دانلود پایان نامه

در«طاووس‌های زرد» روانی‌پور به مرگ و تلاش برای ماندن اشاره می‌کند. به اعتقاد او تنها خاک می‌تواند مرده را مجاب کند که دیگر نیست «باید خاکش می‌کردیم خالو، خاک مرده را مجاب می‌کند، قانع می‌کند که دیگر نیست که دیگر رفته است» (روانی‌پور،1369الف:72)
3-2-14-انسان شناسی
انسان اندیشه روانی‌پور، کسی است که دایماً در تلاش برای زندگی و آینده است. انسانی که در هیچ برهه زمانی متوقف نمی‌شود و سخت‌ترین مشکلات نمی‌تواند او را از پای درآورد. درد، رنج و حسرت بزرگترین ویژگی اوست. درد و رنجی که او تحمل می‌کند حتی کوه هم طاقت حمل آن را ندارد. بزرگترین رنج او رنج تردید است«وای اگر آدمیزاده‌ای دچار تردید شود. مانند کشتی بی‌لنگری هر لحظه به پهلو می‌غلتد و سرانجام تسلیم موجهای بلند و سایه‌دار می‌شود و در قعر آبهای گل‌آلود فرو می‌رود.» (روانی‌پور،1369ب:136). حسرت و زیان و خسران همزاد آدمی است. «آدمی در گریز خود از جایی به جای دیگر تنها ثانیه‌ای آرامش می‌یابد و پس از آن دوباره رنج و درد، این دو همزاد قدیمی رهایت نمی‌کنند» (همان،1369ب:30). اما او تسلیم درد و رنج نمی‌شود. الفبای وجود او جنب و جوش و تکاپو است. آدمی با تلاش زنده است پس می‌تواند با نیروی امید، درد و رنج خود را فراموش کند. امید که خاص انسان است. «صدای این انسان فناناپذیر است. زنگی که در نهاد آدمیان هر لحظه اخطار می‌کند، آغاز تلاش و امید را می‌رساند و بدین سان است که جهان هرگز تمام نمی‌شود. گاهی همه چیز را بر باد رفته می‌بینی، اما با قوسی که مرغ دریایی امید بر گردن خود می‌زند، دوباره همه چیز از سر می‌گیرد» (همان،1369ب:321).
گذشت زمان در کنار امید و تلاش، انسان را از غصه و درد رهایی می‌دهد «زمان و فراموشی! آدمی چه آسان رنج و اندوه خود را فراموش می‌کند و بانده خیالش چه راحت از روی خاطرات تلخ می‌پرد و برجایی آشیان می‌کند که در هنگام کارزار و رنج آن را ندیده است» (همان،1369ب:235). انسان با فراموش کردن سختی‌های زندگی می‌تواند زندگی دوباره را از سر گیرد زیرا جهان به واسطه حضور آدمی زیباست «آدمی در هنگامه درد و رنج با حذف تصاویر و لحظه‌های کوچک، از غم خود می‌کاهد و آن زمان که آرامش روی آورد تصاویر و لحظه‌ها بزرگ می‌شوند و حجت را بر آدمی تمام می‌کنند» (همان،1369ب:235) حتی اگر سختی‌های زندگی لحظه‌ای آدمی را رها نکنند نباید نا‌امید گردد. او به عقل خود زنده است «آدمیزاد به عقل خود زنده است. شیطان حتی در مقابل عقل آدمی نیست می‌شود، عقل و تلاش بالهای سفید مرغ حیات…» (همان،1369ب:47).
بزرگترین ویژگی انسان نیاز و کامجویی اوست. نیاز باعث می‌شود دل انسان تاریک شود«نیاز راه بر خلق و خوی آدمی می‌بندد. نان او را در چنبرۀ خود اسیر می‌کند» (همان،1369ب:23). اما انسان نمی‌تواند از آن روی بگرداند. زیادخواهی ویژگی انسان است. در واقع تلاش انسان در زندگی در جهت برآورده کردن نیازهاست. روانی‌پور معتقد است آنچه که باعث درد و رنج انسان می‌شود همین نیاز است. اگر انسان خود را از تعلقات زندگی دور کند زندگی آرامی خواهد داشت. به همین دلیل او بارها از زندگی‌های اشرافی به بدی یاد می‌کند.
از دیگر ویژگی‌های که او برای انسان عنوان می‌کند،مهرجویی است «مهرجویی پیشه آدمی است، هرکس که باشد، حتی اگر همزاد مردگان آبهای خاکستری باشی….مهر‌طلبی….» (همان،1369ب:368).کنجکاوی از دیگر ویژگی‌های انسان است. کنجکاوی میراث آدمیان است. انسان ذهن پیچیده دارد. مهر ورزیدن از ویژگی‌های اوست. دلش صاف و ساده است. نیاز به همدردی و عشق ورزیدن دارد.
3-3-اندیشه سیاسی:
یکی از مبانی مهم اندیشه روانی‌پور گرایش به سیاست است با اینکه جهان داستانی روانی‌پور، جهانی زنانه است اما از همان ابتدا نگاه سیاسی او نیز مشهود است.
روانی‌پور زنانه می‌نویسد اما زنان داستان‌های او گرایش سیاسی دارند و این نوع نگاه هم در «اهل‌غرق» که مربوط به فضایی روستایی و بومی است قابل ملاحظه است و هم در داستان‌هایی که در حوزه شهر نوشته شده است. در «دل‌فولاد» صریحاً به جوان قصه نویس توصیه می‌کند که به شخصیت‌هایش اندیشه سیاسی بدهد«من اگر بودم به هر کدام از این دختران پنجگانه اعتقاد سیاسی می‌دادم» (روانی‌پور،69:1383). همانگونه که ملاحظه شد همین کار را هم انجام می‌دهد.
در تمام داستان‌های روانی‌پور ردپای سیاست وجود دارد. درکولی‌کنارآتش، آینه را از قبیله صفاری جدا می‌کند به شیراز می‌کشد و با مریم آشنا می‌کند و کم‌کم او را راهی تهران می‌کند و در تهران به بیان آشوب‌های سال 59 می‌پردازد و تمام شخصیت‌ها را به نوعی با سیاست درگیر می‌کند در «زن فرودگاه فرانکفورت» که از داستان‌های دهه 80- 70 نویسنده است به بیان مسایل سیاسی جدیدتر می‌پردازد و به این ترتیب اکثر داستان‌های او رنگ سیاسی می‌گیرد.
در حقیقت حرکت سیاسی قهرمانان جلوه‌گر اندیشه‌های سیاسی خود روانی‌پور است و این مسیرها را نه قهرمان که خود روانی‌پور پیموده است. روانیپور در رمان کولی کنار آتش تقریباً به مسایل سیاسی می‌پردازد و جز دو فصل ابتدای کتاب که زندگی آینه و قانون غلط قافله است بقیه کتاب بیان مسایل سیاسی است.
این گرایش به سیاست ریشه در اقلیم جنوب دارد.
«کثرت نویسندگان و گرایش به سیاست، تنوع دیدگاه‌ها و تجربیات، بدیهی‌ترین امتیازی است که ادبیات جنوب از آن برخوردار است. طبیعی است که سیاست‌گرایی آنها، طیف‌های پرتنوعی را به نمایش بگذارد. سیاست در داستان جنوب، یک سیاست کاملاً جنوبی است، با رنگ مایه غلیظ اقلیمی ‌و در آمیخته با دریا، نفت، قاچاق، تبعید و مهاجرت» (شیری،56:1384).
بارزترین مسائل سیاسی داستان‌های او حوادث سیاسی سال‌های 1332 به بعد و مسائل سیاسی حوزه جنوب است.
3-2-1-یاغی (مبارزان با استعمارگران):
از مهمترین مسائل سیاسی داستان‌های اقلیمی روانی‌پور،مسأله یاغیان جنوب و مبارزات آنها با استعمارگران و نیروهای دولتی در دهه 30 و 40 است. عشق به یاغیان جنوب با خون هر جنوبی عجین است و این امتیاز را نمی‌توان از روانی‌پور سلب کرد. او نیز همچون دیگر جنوبی‌ها به یاغیان عشق می‌ورزد و شب‌های کودکیش را با قصه دلیری‌های رئیس علی دلواری و محمد تنگستانی گذرانده است. این یاغیان در حقیقت منجی مردم جنوب از دست خان‌های زورگو و حاکمان جبار ولایات بوده‌اند. یاغی بودن و در جبهه یاغیان قرار گرفتن، رشادت و دلیری هر جنوبی را یادآور می‌شود و این عشق به یاغی نه تنها در وجود مردان جنوب یافت می‌شود که زنان جنوب نیز مستثنی نیستند.
روانی‌پور عاشق یاغیان خطه جنوب و سرزمین مادریش است. در اهل‌غرق با وارد کردن زنی نترس چون «خیجو» به داستان، این عشق را به خوبی نشان می‌دهد«غائله را خیجو تمام کرد که مانند یاغیان و گردنکشان جهان دستهایش را به سوی آقای اشک تکان داد» (روانی‌پور،1369ب:108). خیجو دختر زایر احمد حکیم عاشق برنو و جنگ است، زنی عاشق و سرکش و طغیانگر است. مه‌جمال را در صورتی شایسته ازدواج با خود می‌داند که یاغی باشد و سینه نااهلی را با برنو شکافته باشد. «اسیر مردی شدن، آنهم مردی چون مه‌جمال که نه یاغی بود و نه گردنکش و نه سینه نااهلی را با برنو سرخ کرده بود، در شأن او نبود.» (همان،1369ب:92). او زنی نیست که در بند این باشد که رختخوابش گرم بماند. در نظر او روی زمین اگر با شرف قدم نزنی، دریا و فرشته‌های آسمان ترا نفرین می‌کنند. در واقع او دوست دارد مه‌جمال چون نیرو باشد«خیجو در رویاهای خود مه‌جمال را می‌دید که همچون نیرو دهان به دهان در قصه شبانه مردان تنگسیر تکرار می‌شود» (همان،1369ب:294).
نه تنها خیجو بلکه دخترش مریم که بعدها یکی از شخصیت‌های رمان «کولی‌کنارآتش» روانی‌پور است نیز دارای اندیشه سیاسی است و روانی‌پور در اهل غرق مریم را دختر مه‌جمال و خیجو قرار می‌دهد تا بعدها بتواند عقاید سیاسی به او دهد و او را از فعالان حزب توده معرفی نماید.«مریم نیز از همان بچگی علاقه عجیبی به جعبه جادو دارد و حتی مه‌جمال دیده بود که با انگشتان کوچک و ناتوانش پیچ جعبه جادو را باز می‌کند» (همان،1369ب:198).
روانی‌پور او را عاشق جعبه جادو بیان می‌کند، چون جعبه جادو منبع خبرهای راست و دروغ است و نشانی از پیشرفت و تمدن و انتقال اخبار است. جعبه جادو نمادی از گرایش سیاسی مریم است که بعدها روانی‌پور او را به صحنه‌های سیاسی وارد می‌کند.
روانی‌پور همچون دیگر نویسندگان جنوب، نتوانسته نسبت به تحولاتی که در جنوب آیینی او می‌گذرد بی‌تفاوت باشد و در جهان داستانی او هر آنچه که به سیاست جنوب مربوط می‌شود انعکاس پیدا کرده است. مهمترین مسأله‌ای که در داستان‌های جنوبی به چشم می‌خورد، مسأله نفت و حضور خارجیان در این مناطق و درگیری یاغیان با استعمارگران است. روانی‌پور در اهل غرق مشروح‍‍اً به این مسایل و مسایلی که به تبع این جریان اتفاق افتاده است اشاره می‌کند. کشف و پیدایش نفت در جنوب و حفاری چاههای نفت و رفت و آمد خارجیان به بهانه استخراج نفت در حقیقت چپاول این ثروت ملّی، چیزی نیست که، از دید هر انسان بینایی پنهان مانده باشد. روانی‌پور که خود در جنوب زندگی کرده است و از نزدیک با این مسایل روبه رو شده است ، در اهل غرق به حضور این خارجیان به عنوان دزدانی که در پی چپاول هستند اشاره می‌کند.
«و دزدان این زمانه با چه ترفندی آدمی‌ را خام می‌کنند؟ با قایقی که بزرگترین جادوگر جهان آن را چنان ساخته بود که به آسانی مثل باد از دریا به خشکی می‌آمد، به سراغت می‌آیند، به تو لبخند می‌زنند تا بار دیگر شبانه کارت را بسازند و دار و ندارت را به تاراج ببرند(روانی‌پور،1369ب:130).روانی‌پور از زبان نوزادی که در شکم خیجو است مردان موبور را دزد خطاب می‌کند و با این اشاره مردم آبادی را آگاه می‌کند که حضور مردان موبور فقط برای دزدی است.
«ذهن مه‌جمال آشفته بود، مردان موبور را می‌شناخت، اما کلمات و تصاویر از ذهنش می‌گریختند و نمی‌دانست چگونه حرف دلش را به زایر بگوید، بگوید که آنها را جایی دور، دور از آبادی دیده است…. خیجو، شب هنگام، وقتی کنار زایر در اتاق پنج دری نشسته بود و مدینه غذا ظرف می‌کرد، صدایی شنید، صدای لرزان و کودکانه که فریاد می‌کشید: «دزد، دزد! » (همان،1369ب:129).
روانی‌پور در اهل‌غرق تحوّلات و اوضاع سیاسی دهه سی و چهل را بیان می‌کند. در این سالها فعالیت گروه‌های سیاسی مخالف رژیم فراوان است و این گروه‌ها به شدت با استعمار مخالف هستند، همچنین در این سالها جریان ملی شدن صنعت نفت ذهن تمام مردم را پر کرده است و همه گروه‌ها برای ملّی کردن صنعت نفت تلاش می‌کنند.
«جهان مثل همیشه بود، آسمان آبی بود و زمین خاکی و صدای جعبه جادو در آسمان آبادی فریاد می‌کشید که اجنبی پرستان می‌خواهند همه چیز را به بیگانگان بفروشند….» (همان،1369ب:197).
اما نگرانی مردم زمانی زیادتر می‌شود که در روستاهای اطراف نفت پیدا می‌شود و مردم آواره می‌شوند. مجبور می‌شوند که به شهرها مهاجرت کنند و یا در روستاهای اطراف سکنی گزینند به امید آنکه روزی نفت به پایان برسد و به خانه‌های خود بازگردند، صدای کشتی‌ها نفت‌کش در دریا زیاد می‌شود و زایر احمد نگران از اینکه در آبادی او نفت پیدا شود بارها خاک را امتحان می‌کند و مزه خاک را می‌چشد، از گوشه و کنار خبرهای خوشی نمی‌رسید. یک آبادی را نفت بلعیده بود و دولت مردم را مجبور کرده بود که خانه‌های خود را رها کنند و آواره شوند. به خاطر چاههای نفت که می‌گفتند مملکت را ثروتمند می‌کند، ترددها کنترل می‌شد بدتر از همه اینها حضور کارگران و از بین رفتن روستاها است (ر.ک. همان،1369ب: 359-334)
اینها مسائلی است که خون هر جنوبی را به جوش می‌آورد و مه‌جمال که با ورود ابراهیم پلنگ و مرتضی با شهر و اعتصاب و درگیری آشنا شده و به زندان افتاده بود از دست نیروهای دولتی فرار می‌کند و در ضمن آشنایی با یاغی‌ها و تعریف‌هایی که در قصه‌های شبانه مردان تنگسیر از آنان شنیده بود به یاغیان می‌پیوندد و اینجا آغاز مبارزه مه‌جمال قهرمان مورد علاقه روانی‌پور با نیروهای دولتی است «مه جمال در لوله‌هایی که قرار بود گاز را از کنگان به کشورهای خارجه ببرد، ایجاد حریق کرده بود» (همان،1369ب:335). همین درگیری‌ها زدوبندهای‌ سیاسی و حضور نیروهای مختلف در منطقه جنوب و موقعیت سوق الجیشی جنوب به دلیل اینکه قلب اقتصاد مملکت با صادرات و واردات نفت و کثرت کارگران و فعالیت شبانه روزی آنان در این منطقه می‌تپد، دولت را وادار می‌کند تا به ایجاد پاسگاه‌ها و کنترل شدید منطقه دست بزند. منطقه جنوب در حوزه سیاست و اقتصاد چنان حساسیتی دارد که اگر حادثه‌ای در آن رخ بدهد پژواک آن مستقیماً به پایتخت منتقل می‌شود و بازتاب حوادث پایتخت برآن منطقه نیز تاثیر مستقیم دارد (ر.ک،شیری،56:1384).

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   روش شناسی سیستم های نرم

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید