دانلود پایان نامه

آزاده آقای بازپرس اینا دارن به شوهر من تهمت می زنن.
(آزاده رفته و بر روی مبل کناری مبل بازپرس می نشیند. مینا نیز بر روی مبل سمت دیگر مبل بازپرس می نشیند).
مینا قبول دارم سلیم از حاج فریدون و رفتاری که باهاش داشته دل خوشی نداشته ولی امکان نداره اون بخواد به خاطر رفتار بد حاج فریدون، ایرج رو کشته باشه. سلیم هرچی هم باشه مطمئنم آدم کش نمی تونه باشه آقای بازپرس.
(زن جوان (زن ایرج) همچنان سر در میان دو دست گرفته و نگاه به زیر دارد).
زن میانسال آقای بازپرس شما بگین، توی این دور و زمونه کی راضی می شه به قاتل بودن شوهر خودش اعتراف کنه که این دو تا هم بخوان اعتراف بکنن؟ هر کی هم که سلیم و تورج رو خوب نشناخته باشه پدرشون حاج فریدون خوب این دو تا رو شناخته بود. می گن سردار تا خبر مرگ ایرج خان رو شنیده، بلافاصله گفته که «هیچ کس جز سلیم و تورج نمی تونه ایرج منو کشته باشه».
بازپرس کی این حرفو از جانب حاج فریدون زده؟
زن میانسال راستش… والّا… (نگاهی به زن ایرج می اندازد) دخترم تو بودی گفتی حاج فریدون گفته جز سلیم و تورج کسی نمی تونه قصد جون ایرجو کرده باشه آره؟… (زن ایرج همچنان سر به زیر دارد و سکوت اختیار کرده است) با تو هستم دختر؟
بازپرس ایشون باید همسر اون مرحوم باشند آره؟
زن میانسال بله آقای بازپرس.
بازپرس (رو به زن ایرج) بر اساس شواهد موجود و اظهارات حاج فریدون شما به هنگام کشته شدن اون مرحوم خونه نبودید درسته؟
(زن ایرج همچنان سر به زیر دارد و در سکوتی سنگین فرو رفته است).
آزاده آقای بازپرس ایشون شش ماه نیست ازدواج کرده، هفت ماهشو شهرستان خونه باباش بوده!
مینا آزاده راست می گه جناب بازپرس. همسایه هاشون می گن روزگار ایرج از دست زنش سیاه بوده. روزی نبوده که سر و صدای جنگ و مرافعه از خونه شون شنیده نشه.
زن میانسال دروغه جناب بازپرس! اینا دارن توی روز روشن جلوی مأمور دولت دروغ می گن. ایرج خان واسه اینکه بهتر بتونه توی بیمارستان به پدرش رسیدگی بکنه خودش با ادب و احترام دخترمو آورده بود شهرستان تا خیالش از بابت دخترم راحت باشه و از تنها موندن توی خونه زجر نکشه. اون بیچاره فکر اینجاشو نکرده بود که اینجوری خودش توی خونه تنها می مونه و نامردها ناجوانمردانه خفه ش می کنن.
مینا دروغه جناب بازپرس! خودتون می تونین از زن های همسایه تحقیق بکنین آقای بازپرس.
آزاده اصلاً از کجا معلوم مرگ ایرج تقصیرِ…
زن میانسال (عصبانی) خفه شو! دخترمو به خاک سیاه نشوندین هیچ، دارین تهمت هم بهش می زنین؟! جناب بازپرس من از این دو نفر شکایت دارم. از کجا معلوم این دو تا همدست شوهرهای قاتلشون نبوده باشن؟ من از این دو زن پر رو شکایت دارم آقای بازپرس؟
مینا می بینید آقای بازپرس؟ همینطوری دارن به مردم تهمت می زنن!
بازپرس ساکت باشید لطفاً.
زن میانسال آقای باز…
بازپرس با همه تون هستم.
آزاده می بینید آقای با…
(بازپرس نگاه تندی به آزاده می اندازد. آزاده کلام خود را ناتمام گذاشته و سکوت اختیار می کند).
بازپرس (رو به زن ایرج) ازتون سؤال کردم خانوم!… (زن ایرج همچنان سر به زیر دارد) با شما هستم خانوم؟
زن میانسال حال دخترم اصلاً خوب نیست آقای بازپرس.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   منبع مقاله با موضوعحل و فصل اختلافات

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید