دانلود پایان نامه

اقتصاددانان کلاسیک بنیان توزیع درآمد ملی را مالکیت عوامل دانسته و بحث توزیع درآمد را بر اساس مالکیت عوامل تولید مطرح می کردند.

از نظر آدام اسمیت، قیمت یا ارزش مبادله ای یک کالا شامل ارزش عوامل تشکیل دهنده آن است؛ ارزش تولید ملی نیز متشکل از ارزش عوامل تشکیل دهنده آن خواهد بود که بین افراد به صورت دستمزد، سود سرمایه و بهره مالکانه توزیع می گردد.از نظر اسمیت قیمت یک کالا شامل مزد، سود و رانت بوده و تئوری توزیع درآمد نتیجه تئوری قیمت می باشد، در این نظریه مزد ارزش کاری است که میزان آن در بازار کار از طریق عرضه و تقاضای آن تعیین می­گردد.سود، بهای سرمایه است و علل افزایش یا کاهش سود سرمایه با علل کم و زیاد شدن مزد تفاوتی ندارد ولی تأثیر این علل بر سود و دستمزد متفاوت است.

نظریه توزیع کلاسیک بیشتر به دیوید ریکاردو منسوب است.در این نظریه، به تحلیل توزیع درآمد حاصل از تولید ملی بین طبقات سه­گانه رانت خواران، مزد­بگیران و سود­بران پرداخته می­شود.از نظر ریکاردو توزیع تولید بین عوامل سه­گانه آن یعنی نیروی کار، زمین و سرمایه با گذشت زمان به نفع اجاره و به زیان سود تغییر می­کند.درآمد مالکان اراضی در اثر پیشرفت فنی افزایش می­یابد زیرا به دلیل تفاوت در­حاصلخیزی اراضی، هزینه­های تولید متفاوت خواهد بود و چون قیمت بازار بر اساس هزینه تولید محصولات زمین های حاشیه ای تعیین می­شود، درآمد اضافی یا رانتی به نفع دارندگان اراضی مرغوب تر به وجود می­آید (بختیاری، 1382).

ریکاردو بیان می­کند که در مراتب مختلف سهم های که از کل محصول زمین به هر یک از صاحبان عوامل به عنوان بهره زمین، سود و مزد تعلق می­گیرد متفاوت می باشد و عمدتاً به  باروری فعلی خاک، میزان انباشت سرمایه، انبوهی جمعیت، میزان مهارت، زیرکی و ابزارهای مورد استفاده کشاورزی بستگی دارد.از نظر ریکاردو مزد واقعی کارگران در نتیجه پیشرفت فنی ثابت باقی مانده و همواره در سطحی برقرار می­شود که برابر حداقل لازم برای تأمین زندگی ایشان است؛ و در دنباله ثابت بودن مزدها بیان می دارد اگرمزدها در بلندمدت افزایش یابد باعث افزایش قیمت نیز می شود و به دنبال آن عرضه نیروی کار اضافه می شود بنابراین باید به کارگران به اندازه رفع نیازها دستمزد داد.سود سرمایه­گذاران در اثر پیشرفت اقتصادی تنزیل خواهد یافت زیرا نتیجه پیشرفت به صورت افزایش رانت، نصیب مالکان زمین شده و مجموع سود تقسیمی بین نیروی کار و صاحب سرمایه کاهش می یابد و چون سهم کارگران ثابت است، سهم صاحبان سرمایه کاهش خواهد یافت.

در نظریات مارکسیست های جدید که بیشتر به اقتصاددانان رادیکال شناخته می شوند صاحبان سرمایه در یک شرایط رقابتی به منظور افزایش سود خود همواره در پی بهبود کارائی و افزایش کنترل خویش از طریق تخصصی­تر نمودن و ماشینی­تر­کردن جریان­کار هستند. بر اساس توضیحات گوردون که از سرآمدان رادیکالیسم اقتصادی است، توزیع درآمد تحت تأثیر دو علت می­باشد؛ اول مجموعه پیچیده ای که در نهایت، کارائی­کارگر را مشخص می­کند. دوم، قدرت نسبی کارگران و کارفرمایان در تعیین سهمی که باید به­کارگر پرداخت گردد.

مارکسیست های جدید معتقدند که توزیع نامتناسب منجر به تشدید تضاد طبقاتی شده و تحولات تاریخی و اجتماعی را موجب می­گردد.آنها سعی نموده­اند توزیع درآمد را از لابه لای نظام اقتصادی و سیاسی حاکم بر جامعه بین المللی توضیح دهند.به عقیده اینان نابرابری درآمد در کشورهای توسعه نیافته، ریشه در نظام مبادله نابرابر در سطح بین الملی دارد؛ به این معنی­که­کشورهای پیشرفته ی سرمایه داری، کشورهای توسعه نیافته را بالاجبار وارد نظامی از مبادله می کنند که در نهایت به سود آن ها و به ضرر کشورهای توسعه نیافته است( بختیاری، 1382).

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   برنامه های توسعه

پ) توزیع درآمد در نظریات نئوکلاسیک ها

محور اصلی نظریه نئوکلاسیک ها در استفاده از مطلوبیت به جای هزینه در مبحث ارزش می باشد.این گروه از اقتصاددانان برای بررسی توزیع درآمد بین عوامل تولید به بهره وری از عوامل تولید توجه دارند.

عرضه و تقاضا مکانیسمی است که علاوه بر تعیین قیمت کالا می­تواند قیمت عوامل تولید را تعیین نماید.نظریه توزیع آلفرد مارشال در واقع کاربرد نظریه ارزش او برای قیمت گذاری عوامل تولید است.قیمت عوامل­تولید به ترتیب که به وسیله تقاضا و عرضه این عوامل در بازار تعیین می­شود برای کارفرمایان و کارآفرینان اقتصادی که این عوامل را به داخل اشتغال می­آورند هزینه محسوب می شود. هزینه عوامل تولید از طرف درآمد به صورت بهره مالکانه، دستمزد و سود به ترتیب به هر یک از عوامل تولید تعلق می­گیرد.هر یک از این درآمدها به جز سود غیر عادلانه در شرایط رقابت کامل در بازار عوامل تولید از طریق تقاطع عرضه و تقاضا به وجود می­آید.بدین ترتیب ، مارشال ارتباط خاصی بین نظریه­ارزش و نظریه توزیع که در اقتصاد کلاسیک وجود نداشت، برقرار می­کند.

کلارک به عنوان مهمترین عضو مکتب نئوکلاسیک در آمریکا اصول اقتصادی این مکتب را به محافل اقتصادی این کشور معرفی نمود.کلارک معتقد است که هرگاه درآمد هر عامل تولید به اندازه محصول فیزیکی نهایی خود باشد در تعادل رقابتی بلندمدت است.

نظریه قابلیت تولید نهایی چگونگی تعیین و توزیع درآمد عوامل تولید را طوری مشخص می­سازد که محصول کل کاملاً و به طور عادلانه توزیع گردد.نظریه قابلیت تولید نهایی کلارک پایه و اساس نظریه توزیع وی می­باشد، چگونگی تعیین درآمد تحت دو شرایط معین انجام می­گیرد، اول آنکه در بازار کالا و منابع تولیدی، رقابت کامل برقرار باشد. در این وضعیت به صاحب هر منبع تولیدی بابت هر واحد از منبع تولیدی که مورد استفاده قرار می­گیرد قیمت یا مبلغی برابر با ارزش محصول نهایی منبع تولیدی مورد نظر پرداخت می­شود. دوم آنکه، قانون بازده نزولی برای هر عامل تولیدی کاملاً مصداق عملی دارد.

از نظر کلارک مهارت کارگران و بازار­کار مشابه می باشد، از این رو قدرت بازدهی هر­کارگر در زمان معین و شرایط برابر ثابت است بنابراین نرخ دستمزد تمام کارگران با هم برابر­است. از آنجا که در نظام سرمایه داری شرایط رقابت­کامل برقرار است در بلندمدت سود غیرعادلانه برابر با صفر است، البته در کوتاه مدت امکان دارد که چنین در اقتصاد ظاهر گردد، در این صورت سود، مازادی است که عاید تولیدکنندگان می­شود.

ت) توزیع درآمد در نظریات کینز و اقتصاددانان کینزی

کینز از بعد تقاضای مؤثر به اقتصاد نگاه می­کرد و از نظر او تقاضای مؤثر عامل اساسی در تعیین حجم اشتغال و در نتیجه، عامل مؤثر در تعیین میزان تولید و درآمد صاحبان عوامل بوده و در واقع تقاضای مؤثر عامل اساسی در تعیین درآمد و توزیع آن بین عوامل تولید می باشد و تعیین کننده سطح تعادل، تولید و اشتغال می باشد.

از ویژگی های اساسی دیدگاه کینز، یکی وجود تعادل در هر سطحی از اشتغال و تولید و دیگری دید کوتاه­مدت او به مسائل می باشد. تعادل به معنی برابری عرضه کل با تقاضای کل می باشد.کوتاه مدت به معنی ثابت بودن ظرفیت تولیدی جامعه در یک دوره زمانی محدود است (بختیاری، 1382،ص 41).

 

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید