گویه‌ها استوار است. بدین ترتیب به هر گویه نمراتی از۱ تا ۵ داده می شود که مجموع نمراتی که هر فرد از گویه‌ها می‌گیرد نمایانگر گرایش او خواهد بود(Albaum, 1997).
در مطالعه موردی بر روی فضای مجتمع تجاری گلستان واقع در شهرک قدس(غرب) از طریق روش پیمایشی با ابزار گردآوری داده ها به صورت «مشاهده» و «پرسشنامه» مورد بازبینی قرار گرفت و در این راستا به کمک آزمون پرسشنامه از حدود ۱۰۰ نفر از کاربران فضا مصاحبه به عمل آمد. جامعه آماری در این پژوهش را استفاده کنندگان از فضا تشکیل می دهند. روش نمونه گیری به صورت «نمونه گیری تصادفی» می باشد. انتخاب افراد پرسش شونده به صورت اتفاقی از کاربران فضا و بدون توجه به انتخاب های شخصی فرد پرسش کننده، تنوع بالایی از افراد حاضر در فضا را در بر می گیرد. در انتها داده ها به وسیله نرم افزار Spss تحلیل شده اند.
در مرحله ی بعدی با مطالعه منابع مربوط به طراحی محیط برای نابینایان، مؤلفه های کالبدی برای درک غیر بصری بنا استخراج شد تا با توجه به آنها طراحی صورت پذیرد. این مؤلفه ها شامل مؤلفه های کالبدی -که موجب سازماندهی مکث ها و حرکت در فضا می شوند- و مؤلفه های غیربصری -که موجب بوجود آمدن روحیه ی خاص در فضا می شوند- می باشند.
۳-۴- پرسشنامه
اصول طراحی پرسشنامه ها بر سه محور استوار است. نخستین محور، نگارش پرسشها را در بر می گیرد. محور دوم به چگونگی دسته بندی، درجه بندی و ثبت متغیرها پس از دریافت پاسخهای پرسشنامه ها می پردازد. شکل ظاهری پرسشنامه نیز سومین محور را تشکیل می دهد. هر سه محور مسایل مهمی در طراحی پرسشنامه به شمار می روند چرا که جهت گیری های پژوهش را به حداقل می رسانند.
بعد از ساخت پرسشنامه, بسیار مهم است که ابتدا آن را در یک گروه کوچک تست شود و بعد آن را در یک گروه بزرگ به جریان انداخته شود. این کار نه تنها غلطهای املایی بلکه ابهامات معنایی را آشکار خواهد کرد. حتی ممکن است دریابیم که برای تحلیل داده ها به روش مورد نظر, ممکن است نیاز به سوالات بیشتری داشته باشیم. یا حتی ممکن است پی ببریم که برخی سوالات زاید هستند. به گروه آزمایش خود همان اطلاعاتی را می دهیم که قصد داریم به جمعیت مورد نظرمان بدهیم. بدین منظور ابتدا پرسشنامه با ۲۵ سوال به همراه تصاویر در چند پاساژ و مجتمع تجاری کوچک واقع در منطقه ۱۲ توزیع شد. بعد از بررسی و تحلیل پرسش ها توسط نرم افزار spss متوجه اشکالاتی در محتوای پرسشنامه ها و محل توزیع آنها شدیم. بدین ترتیب همانطور که در فصل تحلیل داده ها به طور مفصل توضیح داده شده است اقدام رفع به ابهامات معنایی و کاستی های پرسشنامه شد. و در مرحله بعدی جامعه ی دیگری برای توزیع پرسشنامه انتخاب گردید. و نمونه ها به طور تصادفی از پاساژ گلستان انتخاب شد.
پایایی پیش نیازی برای اعتبار آزمون است برای این منظور از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده است. آلفای کرونباخ را می توان به عنوان یک ضریب همبستگی بیان کرد، دامنه آن بین صفر و ۱ می باشد. و اگر آلفا بزرگتر از ۷/۰ باشد ازمون پایا است.
آلفای کرونباخ بطورکلی با استفاده از رابطه زیر محاسبه می‌شود.

در این تحقیق خروجی عدد ۸۳/۰ است که نشان دهنده ی پایایی آزمون می باشد. یک پرسش‌نامه باید پایا باشد تا بتواند روا باشد. روایی عبارت است از توانایی پرسش‌نامه در اندازه‌گیری صفتی که پرسش‌نامه برای اندازه‌گیری آن طراحی شده است و شامل روایی محتوی، روایی سازه و … است.روایی پرسش نامه اگر پایین تر از ۶/۰ باشد یعنی تعداد نمونه کم است. این مقدار هرچه به یک نزدیک‌تر باشد بهتر است. در این تحقیق از شاخص KMO برای روایی پرسش نامه استفاده شد که از خروجی آن عدد ۷۴۸/۰ بدست آمد که نشان دهنده ی کیفایت تعداد نمونه ها است.

فصل چهارم

تحلیل داده ها

۴-۱- مقدمه
رفتار انسان جهت و هدف دارد، به طوری که اگر با کسی ملاقات کنیم که نداند می خواهد چه کند یا با کجا رود، احساس غریب و ناخوشایندی به ما دست می دهد. متخصصان علوم رفتاری برای توصیف هدف دار بودن رفتار مفاهیمی چون «انگیزه» و « نیاز» را به کار می برند.
همه ی موجودات زنده و همچنین انسان نیازهایی دارند، مانند نیاز به آب و غذا و اکسیژن و … و نیازهایی که ایجاد تنش ( حالتی ناخوشایند برای ارگانیزم) می کنند و سائقه ها به وجود می آیند و به رفتار جهت می دهند.
نظریه های روانشناختی را می توان، از نظر عوامل برانگیزنده ی رفتار، روی یک محور دو قطبی قرار داد. در یکی از دو قطب، نظریه های افراطی متفکرانی قرار می گیرد که عقیده دارند نیازها و عوامل بر انگیزنده ی رفتار از درون انسان سرچشمه می گیرد. آنان معمولا بر جبر خصلت های انسان و بر «غریزه ها» تأکید دارند و به تأثیر محیط به عنوان عاملی جنبی چندان اهمیت نمی دهند. در قطب دیگر محور، انسان در نقش یک شی ء قرار داده می شود.در این گونه نظریه ها، از انسانی کاملا انفعالی سخن می رود که زائیده شرایط محیط است(جبر محیط). در نظریه هایی که بین دو قطب قرار می گیرند، فرض بر این است که هر دو گروه از عوامل فوق، یعنی هم عوامل درونی و هم برونی به گونه ای موجب انگیزش رفتار می شوند با این تفاوت که برخی نظریه ها به عوامل درونی و برخی به عوامل برونی اولویت می دهند.
به طور خلاصه، در اکثر نظریه های روانشناختی درباره ی عوامل برانگیزنده ی رفتار، این استدلال کم و بیش دیده می شود: هرگاه بتوانی
م «زندگی درونی» یا امیال و نیازها و ارزش های انسان را به تفکیک و به ترتیب و نیز در تآثیر متقابل تشخیص دهیم، خواهیم توانست رفتار افراد و گروه ها را به درستی و دقت پیشگویی کنیم(لنگ،۷۹).
تا چند دهه پیش، نزد پیش‌رفته‌ترین محفل‌هایی که به معماری پرداختند، شبهه‌ای در این زمینه وجود نداشت که آنچه عینیت یافته و شکلی کالبدی پیدا کرده ، به هیبتی یکسان به چشم همه آدمیان متظاهر می‌شود و به دست همگان به کار می‌آید. نارسایی اساسی‌ای که در آن بینش و نحوه‌ پرداختن به معماری وجود داشت، این بوده که آدمیان یکسان انگاشته می‌شدند یعنی می‌توانستند با دیدن یک شیء واحد، برداشتی معین و ادراک و دریافت‌های برابر داشته باشند. و این نارسایی از این فرضیه ناشی می‌شد که رابطه حس بینایی با مغز، در شرایط فیزیولوژیک برابر، نزد آدمیان متفاوت، برابر دانسته می‌شد؛ حس بینایی به کار نقل تصویر می‌آمد و بر مکانیسم دماغی آدمی به شکلی مستقیم اثرگذاری می‌کرد. براساس مفروضات کلی‌ای چنان که گفته شد، راهی خطی، دریافت تصویر و برداشت معنای آن را به یکدیگر وصل می‌کرد. (فلامکی۱۳۹۰: ۷۰)
امر تجزیه و تحلیل معمارانه فضای کالبدی می‌تواند به هر دو شکل متمایز زیر صورت پذیرد:
اول- پدیده‌های بازتاب‌یافته در فضای معماری و شکل‌دهنده به آن می‌توانند،‌ بی‌مداخله نقطه‌نظرهای جانب‌دار شخصیِ پژوهشگر، بازشناسی و بازشناسیده شوند.
دوم- پدیده‌های بازتاب‌یافته در فضای معماری وشکل‌دهنده به آن می‌توانند، با مداخله مستقیم نظریه‌های مستقل پژوهشگر در باب کیفیت‌ها و کیفیت‌ها – کمیت‌های شکل‌دهنده به آن، صورت گیرند؛ چندان که به استنتاج‌هایی از ریشه متفاوت و متمایز با حقیقت راه دهند.
چنین می‌توانیم گفت که راه نخست پی‌گیر معانی و مفاهیمی است که موجودیت فضای معماری را دارای تشخصی صرفاً هندسی می‌داند و می‌خواهد، و راه دوم، زمینه‌ساز برداشت‌هایی از معماری‌های ساخته‌شده است که به کیفیت‌های روابط برقرارشده میان شخص شناسنده و فضای معماری توجه می‌کند(فلامکی ۱۳۹۰،۱۳۸).
در نگرش به معماری به مفهوم خاص آن، می‌گوییم که بنابر آنچه گفتیم، فضای معماری را می‌توانیم به هر دو معنای: فضایی که متعلق و معطوف به معماری خاصی است و فضایی که معماری خاصی را زاده است تلقی کنیم و اگر چنین – یعنی با قبول این هر دو بینش- به فضای معماری بنگریم و بارهای فرهنگی و اندیشه‌یی و هنری آن را نیز به یاد آوریم، میزان دخالت یافته‌ها و داده‌های ذهنی شخص شناسنده فضای معماری در طول روند شناخت چندان خواهد بود که وی را در عرصه فضای مورد نظر سیار می‌کند. او خواهد گفت که برای شناخت فضای معماری آزادانه در آن سیر می‌کند، به هر سوی آن از هر نقطه‌ای که بخواهد می‌نگرد و در گزینش نقطه‌های دید و فاصله‌ها و منظرهایی که روبروی دارد …، معیارهای متکی بر ذهنیات و توشه‌های تجربی خود را به میان می‌آورد(فلامکی ۱۳۹۰،۱۳۱).
۴-۲- عوامل مؤثر در ادراکات حسی
در این مرحله از تحقیق عواملی که موجب درک غیر بصری فضا می شوند بررسی شده اند. برای دستیابی به این هدف به پارامترهایی که برای فضاسازی برای نابینایان در نظر گرفته می شود مراجعه شده و با بررسی آنها، عوامل کالبدی برای درک غیر بصری فضا استخراج شده است.
در توضیح این قسمت می توان به دو مقوله اشاره کرد یکی عوامل فضا سازی که خود امکان دیده شدن دارند و دیگری حالتی که خود عامل سازنده فضا امکان رویت شدن و ادراک بصری ندارند(شفیعی ۱۳۸۵، ۱۷۱).

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   ABS، چرخها

۴-۲-۱ صوت
صوت کیفیتی است که تنها در صورت وجود هوا می تواند منتقل شود. بررسی پدیده صوت از نظر علم فیزیک بیانگر وجود شکل و فرم در صوت است. صوت با استفاده از کیفیاتی چون، ضرب، ریتم، لحن، ملودی، هماهنگی، هارمونی و طنین به موسیقی تبدیل می شود و موسیقی پدیده ای است که مشترکات زیادی با معماری دارد.
صوت به دو صورت مستقیم و غیر مستقیم در درک و ایجاد فضا موثر است.
الف-مستقیم:
استفاده اصوات خاص در فضا
• صداهای طبیعی (نغمه پرندگان، صدای آب، صدای برگ درختان، صدای باد در کوهستان و …)
• صداهای محیطیی-عملکردی(صدای خیابان، صدای موسیقی، صدای درس دادن استاد، صدای تایپ، و…) که می تواند عملکرد فضا و مکان یابی را برای فرد بدون استفاده از حس بینایی مشخص کند.
• صدای رهگذران در حال عبور و توصیفات آنها از فضا محیط
ب- غیر مستقیم
• انعکاس صوت( انعکاس صدای پا، صدای صحبت، انعکاس صدای باد با دیوار ها و سقف)
• ریتم صوتی که توسط عناصر معماری و حرکت در فضا احساس می شود( مثل ریتم صوتی که روی پل خواجو احساس می شود.)
• کشش صوت( از حرکت در فضا و دوری و نزدیکی نسبت به صدای فضا حاصل می شود.)
۴-۲-۲- نور و لامسه
درک بصری وجوه، فرم، شکل، بافت و عمق فضای معماری با وجود نور و سایه و روشن هایی که ایجاد می کند، امکان پذیر است. روحیات مختلف مانند دلتنگی، شادی، آرامش و تقدس همه و همه از خواصی است که نورپردازی از طریق بصری در فرد ایجاد می کند.
مواردی که نور در معماری استفاده می شود عبارتند از:
• روشنایی بخش از محیط
• فضاسازی با نور( ریتم، حرکت نور، فرم، شکل و …)
اما نور تنها کیفیتی غیر بصری نیست بلکه دارای درک اثر غیرمستقیم بصری است و آن حرارت است. وجود این خاصیت بیانگر اهمیت استفاده از عناصر معماری عبور دهنده نور در فضا به فرد منتقل نمایند . اثر دیگر نور انعکاس آن می باشد که انعکاس نیز به نح
وی با ایجاد حرارت و احساس پوستی در ارتباط است.
۴-۲-۳- ثقل
ثقل یکی دیگر از عوامل کمک به فضاسازی می باشد. اگرچه این عنصر نامریی است، ولی وجودش در احساس و ادراک فضا بسیار حایز اهمیت است، فضایی در ارتفاع، فضایی در زیر زمین، چپ و راست، متعادل و غیر متعادل بودن از لحاظ ارتفاعی توسط این احساس از فضا یه دست می آید. فردی که بر روی زمین در سطح بدون ارتفاع حرکت می کند فضاسازی کاملا متفاوتی با حالتی دارد که توسط پله یا هر عنصر دیگر به طبقه ی بالا یا پایین می رود.
۴-۳- آگاهی از شرایط محیط و سازگاری با محیط
در فرآیند ادراک محیط بر این نکته تأکید می شود که هر یک از ما خود را با شرایط محیط سازگار می کنیم و در بسیاری از موارد به دلیل عادت کردن به آن ها، متوجه برخی شرایط محیطی حاکم نمی شویم. به طور مثال، زمر (۱۹۷۲) از نوعی « کرختی محیطی» و بی حس شدن نسبت به شرایط آن سخن می گوید و آلودگی هوا را مثال می زند. همه ی ما در آغاز متوجه آلودگی می شویم، ولی بر اثر حضور دائم در هوای آلوده، متوجه آلودگی نمی شویم. (مرتضوی ۱۳۸۰، ۷۲).
برای ارضای بسیاری از نیازها لازم است از فضاهایی با ویژگی های معین استفاده شود، مانند نیاز به فضای خلوت و آرام برای مطالعه و استراحت. هرگاه فضاها فاقد ویژگی های لازم برای نیل به اهداف نیازها باشند، ارضای نیاز به تعویق می افتد و انسان دچار تنش و تعارض می شود.
یک اثر معمارانه که در محیط زندگی آدمیان موجودیت پیدا می‌کند، بر جمیع رابطه‌ها و رفتارها و اندیشه‌های آنان اثرگذاری خواهد کرد و سازنده جوّ یا فضایی خاص می‌شود و این فضا، چه از دیدگاهی عینی به آن بنگریم و چه از دیدگاهی ذهنی، در هر دو حال و در هر حال، بر پایه رابطه‌هایی که در آن برقراراند و موجودیت پیدا می‌کنند، تعریف می‌شود(فلامکی۱۳۹۰: ۱۳۰).
۴-۴-تحلیل عاملی پرسشنامه
در علوم انسانی و رفتاری بیشتر تحقیقات بر اساس پرسشنامه صورت می گیرد. موضوع کنترل کیفیت نتایج پرسشنامه دامنه وسیعی از موضوعات مختلف را در بر می گیرد. در این مرحله از تحقیق سعی برآن بود تا با پرسشنامه میزان علاقه و توجه مردم به مؤلفه های ادراکات غیر بصری اندازه گیری شود. از آنجایی که قصد بر علمی بودن پرسشنامه بود، در آخر از روش تحلیل عاملی توسط نرم افزار spss استفاده شده است.
تحلیل عاملی معمولا در سه مرحله انجام می شود.
۱- برای تمام متغیرها ماتریسی از همبستگی ها را تشکیل می دهیم.
۲- از ماتریس همبستگی، اجزای اصلی را که همان فاکتورها هستند، استخراج می کنیم.
۳- عامل ها چرخانده می شوند تا رابطه همبستگی بین متغیرها و بعضی از فاکتورها به حداکثر برسد.
از آنجایی که هدف تحلیل عاملی پیوند دادن چند متغیر جهت ایجاد یک عامل است، در

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید