دانلود پایان نامه

سعید حمیدیان مکان های اشاره شده در داستان های شاهنامه را چنین دسته بندی می کند:
1. مکان هایی که حدود و ثغورشان امروزه بر ما کاملاً روشن نیست.
2. مکان هایی که حدود تقریبی و موقعیت دقیقشان را می شناسیم.
3. مکان هایی که تنها نامشان برجای است. (حمیدیان،29:1372).
حماسه پرداز همواره از سرزمین هایی که رویداد در آنها وقوع می پذیرد نام می برد و در مواردی نیز مکان ها نه تنها به نام که به نشان نیز از یکدیگر ممتازند. سخن از رودها، چشمه ها، دریاچه ها و دریاهای گوناگون، دشت ها، بیشه ها، کوه ها، و غارهای گوناگون، کشورها، انسان ها و شهرهای گوناگون، پُل ها، دژها، کاخ ها، باغ ها، کشتی ها، سرای ها، آسیاها، و دکان های گوناگون، آوردگاه ها، بندگاه ها، بازی گاه ها، نخجیرگاه ها و پرستشگاه های گوناگون در میان است. حتی آخورگاه ها و خوردن گاه ها، و گنجگاه ها، نیز نام و نشان خویش را دارند هر چند خصلت مینیاتوری حاکم بر آنهاست. برای مثال تصویر چشمه ای که رستم در هفت خان به یاری عزم رهنمون بدان راه می یابد و چشمه ای که کیخسرو در واپسین ساعت های زندگانی آشکار خویش سر و تن در آن می شوید و چشمه سوکه یزدگرد بزه گر، خون دماغ خود را با آب آن درمان می کند یکی است.
آمُل، اردبیل، استخر، اهواز، بخارا، بست، بلخ، قرمذ، جهرم، چاچ، خرم آباد، خوره اردشیر، دارابگرد، دامغان، رام اردشیر، ری زابل، زیب خسرو، ساری، ساوه، سرخس، سمرقند، سیاوشگرد، شاپورگرد، شوشتر، شیراز، شیرخوان، طالقان، طوس، تیسفون، غزنین، قسم، قندهار، کجاران، گروگرد، گندشاپور، مداین، مرو، نیشابور و هرات نیز همه ایران زمین اند. (سرّامی،894:1368-892).
مختاری در بحث از مکان در داستان های شاهنامه به مرتبط بودن محتوا با محل معتقد است و در این باره چنین می نویسد: «در مکان اساطیری، محتوا از محل جدا نیست و نمی توان ارتباط جوهری را که بین شیءِ واقع در مکان و کیفیت خود مکان هست، از هم تفکیک کرد. به همین علت، خواص البرز با صفات سیمرغ و خصلت های زال در هم می آمیزد و اینها از هم جدا و مجزا نمی توانند بود». (مختاری،109:1369).
رستگار فسائی نیز نقش مکان در داستان های شاهنامه را هم پای نقش شخصیت ها می داند و معتقد است که: «در داستان های فردوسی مکان ها نیز به معنی داری اشخاص و وقایع زنده و ملموس دیگرند. به عنوان نمونه، او دژ سپید را چنان با موقعیت و قهرمانان و راه مخفی و ارزش مرزی آن توصیف می کند که خواننده دقیقاً اهمیت نظامی آنرا در می یابد و معنی دفاع از آن را درک می کند.
دژی بود کش خواندندی سپید بر آن دژ بد ایرانیان را امید
و چون اسکندر در راه بابل به شهری در میان دریا می رسد، فردوسی آن را چنین وصف می کند:
یکی شارستان است این چو بهشت که گویی نه از خاک دارد سرشت
نبینی بدو اندرون ایوان و خاک مگر پوشش از ماهی و استخوان
بر آن استخوان بر نگاریده پاک نبینی به شهر اندرون گرد و خاک
(رستگار فسائی،45:1369).
اشارات دیگر جغرافیایی خاصه اشاراتی که برای راه عبور تورانیان و ایرانیان و جنگ های ایشان در شاهنامه می بینیم جملگی مبهم و تاریک و دور از ارزش جغرافیایی است و این ابهام و عدم توجه به نبود فصل زمانی و مکانی از لوازم حماسه های طبیعی و واقعی است. (صفا،241:1369).
به نظر می رسد حکیم طوس در داستانپردازی خویش بیشتر از آنکه به بعُدهای زمانی و مکانی ماجراها بپردازد به خود ماجراها و موضوع و مضامین مطرح شده در آن پرداخته و خواننده را درگیر، مجذوب و شیفته طرحِ داستان ، شخصیت ها، گفتگوها، کشمکش ها، پیچیدگی ها، تعلیق ها، بحران ها، نقاط اوج و فرود و نتیجه گیری از داستان ها نموده است. به گونه ای که ذهن خواننده بیشتر از آنکه به زمان و مکان وقوع داستان متمرکز شود به تأمل در مورد حوادث و نتیجه گیری ناشی از حوادث و رخدادهای داستان مشغول می گردد. و این موضوع نه تنها به داستان های مطرح شده در شاهنامه لطمه وارد نکرده بل منجر به هر زمانی و هر مکانی بودن و جهانی شدن گستره خیلی از داستان های آن شده است. لازم به ذکر است که این موضوع در سایر حماسه های مطرح جهان نیز به وضوح قابل پیگیری است.
6.1.2 داستان فریدون و پسران در شاهنامه
از آن جهت که فریدون در ادبیات ایران شخصیتی اسطوره ای است و حتی ریشه در اسطوره های هند و ایرانی دارد قبل از پرداختن به داستان این شخصیت اسطوره ای در شاهنامه، ابتدا به معرفی او پرداخته و در ادامه به خلاصه ای از داستان اشاره می گردد.
الف) فریدون کیست؟

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   تحقیق رایگان درمورد دانش آموزان دختر، مفهوم خودپنداره

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید