دانلود پایان نامه

_دلقک: «گنجشک، جوجه فاخته را آن قدر توجه کرد که مادر فاخته سرِ گنجشک را به جرم تصاحب آشیانه کند». (همو،1238). «پرده اول، صحنه چهارم».
_لیر: «بدبخت کسی است که دیر پشیمان می شود». (همو،1239). «پرده اول، صحنه چهارم».
_دلقک (به لیر): «تو را به شاگردی نزد مورچه می فرستم تا یاد بگیری که در زمستان تلاش و زحمتی در کار نیست…. وقتی چرخ بزرگی رو به سرازیری می رود آن را رها کن وگرنه با تعقیب آن گردن خود را خواهی شکست؛ ولی هنگامی که همان چرخ بزرگ سر بالا می رود خود را بدان بیاویز تا تو را بالا ببرد». (همو،1252). «پرده دوم، صحنهچهارم».
_لیر: «کسانی که پلید جلوه می کردند، وقتی که پلیدتر از ایشان پیدا شود، واجد ارزش بیشتری می شوند». (همو،1257). «پردهدوم، صحنه چهارم».
دلقک: «مردی که می گذارد به جای قلبش پنجه پایش سفت شود دیگر قادر نیست بخوابد، زیرا درد میخچه به او امان نمی دهد». (همو،1260). «پرده سوم، صحنه دوم».
_دلقک: «وقتی که سخنان کشیشان بیشتر حاوی کلمات باشد تا فکر، هنگامی که عرق کشان آب در کوزه می ریزند، زمانی که اشراف آموزگار خیاط خود بشوند، و بی دینان را نسوزانند و زنان به خواستگاری مردان بروند، و وقتی هر ادّعایی در قانون صحیح تلقّی شود، و هیچ مرد شریفی مقروض یا فقیر نباشد، و هنگامی که تهمت سرِ زبان ها بیافتد و جیب برها دیگر خود را در میان جمعیّت نیندازند، در آن موقع کشور شاهان قدیم دچار اغتشاش می شود و برای کسانی که زنده بمانند و قدرت بینایی داشته باشند زمانی می رسد که مردم روی پاهای خود راه می روند». (همو،1261). «پرده سوم، صحنه دوم».
_لیر: «تو شاید از یک خرس دوری کنی ولی اگر راه فرار تو منتهی به دریایی خشمگین شود حاضری در نهایت تهوّر با خرس روبرو شوی». (همو،1262). «پرده سوم، صحنه چهارم».
_ادگار: «مواظب عفریت پلید باشید. از پدر و مادر خود اطاعت کنید. به قول خود پایبند باشید. ناسزا نگویید. به لباس های فاخر دل نبندید». (همو،1264). «پرده سوم، صحنه چهارم».
_آلبانی: «فرزانگی و نیکی در نظر فرومایگان پست است. کثافت جز با هم جنس خود با چیز دیگر قرین نمی شود». (همو،1277). «پرده چهارم،صحنه دوم».
_گونریل: «فقط احمق ها نسبت به دغلبازانی که قبل از کسب فرصت برای آزار رساندن تنبیه می شوند احساس ترحّم می کنند». (همو،1277). «پرده چهارم، صحنه دوم».
* نصیحت گویی و بیان سخنان پندآموز از زبان شخصیت ها در داستان ((فریدون و پسران)):
_تور: «بجای زبونی و جای فریب نباید که یابد دلاور شکیب».
_سلم: «و دیگر بگویش که ترس خدای بباید که باشد بهر دو سرای
جوانرا بود روز پیری امید نگردد سیه موی گشته سفید».
_فریدون: «سپهری که پشت مرا کرد کوز نشد پشت و گردان بجایست نوز
شما را چماند همان روزگار نماند چماننده هم پایدار».
_فریدون: «یکی داستان گویم ار بشنوید همانا که کارید خود بدروید». (فردوسی،53:1379).
_فریدون: «چو پژمرده شد روی رنگین تو نگردد کسی گرد بالین تو
تو گر پیش شمشیر مهر آوری سرت گردد آزرده از داوری».
_ایرج: «چنین داد پاسخ که ای شهریار نگه کن برین گردش روزگار
که چون باد بر ما همی بگذرد خردمند مردم چرا غم خورد
همی پژمراند رخ ارغوان کند تیره دیدار روشن روان
به آغاز گنج است و فرجام رنج پس از رنج رفتن زجای سپنج
چو بستر زخاکست و بالین زخشت درختی چرا باید امروز کشت».
_فریدون: «و لیکن چو جان و سر بی بها نهد بخرد اندر دم اژدها
چه بیش آیدش جز گزاینده زهر که از آفرینش چنین است». (همو،54).

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   دانلود مقاله با موضوع مصرف رسانه ای

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید