عصر جدید پژوهش در مورد توجه در سال 1985 و توسط روان‌شناس انگلیسی دونالد برادبنت آغاز شد. او در کتاب معروف خود (ادراک و ارتباط)، نوشت که توجه وجود یک سیستم پردازش اطلاعات با ظرفیت محدود است. نکته اساسی نظریه برادبنت آن بود که تعداد حس کردنی های جهان فراتر از ظرفیت شناختی- ادراکی مشاهده‌گر انسانی است. بنابراین برای اینکه انسان بتواند از عهده جریان عظیم اطلاعات در دسترس برآید، به طور انتخابی تنها به برخی از نشانه‌ها توجه می‌کند و بقیه را نادیده می‌گیرد. تجربه روزانه نشان می‌دهد که ما به برخی از نشانه‌های محیطی بیش از دیگران توجه می‌کنیم، و نشانه‌های مورد توجه به مرحله بعدی راه می‌یابند. در حالیکه نشانه‌هایی که مورد توجه قرار نگرفته‌اند به مرحله بعدی پردازش نمی‌رسند. اینکه چیزی مورد توجه قرار گیرد یا خیر ناشی از: 1) نوع نظارتی که بر موقعیت اعمال می‌کنیم و 2) منبعث از تجربه بلند مدت ما است. در هر دو مورد، مکانیسم‌های توجه بر محرک‌های مشخصی که بر دیگر محرک‌ها ترجیح دارد، متمرکز می‌شود (ماهر 1388).
تئوری‌های توجه ذیل سعی دارند تا پیدایش الگوهای تداخل در تکالیف مختلف، استفاده از ساختارهای مختلف فرضی و فرایندها را توضیح دهند. نظریه‌های مربوط به توجه را می‌توان به دو بخش تقسیم کرد:
1-7-3-2 از دیدگاه زمان محدود
نظریه‌های اولیه توجه از جمله: برادبنت 1958؛ دویچ 1963؛ کیل 1973؛ نورمن 1969؛ تریسمن 1969 و ولفورد 1952 همگی به طور کلی حائز یک ویژگی مهم بودند مبنی بر اینکه توجه (برای پردازش اطلاعات) ظرفیت ثابتی دارد و اگر ظرفیت توجه پاسخ گوی نیازهای تکلیف نباشد، اجرا دچار افت می‌شود. این نظریه‌های تک کانالی دارای ظرفیت غیر متمایزی بودند که بر اساس آن تنها یک عملیات پردازشی می‌توانست انجام شود. این نظریه‌ها بر حسب نوع پردازش اطلاعات توجه طلب متفاوت بودند.
1-1-7-3-2 نظریه تک‌کانالی ولفورد
ولفورد (1952) بیان کرد که کلیه فرایندهای توجه از طریق یک کانال است و در یک زمان فقط و فقط به یک تحریک پاسخ داده می‌شود، یعنی اگر در یک زمان فقط یک عمل اجرا شود، در همان زمان اجرای دیگری مسدود می‌شود. وی جایگاه صافی را در این نظریه، ابتدای کانال پردازش اطلاعات فرض کرد.
فرض نظریه ولفورد این بود که تمامی پردازش¬ها نیاز به توجه دارند. به عبارتی دیگر، انسان به عنوان یک کانال اطلاعاتی مجرد در نظر گرفته می¬شد که در یک زمان، تنها با یک عملیات محرک- پاسخ تحت تأثیر قرار می‌گرفت. البته اگر در یک زمان تنها یک عمل را بتوان انجام داد، در این صورت هر تکلیفی که نشان دهنده منبع شدید تداخل است و بخواهد در آن زمان صورت بگیرد، متوقف خواهد شد. به همین خاطر بر اساس معیار تداخلی، پردازش در کانال مجرد، فرایندی توجه¬طلب است (اشمیت و لی 2005).

2-1-7-3-2 نظریه صافی (فیلتر)
مهم‌ترین نظریه توجه، نظریه صافی (فیلتر) است، در بعضی موارد آن را نظریه تنگراه گفته‌اند که در سال 1957 توسط دونالد برادبنت مطرح شد. برادبنت مدعی است که پیام‌هایی که در طول عصب ویژه‌ای حرکت می‌کنند، و یا بر حسب اینکه کدام یک از صافی های عصبی را تحریک کنند، و یا بر طبق تعداد تکانش های عصبی تولید شده با هم فرق دارند (مطالعات روان عصب شناختی معلوم کرده است که نشانه های با فراوانی زیاد و نشانه های با فراوانی کم در صافی های متفاوتی حمل می شوند). بنابراین، موقعی که چند صافی عصبی به طور همزمان تخلیه می گردند، امکان دارد که چندین پیام عصبی به طور همزمان به مغز برسند. در مدل برادبنت اینها از طریق تعدادی از مسیرهای حسی موازی پرداخته می‌شوند. این کانال‌ها دارای رمزهای عصبی مشخصی هستند و می توانند بر اساس آن رمز انتخاب شوند. مثلاً یک نشانه بسیار برجسته و یک نشانه کمتر برجسته، که به طور همزمان ارائه شوند، اگر هر دو در یک زمان به مغز برسند، بر اساس خصوصیات فیزیکی شان قابل تشخیص هستند. پس پردازش بیشتر اطلاعات هنگامی رخ می‌دهد که به نشانه‌ها توجه شود و از یک صافی انتخابی به مسیر ظرفیت محدود وارد شوند (ماهر 1388).
این نظریه که تغییرات زیادی یافته، علت دشوار بودن همزمان چند عمل را چنین پیشنهاد می‌کند که نظام پردازش اطلاعات انسان برای انجام وظایف خود نیاز به زمان دارد، بنابراین قادر به اجرای همزمان تعدادی محدودی از اعمال است؛ یعنی نظام پردازش اطلاعات در طول مسیر خود یک تنگ‌راه دارد که اطلاعاتی را که برای پردازش بیشتر انتخاب نشده‌اند، عبور نمی‌دهد. تغییرات این نظریه بر اساس محل این تنگراه در نظام پردازش اطلاعات است (مگیل 2004).

3-1-7-3-2 نظریه ربط داچ و داچ
داچ و داچ (1963) نظریه‌ای را مطرح کردند که درآن نوعی فیلتر در طول مراحل پردازش اطلاعات وجود دارد. بر اساس این نظریه‌ها بسیاری از محرک‌ها را می‌توان به صورت موازی پردازش کرد و قبل از رسیدن به فیلتر نیازی به ترجمه نیست. به هر حال، زمانی که به فیلتر می‌رسیم، در یک زمان تنها یک محرک را می‌توان پردازش کرد (بقیه محرک‌ها فیلتر می‌شوند). بعد از فیلتر، پردازش اطلاعات زنجیرهه¬ای است و در کانال مجرد نیاز به توجه دارد. اینکه کدام یک از محرک‌ها فیلتر شده و کدام یک در کانال مجرد پردازش می‌شوند، بستگی به این دارد که آزمودنی کدام فعالیت را انجام دهد، کدام محرک احتمال وقوع دارد و کدامیک از محرک‌ها به تکلیف مورد نظر مربوط است (حمایت‌طلب و قاسمی1391).
4-1-7-3-2 نظریه کاهش تریسمن
نظریه اصلی برادبنت فرض می‌کرد که گزینش صافی گاه به گاه یک یا دو محرک بسیار محتمل را از طریق مسیر نامراقب می‌پذیرد. با زیر سوال رفتن مدل برادبنت، زمان برای یک مدل جدید یا حداقل تعدیل شده در مورد توجه فرا رسیده بود. تریسمن چنین مدلی را ارائه کرد. تریسمن (1960) پیشنهاد کرد فیلتری که در مدل برادبنت وجود دارد به جای اینکه اطلاعات نامربوط را مسدود کند، به‌عنوان یک رقیق‌کننده یا کاهش‌دهنده عمل می‌کند. کاهش به این معنی است که چیزی را کمک کند. بنابراین کاهش صدای رادیو به معنای کمک کردن آن نیست. ضروری بودن پدیده «کاهش دادن» بعد از تحقیقی که به‌وسیله تریسمن انجام گرفت مشخص شد. او در تحقیق خود نشان داد که در مواردی خاص، افراد مورد آزمایش در حقیقت به پیامی که به گوشی که نباید به پیام‌های آن توجه داشته باشند فرستاده می‌شود توجه کرده و می‌توانند آنها را تکرار کنند. این اطلاعات معمولاً به شکل یک موضوع مهم و مربوط مثل نام فرد یا موضوعی که به طریقی به فرد مربوط می‌شد، بود. در نتیجه تریسمن ادعا کرد که انتخاب اطلاعات مورد علاقه، حتی بیشتر از آنچه که برادبنت پیشنهاد کرده در سیستم پردازش اطلاعاتی، مرکزیت دارد. پیام‌هایی که بوسیله فیلتر برادبنت رد می‌شوند، کاملا بر اساس خصوصیت حسی اطلاعات می‌باشند. از طرف دیگر تریسمن پیشنهاد کرد که اطلاعات بیشتری باید در سیستم قرار بگیرد (اشمیت و لی 2005).
5-1-7-3-2 نظریه ربط(داچ / نورمن)
نورمن (1968) در نظریه ربط داچ و داچ تجدید نظر کرد. که به نظریه داچ/ نورمن معروف شد. نظریه نورمن در باب توجه انتخابی از فرضیه کاهش تریسمن، به لحاظ یک ویژگی مهم متفاوت است. بنابراین نظریه، همه نشانه‌ها ابتدا تحلیل می‌شوند و سپس به کاهش دهنده‌ای منتقل می‌شوند، که پیام را برای پردازش بیشتر به شکل تعدیل شده بر می‌گردانند. به‌عنوان محرک‌های مربوط در پردازش اطلاعات، زودتر رخ می‌دهد. از سوی دیگر به نظر می‌رسد که مدل نورمن تا حدی غیر اقتصادی و مستلزم آن است که میزان زیادی محرک‌های نامربوط با انباره حافظه بلندمدت- پیش از آنکه پردازش بیشتر صورت پذیرد- وارسی شود (ماهر، 1388). بنابراین، مدل ربط نشان می‌دهد که تنها اطلاعاتی را که از محیط اطرافمان انتخاب می‌کنیم که از نظر ما بیشترین رابطه و اقتضا را با موقعیت داشته باشد. در اینجا نیاز به توجه در مورد معنی اطلاعات قابل دسترس، اهمیت زیادی دارد. اگر مدل ربط دقیقاً توضیح دهد که چگونه ما به اطلاعات موجود در محیط توجه می‌کنیم، آنگاه اهمیت تجربه و آموزش قبل در ارتباط با علائم ضروری برای مربیان مهارت حرکتی مشخص می‌شود(اشمیت و لی.2005).
6-1-7-3-2 نظریه فیلتر تاخیری کیل
طبق نظریه کیل (1973)، پردازش اطلاعات موازی بوده و در مراحل شناسایی محرک و انتخاب پاسخ نیازی به توجه نیست. دراین نقطه، ارتباطات حافظه‌ای پدید می‌آید که در آن، ارتباطات معینی از محرک نظیر طبقه بندی مربوط به محرک، آیتم های بسیار مرتبط با محرک و یا حتی جنبه‌های خاصی از آمادگی اولیه برای حرکت که به وسیله محرک تحریک می‌شوند، فعال می‌شود. دراین دیدگاه، چون همه محرک‌ها در یک زمان ارتباط حافظه ای بر جای می‌گذارند، توجه انتخابی تعیین می‌کند که کدامیک از این ارتباطات حافظه‌ای برای پردازش بیشتر مورد استفاده قرار می‌گیرد (حمایت طلب و قاسمی1391).
7-1-7-3-2 ارزشیابی مدل‌های توجهی اخیر
از یک دیدگاه بسیار کلی، دو مدل توجه مورد بحث قرار گرفت. یک مدل فرض می‌کند که اطلاعات ورودی حسی در اوایل فرایند انتخاب می‌شوند؛ و دیگری یعنی مدل «ربط» بر این ادعاست که اطلاعات حسی در اواسط فرایند انتخاب می‌گردد. کدام مدل بر دیگری رجحان دارد؟ با اینکه آزمایشات زیادی در این مورد انجام شده، هنوز جواب روشنی وجود ندارد. اگر فرض کنیم که گزینش اولیه اطلاعات مقدم بر تحلیل بیشتر است. پس معلوم می‌شود که سیستم عصبی تا حدی ناکارآمد است یعنی یک پیام دوبار پردازش می‌شود. برادبنت (1973) مدل پردازش اولیه را بدین گونه رد می‌کند:
«به نظر می‌رسد که این مدل مستلزم نوعی تشکیلات باشد که به لحاظ بیولوژیک نامحتمل است. ظاهراً چنین فرض می‌شود که قبل از بخشی از مغز که درون دادهای ماخوذ از محیط را تحلیل می‌کند و بسیار پیچیده است، بخش همتای دیگری قرار دارد که همان کنش را انجام می‌دهد و در باب پذیرش و عدم پذیرش در دستگاهی که خود معین می‌کند چه چیزی در آنجا وجود دارد، تصمیم می‌گیرد»
حل این ماجرا ممکن است با توجه به مساله اطلاعات و خصوصیات گزینش تعیین شود. لذا یک سیستم «صافی» اولیه که برخی از آنان را در شکل پردازش می‌کند، و پردازش پیچیده‌تر را به سیستم بعدی واگذار می‌کند، ممکن است نگرانی برادبنت را در باب اقتصاد مغزی رفع کند، در حالی که توجه به نتایج پژوهشی نشان می‌دهد که برخی از پردازش‌ها بایستی قبل از آنکه گزینش رخ دهد انجام گیرد. راه حل این معما (از یک سو، درک اقتصاد سیستم عصبی، و از سوی دیگر پردازش اطلاعات پیش از آنکه گزیده شوند) ممکن است در این فرض نهفته باشد که پردازش اولیه به مثابه کنشی عمل می‌کند (مثل تعیین مسیرها برای پردازش بیشتر) که در پردازش بعد تکرار نمی‌گردد. برای تایید این فرضیه به داده‌های بیشتری نیاز است (ماهر 1388).

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   هوش هیجانی و الگوهای آن

-7-3-2 از دیدگاه دسترسی به منابع محدود
قابل قبول‌ترین پیشنهاد ارائه شده این است که محدودیت¬های توجه، منتج از دسترسی محدود به منابع لازم برای انجام عملکرد پردازش اطلاعات است و درست مثل دولتی که منابع اقتصادی محدودی برای انجام فعالیت‌های خود دارد، انسان نیز دارای منابع محدودی برای انجام دادن تمام فعالیت¬هایی است که ممکن است در یک زمان به آنها بپردازد. نظریه¬هایی که بر محدودیت¬های منابع توجه تأکید دارند، پیشنهاد می¬کنند که ما قادر به اجرای همزمان چند تکلیف هستیم، به شرطی که از محدوده¬ ظرفیت منابع پردازش اطلاعات فراتر نرویم. ولی اگر از این محدوده بگذریم، دشواری مربوط به اجرای یک یا تعداد بیشتری از این تکالیف را تجربه می‌کنیم (مگیل 2004).
1-2-7-3-2 نظریه منبع مرکزی
مطابق با بعضی از نظریه¬های توجه، منابع دارای یک اندوخته مرکزی هستند که همه¬ی فعالیت¬ها برای دسترسی به آن با هم رقابت می¬کنند. این نظریه های منبع مرکزی در قیاس با دولت ، ظرفیت توجه انسان را به یک بودجه¬ عمومی که باید هزینه تمام فعالیت¬ها را تأمین نمایند، تشبیه می¬کنند. برای درک بیشتر این دیدگاه، فرض کنید که منابع توجه موجود و قابل دسترس، در داخل دایره‌های بزرگ ( شکل 3-2) قرار دارد. سپس دوایر کوچک‌تر را در حکم تکالیف خاصی که به این منابع نیاز دارند: فرض کنید، مانند رانندگی با اتومبیل (تکلیف A) و صحبت با دوست (تکلیف B). هر دایره به تنهایی در داخل دایره¬ی بزرگ جا می¬گیرد. اما برای فردی که هر دو تکلیف را همزمان و با موفقیت انجام می‌دهد، باید هر دو دایره کوچک را در داخل دایره¬ی بزرگ قرار دهد. مشکلات زمانی به وجود می‌آید که ما سعی می¬کنیم در دایره¬ی بزرگ، دوایر کوچکی بیش از حد مناسب، جای دهیم.
کانمن (1973) مثال خوبی درباره نظریه منابع مرکزی پیشنهاد نمود. در مدل پشنهادی او محدوده¬ ظرفیت منبع مرکزی قابل تغییر است؛ یعنی می¬توان میزان توجه موجود را بر اساس شرایط خاص مربوط به فردی که تکالیف را انجام می¬دهد، تغییر داد. دیدگاه ظرفیت مرکزی متغیر (انعطاف¬پذیر) بیان می-کند که می¬توان اندازه دایره¬ی بزرگ را متناسب با ویژگی¬های خاص شخص، تکلیف و موقعیت تغییر داد. کانمن توجه موجود و قابل استفاده ای را که فرد می¬تواند به یک یا چند فعالیت اختصاص دهد، در حکم یک ظرفیت عمومی تلاش در نظر گرفت که منابع ذهنی لازم برای انجام فعالیت‌ها را درگیر می-سازد. فرد قادر است این ظرفیت را به اجزای کوچک¬تری تقسیم نماید تا بتواند توجه را به طور همزمان به چند فعالیت اختصاص دهد.
تخصیص منابع، مطابق با ویژگی فعالیت و خط¬مشی مورد نظر فرد که تحت تاثیر موقعیت‌های درونی و بیرونی وی قرار می¬گیرد، تعیین می شود. قبل از هر چیز، توجه نمایید که ظرفیت مرکزی منابع قابل استفاده (ظرفیت موجود) قابل تغییر است. این محدوده، متناسب با سطح انگیختگی فرد، یا تکالیف در دست اجرا تغییر می‌کند. برای مثال اگر سطح انگیختگی فرد بسیار پایین یا بسیار بالا باشد، ظرفیت قابل استفاده توجه کمتر از زمانی خواهد بود که سطح برانگیختگی در دامنه¬ بهینه است (مگیل 2004).

-7-3-2 نظریه منابع چندگانه
1-3-7-3-2 نظریه‌های دیگر توجه
نظریه‌های دیگر توجه به مسائل انعطاف‌پذیری در پردازش اطلاعات تمرکز کرده اند، برای مثال، به جای اینکه فرض کنند فرایندهای مستلزم توجه تنها می توانند به بررسی یک محرک در یک زمان بپردازند، نظریه‌های جدیدتر نشان می‌دهند که این منابع توجه می‌توانند به پردازش‌های موازی و بدون تداخل تقسیم شوند. چگونگی تقسیم این منابع، با توجه به اهمیت نسبی تکالیف، دشواری نسبی آنها و عوامل دیگرصورت می‌گیرد. مبادله کارآیی بین دو تکلیف همزمان توسط نورمن و بابرو (1975)، پوزنر و اسنایدر (1975) و نییون و گوفر (1979) مورد بحث قرار گرفت.
بر اساس نظریه‌های چند منبعی (ناون و گوفر ، 1979؛ الپورت ، 1980؛ ویکنز ، 1980 و 1984)، چندین ساز و کار توجه وجود دارد که هر یک، دارای منابع محدودی هستند. ذخیره هر منبع به بخشی از اجرای مهارت‌ها اختصاص دارد. با استفاده از تشبیه این مطلب به دولت، می‌توان اظهار داشت که منابعی در ادارات و مؤسسات دولتی مختلف وجود دارد و رقابت برای دستیابی به این منابع، فقط بین فعالیت‌های مربوط به ادارات خاص صورت می‌گیرد. رایج‌ترین نظریه‌هایی چند منبعی را ناون وگوفر (1979)، آلپورت (1980) و ویکنز (1980، 1984) پیشنهاد کردند.
از میان این نظریه‌های چند منبعی ،نظریه پیشنهادی ویکنز، بیشترین شهرت را به دست آورد. وی اظهار داشت که منابع پردازش اطلاعات از سه منبع مختلف فراهم می‌شوند. این منابع عبارت‌اند از: وجوه درونداد و برونداد (مانند، بینایی، اندام ها و نظام گویایی)، مراحل پردازش اطلاعات (مانند ادراک، رمز گردانی حافظه و برونداد پاسخ) و رمزهای پردازش اطلاعات (مانند رمزهای کلامی، رمزهای فضایی).
موفقیت ما در اجرای همزمان دو یا چند تکلیف بستگی به این دارد که این تکالیف، توجه مربوط به منبعی مشترک را می‌طلبند یا به توجه حاصل از منابع مختلف نیاز دارند. زمانی که مجبور به اجرای همزمان دو تکلیف و تقسیم یک منبع مشترک هستیم، اجرا ضعیف‌تر از زمانی است که دو تکلیف برای دستیابی به منابع مختلف رقابت می‌کنند. امتیاز نظریه‌های چند منبعی این است که بیشتر بر نوع نیازهای مربوط به سازه های مختلف پردازش اطلاعات و نتیجه پاسخ تکیه دارند تا ظرفیت منابع غیر‌اختصاصی.
نظریه منابع اختصاصی توجه، راهنمای عملی و سودمندی را در اختیار می‌گذارد که به ما کمک می‌کند تا در مواقعی که ممکن است نیازهای تکلیف بسیار زیاد باشد، درباره اجرای همزمان آنها تصمیم بگیریم. برای مثال، اگر یک تکلیف مستلزم پاسخ با دست و دیگری به پاسخ صوتی نیاز داشته باشد، فرد برای اجرای همزمان آنها با مشکل کمی روبروست، زیرا آنها نیازی به توجه حاصل از سازه منابع یکسان ندارند. بر عکس، افراد برای اجرای همزمان دو پاسخ مختلف دست، با مشکل مواجه‌اند، زیرا هر دو، منابع مربوط به سازه یکسانی را می‌طلبند(مگیل2011).
2-3-7-3-2 دیدگاه انتخاب عمل مربوط به توجه
دانشمندانی نظیر نیومن ( همچنین آلپورت، 1987، 1993 را ملاحظه کنید) دیدگاه نظریه¬های منابع متعدد را مورد انتقاد قرار داده¬اند. نیومن معتقد است، هنگامی که یک حیوان یا یک انسان برای رسیدن به یک هدف، اهداف مشخص آنی دارد (نوشیدن)، بسیاری از محرک¬ها به طور موازی پردازش می‌شوند. محصول نهایی این پردازش، انتخاب عملی خاص است. بنابراین، در نتیجه این انتخاب، از وقوع فرایندهای خاص جلوگیری می¬شود یا این فرایندها به سختی اجرا می¬شوند. بنابراین، در دیدگاه نیومن تداخل بین دو تکلیف همزمان نه به این دلیل است که برای انجام فرایندهای مختلف به توجه نیاز است، بلکه به این دلیل است که عملی از قبل انتخاب شده است و فرایندهای دیگر به طور کلی یا به‌طور جزئی متوقف می¬شوند. بنابراین، انتخاب، اساسی¬ترین و پایه¬ای¬ترین فرایند توجه است و در بحث توجه، منابع با ظرفیت مهم¬ترین فرایند محسوب نمی¬شوند. این نظریه یک جنبه بوم¬شناختی جالبی دارد که اگر عمل خاصی مهم است (مثل فرار کردن از یک حیوان خطرناک)، در این صورت باید از وقوع اعمال دیگر جلوگیری کرد یا حداقل تا زمانی که عمل اصلی به‌وقوع بپیوندد، باید از وقوع اعمال دیگر جلوگیری شود (اشمیت و لی 2005).

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید