اهداف پیش رو را مد نظر قرار دهد اهدافی چون تسهیل تبادل متخصصان و تکنولوژی میان دولتها بر یک اساس رفتار قابل قبول متقابلانه.
دولتها همچنین ملزم به ارائه راهنمایی به فضانوردان، ایجاد فرصت برای مشاهدهی پرتاب فضاپیماها و تشویق همکاری بینالمللی در سرمایهگذاریهای علمی در بخش فضا میباشند.
این مقررات نشاندهندهی اهمیت بسیار حقوق مالکیت فکری میباشند چرا که حمایت اعطا شده به صنعت فضا در موضوعاتی چون اختراعات و اسرار در این زمینه، انحصار حقوق و مالک شدن نتایج آزمایشات تکنیکی صورت گرفته در فضا توسط مالکیتفکری صورت میگیرد، به طور مثال، در مواردی حمایتفکری میتواند توسعه تحقیقات متعاقب به خصوص در زمینه مدارهای هوشمند که تکنولوژیهای ضروری آن پتنت شدهاند را با کندی مواجه سازد از آنجا که این مدارهای بیضی شکل، الزاما در خارج از منطقه استوایی واقع شدهاند از ویژگی عدم الزام فرکانسهای محدودشده که مزایای کاربردی بسیاری در ارتباط با تکنولوژی ارتباطات از راه دور دارند هستند، بهره میبرند.
بسیاری بر این عقیدهاند که چنین اختراعاتی که پوشش دهندهی روش و سسیتم ارتباطات از راه دور ماهوارهای که از این مدارها بهره میبرند هستند، باعث دسترسی محدود به این مدارها توسط اشخاص ثالث خواهند شد در حالیکه، مسئله اساسی، این است که اصل سودمندی فضا برای تمامی کشورها به طور ضمنی به مسئله همکاری و یاری متقابل و به اشتراک گذاشتن اطلاعات اشاره میکند۵۹ و تحقق عملی این اصل مستلزم ایجاد مکانسیمهای همکاری و انتقال دانش و تکنولوژی میباشد در حالیکه دولتها و به خصوص شرکتهای خصوصی که حمایت فکری حکم تضمین سرمایهشان تلقی میشود به کمک مالکیت فکری به طور مثال اسرار تجاری، آنها را به تملک خویش درآورده و دیگر دولتها و موسسات را از ایجاد نمونه مشابه با آن منع میکنند، به طور مثال، مخترع به هیچ وجه اختراع خود را به اشتراک نمیگذارد و تنها به منظور دریافت حق اختراع به افشای اختراع خود میپردازد. اگرچه تعهدات مذکور به صراحت عنوان نشدهاند اما این الزام برای فعالیتهای فضایی به خوبی دریافت میشود به گونهای که ماده ۱ معاهده فضا پا را فراتر گذاشته و اشتراک منافع۶۰ را بیان میکند.
همچنین ماده XV معاهده ماه، به دول عضو اجازه بازدید از تسهیلات دیگر دولتها روی ماه را منوط به دادن هشدار منطقی و همراه با اتخاذ احتیاطهای لازم به منظور تضمین امنیت و دوری از مداخله مفرط را اعطا میکند به گونهای که به وضوح میتوان از این ماده قصد دوری کردن از رقابت و افزایش همکاری بینالمللی را استنباط نمود۶۱.
در نتیجه به نظر میرسد که پذیرش حقوق مالکیت فکری در ماوراء جو همانطور که کشورهای در حال توسعه ادعا میکنند مسئلهی سودرسانی به تمام دولتها و اشتراک اطلاعات حاصله از ماوراء جو را تحتالشعاع خویش قرار دهد طوریکه هماهنگ شدن این اصول را با حقوق مالکیت فکری تا زمانیکه استراتژی مناسب در انتقال دانش و اشتراک دادهها به وجود نیاید را وارد چالش میکند.۶۲
این اصل به دلیل حفظ موقعیت کشورهای جهان سوم در رابطه با فضا مورد عنایت این کشورها میباشد و از جمله استدلالات آنها اینست که فضا متعلق به تمام ملتها است و منافع حاصله از آن باید در خدمت تمام کشورها باشد در صورتیکه در مقابل کشورهای توسعه یافته تفسیر میکنند هر کشوری میتواند از منابع طبیعی فضا مادامیکه دولتی ادعای صلاحیت انحصاری بر مناطقی که آنها احیا کرده است مطرح نماید بهرهمند شوند. جهان در حال توسعه در برابر این تفسیر ایستادهاند و بر این نظرند که این تفسیر منجر به انتقال منافع تنها به کشورهای صنعتی و توسعه یافته میباشد و این امر غیرمنصفانه است زیرا دول توسعه یافته به طور انحصاری تکنولوژی و سرمایه لازم برای بهره برداری از این منابع را در اختیار دارند در حالیکه آنها دارای ملتهایی با بیشترین نیازها میباشند، در نتیجه، آنها باید از یک اشتراکگذاری برابر در تصمیمگیری، کنترل و بهرهگیری از منافع برخوردار شوند.
در مقابل استدلال کشورهای توسعهیافته حاکی از غیر منصفانه بودن ادعای جهان سومیها است زیرا آنها بر این عقیدهاند که دارای تکنولوژیهای پیشرفته کشف منابع هستند، پس کنترل نتایج و پاداشهای تلاششان را به جهان سومیها که مشارکت کم یا حتی هیچ مشارکتی در ریسک انجام چنین فعالیتهایی را ندارند اعطا کند، این امر غیر منصفانه تلقی میشود.
ولیکن باید خاطر نشان کرد در برطرفسازی این تعارض، باید به طور همزمان به حقوق بینالملل عمومی، آزادی استفاده از فضا، منافع عمومی و انتظارات وسیع صنعت فضا توجه کافی صورت بپذیرد. هنگامیکه ماوراء جو جزئی از حقوق بینالمللی عمومی گشت، بازیگران آن تنها دولتها و سازمانهای بینالمللی بودند و بیشتر خطاب پنج معاهده اصلی فضا به دولتها و به منظور محو ادعای حاکمیت آنها بر این منطقه بوده است. به عبارت دیگر، روح کلی معاهدات فضا با آنچه که هم اکنون در زمین اتفاق میافتد متفاوت میباشد، ولیکن عدهای بر این عقیدهاند که از خود معاهدات فضا با اشاره آنها به شرکتهای خصوصی و مسئولیت آنان، ظهور چنین موضوعاتی قابل پیشبینی بوده است و عملا تعارضات عنوان شده مطرح نمیباشند۶۳.
گفتار دوم- اصل عدم امکان ادعای مالکیت بر فضا و مالکیت فکری
قبل از تصویب معاهده فضا در ۱۹۶۷، مجمع عمومی سازمان ملل قطعنامه ۱۷۲۱ در سال ۱۹۶۱ تصویب کرد که به موضوع عدم امکان تخصیص ملی میپرداخت البته این
قطعنامه برای دولتها الزام آور نبوده و جنبهی توصیهای دارد۶۴.
اصل عدم امکان تملک ماوراء جو به عنوان فقدان صلاحیت سرزمینی تعریف میشود و به طور ضمنی به موضوع فقدان تملک به عنوان موضوع حقوق خصوصی اشاره میکند. در طول مذاکرات مربوط به معاهده، نماینده بلژیک تفسیر درست این اصل را یادآوری نمود به گونهای که هم شامل ایجاد حاکمیت و هم شامل حق مالکیت به اموال در حقوق خصوصی باشد در حالیکه برای نماینده فرانسه نتیجهی منطقی این اصل تنها مفهوم حاکمیت تحت حقوق بین الملل میباشد و در خود معاهده نیز این اصل به عدم تصاحب ملی تحت حقوق بینالملل اشاره دارد۶۵.
از ماده II معاهده ماوراء جو اغلب به عنوان اصل عدم تملک فضا یاد میشود، لیکن تفاسیری از این ماده وجود دارد که از آن به عنوان مقرره عدم امکان حاکمیت۶۶ نیز یاد میکنند۶۷.
البته باید خاطر نشان کرد از نقطه نظر جهان توسعه یافته اگرچه حاکمیت سرزمینی در ماورا جو وجود ندارد اما این مسئله مانع از اعمال صلاحیت دول در این منطقه نمیباشد به عبارت دیگر باید میان جنبهی سنتی حاکمیت یعنی تملک ملی و جنبهی عملکردی حاکمیت، اعمال حق حاکمیت، تفکیک قائل شد. چنین تفکیک مهمی در موضوعات حقوق مالکیت فکری از اهمیت شایانی برخوردار است۶۸ و اگرچه ماوراء جو موضوع صلاحیت سرزمینی نمیباشد اما انواعی از صلاحیت وجود دارند که می توانند در شرایط خاصی اعمال شوند، به طور مثال، مادهVII معاهده فضا بیان میکند که هر دولت عضو معاهده که شی پرتاب شده به فضا را ثبت نموده است باید صلاحیت ۶۹و کنترل خویش را بر آن شی و کارکنان آن حفظ نماید ۷۰.
در کنوانسیونهای بینالمللی، شی فضایی۷۱ واژهای است که به فضاپیماها و ماهوارهها اطلاق میشود، در حقیقت هر چیزی که بشر به فضا پرتاب میکند یا تلاش برای پرتاب آن دارد مانند اجزا و تسهیلات پرتاب به عنوان شی فضایی در نظر گرفته میشود۷۲. این موضوع که صلاحیت به فضاپیما و اشخاص درون آن تسری پیدا میکند نوعی صلاحیت شبه سرزمینی میباشد، چرا که این مقرره اجازهی گسترس صلاحیت قانون ملی کشوری خاص بر شی فضایی و فضانوردان آن را از طریق الزامات ثبت ملی و بینالمللی فراهم میکند. در واقع از طریق این ترفند، حقوق حاکمیتی دولتها بیرون از جغرافیای سرزمینی آنها به کار گرفته میشود۷۳.
البته چنین طرحی مادامیکه فعالیتهای فضایی مرتبط با زمین چون ارتباطات از راه دور، سنجش از راه دور صورت میگیرد معتبر است لیکن اگر در آینده با فعالیتهای فضایی با فضا چون پرتاب کردن شی فضایی از مناطق ماوراء جو روبرو شویم وضعیت اینگونه نخواهد بود.
تاکنون هیچ سند بینالمللی به این سوال که اگر در ایستگاه فضایی بینالمللی اختراعی توسط اشخاص صورت پذیرد، این اختراع در ماوراء جو که یک سرزمین محسوب نمیشود از حمایت برخوردار خواهد بود یا خیر، داده نشده است. به نظر میرسد بسته به نوع تفسیر کشورها از مفهوم عدم امکان تصاحب ملی، پذیرش حقوق مالکیت فکری در ماوراء جو دستخوش تغییر شود به خصوص برای کشورهای در حال توسعه، این تفاسیر از اهمیت شایانی برخوردارند به گونهای که نوع تفسیر حاکم میتواند آنها را در نیل به اهداف و تحقق منافعشان یاری رساند۷۴.
با این وجود، نمونههایی از عدم توجه به معاهده فضا نیز وجود داشته است، به طور مثال، در اعلامیه بوکاتا دولتهای استوایی ادعای بخشی از مدار زمین استوار به دلیل رابطهی خاص فیزیکی بین مدار و دولت مادون آن را کردند. بسیاری از دولتها این اعلامیه را مخالف ماده II معاهده ۱۹۶۷ فضا میدانند.
دربیان کلی، ذکر این مطلب ضروری است که تفسیر حاکم و غالب موجود بر این اصل، منع ادعای حاکمیت و نه منع اعمال حاکمیت میباشد. در نتیجه، به نظر میرسد پذیرش حقوق مالکیت فکری در فضا تعارضی با این اصل اساسی در حقوق فضا نداشته باشد۷۵.لازم به یادآوری است که منعیت مالکیت فضا هم در خصوص دولتها است و هم بر اساس مواد VI،VII معاهده ۱۹۶۷ فضا بخشهای خصوصی مشمول آن واقع میشوند. در نتیجه، مالکیت خصوصی منابع فضا نیز ممنوع میباشد.
در نتیجهگیری باید عنوان کرد که اصول حقوق فضا اهداف مشترکی چون همکاری و یاری متقابل که در معاهده ماوراء جو بیان شده است و شامل انتشار اطلاعات نیز میشود را دنبال میکنند و از طرف دیگر در مالکیت فکری و به خصوص در اختراعات، هدف اعطای حقوق انحصاری است و در عین حال در ماوراء جو موضوع تملک و مالکیت وجود ندارد ولیکن به بیان دول توسعهیافته به منظور تحقق پیشرفت علم، مطابق نمودن این اصول به ظاهر متناقض با یکدیگر ضروری است.
در این راستا، قانون باید ابزار تشویق چنین توسعههایی باشد و به برطرفسازی موازی منافع عمومی و اشخاص خصوصی بپردازد به خصوص اینکه با استناد به تفسیرهای معاهده حقوق فضا به خوبی میتوان قابل پیش بینی بودن جایگاه شرکتهای خصوصی را حتی در سالهای ابتدایی حقوق فضا را دریافت به عنوان مثال در ماده VI معاهده فضا در خصوص مسئولیت بیان شده است که دول عضو باید مسئولیت بینالمللی خویش را در فعالیتهای فضایی ملیشان اعم از انجام آنها توسط نهادهای دولتی یا شرکتهای خصوصی پذیرا باشند و در اینجا مقصود از فعالیتهای ملی، تمام فعالیتهایی است که درون صلاحیت سرزمینی یا شبه سرزمینی دولتها رخ میدهد لیکن چنین رویکردی در حاکم کردن مالکیت فکری بر فعالیتهای فضایی برای کشورهای در حال توسعه که دانش و زیرساخت مناسب و کافی را برای فعالیتهای فضایی در اختیار ندارند، خوشایند به نظر نمیرسد. همچنین برای
پذیرش حقوق مالکیت فکری در ماوراء جو حتی اگر مشکل تعارض با اصل عدم امکان مالکیت فضا مرتفع شود، تقابل این پذیرش با دیگر اصل حقوق فضا یعنی اصل سودرسانی به تمام ملل تا زمانیکه چارچوب و روش مناسبی برای اشتراکگذاری دادهها و انتقال فناوری به کشورهای در حال توسعه ظهور نکند، همچنان باقی خواهد بود.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   correction، feedback

مالکیت فکری نیز به دو شاخهی عمده تقسیم میشود: مالکیت صنعتی و مالکیت ادبی که هر یک دارای زیرمجموعههایی هستند. در بین انواع حقوق مالکیت فکری سه نوع عمده در فعالیتهای فضایی به کار میروند: حمایت از ابتکارات و اختراعات، حمایت کپیرایت از سازمانهای پخش ماهوارهای و دادههای سنجش از راه دور و موضوع علائم تجاری که به دلیل خارج بودن از بدنه ماهوارههای سنجش از راه دور و عدم تحقق کنونی توریسم فضایی از موضوع خارج میشود لیکن زمانیکه صحبت از کیفیت تصاویر۷۶و حمایت از نام شی فضایی و ماهواره میشود، علامت تجاری نیز نقش بازی میکند.از مصادیق مالکیت فکری که امروزه بیشتر مورد بحث قرار گرفتهاند موضوع اختراعات و دادهها میباشند که در این مبحث به اختراعات و سپس به موضوعات کپیرایت در مباحث بعدی پرداخته میشود.
مبحث اول-اختراعات در ماوراء جو
از نقطه نظر تئوریکی و به منظور بررسی دقیق موضوع، اختراعات مرتبط با فضا را به دو گروه عمده تقسیم میکنیم:
دسته اول شامل اختراعاتی است که حاصل فعالیتهای انجام یافته در زمین میباشند. این اختراعات هم دربردارندهی اختراعات ایجاد شده با کاربردهای فضایی که از فعالیتهای فضایی نشات گرفتهاند، مانند فعالیتهای ارتباطات از راه دور و هم اختراعات ایجاد شده در زمین با کاربردهای فضایی که باید در فضا مورد استفاده واقع شوند، میباشد. این دسته از اختراعات نتیجه برنامههای فضایی هستند اما خودشان را از سایر اختراعات ایجاد شده در زمین متمایز نمیکنند و همان شرایط تازگی، گام ابتکاری و کاربرد صنعتی را بایستی دارا باشند۷۷. همچنین این اختراعات باید تحت حمایت قانون کشوری که آن را به ثبت میرساند نیز قرار گیرند. لیکن گسترش صلاحیت حاکمیتی دولتها در ماوراء جو نیاز به تصریح در مقررات آن کشورها دارد همان عملکردی که در ماده ۱۰۵ قانون اختراع آمریکا صورت گرفته است۷۸.
دستهی دوم شامل اختراعات مرتبط با فضا که در ماوراء جو ایجاد شدهاند، میگردد. این اختراعات شامل اختراعات ایجاد شده در فضا با کاربردهای سرزمینی در زمین و اختراعات ایجاد شده در فضا با کاربردهای فضایی هستند. به خصوص با نزدیک شدن اتمام پروژه ایستگاه فضایی بین

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید