده و نه ادعایی دیگر، مستدعی از الطاف حضرت شاهنشاهی و آن حضرت، چنان است که این دعاگو را به الطاف و عنایات سلطانی و رافت و رحمت خود سرفراز فرمایند.» (گلپایگانی فواید، بی تا، 205-204)

4-14-1- فتوای علما برای اعدام باب:

« برخی از علما که احتمال خبط دماغ درباره سید علی محمد را نمی دادند و او را مردی دروغگو و ریاست طلب می شمردند، به قتل وی فتوا دادند و سید علی محمد به همراه یکی از پیروانش، در بیست و هفتم شعبان 1266ق در تبریز تیر باران شد.»(میر سلیم، 1375، 19)

با اعدام باب، همه قضایای این طایفه به پایان نرسید، بلکه عده ای از طرفداران جاهل  باز به تبلیغ این راه گمراه  ادامه دادند تا آنکه سرانجام کارشان با ادعای واهی شخص دیگری به نام حسین علی نوری گره خورد و فرقه جدید  بهائیت پی ریزی شد.

4-15- نقش استعمار در پیدایش بابی گری و بهائی گری و تقویت آن دو:

لازم است بدانیم یکی از سیاستهایی که دشمنان ادیان الهی همواره آن را دنبال می کردند، تحریف مذهب حق و اختراع مذهب جدید به جای آن بود. مذهب تراشی و ایجاد بدعت و تضعیف اعتقادات مردم مسلمان به ویژه شیعیان از دیر زمان رایج بود و همیشه در کنار دعوت حق پیامبران- علیه السلام -عده ای داعیه دار مذهب جدید بوده  تا دکه ای باز کرده، و به منافع اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و … دست یابند. در عصر حاضرمذهب تراشی شکل جدیدی به خود گرفته و همراه با پیشرفت های  دانش بشری، بعضی از مذهب های نوین  و مکاتب نو به وجود آمده، چهره علمی و سیاسی به خود گرفته و با واژه جدیدی مثل ایسم ها ظهور نموده اند.

« … مسلمانان از زمان های گذشته تا امروز شاهد پیدایش انحراف فکری و عملی در جریان خلافت، حکمیت و خوارج و به وجود آمدن فرق مختلف مذهبی در قرن دوم و سوم بوده اند. استعمار جدید در قرن اخیر برای زدودن اصالت مذهب و به انزوا کشیدن دین یا مسلکهای گوناگون را به وجود آورد، یا از آنها حمایت کرد که از جمله آن بهائیت در ایران، قادیا گری در هندوستان و پاکستان و وهابیت در حجاز است.»(حسینی،1367، 120)

مهم ترین هدف استعمار از حمایت و ترویج این بدعت های فرقه ای و ساختگی، ایجاد نفاق در میان مسلمانان و از هم پاشیدن اساس و بنیان دین است.

4-15-1- آمریکا حامی بابیت و بهائیت:

«در برهه ای از زمان های دور و قطعاتی از تاریخ و هم اینک، محور و مدار اصلی استعمارگری و تعدی و سیطره بر کشورهای جهان سوم به ویژه ممالک اسلامی کشور انگلستان بود. گسترش ترفندها وحیله ها و شگردهای منتهی به نفوذ و ایجاد تفرقه و اختلاف در بین ملت ها ومسلمین و تسلط بر کشورها و ملت ها توسط این قدرت استعماری موجب شد تا در میان ملل مسلمان و غیر مسلمان جهان که در معرض ستم و تعدی و چپاول قرار گرفته بودند، به روباه پیر استعمارمشهور شود.حیله گری و حق ستیزی و استعمارگری انگلیسی ها اگر چه هم اکنون نیز ادامه دارد، لکن از نقش محوریت خارج شده و امروز کشور استعماری آمریکا جایگزین انگلیس و ادامه دهنده سیاست های ضد انسانی و حقیقت ستیزانه آن کشور شده است.جایگزینی آمریکا به جای انگلیس نه تنها از شدت و گستردگی جور و فساد و قتل و غارت نکاسته، بلکه بر آن افزوده است. این فزونی و شدت گستردگی تعدی و کشتار و چپاول منابع ثروت ملتهای محروم جهان به ویژه اموال مسلمین و پیروی برخی از سران کشورهای اسلامی عرب به حدی است که هیچ صفت و لقبی همانند شیطان بزرگ نمی تواند عمق فجایع و جنایاتی را که توسط آمریکا در گستره زمین به وقوع می پیوندند، نمایان سازد.پیشینه حمایتهای آمریکا از بهائیت و بهره برداری های ابزاری از عناصر بهائی برای تحقق سیاستهای خود در ایران، به سالهای پس از کودتای 28 مرداد 1332 باز می گردد که با رخنه و نفوذ بهائیان در تشکیلات دولت ایران، جای پای آمریکائیان برای عینیت بخشیدن به اهداف و سیاست هایشان استخدام یافت.» (حسینی، 1367، 132)

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   مقاله رایگان درباره حقوق بین‌الملل

4-16- ادعای باب:

4-16-1-  ادعای ذکریت و بابیت:

«شیخ احمد احسائی و به ویژه سید کاظم رشتی، شاگرد شیخ احمد، در زمان حیات خود می گفتند: که ظهور امام غایب بسیار نزدیک است. سید کاظم رشتی در نزدیکیهای وفاتش ظهور امام غایب را بسیار نزدیک می دانست و همیشه در ضمن درس به شاگردانش سفارش می کرد که زود است بعد از من امام غایب آشکار شود و می گفت:

شاید امام غایب در میان شما ها باشد و به شاگردان و پیروانش تأکید می کرد که بر یکایک شما لازم است که شهرها را بگردد و ندای امام غایب را اجابت کند.»(فضائی،1351، 84)

«سید علی محمد شیرازی هم از کسانی بود که در پای درس استاد این سخنان را می شنید. این سخنان سید رشتی، شیخیان را برای یافتن امام و پذیرفتن ندای او آماده تر می کرد از این رو آنان همانند تشنگانی که به دنبال آب می گردند و مانند روزه دارانی که منتظر شنیدن اذان باشند به دنبال امام می گشتند تا ندای او را لبیک گویند.

سید رشتی برای همین یعنی ظهور امام بسیار نزدیک است، برای خود جانشین تعیین نکرد و به شاگردانش گفت: در شهرها پراکنده شوید و امامتان را پیدا کنید.» (فضانی،1351، 85)

«خود این مسأله مهم ترین عامل پیدایش مدعیان بابیت شد. چند نفر از شاگردان سید کاظم رشتی، مانند میرزا شفیع تبریزی، حاج محمد کریم خان کرمانی و حاج سید احمد پسر سید کاظم رشتی، مدعی جانشینی سید کاظم رشتی و رکن رابع گردند. میرزا علی محمد باب هم از این فرصت استفاده نمود و به شیراز بازگشت و درآنجا به دعوی برخواست. او دعوی خود را در ضمن تفسیرهایی که بر بعضی از سوره های قرآن مانند یوسف و کوثر می نوشت اظهار می کرد. او خود را باب؛ یعنی واسطه امام غایب و مردم می شمرد می گفت: هر که می خواهد امام غایب را ببیند باید از باب وارد شود و خود را همان باب می خواند.» (فضائی ، 1351، 87)

«شواهد و مدارک بسیاری در دست است که میرزا علی محمد باب خود را در این زمان،  سال 1260به عنوان باب معرفی نموده بود به طوری که لقب باب برای او شهرت یافت و او را مبشر ظهور حضرت مهدی- عجل الله و تعالی فرجه الشریف- و نقطه اولی می خواندند.» (حسینی،1367، 187)

4-16-2-  ادعای قائمیت و مهدویت:

یکی دیگر از بدعتهای مورد خطاب و قابل استفاده برای بازی کردن با اعتقادات مردم ادعای واهی پیرامون قائمیت و مهدویت بوده و در این راستا شاید جناب بابآن طوری  باور نداشت که در آغاز مردمان غافل و جاهل، دعوت او را زود اجابت کنند. بیشتر آنهایی که دعوی سید علی محمد باب را اجابت کردند شیخیان بودند که در جستجوی ظهور امام غایب در شهرها می گشتند. از این رو عنوان خود را از بابیت به مهدویت تغییر داد.

4-16-3- ادعای نبوت و پیغمبری:

از دیگر ادعاها و بدعت های میزا علی محمد باب این است که:

«خود را پیغمبر مستقل و صاحب کتاب و شریعت مانند پیروان و اولوالعزم می شمارد و گاهی می گوید من همانند رسول الله– صلی الله علیه و آله – هستم که رجعت نموده ام.

او در کتاب بیان، خود را به عنوان رجعت رسول خدا صلی الله علیه و آله – و حجت امام زمان معرفی کرده و 18 نفر پیروان اولیه اش را به عنوان رجعت دوازده امام و فاطمه زهرا و چهار نایب خاص امام زمان وانمود کرده است.»(شیرازی، بی تا، 1،2)

« سید علی محمد باب با آوردن احکام نو و جدید، باصطلاح خود را ناسخ اسلام و احکام اسلام دانسته و کتاب خود بیان را، ناسخ قرآن قلمداد کرده است.»(همان، بی تا، واحد2، باب7)

4-16-4-  ادعای الوهیت و خدایی:

سید علی محمد باب تنها به مقام رکن رابع و ذکریت و بابیت و سپس به مقام قائمیت و رسالت و نبوت قانع و راضی نشد و پا را فراتر گذاشته، دعوی معبودیت و الوهیت نموده و پیروان ساده لوح خود را برای پرستش خود دعوت می نماید.

شواهد و مدارک بی شماری از کتابهای خود میرزا علی محمد باب و کتب با بیان و بهائیان در دست است که میرزا علی محمد باب ادعای خدایی کرد. به عنوان نمونه چند مورد ذکر می کنیم:

سید علی محمد در نامه خود به یحیی صبح ازل چنین می نویسد:

«هذا کتاب من عندالله المهیمن القیوم الی الله المهیمن القیوم…»= این نامه ای است از خدای زنده و برپا دارنده جهان باب به سوی خدای زنده و بر پادارنده جهان صبح ازل… (برون، 1910م، 19)

«سید علی محمد باب در کتاب دلائل سبعه عربی به فارسی پس از آنکه دو صفحه تمام مشتقات فرد را برای خدا آورده و خدا را از اوصاف فرد، فرید، افراد، افرود، فراد، فرادین، فاردین، افرداء، مفارد، مفرد، فردان، متفارد، متفرد، فارد و فوارد متصف کرده، بعد می گوید: لتوتین الفردیه من تشاء و تنز عن الفریه عمن تشاء؛البته عطا می کنی فردیت را به هر کسی که بخواهی و می گیری فردیت را از هر که بخواهی.» (شیرازی، بی تا، 35)

می گوید: «اننی انا الله لا اله الا انا کنت من اول الذی لا اول فردا منفردا»؛ «من همان خدایم، نیست خدایی جز من، من نخستینی هستم که اولی برای او نیست، فرد و منفرد هستم.»(ح م ت، 1338، 3/256)

اما در رابطه با فرقه های گمراه، آنچه بیشتر حائز اهمیت است فرقه ها و گروه های منحرفی هستند که هم اکنون در زمان ما نیز فعالیت گسترده داشته و بسیاری از مردم را از صراط مستقیم دین منحرف می کنند، شامل: فرقه های بابیت، بهائیت و وهابیت می باشد.

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید