دانلود پایان نامه

لازم به ذکر است که وصف، خود گونه های مختلفی دارد که فهرست وار آنان را برمی شماریم:
الف) وصف قهرمانان از زبان دیگران ب) وصف قهرمان از سوی طرف مقابل به صورت مستقیم و خطاب به وی پ) وصف قهرمان، خویش را به زبان کنایه ت) وصف جنگ افزار توسط قهرمان ث) وصف حال خویشتن توسط قهرمان ج) وصف سپاه از زبان شخص چ) وصف دربار توسط شخص.
4.12 زنهارخواهی:
سخنان مربوط به زنهارخواهی و زنهارپذیری نیز از گفتارهایی است که مکرر در متن داستان ها جایگزین شده است. برای نمونه زنهارخواهی سپاهیان سلم پس از شکست از منوچهر از این گونه به شمار می آید.
4.13 گفت و شنودهای عاشقانه:
با آنکه پاره ای از داستان های شاهنامه چون داستان بیژن و منیژه، سیاوش و سودابه، زال و رودابه و شیرین و شیروی عاشقانه اند، گفت و شنودهای عاشقانه میان قهرمانان کمتر صورت می گیرد. با این همه، شاهنامه از سخنان عاشقان بکلی خالی نیست. برای نمونه گفت و شنود زال و رودابه را در نخستین دیدار می خوانیم (این گفتگو را معشوق آغاز می کند):
درود جهان آفرین برتو باد خم چرخ گردان زمین تو باد
پیاده بدین سان ز پرده سرای برنجیدت آن خسروانی دو پای (ج1،ص171،ب543-542)
و زال پس از خیره شدن در جمال رودابه، چنین پاسخ می دهد:
چنین پاسخ داد که ای ماه چهر درودت زمن، آفرین از سپهر
کنون شاد گشتم از آواز تو بدین خوب گفتار تو (ج1،ص171،ب547-546)
4.14 نتیجه گیری از حوادث داستان:
علاوه بر آنکه فردوسی معمولاً خود به تحلیل اخلاقی و فلسفی داستان ها پرداخته و اندیشه مضمر در حوادث را از زبان خویش بیان کرده است، در موارد متعدد قهرمانان را به بررسی محتوای رویدادها وا داشته و از زبان آنان به شکافتن راز و رمزهای داستان ها نشسته است. نکته دیگر این است که گاهی این کار در قالب مونولوگ و گاه در صورت دیالوگ انجام پذیرفته است. برای نمونه، درونمایه داستان بوذرجمهر و کسری این است که بر دشواری باید صبر کرد چرا که به هر حال روزی به پایان خواهد رسید. گفته های بوذرجمهر به فرستاده پادشاه مؤید این مطلب و درونمایه داستان است:
بدان پاکدل گفت بوذر جمهر که ننمود هرگز به ما بخت چه
چه با گنج و تختی چه با رنج سخت ببندیم هر دو به ناکام رفت
نه این پای دارد به گیتی نه آن سرآید همی نیک و بد بیگمان
ز سختی گذر کردن آسان بود دل تاجداران هراسان بود (ج8،ص260،ب3546-3549).
4.15 پرسش و پاسخ:
پرسش و پاسخ، قالبی از گفت و شنود است که ویژگی آن این است که یکی از طرفین مخاطبت سؤالی را مطرح می کند و دیگری آن سؤال را پاسخ می دهد. گاهی اوقات پرسش و پاسخ، هر دو از زبان یک گوینده به میان می آید. یعنی قهرمان برای آنکه قطعیت و اهمیت مطلبی را به مخاطب خویش گوشزد کند، آن مطلب را به گونه پاسخ پرسشی که خود به میان می آورد، می پذیرد. به عنوان مثال، در داستان رستم و اسفندیار وقتی جهان پهلوان می خواهد به اسفندیار بفهماند که به هیچ وجه به بستن دست خویش تسلیم نخواهد شد، خطاب به وی می گوید:

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   مراتب توبه و شرایط توبه

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید