جایگاه سرمایه های انسانی در الگوی رشد اقتصادی

سیمون کوزنتس  برنده جایزه نوبل اقتصاد در سال 1971، اعتقاد داشت که مفهوم سرمایه که تنها سرمایه فیزیکی و کالایی را شامل می‌شود، مفهومی ناقص و نارساست. لذا، باید سرمایه انسانی و سرمایه فیزیکی هر دو به حساب آیند. او در این ارتباط می‌گوید: «سرمایه انسانی یک کشور صنعتی پیشرفته، ابزارها و واردات صنعتی آن کشور نیست، بلکه اندوخته دانش‌هایی است که از آزمایش‌ها بدست آمده و کارآموختگی افراد آن کشور برای بکار بردن این دانش هاست». او معتقد بود که سرمایه‌گذاری در آموزش منبع مهمی برای تشکیل سرمایه انسانی، نظیر توانا ساختن نیروی کار و پیشرفت دانش فنی در تولید محسوب می‌شود و سرمایه انسانی را عامل مهمی در توسعه اقتصادی کشور به حساب می‌آورد (سبحانی، 1371).

همچنین، شولتز پدر نظریه سرمایه انسانی معتقد بود که نقش بهبود کیفیت نیروی کار که از طریق سرمایه‌گذاری در سرمایه انسانی حاصل می‌شود، به عنوان یکی از عوامل تعیین کننده رشد در تحلیل‌های سنتی عوامل مؤثر بر رشد اقتصادی فراموش شده است ( صادقی و عمادزاده،1382).

در مطالعه‌ای که توسط بانک جهانی در 192کشور انجام شده، اعلام شد: سرمایه فیزیکی به‌طور متوسط تنها 16 درصد، سرمایه طبیعی 20 درصد و سرمایه انسانی 64 درصد ثروت یک کشور را تشکیل می‌دهند. جوامعی که بر تشکیل سرمایه انسانی تأکید کرده‌اند از نظر رشد اقتصادی، اشتغال، کاهش فقر و توزیع عادلانه درآمد عملکرد بهتری داشته‌اند (سید حسین امامی،1387).

برای توسعه انسانی دو مفهوم کلی را می‌توان منظور کرد:

1-تشکیل توانمندی‌های انسانی از طریق سرمایه‌گذاری در نیروی انسانی

2-شیوه به‌کارگیری توانایی‌های رشد یافته از طریق مشارکت‌های اقتصادی و اجتماعی در جامعه.

در دنیای امروز این نظریه که آزادی انسان‌ها و میزان مشارکت آن‌ها در فرآیند توسعه نقش مستقیمی در رشد شاخص‌های صنعتی-اقتصادی دارد یک تئوری اثبات شده است، که می‌توان به جرأت گفت همواره زیربنای اصلی رشد و توسعه اقتصادی کشورهای صنعتی بعد از جنگ جهانی دوم بوده است. بر همین اساس سازمان های بین‌المللی وابسته به سازمان ملل متحد «شاخص توسعه انسانی» را در کشورها اندازه‌گیری و آن‌ها را براساس آن رتبه‌بندی می‌کنند. در این دیدگاه برای نخستین بار در عمل نقش انسان از نقش سرمایه در فرآیند توسعه اقتصادی فراتر رفت و حتی درجایگاهی برتر از آن نشست، با این تعبیر که توسعه اقتصادی در اصل با توسعه انسانی تحقق می‌یابد (سید حسین امامی،1387).

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   مفهوم تکانه نفتی در اقتصاد

سرمایه‌گذاری، عامل عمده پیشرفت اقتصادی به شمار می‌آید و به معنی عام عبارت است از تمام هزینه‌هایی که موجب حفظ، ابقاء و یا افزایش ظرفیت‌های تولید، همچنین ایجاد درآمد می‌شود. این هزینه‌ها فقط سرمایه‌گذاری مادی در تأسیسات، تجهیزات، موجودی انبارها و توسعه منابع طبیعی را در بر نمی‌گیرند، بلکه سرمایه‌گذاری‌های انسانی، پژوهش و توسعه (R&D) آموزش و پرورش، آموزش ضمن خدمت، بهداشت و جابه‌جایی نیروی کار را نیز شامل می‌شود. بیشتر اقتصاددانان معتقد هستند که در حقیقت کمبود سرمایه‌گذاری در سرمایه‌های انسانی عامل اصلی نازل بودن سطح رشد اقتصادی در کشورهای در حال توسعه است و تا زمانی که آموزش و پرورش این کشورها، استفاده از علوم و دانش و افزایش سطح مهارت‌های حرفه‌ای را ارتقاء نداده‌اند، بازدهی و کارایی نیروی کار و سرمایه در سطح نازلی باقی می‌ماند و رشد اقتصادی با کندی و با هزینه‌های سنگین‌تری صورت می‌گیرد. در واقع می‌توان گفت سرمایه‌های فیزیکی تنها زمانی بیشتر مولد خواهند شد که کشور دارای مقادیر لازم سرمایه انسانی باشد (تقوی و محمدی، 1385).

توسعه یافتگی نه‌تنها به دست انسان‌های توسعه یافته محقق می‌شود، بلکه معیار ارزیابی توسعه و درجه پیشرفت برنامه‌های توسعه نیز بر پایه توسعه انسانی و میزان رشد شاخص‌های مربوط است. در این دیدگاه، انسان نه‌ تنها ابزار توسعه که هدف توسعه است. کشورهایی وجود دارند که به لحاظ رشد اقتصادی و درآمد سرانه، هرسال صعود بیشتری را تجربه می کنند؛ اما در اقتصاد جهانی به عنوان کشورهای توسعه‌ یافته شناخته نمی‌شوند. این امر بدین خاطر است که در الگوهای مراودات اقتصاد جهانی، بهره‌وری، پایایی (امکان ذخیره و جبران هر نوع سرمایه فیزیکی، انسانی و زیست محیطی)، آزادی انسان‌ها و مشارکت فعال آن‌هاست که الگوی توسعه انسانی را شکل می‌دهد و بر اساس آن کشورهای مختلف حرکت رو به جلو تجارت بین المللی خود را آغاز می‌کنند. در این بازی اقتصادی کشورهایی که در آن توسعه انسانی در پس سایه‌های گنگ به خاک نشسته است، بازنده اصلی هستند (سید حسین امامی،1387).

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید