دانلود پایان نامه

مقایسه اثربخشی روش مداخله ای نوروفیدبک با آموزش گروهی مدیریت رفتار والدین  در کاهش نشانگان اختلال سلوک کودکان8تا21 ساله

 

زهراعاصمی2 ، سیده عاطفه حسینی یزدی[1][2][3] 

 

چکیده

هدف:  هدف از مطالعه تجربی حاضر، بررسی و مقایسه روش درمان مبتنی بر نوروفیدبک، و آموزش مدیریت رفتار والدین است .روش:  بدین منظور 81 کودک 1 تا 80 ساله )دختروپسر(مبتلا به اختلال سلوک) CD( به روش نمونه گیری در دسترس، در دو گروه  همگن قرارگرفتند. ابزارپژوهش، مقیاس رفتاری کودکان -CSI4  بود که در پیش آزمون-پس آزمون استفاده شد. یافته ها:  یافته ها نشان داد که مدیریت رفتار والدین به تنهایی میتواند نشانگان اختلال را بطور معناداری کاهش دهد. این کاهش در گروه دختران بیشتر از گروه پسران دیده شد. نتیجه گیری : آموزش گروهی رفتاروالدین ، از میزان نشانگان اختلال سلوک می کاهد لذا نهادهای خانواده، تربیتی ،آموزش و پرورش ، صدا وسیما میتوانند در جهت بهبود این اختلال از این روش بهره مند شوند  .

 

واژگان کلیدی: اختلال سلوک،  مدیریت رفتار والدین ،  نوروفیدبک

 

2- مقدمـه

اختلال رفتاری در کودکان طیف وسیع و گسترده ای دارد. بر اساس گزارش های آخنباخ3 و ادلبروک[4])8818( ، یک سوم تا نیمی از تمام مراجعان برای خدمات روانشناختی را کودکان پرخاشگر و مبتلا به اختلال سلوک[5] تشکیل می دهند.

اختلال سلوک مجموعه ای از رفتارهای ضداجتماعی پایدار در کودکان است که باعث اختلال در چند زمینه عملکردی آنان می شود و ویژگی آن، پرخاشگری و تجاوز به حقوق دیگران است، به عبارتی الگوی تکراری و پیوسته رفتاری است که در آن حقوق اساسی دیگران، متناسب با سن فرد نقض می شود. این گونه رفتارها در سه مورد یا بیشتر در 81 ماه گذشته باید وجود داشته باشند: رفتار پرخاشگرانه ای که موجب تهدید یا صدمه رساندن به سایرین یا حیوانات می شود، رفتارهایی که موجب وارد آوردن زیان یا خسارت مالی می شود، فریبکاری یا دزدی یا نقض جدی مقررات.)سادوک و سادوک،1000(. انجمن روان پزشکی آمریکا)8884( شیوع این اختلال را بین 1 تا 81 درصد گزارش کرده است. کودکان مبتلا به اختلال سلوک مجموعه ای  از مشکلات رفتاری و هیجانی را دارا هستند که در پیروی  از مقررات و هنجارها و رفتار کردن به شیوه جامعه پسند شدیدا مشکل دارند، این افراد در نظر سایر کودکان، بزرگسالان  و اجتماع خود بیشتر از آنکه بیمار روانی به حساب بیایند افرادی بد و بزهکار تلقی می شوند.کازدین1 و همکاران)8881( ناتوانی در حل مسئله و اینگلاندر 7 و همکاران)8881( عزت نفس پایین را از پیامدهای اختلال سلوک می دانند. همچنین کازدین)8817( ، میدوز1  و همکاران)8884( و ماثر8 و همکاران)8881( به ترتیب ،رفتارهای پرخاشگرانه، ضعف در عملکرد تحصیلی و ناتوانی در مهارت های اجتماعی کلامی و غیرکلامی را از رفتارهای همراه با این اختلال می دانند.

اختلال سلوک، زمینه ابتلا به مشکلات جدی، همانند اختلال شخصیت ضداجتماعی، مصرف مواد و ترک تحصیل را فراهم می سازد و به طور قابل توجهی به کارکرد روانی-اجتماعی کودک و نوجوان در منزل ، مدرسه و اجتماع آسیب می رساند)کمیجانی و ماهر،8311( . لذا هرگونه مطالعه، تشخیص و شناسایی، پیشگیری، کنترل و درمان، ارزشمند خواهد بود لذا پژوهش حاضر بر آن است تا در جهت کنترل و درمان این نوع اختلال در کودکان 1 تا 81 ساله، اثربخشی سه روش آموزش مدیریت رفتار والدین ،درمان مکمل مبتنی بر استفاده از نوروفیدبک و ترکیب این دو را مقایسه نماید.

مشکلات رفتاری و نافرمانی کودک ، به عنوان یکی از جدی ترین مشکلات این کودکان، تاثیر بسیاری بر سیستم و کارکرد خانواده می گذارد و همین تاثیر متقابل کودک و والدین، منطقی است برای اینکه آموزش والدین به عنوان روشی مناسب  و کارآمد برای مدیریت رفتارهای نامطلوب کودکان استفاده شود)بریس میستر80 و چارلز88،1007(.

در دهه های اخیر، به آموزش مدیریت والدین81 ، در طرح های درمانی، توجه فراوانی شده و نتایج مطلوب و گسترده ای از آن به ثبت رسیده است)فابیانو83 و دیگران،1008؛ پلهام84 و فابیانو،1001(.

مبنای تئوری PMT به وسیله پاترسون85)8811(  برنامه ریزی شده است. این دو فرضیه تعاملات اجباری بین والدین و کودکان را اینگونه شرح می دهند که کودک یاد می گیرد از طریق ایجاد رفتارهای منفی مثل قشقرق، مخالفت، لجبازی، مقابله و بی اعتنایی از تسلط والدین و انتقاد آن ها اجتناب ورزد در حالی که خود این رفتارها، رفتارهای منفی والدین را بیشتر می کند مثلا بر سر کودک فریاد می زنند یا او را تنبیه می کنند، به تدریج رفتارهای پرخاشگرانه والدین و کودک بیشتر می شود و هردو گرفتار چرخه «تقویت منفی» می شوند و باعث می شود کودک به سمت «اختلال سلوک» پیش برود.

آموزش مدیریت والدینی)(PMT به والدین کمک می کند تا رویکردهای جدیدی را در اداره کردن رفتار کودکشان در محیط خانه یاد بگیرند. به والدین آموزش داده می شود تا مشکلات رفتاری را به شیوه های جدید شناسایی،تعریف و مشاهده

                                                           

6-Kazdin

7-Ingelander

8-Midows

9-Mathur

10-Briesmester,J.M.

11-Charles,E.

12-Parenting  Management Training

13-Fabiano

    1415–PelhamPatterson

کنند)اسمیت81 و بارت87،1007(. این برنامه ها، احساس صلاحیت و خودکارآمدی والدینی را افزایش می دهند)شیلدز81،1008(.

PMTمهارتهای فرزندپروری را ارتقا میدهد و رفتار کودک را بطورموثری بدون استفاده از تنبیه کنترل می کند

) جانستون88 ، 1008( . مطالعات زیادی از اثربخشی این برنامه بر بهبود روابط با همسالان،  پیشرفت تحصیلی وکاهش تعاملات مخرب با والدین حمایت می کنند )مک کورد10 و دیگران، 8884؛ مندل18 ،8885 ؛ پاترسون11 و دیگران،8818؛ ول13 ،  8885 ( . لس14 و رونان15 )1001( با اجرای این برنامه روی خانواده هایی که فرزندانشان مشکلات رفتاری داشتند گزارش کردند ، برنامه آموزش والدین اثرات مفید زیادی بر عملکردخانواده ها دارد به شکلی که همه شرکت کنندگان در این برنامه آموزشی ، بهبود روابط والد و  کودک را گزارش کرده اند و والدین شرکت کننده نیز احساس بهتری نسبت به مهارتهای فرزندپروری خود و خصوصیات فرزند خودپیدا کردند .

آموزش والدین مزایای متعددی دارد، نخست اینکه والدین بیشتر تماس را با فرزندانشان دارند و می توانند بیشترین تاثیر را در تغییر رفتار آنان داشته باشند، به علاوه می توانند اسکان درمانگری مداوم را میسر سازند )کین11 ،  کوزنس17 ، موسپرت11 و راجر18، 1080(.

پیشرفت علم و تکنولوژی موجب ظهور درمان نسبتا جدیدی تحت عنوان نوروفیدبک30 گردیده که بر نشانه های اصلی بی توجهی، و تکانشگری متمرکز است و توجه زیادی را به خود جلب نموده است)موسسه ملی بهداشت،8881 به نقل از جدیدی و همکاران،8380(.

نوروفیدبک پاسخ تکنولوژی به روان درمانی، بازتوانی شناختی و عملکرد قشری ضعیف است و سیستم آموزشی وسیعی است که رشد و تغییر در سطح سلولی مغز را افزایش می دهد)دموس38،1005(.

در نوروفیدبک، فرد می آموزد که دامنه، فرکانس و یا یکپارچگی ابعاد الکتروفیزیولوژیایی مغز خود را اصلاح کند)شوارتز31 و آندراسیک33،1003(. پس از نصب الکترودها به مناطق چندگانه قشر مخ، فرد جلوی مانیتور نشسته و یک بازی را انجام می دهد. فرد در انجام بازی از دست خود استفاده نمی کند بلکه الگوی امواج مغزی وی است که بازی را به حرکت درمی آورد .

تشبیه نوروفیدبک به آینه می تواند به توضیح فرآیند اثر آن کمک کند. زمانی که زخمی بر روی صورت فردی ایجاد می شود ،فرد با دیدن زخم در آینه مقدار و عمق زخم را فهمیده و به پانسمان آن می پردازد، در نوروفیدبک نیز فرد امواج مغزی نابهنجار خود را ملاحظه کرده و خود به برطرف کردن آن ها می پردازد )نصرت آبادی،8311(.

                                                              دانلود مجموعه مقالات رایگان روانشناسی در یک فایل zip حجم 23 مگابایت

16-Smith

17-Barrett

18-Shields,J.

  • Johnston, J .
  • McCord, J .
  • Mendel , R .

22-Patterson , G.

23-Wells, K .

24-Lees , D.G.

25- Ronan , K. R .

26-Keen,D.

27-Couzens,D.

28-Muspratt,S.

  2930–Rodger,S.neurofeedback

31-Demos

32-Schwartz

33-Andrasik,

برای درمان اختلال CD، مطالعه ای براساس استفاده از نوروفیدبک تا بحال صورت نگرفته اما به دلیل همپوشی آن با ADHD می توان اشاره کرد که : طرح درمان این اختلال را باید در چند بخش درمان های مستقیم و تک محور تا مداخلات چندگانه تقسیم بندی کرد، در کنار دارودرمانی، و برنامه های آموزش رفتار والدین، درمان های مبتنی بر پس خوراند زیستی، نوروفیدبک ، رژیم غذایی نیز پیشنهاد شده اند که توفیق چندانی به دست نیاورده اند)جانسون34 ، مک آلیستر35 و ریدرز31،1005(. واکر

37)1001( تاثیرنوروفیدبک را بر بهبود اضطراب،  افسردگی، ناتوانی یادگیری، اختلال نافرمانی مقابله ای و اختلال سلوک گزارش کرده است . اورلاندی31)1004( نیز با پژوهش خود روی 31 آزمودنی پسرADHD و CD  نشان داد نوروفیدبک مشکلات رفتاری آنها را در محیط مدرسه و خانه بطور معناداری کاهش داده است. کارمودی38 و دیگران)1008( با استفاده از روش نوروفیدبک برروی 1 کودک بیش فعال مشاهده کردند پس از 1 ماه درمان ، رفتارهای تکانشی این کودکان بشدت کاهش یافته بود و رفتارهای بهتری در کلاس و د رجمع همسالان داشته اند. پژوهش حاضر الویت اثربخشی درمان های مبتنی بر نوروفیدبک ،وآموزش رفتار والدین را مطالعه می کند.

 

1- روش

این پژوهش، پژوهشی تجربی، با استفاده از طرح پیش آزمون-پس آزمون)بدون گروه کنترل( می باشد.

جامعه آماری پژوهش، کودکان 1 تا 80 سااله ی مبتلا به اختلال سلوک) CD( شهرستان کاشمر ونمونه آماری 81 کوک مبتلا می باشند که در سال 8381 به مراکز مشاوره و روان درمانی تخصصی مراجعه کرده بودند .

ابزار پژوهش

پرساش نامه علایم مرضای کودکان) 4-CSI(: این پرساش نامه یک مقیاس درجه بندی رفتار اسات که اولین بار توسط گادو و اساپراکفین40 )1007( برای غربال اختلال های رفتاری و هیجانی کودکان 5تا 81 سااله طراحی شاد و شاامل دو فرم معلم و والد اسات و 8 گروه عمده از اختلالات رفتاری را دربرمی گیرد. یکی از این گروه ها، اختلال سالوک اسات که سوالات 17-48 پرساش نامه را دربرمی گیرد. پاساخ های اراشه شاده به هرکدام از مواد آزمون، در یک مقیاس 4درجه ای)هرگز=صافر ، بع ای اوقات=صافر ، اغلب= 8 و بیشاتر اوقات= 8( نمره گذاری می شود. محمد اسماعیل)8310( ضریب اعتبار این مقیاس را با استفاده از آلفای کرونباخ ،17٪ اعلام کرده است.در این پژوهش از فرم والد استفاده شد.

شیوه اجرای پژوهش 

افرادی کاه جهت درمان و مشااااوره برای اختلال رفتاری کودک خود به مراکز مشااااوره مراجعه کرده بودند ، پس از دعوت و پذیرش همکاری به طور تصاادفی در دوگروه همگن قرار گر فتند. گروه اول، گروه نامزد دریافت درمان مبتنی بر نوروفیدبک)30 جلسه در 80 هفته( بودند و گروه دوم، کودکانی که والدین آن ها در 1 جلسه 80 دقیقه ای)هفته ای یک جلسه( تحت آموزش مدیریت والدینی قرار گرفتند جلسات والدین به شکل زیر برنامه ریزی و اجراشد:

جلسه اول : شناخت  CD ،نشانگان و عوامل موثر بر آن

                                                           

34-Jahnson

35-MCAlister

36-Readers

37-Walker , J.

3839–Orlandy , M.A.Carmody , D .

40 -Gadow & Sprafkin

جلسه دوم:  تقویت رابطه عاطفی خود والدین با یکدیگر و تقویت رابطه والد-کودک  جلسه سوم : آموزش مهارتهای جدید به کودک،بازی درمانی

جلسه چهارم : افزایش رفتارهای مطلوب وآموزش تبیه و تشویق شایسته  جلسه پنجم : آموزش اصلاح رفتار ، محروم سازی موقت  جلسه  ششم: شناسایی موقعیتهای زمینه ساز  جلسه هفتم: تمرین وایفای نقش  جلسه هشتم : پرسش و پاسخ با والدین

 

یافته ها

پس از جمع آوری داده هاای خاام ، ابتادا تحلیل  واریانس یکطرفه برای  همگونی واریانساااهای گروه ها  در پیش آزمون نمره اختلال انجام شاد وبا سطح معنی داری برابر با 835/0 و بیشتر از 05/0 و با اطمینان 85 درصد نشان داد در پیش آزمون ، بین گروهها از نظر نمره اختلال تفاوت وجود ندارد.

 

جدول8-آنالیز واریانس یکطرفه برای بررسی تفاوت معناداری گروه ها درپس آزمون نمره اختلال

ماکسیمم مااای نیمم انااحااراف معیار میانگین تعداد گروه
 12.00  8.00  1.65831  10.3333  9  A

)نوروفیدبک(

 7.00  3.00  1.50000  4.6667  9 B)مادیریت رفتااروالدین

)

 12.00  3.00  3.13581  7.4000  81 کل

 

طبق جدول8 میانگین گروه دوم در پس آزمون نسبت به بقیه کمتر است.

جدول1-تحلیل  واریانس یکطرفه برای  همگونی واریانسهای گروه ها  در پس آزمون نمره اختلال

سطح

معنی داری

آماره F میانگین مربعات درجه آزاد

ی

مجموع مربعات  

منبع تغییرات

 .000

 

17.57  2

 

72.571  2  145.143 بین گروهی
4.13  0  85  90.857 درون گروهی
   87  236.000 کل

 

چون ساطح معنی داری برابر با 000/0 و از 05/0 کمتر اسات، بنابراین با اطمینان 85 درصد در پس آزمون بین گروه ها از نظر نمره اختلال تفاوت وجود دارد. با توجه به آزمون تعقیبی دانکن مشاخص می شاود که تفاوت بین کدام گروه ها است. نتایج به صورت جدول زیر است:

 

 

جدول 3-  آزمون تعقیبی دانکن برای بررسی تفاوت میانگین ها درپس آزمون

  میانگینها تعداد گروه ها
     4.6667  9 B )مادیریت رفتار والدین (
 10.3333      9 A )نوروفیدبک (

طبق جدول 3 بین گروه اول و دوم از نظر نمره اختلال در پس آزمون تفاوت وجود دارد.به شاکلی که بیشترین کاهش میانگین نمره اختلال ساالوک پس از مداخله مربوب به گروه B می باشاادکه آموزش رفتار والدین را دریافت کرده اند وبا گروه دیگر در پس آزمون تفاوت معنادار نشاان میدهد .گروهA که فقط مداخله از نوع نوروفیدبک را دریافت کرده اند درمیانگین نمره اختلال ،افزایش نشان داده است.

همچنین برای بررسای  متغیرپیش بین جنسایت  در نمره اختلال  ابتدا از T-Test برای دو نمونه مستقل استفاده شد. نتایج به صورت جداول زیر است:

 

جدول4- آزمون T  برای بررسی عدم تفاوت معناداری گروه ها)دختروپسر(

انحراف معیار میانگین تعداد گروه
 1.38497  6.8421  81 پسر
 2.34521  4.5000  6 دختر
 1.90438  6.2800  81 کل

 

طبق جدول 4میانگین نمره اختلال پسران در پس آزمون نسبت به دختران بیشتر است.

جدول5- آزمون T برای برابری میانگینها و آزمون لوین برای بررسی همگنی واریانسها

  آزمون لوین برای  
  بررسی همگنی واریانسها t-test برای برابری میانگینها
آماره F سطح معنی داری آماره t درجه

آزادی

سطح معنی داری فاصله اطمینا ن

85 درصد برای تفاضل میانگینها

کران

پایین

کران بالا
واریانسها

برابرند

واریانسها نابرابرند

 .044  .83 2.76  23  .011  .90  6.28
    2.90 9.133  .017  .80  6.38

 

طبق جدول 5 چون ساطح معنی داری برای برابری واریانساها برابر با 044/0 و از 05/0 کمتر اسات بنابراین واریانسها نابرابرند. مقدار ساطح معنی داری برای برابری میانگینها برابر با 087/0 و از 05/0 کمتر اسات، بنابراین نمره اختلال در پس آزمون برای دو گروه دختران و پساران تفاوت معنی دا ری دارند. بعبارتی جنسایت، متغیری پیش بین برای تبیین اثربخشای مداخلات ساه گانه می باشادو گروه دختران نسابت به گروه پساران ازتغییررفتار والدین در جهت کاهش مشاکلات رفتاری ونشانگان اختلال سلوک،بیشتر بهره مندی نشان میدهند.

3- نتیجه گیری

در پژوهش حاضر ،ازمیان دو روش پیشنهادی استفاده از نوروفیدبک، و مدیریت رفتار والدین در کاهش نشانگان اختلال سلوک ، فقط روش آموزش والدین موفق شد نمرات اختلال را بطور معناداری کاهش دهد . این نتیجه  همسو با نتایج پژوهشی است که لس و رونان) 1001( انجام دادند.آنان با اجرای برنامه آموزش رفتار والدین برروی خانواده هایی  که فرزندانشان مشکلات رفتاری از قبیل نافرمانی داشتند به این نتایج رسیدندکه برنامه های آموزش والدین ، مشکلات کارکردی کل خانواده را بهبود می بخشد ، رفتار کودک را در کلاس بهتر می کند و رفتارهای اضطرابی و افسردگی کودک را کاهش میدهد. همچنین این یافته ها همسو با مطالعات دیگری است که نشان می دهند برنامه آموزش مدیریت والدین میتواند عملکرد خانواده و رفتارهای مخرب و آسیب زای کودک را بهبود ببخشد )کازدین،8887؛ رینو48 و مک گراس41 ،1001؛ تریسی43 و دیگران 1005(. در تایید یافته پژوهش حاضر میتوان به پژوهش وبستراستراتون هاموند و) 8887( اشاره کرد که سه روش درمانی آموزش والدین ، آموزش کودکان و تلفیق این دو را با هم بر روی 87 کودک مبتلابه CD اجرا کردند و دریافتند والدینی که آموزش رفتار والدینی دیده بودند بهبودرفتاری بیشتری را در کودکان خود گزارش میکنند . همچنین معلمان این کودکان بهبود قابل توجهی در مهارتهای مدیریت تعارض کودکان گزارش کردند. کازدین ، سیگل و باس)8881( نیز در مطالعه خود

                                                           

41-Reyno, S.M.

42- McGrath , P.J.

43-Treacy, L.

نشان دادند که PMT با بهبودهای معناداری درمنفی کاری ، توانمندی اجتماعی، پرخاشگری ، رفتارهای ضداجتماعی ، بزهکاری و نافرمانی کودک مرتبط است.

ازطرفی در این پژوهش ،30 جلسه درمان مبتنی بر نوروفیدبک ، در کاهش نشانگان اختلال سلوک بی تاثیر بود این یافته همسو با یافته جدیدی و همکاران) 8380( است که به مقایسه درمان نوروفیدبک و ریتالین بر کاهش مشکلات رفتاری 10 کودک پرداخته بود و اعلام کرد که در مقایسه با دارو درمانی ، نوروفیدبک تاثیری در بهبود اصلاح رفتار نداشته است . ولی در مقابل ،  والکر) 1001( در مطالعه خودبیان میکند که نوروفیدبک تاثیرمثبتی بر بهبود اضطراب، اختلال نافرمانی واختلال سلوک دارد ومیتواندرفتارهای پرخاشگری وبزهکارانه ای را که در بیش فعالی و اختلالات رفتاری مثل اختلال سلوک مشاهده میشود را کاهش دهد. نکته ای که قابل ذکر است این است که علاوه بر بی تاثیربودن نوروفیدبک در این پژوهش برکاهش نشانگان اختلال ، مقداری میانگین این اختلال را افزایش داده بود که شاید بتوان اینگونه تفسیر کرد که والدین این کودکان بدلیل اینکه در تعداد جلسات زیادی فرزندان خود را تحت مداوا با نوروفیدبک می بینند احساس کفایت این برنامه ،آنان را از رسیدگی و توجه لازم به رفتارها و تعاملات تربیتی خود با فرزندانشان غافل می کند. از آنجا که این پژوهش برای اولین بار در کشور تاثیر نوروفیدبک بردرمان اختلال  سلوک را مطالعه می کند یافته دیگری که همسو یا ناهمسو با این نتیجه باشد  پیدا نشد.

یافته دیگر این پژوهش ،معناداری تفاوت دختران و پسران در کاهش نشانگان اختلال بود بطوریکه کاهش نمرات اختلال دختران بیشتر از پسران بود  .

 

 

 

تشکر و قدردانی

از خانواده های محترم حاضر در پژوهش ، دستیاران و همکاران اجرای طرح سپاسگزاری می گردد   .

 منابع  

جدیدی ، محسن ؛ شمسایی ، محمدمهدی ؛ مظاهری ، محمد مهدی ؛ خوشابی ، کتایون ؛ فرخی ، نورعلی ) . 8388( . چالش مداخلات : تاا چاه انادازه هر یاک از مداخلات اموزش مدیریت والدین ، نوروفیدبک و ریتالین بر بهبود اختلال بیش فعالی – نقص توجه و شااااخص استرس والدینی تاثیر دارند . فصلنامه خانواده پژوهی ، سال هشتم ، شماره 18 ، صص 801-880.

جادیادی ، محسااان ؛ احادی ، حسااان ؛ خوشاااابی ، کتایون ؛ و فرخی ، نورعلی) .  8380( . مقایساااه اثربخشااای مداخله نوروفیدبک  و ریتالین بر مشاکلات سالوک و شااخص بیش فعالی.  مجله علمی دانشاگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی همدان ، دوره 81، شماره 4 ، صص 53-58 .

علیزاده،  حمید ) . 8388( .  تدوین برنامه آموزش والدین برای خانواده های دارای فرزندان با اختلال  نارسایی توجه/بیش فعالی و تأثیر آن برکاهش نشانه ها و کارکرد خانواده ،فصلنامه افراد استثنایی، سال دوم، شماره7 .

کمیجانی ، مهرناز ، ماهر ، فرهاد .)8311( . مقایساه شایوه های فرزندپروری نوجوانان با اختلال سالوک و نوجوانان عادی . مجله دانش و پژوهش در روانشناسی  دانشگاه ازاد اسلامی واحد خوراسگان اصفهان . شماره 33 ، صص 84-13.

محمد اساماعیل ، الهه . )8310( . بررسی مقدماتی اعتبار و روایی و تعیین نقاب برش اختلالهای پرسشنامه علایم مرضی کودکان . تهران :پژوهشکده کودکان استثنایی.

نصرت آبادی، مسعود). 8311(. کاربرد تحلیل امواج کمی مغز در تشخیص و نوروفیدبک در درمان اختلال بیش فعالی – کمبودتوجه . پایان نامه کارشناسی ارشدروانشناسی عمومی ، دانشگاه علامه طباطبایی. یعقوبی ، حمید .)8315( . مقایساه اثربخشی تعاملی نوروفیدبک و ریتالین در کاهش علایم اختلال بیش فعالی – کمبود توجه . پایان نامه

دکتری ، دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی.

 

Achenbach, T.M. & Edelbrock, C.S. (1981) . Behavioral problems and competencies reported by parents of normal and disturbed children aged four through sixteen . Monographs of the society for research in child development , 46-188 .  Briesmester, J. M. & Charles, E. (2007). Handbook of parent training: Helping parents prevent and solve problem behaviors. Third edition. Edited by James M. Briesmester & Charles E. Schaefer. John Wiley & Sons, Inc. Hoboken, New Jersey.

Carmody, D., Radvanski, DC., Wadhwani, S., Sabo, JJ., Vergara, L., (2001). EEG biofeedback training and attention deficit/hyperactivity disorder in an elementary school setting. Journal of Neurotherapy, 4(3),5-27.

Demos, J.N. (2005). Getting Started with Neurofeedback, New York, Lond, Ny. 10110.

Fabiano, G. A., Pelham, W. E., Coles, E. K., Gnagy, E. M., Chronis, A. M., & O’Connor, B. C.(2009). A meta-analysis of behavioral treatments for attentiondeficit/ hyperactivity disorder. Clinical Psychology Review, 29, 129-140.

Ialongo,N.S.,Horn, W.F., Pascoe, J.M., Greenberg, G., Packard, T., Lopez, M., Wagner, A., & Puttler, L. (1993). The effects of a multimodal intervention with attention-deficit hyperactivity disorder children : a 9-month follow-up . Journal of American Academy of Child & Adolescent Psychiatry, 32(1), 182-9.

Ingelander, L.S., Lidral, J. & Reich, W. (1998) . Family process variable and children`s disruptive behavior problem . Journal of child psychiatry, 9, 376-381.

Johnson, J. H., McAlister, L. E., & Readers, S. K. (2005). Current management in child neurology (3rd Ed). BC: Decker

Inc

Johnstone, J .(2001) . Evidence based practices for conduct disorder in children and adolescents . Torento : Children’s Mental Health Ontario.

733-747 .

Kazdin , A.E.(1987) . Conduct disorder in childhood and adolsence. New bury Park . CA : sage publication .

Kazdin, A.E. (1997). Parent management training: Evidence, outcomes, and issues. Journal of the American Academy of Child and Adolescent Psychiatry, 36, 1349–1356.

Keen, D., Couzens, D., Muspratt, S., & Rodger, S.(2010). The effect of a parent focused intervention for children with a recent diagnosis of Autism  spectrum disorder on parenting stress and competence. Research in Autism Spectrum Disorders, 4, 229-241.

Lees,D.G., Ronan , K. R . (2008) . Engagement and effectiveness of Parent Management Training ( Incredible Years) for solo high-risk mothers: A multiple baseline evaluation . Bahaviour Change , 25(2) , 109-128 .

Mathur, S.R., Kavale, K.A., & Forness, A.R.(1998) . Social skills intervention with students with emotional and behavioral problems : A quantative synthesis of single subject research.Behavioral Disorder, 23, 193-201 .

McCord J, Tremblay R, Vitaro F, & Desmardis-Gervais L (1994). Boys’ disruptive behaviour, school adjustment, and delinquency: The Montreal prevention experiment. Behavioral Development Journal,  17,739-752

Medows, N.B ,. Neel, R.S., Scott, C.M., & Parker G. (1994) . Academic performance social competence and mainstream accommodations: A look at mainstream and nonmain streamed student with serious behavioral disorder. Behavioral Disorder,

19, 170-180

Mendel R (1995). Prevention or pork? A hard-headed look at youth-oriented anticrime programs. Washington, DC: American Youth Policy Forum

Orlandi, MA., Greco, D. (2004). A randomized double-blind clinical trial of EEG neurofeedback treatment for attentiondeficit /hyperactivity disorder. Presented at the annual meeting of the International Society for Neuronal Regulation, Fort Lauderdale, FL.

Patterson, G. R. (1982). Coercive family process. Eugene, OR: Castalia.

Patterson G, DeBaryshe B & Ramsey E (1989). A developmental perspective on antisocial behavior. Americian Psychologists, 44,329-335

Pelham, W. E. & Fabiano, G. A. (2008). Evidence-based treatments for children and  adolescents with ADHD: An update.

Journal of Clinical Child and Adolescent Psychology, 37, 184- .412

Reyno, S.M., & McGrath, P.J. (2006). Predictors of parent training efficacy for child externalizing behavior problem-a metaanalytic review. Journal of Child Psychology and Psychiatry, 47, 99–.111

Sadok, B., & Sadok, V. A.(2000). Comprehencive Textbook of Psychiatry (7th ed.). Baltimore .

Schwartz, E., & Andrasick, F. (2003). Biofeedback: A Practitioner’s Guide, New York, Guilford Press.

 

Shields, J. (2001). The NAS Early Bird Programme:Parentship with parents in early intervention. Autism, 5 (1), 49-.65 Smith, M. & Barrett, M.S. ( 2007) . The effect of parent traaining on hyperactivity and attention in three school-age girls with ADHD. Journal of child and family behavioral therapy, 24, 35-21 .

Treacy, L., Tripp, G., & Barid, A. (2005). Parent stress management training for attention deficit hyperactivity disorder (ADHD). Behavior Therapy, 36, 223–233.

Walker, J.(2008) .  The case against arugs – and for Neurofeedback,the superior alternative for Attention Deficit/Hyperactivity Disorder (ADHD) . ISNR abstract : AAPB Neurofeedback Division .

Webster-Stratton , C., Hammond, M . ( 1997) . Treating children with early-onset conduct problems: A comparison of child and parent training intervention . Journal of consulting and clinical psychology , 65(1) ,93-109 .

Wells K (1995). Parent management training In Conduct Disorders in Children and Adolescents. P. Sholevar P (Ed.) Washington, DC: American Psychiatric Press, 213-236.

Williams Wilkins.Scahill, L., & Schvab-Stone, M. (2000). Epidemiology of ADHD in school-age children. Child and Adolescence Psychiatric Clinics of North America,9, 541-.555

 

 

 

[1] –  Achenbach

[2] – دانشگاه فردوسی، گروه روانشناسی ، مشهد، ایران.     Seyede. Hosseini Yazdi@yahoo.com   

 

 

[3] – دانشگاه آزاد اسلامی ، واحد کاشمر، گروه روانشناسی ، کاشمر ، ایران . Zahra.asemi@yahoo.com

 

[4] –  Edeibrock

[5] -Conduct disorder

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید
این مطلب مشابه را هم بخوانید :   اسماعیلیه