دانلود پایان نامه

سرش را همانگونه ز تن دور کرد دد و دام را از تنش سور کرد
کشته شدن تور به دست منوچهر، نقطه اوجِ صحنه ای است که کشمکش میان آن دو به بحرانی ترین وضع خود رسیده است. خوشحالی منوچهر از انتقامی که صورت گرفته، نتیجه ای است که بلافاصله پس از این نقطه اوج شاهد آن هستیم.
3.8 کشمکش میان منوچهر و کاکوی به لحظات بحرانی خود رسیده است. بسان پلنگی به همدیگر حمله ور شده و خاک میدان جنگ را به خون آغشته کرده اند. منوچهر به زیرکی چنگ به کمربند کاکوی انداخته و او را از روی زین به روی خاک می اندازد. نقطه اوج این صحنه نیز به سرعت و بدین صورت شکل می گیرد:
بینداخت خسته بر آن خاک گرم بشمشیر کورش برو سینه چاک
شد آن مرد تازی ز تیزی بباد چنان روز بد را ز مادر بزاد
کاکوی به دست منوچهر کشته می شود و نتیجه آن خوشحالی منوچهر است از جهت برداشته شدن مانعی بزرگ که در مسیر انتقام از سلم با آن مواجه شده بود.
4.8 سلم که جان را در خطر می بیند سوار بر اسب خویش تصمیم به فرار گرفته است. منوچهر با عزمی جزم به سرعتِ باد در تعقیب اوست. فاصله میان دو رقیب تنگ تر و تنگ تر می شود و وضع برای سلمِ نیرنگباز بحرانی تر:
یکی تیغ زد زود بر گردنش بدو نیمه شد خسروانی تنش
لحظه مرگ سلم به دست منوچهر، نقطه اوجِ صحنه رو در رو شدن آن دو در میدان جنگ است. و نتیجه ای که بلافاصله پس از آن حاصل می گردد خوشحالی منوچهر است از آن جهت که کین خواهی خود را با موفقیت به انجام رسانیده است.
9) زمان و مکان
چنان که می دانیم یکی از ویژگی های بارز و عمده اساطیر، مسئله فرازمانی و فرامکانی بودن آنها است. بی شک داستان فریدون و پسران نیز که مربوط به بخش اساطیری شاهنامه می باشد از این قاعده مثتثنی نخواهد بود. بدین معنی که نباید انتظار بیان و درک زمان تقویمی و تاریخی – هجری شمسی، قمری و یا میلادی- را از این داستان داشته باشیم.
در شاهنامه و دیگر متون کهن و باستانی ایران زمین در مورد زمان و مکان وقوع داستان فریدون و پسران اطلاعاتی بیشتر از این نمی توان کسب نمود:
فریدون پس از آن که درخت حکومت هزارساله و ظالمانه ضحاک مار به دوش را از ریشه بر کَند، ارنواز و شهرناز را به همسریِ خویش برگزید و حکومت ایران زمین را به دست گرفت. مدتی بعد، فریدون صاحب سه فرزندِ ذکور (سلم و تور وایرج) گردید و چون سال ها سپری شد و آن سه پسر به رشد و بالندگی رسیدند؛ سرزمین را میان آنان تقسیم و روم و خاور را به سلم، چین و توران را به تور و ایران زمین و دشت نیزه وران را به ایرج وا می گذارد.
حکیم طوس در پرداختن به داستان فریدون و پسران، مخاطب را چنان غرق در حوادث و درگیر رویدادهای آن می کند که گذر زمان و مشخصات مکان در نظر او رنگ می بازند و باورپذیر جلوه می کنند. با این وجود، مسأله زمان در این داستان چنانچه از بُعد تقویمی آن بررسی و مو شکافی شود عاری از مشکل نبوده، غیرمنطقی و باور ناپذیر جلوه می نماید. شاهد مثال ما موارد زیر می باشد:
– سن و سال فریدون: بر اساس داستان و ترتیب وقایع، زمانی که فریدون اقدام به تقسیم سرزمین میان فرزندان خود می کند سن و سالی از او گذشته است. سال ها سپری می شود و فرزندان کهتر دست به اعتراض بر علیه پدر پیر خویش می زنند. ایرج می میرد و فریدون تصمیم به کین خواهی او می گیرد. پس از مدتی، از ماه آفرید دختری به دنیا می آید. دوباره سال ها می گذرد و فریدون منتظر می ماند تا اینکه دختر به سن جوانی و ازدواج می رسد. پدر بزرگ او را به عقد پشنگ در می آورد و دوباره منتظر می ماند تا از آنها فرزندی به دنیا می آید که اسمش را منوچهر می گذارند. باری دیگر فریدون سال ها منتظر می ماند تا منوچهر بزرگ شده به سرداری شجاع و جنگجو تبدیل می شود. انگار گذر سال ها بر فریدون چنان که بر آدمیان تأثیر شگرفی دارد بر فریدون تأثیر چندانی ندارد. سالیانِ سال در داستان سپری می شود ولی فریدون همان پیرمرد دیروزی است و همچنان در فکر انتقام به سر می برد.
– سن و سال سلم و تور: سن و سالی که برای سلم و تور در داستان ترسیم شده است نیز خالی از اشکال نیست. با وجود اینکه سال ها از کشته شدن ایرج (برادر کوچکتر از خودشان) سپری شده است، انگار سلم و تور اکسیرِ جوانی نوشیده اند و به مانند دوران جوانی شان در جنگ با نوه ایرج (منوچهر) دلیرانه به مبارزه و نبرد مشغول می شوند. تو گویی گذر زمان در آنها نیز تأثیر چندانی نداشته است و آنها همان سلم و تور چندین و چند سال پیش هستند.
مسائل مربوط به مکان نیز در این داستان فارغ از اشکال نمی باشد. نمونه بارز آن همان مسأله مربوط به فاصله مکانی موجود میان سرزمین ها و نحوه ارتباط حاکمان آن سرزمین ها با یکدیگر است که قبلاً به بحث در موردِ آن پرداخته شد. سلم و تور با وجود اینکه هر کدام در مسافتی دور از یکدیگر و در سرزمین هایی دور دست به سر می برند، به مانند همسایگانی که پنجره خانه شان رو به همدیگر باز می شود با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند طوری که مسأله مربوط به طی مسافتی طولانی میان سرزمین ها انگار با زحمت فشار دادن دستگیره پنجره و باز شدن آن حل و فصل می گردد و سلم و تور از پشت پنجره به راحتی با یکدیگر ملاقات می کنند.
از پرداختن به زمان و مکان تقویمی و تاریخی این داستان که به مثالِ دیگر داستان های اساطیری ارج و بهایی نمی توان برای آن قائل بود، صرف نظر کرده و به مسأله زمان و مکان صحنه ای که در دنیای درام از اهمیت وافری برخوردار است می پردازیم. به همان اندازه که فردوسی در داستان به زمان و مکان تقویمی و تاریخی وقع چندانی نمی نهد به زمان بندی صحنه ها و توصیف مکانی آنها اهمیت قائل است. وجود این ویژگی در داستان های شاهنامه به مثابه کاغذ دیواری ای که سوراخ سنبه ها و ایرادات دیوار را پشت خود مخفی نگه می دارد ایرادات مربوط به مسأله زمان و مکان در داستان را به طرز زیبایی جبران و غیر قابل مشاهده می نماید.
* زمان بندی صحنه ای در داستان فریدون و پسران:
به مثابه نمایش ناهه ها و فیلم نامه ها تکنیک تقسیم بندی صحنه ها و حوادثی که در گذر زمان در داستان اتفاق می افتند گاهی از جانب فردوسی نیز استادانه صورت پذیرفته است. مواردی از این دست را به عنوان شاهد مثال می آوریم:
– از ایرج دل من همی تیره بود بر اندیشه اندیشها بر فزود
سپاه دو کشور چو کردم نگاه از این پس جز او را نخواهند شاه
اگر بیخ او نگسلانی ز جای ز تخت بلندی فتی زیر پای
برین گونه از جای برخاستند همه شب همی چاره آراستند
بیت آخر نمایانگر زمانِ صحنه ای است که در آن سلم و تور به توطئه بر علیه ایرج می پردازند. بدین معنی که صحنه به لحاظ زمانی، در شب اتفاق می افتد. صورت آن در نمایش نامه و فیلم نامه بدین صورت می باشد:

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   عوامل دیرکرد

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید