تعریف فساد

گرچه فساد به روش­های متفاوتی تعریف شده است اما ساده­ترین و رایج­ترین آن­ها تعریف بانک جهانی از فساد است. از دیدگاه بانک جهانی فساد عبارت است از به­کارگیری امکانات دولتی در جهت منافع شخصی، البته گاهی اوقات استفاده از امکانات دولتی لزوما برای تأمین منافع یک فرد خاص صورت نمی­گیرد بلکه این امر در جهت تأمین منافع یک حزب، طبقه، طایفه، دوستان و آشنایان، خانواده و مانند این­ها انجام می­شود. در حقیقت در بسیاری از کشورها فرآیند فساد در جهت تأمین مالی فعالیت­های حزب­های سیاسی صورت می­گیرد. البته لازم به ذکر است که از این تعریف نمی­توان استنتاج کرد که در فعالیت­های بخش خصوصی فساد وجود ندارد، بویژه در تشکیلات بزرگ اقتصادی خصوصی که آشکارا قابل مشاهده است (همان، 1390).

در تعریف پدیده­ی فساد، ابعاد مختلفی به عنوان ریشه­های آن مطرح شده است که یکی از مهمترین این ریشه­ها در حوزه­ی مخارج دولت و نقش و سیاستگذاری­های آن در اقتصاد است. در کشورهای در حال توسعه، گرایش قابل توجهی، خواسته یا ناخواسته، در جهت گسترش مخارج و بزرگتر کردن اندازه­ی دولت وجود دارد. دلیل و منطق پشت این تصمیمات، سازماندهی مجدد ساختار اقتصاد و افزایش سرعت رشد اقتصادی به عنوان هدف صریح سیاست اقتصادی است. در اواخر قرن بیستم و با اعمال سیاست­های تعدیل در کشورها، این نوع سیاست­های اقتصادی با تردید طرفداران
سیاست­های تعدیل مواجه شده­اند. آنچه که بیشتر مورد نقد قرار گرفته، نحوه­ی تأمین مالی این نوع مخارج و گسترش روزافزون سهم دولت در سرمایه­گذاری (اعم از زیربنایی و روبنایی) کل اقتصاد است. با این نوع تحلیل­ها، این فرضیه قوت گرفته که ممکن است افزایش مخارج دولت لزوما باعث افزایش رشد نشود (برومند، 1387).

به موازات توسعه اقتصاد کلان، سهم دولت در اقتصاد نیز رو به افزایش بوده است و در بسیاری از حوزه­ها شاهد تاثیر مداخله دولت بر روندهای اقتصاد و بازار بوده­ایم. امروزه، در کمتر جای عالم اثری از اقتصاد خصوصی و دولتی خالص می­توان یافت، بلکه اکثر جوامع دارای اقتصاد مختلط­اند و ویژگی­های آنها این نیست که اصلا مداخله نکنند، بلکه کمتر یا بیشتر بودن سهم دولت از تولید ناخالص داخلی است. اکثر اقتصاددانان جهان، بدون توجه به مکتب فکریشان، متفق­القول­اند که برای چیره شدن بر تنگناهای موجود در کشورهای در حال توسعه، دخالت دولت در فعالیت­های اقتصادی ضروری است و دولت باید در روند توسعه اقتصادی دخالت داشته باشد. دولت، در واقع نمی­تواند همچون ناظری بی­طرف عمل کند. مشکلات کشورهای در حال توسعه آن­چنان پیچیده و گسترده است که نمی­توان حل آن­ها را به عهده بازار آزاد و سازوکار قیمت گذاشت. بخش خصوصی توانایی حل این معضلات را ندارد، زیرا شاید توانایی مالی، ابتکار، رشد کافی و انگیزه­های لازم در آن نباشد. بنابراین، دخالت دولت در فعالیت­های اقتصادی بخش جدایی­ناپذیر توسعه اقتصادی این کشورهاست (صیادزاده، 1386).

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   روش های حل مساله زمانبندی پروژه

گرچه فساد طبق تعریف ذکر شده در ارتباط با فعالیت­های دولت و خصوصا انحصارهای دولتی است اما نمی­توان نتیجه گرفت که برای مبارزه با فساد دولت را از بین برد، زیرا همان­طور که قبلا اشاره کردیم فساد در بخش خصوصی هم وجود دارد، به خصوص این که وجود یک جامعه پیشرفته و مدرن بدون دولت امکان­پذیر نیست. بنابراین دولت­ها باید برای جلوگیری از فساد، روش انجام وظایف خود را بررسی کنند، زیرا اقدامات دولتی­ای وجود دارد که زمینه مساعدی برای فساد ایجاد می­کند (صمیمی و همکارن، 1390).

فساد عموما به سوءاستفاده از قدرت و موقعیت توسط کارگزاران بخش عمومی در جهت کسب سود و منافع شخصی تعبیر میشود که شامل روابط غیرقانونی بین کارگزاران بخشهای عمومی و خصوصی بوده است و میتواند اشکال مختلفی مانند رشوه، اختلاس، خویشاوندسالاری، کلاهبرداری، پارتی­بازی، تامین منافع گروههای خاص و … را در بربگیرد.

موسسه بین­المللی شفافیت[1]، فساد را هر نوع سوءاستفاده از قدرت و اختیارات واگذارشده به کارگزاران دولتی برای منافع شخصی در جهت افزایش قدرت، ثروت و کسب منفعت شخصی تعریف میکند. این پدیده دارای آثار مخرب و غیرقابل انکاری بر بدنه­ی اقتصاد و بالاخص در
حوزه­ی ارائه­ی کالاهای عمومی است که باعث افزایش هزینه­های مبادله­ی بنگاه شده، رشد اقتصادی و رفاه عمومی جامعه را تحت تاثیر منفی قرار میدهد (سامتی و همکاران، 1391).

در مجموع فساد یک پدیده ناهنجار اجتماعی، سیاسی و اقتصادی است که در همه جوامع بشری به اندازه­های متفاوت وجود داشته و تحت شرایط معین و مساعدی رشد می­یابد. موجودیت و گستردگی این پدیده ناهنجار با توجه به توسعه اجتماعی و اقتصادی و عمدتا اثربخشی ارزش­های اخلاقی، مذهبی و فرهنگی یک جامعه تا جامعه دیگر فرق می­کند. فساد اقتصادی نه تنها عدالت وحق شهروندان را نقض می­کند بلکه برای رشد و توسعه نیز زیان­بار است و می­تواند بر بسیاری از متغیرهای اقتصادی همچون تورم، بیکاری، سرمایه­گذاری، رشد اقتصادی و … تاثیرگذار باشد. از طرف دیگر، فساد نیز از عوامل متعددی تاثیر می­پذیرد که شناخت و بررسی­شان به منظور کنترل و جلوگیری مهم جلوه می­نماید (صمیمی و همکارن، 1390).

با بررسی تعاریف موجود در زمینه فساد می­توان به این نتیجه رسید که در همه تعاریف فساد یک نقل و انتقال منافع بین بخش دولتی و خصوصی است که طی آن منافع عمومی به سمت منافع خصوصی سوق می­یابد (تقوی و همکارن، 1390).

[1]  Transparency International

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید