رابطه خود آرمانی ، خودپنداشت و  حرمت‌خود

خود‌ایده‌آل یا آرمانی، مجموعه ویژگی های شخصی و شخصیتی است که ما دوست داریم واجد آن باشیم این تمایل ممکن است، هدفی ذهنی و فردی باشد که ما در تخیل خود می‌خواهیم به آن دست یابیم و یا تصویری است که میل داریم از خود به دیگران، نشان دهیم. خود ایده‌آل ممکن است بسیار دور از واقعیت و غیر قابل دسترس باشد. هر چه خود ایده‌آل فرد با خود یا خویشتن وی نزدیکتر باشد، عزت نفس او بیشتر و شخصیت وی متعادل‌تر است.

خود پنداشت نیز به معنای نگرش، ادراک و برداشتی است که شخص از خود دارد و محور اصلی این پنداشت، عبارت است از نام شخص، احساسش نسبت به  اندام و بدن خود، تصور از کل بدن، جنسیت، سن و یا حتی طبقه اجتماعی- اقتصادی، مذهب، پیشرفت‌های فردی و یا هر عامل دیگری که او را از  دیگران جدا می‌سازد.

اگر تصور از خود مثبت و متعادل باشد، شخص دارای سلامت روان است. تصوری که فرداز خود دارد در تعیین روابط با دیگران نیز سهم عمده‌ای دارد (مصباح، 1381).

سخن آخر این که، عزت نفس، به چگونگی اعتقاد ما نسبت به خودمان بستگی دارد و آن چیزی نیست که ما با آن به دنیا آمده باشیم، بلکه در طی  زمان پرورش می‌یابد و بروز می‌کند. عزت نفس، در واقع چیزی نیست که فرد دیگری بتواند به ما بدهد، اما نزدیکان ما می‌توانند آن راتقویت کنند و یا کاهش دهند.

 

2-2-11روش‌های تغییر پذیری عزت نفس و پاره‌ای پژوهشها در مورد آن

همان طوری که گلدارد و گلدارد[2] (ترجمه برآبادی ، 1381)، خاطر نشان می‌کنند، عزت نفس کودک در طول یک دوره چندین ساله، ثابت و یکسان باقی می‌ماند. با وجود این، می‌توان آن را با مداخله‌های مناسب به طور مستقیم یا غیر مستقیم تحت تأثیر قرار داد. و از طریق آن می‌توان به افراد کمک کرد تا  عزت نفسشان را افزایش دهند. در همین راستا روشن ( 1375) چنین بیان داشته که با وجود پایداری کلی عزت نفس، همان طوری که راجرز آن را یک صفت عمومی در انسان تلقی می‌کند، موفقیت‌های بسیاری می‌تواند، حداقل به طور موقت احساسات ما رانسبت به خودمان تغییر بدهند. به عنوان مثال چنانچه انتقال از دوره ابتدایی به بالاتر به درازا بکشد، عزت نفس افراد، تنزل پیدا می‌کند. به طور معمول عزت نفس افراد در فاصله بین دوره نوجوانی و جوانی، به طور فزاینده‌ای افزایش پیدا می‌کند.

در ادامه به چند روش جهت ایجاد تغییر و افزایش عزت نفس و همچنین برخی پژوهشها در این زمینه اشاره می‌شود.

2-3-پسخوراند

به اعتقاد گلدارد (ترجمه برآبادی ، 1381) ، تحسین و تمجید پسخوراند دادن به عمل‌کرد، مداخله‌هایی هستند که به طور مستقیم عزت نفس را افزایش می‌دهند. در همین راستا، اورنسون[4] و کارل اسمیت[5] (1962) در رابطه با نظریه ناهماهنگی شناختی فستینجر[6] ( 1960 ، 1957)  این فرضیه را به بوته آزمایش گذاشتند که فردی که خود را در انجام کاری ناتوان می‌داند، ولی بر خلاف انتظار خود در انجام آن کار، موفق شده باشد، اگر فرصت مجددی برای انجام آن کار بیابد، کار را بدتر انجام خواهد داد تا با شناخت‌هایی که از بی کفایتی خود پیدا کرده است، هماهنگ شود. در این تحقیق، از 40 دانشجو به عنوان آزمودنی استفاده شد و عملکرد متشکل بود از پاسخ به آزمونی مشتمل بر 100 عدد کارت که روی هر کدام عکس سه جوان وجود داشت.

آزمودنیهای نمونه باید عکس فرد اسکیزوفرنی موجود در هر کارت را تشخیص بدهند. کارتها در سه نوبت به افراد داده شد. در نوبت اول نتایج ساختگی در رابطه با عملکرد به آزمودنیها داده شد، بدین معنا که صرف‌نظر از عملکرد به آنها گفته شد که  یا خوب عمل کرده‌اند یا بد.

نتایج نشان دادند که افرادی که در دو نوبت اول پسخوراند مطلوب دریافت کرده بودند در مرحله سوم نیز عملکرد بسیار خوبی داشتند، در حالی که افرادی که در دو نوبت نخست، پسخوراند نامطلوب دریافت کرده بودند، در نوبت سوم، عملکرد بسیار ضعیفی از خود نشان دادند ( به نقل از نیسی و شکر شکن ، 1373).

الیوت ارونسون و دیوید متی[7] ( 1986) نیز طی مطالعه‌ای آزمایشی موفق  شدند باتغییر عزت نفس افراد از طریق ارایه نتایج مثبت و منفی در رابطه با شخصیت‌شان، عملکرد آنان را تغییر دهند.

نتایج این تحقیق نشان داد که گروهی که نتایج مثبت درباره شخصیت خود را دریافت کرده بود نسبت به گروهی که نتایج منفی داشته بود عملکرد بهتری داشت (الیوت ارونسون و دیوید متی،1986).

در یک بررسی دیگر، مشخص شد که ارزیابی پی در پی مثبت و منفی از عملکرد فرد، تأثیر مستقیمی بر عزت نفس دارد. به طوری که ارزیابی مثبت باعث عزت نفس بالا و ارزیابی منفی، عزت نفس پایین را موجب می‌شود ( بارون[8]، 1991).

2-3-1-درمان شناختی – رفتاری

به تازگی فعالیت شناختی، توجه فزاینده‌ای را از سوی درمانگران رفتار به خود جلب کرده است. نه تنها نقش شناخت مورد بررسی واقع شده، بلکه راهبردهای درمانی مختلف جدید نیز بر فعالیت شناختی تمرکز دارند، که برای تغییر پاسخ‌ها بی‌حرکتی یا فیزیولوژیکی از آنها استفاده می‌شود به طوری که در حال حاضر ممکن است ما در یک فصل مربوط به رفتار درمانی ، واژه هایی همچون اصلاح شناختی – رفتاری ،برچسب زدن مجدد شناختی[10] ، تلقیح فشار[11] و بازسازی عقلانی[12] را بیابیم ( نائینیان، 1380)

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   چند نکته که باید قبل از خرید آینه دستشویی و حمام بدانیم

در تحقیقی که توسط مظاهری (1382) با هدف بررسی تأثیر آموزش گروهی عزت نفس به شیوه‌های شناختی و شناختی – رفتاری بر سازگاری اجتماعی دانشجویان ساکن خوابگاه دانشگاه اصفهان، انجام گرفت، مشخص شد که آموزش گروهی عزت نفس به شیوه‌های شناختی و شناختی – رفتاری، عزت نفس دانشجویان را افزایش می‌دهد. همچنین مشخص شد که آموزش شناختی- رفتاری، مؤثرتر از شیوه رفتاری در زمینه افزایش سازگاری است.

در تحقیق دیگری که توسط صدیقی ( 1380) انجام شد، مشخص شد که آموزش شناختی – رفتاری عزت نفس، سازگاری و عزت نفس دانش آموزان را افزایش می‌دهد.

در پژوهشی که توسط روشن (1375) انجام شد، و هدف آن مقایسه آرام سازی تدریجی پسخوراند زیستی و داروهای آرام بخش در کاهش فشار روانی و افزایش عزت نفس دانشجویان دانشگاههای تهران بود، نتیجه چنین بود که روش‌های آرام سازی و پسخوراند زیستی در افزایش عزت نفس، نسبت به دارو برتری داشتند.

2-4-عزت نفس و اختلالات روانی

بین تهدید روانی و عزت نفس، رابطه معکوس وجود دارد. وقتی عزت نفس افزایش می­یابد شدت و تکرار تهدید روانی کاهش می‌یابد ولی زمانی که عزت نفس کم می‌شود، آسیب روانی افزایش می‌یابد ( بیابانگرد، 1373).

تمامی تحقیقات و مطالعات انجام شده بر نقش بنیادین عزت نفس در ر ابطه با سازگاری عاطفی، هیجانی و شناختی تاکید کرده‌اند و عزت نفس پایین را حداقل به مثابه یک عامل مستعدکننده نابهنجاری‌های روانی قلمداد کرده‌اند.  از جمله تحقیقاتی که در این زمینه انجام شده است، مربوط به تحقیق سیلوراستون (1991) می‌باشد. این محقق 141 ، بیمار روانی سر پایی که بر اساس معیارهای            [13]DSM-III-R در 6 مقوله طبقه بندی شده بودند، انتخاب کرد که عبارتند از :

اختلال افسردگی مهاد (38 نفر)

اختلال اضطرابی شامل فوبی ارتفاع، هراس اجتماعی، اضطراب تعمیم یافته یا GAD[14] که مجموعاً (18 نفر) بودند.

روان‌گسستگی که مشتمل بود بر روان‌گسیختگی، اختلال روا‌ن‌گسیخته گونه، اختلال هذیانی که مجموعاً (19 نفر) بودند.

معتادان به الکل (25 نفر).

اختلالات شخصیت (12 نفر).

سایر اختلالات روانی نظیر اختلال تنیدگی یا استرس پس از سانحه (8 نفر) و اختلال خلقی دوقطبی (3 نفر) اختلال وسواسی (2 نفر) و بی اشتهایی عصبی (2 نفر).

بعد از انتخاب، محقق عزت نفس شش گروه بیماران فوق را توسط مقیاس عزت نفس روزنبرگ (1956) مورد اندازه گیری قرار دارد. نتایج تحقیقات نشان دادند انحراف‌های قابل ملاحظه‌ای در سطح عزت نفس گروه‌های مختلف شخصیتی وجود دارد. در میان این 6 گروه بیمار، بیماران افسرده پایین‌ترین سطح عزت نفس و افراد واجد اختلال‌های اضطرابی بالاترین سطح عزت نفس را دارا بودند ( سیلور استون، 1991).

علی‌رغم اختلال‌های متفاوت در این بیماران، همه گروه‌های مورد بررسی در مقایسه با افراد عادی از عزت نفس پایین برخوردار بودند. در مجموع این تحقیق  موید این نکته مهم است که عزت نفس پایین یکی از عوامل مستعد کننده اغلب اختلال‌های روانی بویژه افسردگی است. لذا با افزایش عزت نفس می‌توان از بروز بسیاری از بیماری‌ها جلوگیری کرد و یا لااقل احتمال بروز برخی از بیماری‌ها را تقلیل داد. همچنین ( بدنار، ولز و پ ترسون، 1991 ) متذکر می شوند که سطح بالای عزت نفس به فرد کمک می‌کند تا نسبت به موقعیت تهدید آمیز روی آوردی واقعی داشته باشد، بهتر یاد بگیرد و نیز مسائل دشوار را بهتر حل کند. ثابت شده است که عزت نفس و بهداشت روانی دارای روابط تنگاتنگی هستند (گارفیلد 1986). همچنین سطح بالای عزت نفس نشانه یک کانون مهارگری درونی است (فیش و کرابینک 1971، ساثیاواثی و آنتونی 1984)، همانطور که دیگر ویژگی های مطلوب روانی چون دقت ادراکی چنین‌اند( استگر، سیموندز و لول 1973).

2-13-1-آسیب پذیری عزت نفس و افسردگی

جهت‌گیری‌های تئوریکی مختلف در مورد اختلال افسردگی، بر نقش بنیادی عزت نفس، شیوع، نگهداری و وقوع مجدد آن تاکید می‌کنند. بک در سال 1967 ، هاریس در 1978، بابرینگ در تحقیقات، ماهیت واقعی آسیب‌پذیری عزت نفس هنوز مورد بحث است. و در این رابطه دو چشم انداز عمده وجود دارد (اسکوت و همکاران 1992).

در چشم انداز نخست اعتقاد بر این است، افرادی که مستعد افسردگی می‌باشند کسانی هستند که دارای عزت نفس پایینی هستند. گرچه این مطالعات ترجمان این واقعیت هستند که عزت نفس تنها در برهه‌ای از زمان پیش‌بینی کننده افسردگی است اما همواره به عنوان یک صفت نسبتاً پایدار افراد افسرده مطرح است.

[1] . Ideal – selfe

[2] . Geldard, K. & Geldard, D.

[3] . Feed back

[4] . Aronson ,E.

[5] . Smith, C.

[6] . Festinger

[7] . Mattee, D.

[8] . Brown, I.A.

[9] . Cognitive behavior therapy

[10] . Cognitive relabeling

[11] . Stress inoculation

[12] . Rational restructaring

[13].Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders

[14]. General Anxiety Disorder