دانلود پایان نامه

(1354) 1977
(1355) 1978
(1356)
قیمت های نفت خام دلار (راس‌التنوره عربستان) 93/1 02/2 08/2 92/1 86/1 80/1 19/2 46/2 29/3 53/11 38/12 13.00 – –
قیمت های واقعی برحسب نرخ‌تورم کشورهای اپک – – – – – – – – – 10.45 10.72 11.51 11.48 10.24
منبع : کاتوزیان( 1377: 93)
قیمت های نفت در سال های 1960-2002

در بیشتر کشورهای نفتخیزبه دلیل اتکای مفرط به درآمد نفتی ،عدم انضباط مالی دولت و فقدان برنامه ها وسیاست های مناسب جهت توسعه کشور ، اتکا به درآمد نفت با رشد قیمت ها ی آن بیشتر می گردد واین دولت ها را به دولت های موسوم به پترواستیت یا رانتیر ونفتی تبدیل می کند.به این ترتیب رشد وتوسعه تمامی بخش ها از جمله خود بخش نفت بیشتر از همیشه به نفت وابسته می گردد زیرا نفت جای تمامی منابع مالی این دولت ها را می گیردو آنها را از نظر اقتصادی تنها به یک منبع درآمد وابسته می سازد. صنعت نفت از یک سو بسیار«سرمایه بر» و از سوی دیگر از نظر رابطه با محیط اجتماعی بسته و محدود است. به علت نیاز به تکنولوژی و سرمایه و فقر کشورهای نفت خیز در این زمینه ها، در کشورهای نفت خیز مالکیت و یا کنترل نفت، که تنها منابع درآمد آنهاست، در دست کشور ها یا شرکت های خارجی است، و نیز به علت رابطه میان سرمایه و کار نرخ مزد کارگران در این صنعت از متوسط نرخ مزد در بخش های دیگر به مراتب بالاتر است. نفت، مانند سایر معادن و برعکس کالاهای کشاورزی، تمام شدنی است؛ از این جهت به عنوان زیر بنای مالی کشور بر انتخاب شیوه رشد، و نیز سرعت رشد بخش های دیگر، تأثیر می گذارد.به علاوه درآمد از نفت در مقایسه با درآمد از سایر کالاها بسیار بالا است و سطح آن عمدتاً به شرایط بازار بین المللی، کیفیت نفت استخراجی، و ویژگی نفت به عنوان یک کالای سوق الجیشی بین المللی مرتبط است. درنتیجه، در طی تاریخ نفت کنترل کشورهای تولید کننده برآن ناچیز بوده است. در همان حال، به علت ویژگی های استراتژیکی نفت، تقاضا برای آن کم نوسان است. در کشورهای در حال توسعه، درآمد نفت یک پارچه در اختیار دولت قرار می گیرد و از این جهت بر رابطه میان دولت و مردم، که در شرایط معمول به علت نیاز ناگزیر دولت به اخذ مالیات معطوف به مشارکت مردمی است، تأثیر منفی می گذارد(کارل 1997: 61). در کشورهای نفت خیز، به علت ویژگی های نفت، دولت ناگزیر است از یک طرف هرچه می تواند از محیط بین المللی که مصرف کننده نفت است درآمد تحصیل کند و از سوی دیگر، این درآمد را براساس تصویری که از شیوه توسعه دارد میان بخش های گوناگون تقسیم نماید. در ایران در فرایند این تصمیم گیری نقش بخش خصوصی معمولا ناچیز بوده است ودر نتیجه خود نفت به عاملی ضد توسعه به ویژه توسعه داخلی صنعت نفت تبدیل می شود
در این دوره قیمت نفت با فعالیت های کشور های اپک تا مرز 12 دلار می رسد(درفاصله دو کنفرانس تهران کشورهای اپک در سال های 1971 تا 1974 قیمت نفت از 1.80 دلار به 11.65 دلار می رسد).درآمد های نفتی دولت که در سال 1342 ،555 میلیون دلار بود در سال 1350 به1.2 میلیارد دلار ودر سال 1353 به 5 میلیارد دلار وپس از 4 برابر شدن قیمت نفت در سال 1355 به حدود 20میلیارد دلار رسید(آبراهامیان1377: 525) وعارضه بیماری هلن دیکه گریبانگیر دولت نفتی وقت می شود جدایی دولت از ملت و تصمیم گیریهای انحصاری و منفک از جامعه را نیز بیشتر می سازد.
اهمیت نسبی بخش نفت 77-1923(متوسط سالانه )
سال 6-1923 30-1928 7-1935 7-1945 7-1955 7-1965 7-1975
مقدارکل‌نفت‌صادراتی(میلیون‌تن) 5/3 5 8/7 6/16 2/23 2/120 5/303
ارزش‌نفت‌صادراتی(FOB،میلیون‌پوند) 13 7/23 6/26 8/38 9/43 9/150 1164
درآمدهای نفتی دولت( میلیون‌پوند) 9/0 3/1 8/3 2/4 20 75 7/1133
خالص‌ارزحاصله‌ازبخش‌نفت(میلیون‌پوند) 2/3 1/3 8/6 12 2/25 3/81 1164
درصددرآمدنفتی‌دولت‌به‌صادرات‌نفت(ستون3به2) 2/7 4/5 4/14 7/10 5/45 7/49 4/97
درصد درآمدهای نفتی به کل درآمدهای دولت 8/13 1/15 8/16 4/16 1/45 8/50 4/75
درصد سهم ارز خارجی حاصل از بخش نفت 25 3/13 1/25 31 4/57 9/53 100
درصد حاصل ارزی بخش نفت به کل صادرات 21 5/22 3/37 6/53 65 4/74 8/83
منبع:کارشناس، 1382 :127
همانگونه که در جدول بالا دیده می شود در این دهه اهمیت نفت در کشور بسیار زیاد شده است.97.4 درصد از درآمد های صادراتی کشور مربوط به نفت است و75.4 منبع درآمدهای دولت از نفت تامین می شود. در این شرایط گرچه به سرمایه گذاری وتخصیص اعتبار به توسعه صنعت نفت اهمیت زیاد داده می شود اما اتکا به داخل و پرورش وتوسعه بخش خصوصی فعال در این صنعت با توجه به فربه تر وقدرتمندتر شدن دولت مورد توجه چندانی قرار نمی گیرد.زیرا توان وقدرت این بخش در برابر دولت رنگ می بازد چراکه دولت نیز به مالیات ها متکی نیست. در این دوره علی رغم اقدامات خصوصی سازی و فعالیت برجسته وتوسعه بخش خصوصی در برخی صنایع شاه با ورود این بخش به نفت وبخش های بزرگ ودرآمددزا چندان موافق نیست .عالیخانی(2001) وزیر اقتصاد و از صاحب منصبان دوره پهلوی این وضع را چنین بیان می کند:
«… او اصرار داشت ذوب آهن نباید در اختیار بخش خصوصی باشد. ولی بعد وقتی خواستیم بگوئیم که خوب حالا بخش خصوصی آمادگی دارد در نورد فولاد سرمایه گذاری بکند، می گفت من منظورم این است که بخش خصوصی در فاز اولش نباید سرمایه گذاری کند، یعنی نباید در مرحله اول تولید که کوره ذوب و کوره بلند است سهمی داشته باشد. این سیاست واقعا معنی نداشت. در مورد پتروشیمی هم اول همین حرف را می زد که مرحله اول تولید مواد پایه پتروشیمی باید دردست دولت باشد و سرمایه گذاران خصوصی فقط در مرحله های بعدی می توانند سرمایه گذاری کنند. مثلا تولید پی وی سی باید دردست دولت باشد ولی بخش خصوصی می تواند لوله و یا اشیاء دیگر از پی وی سی بسازد. بعد گیر کردیم، چون برای همان مرحله پایه نیازمند تکنولوژی خارجی بودیم و به صرف ما بود که شرکت های خارجی با ما در امر تولید مواد اصلی پتروشیمی شریک شوند. ولی حالا چه گونه می شد توجیه کرد که سرمایه گذار خارجی دارای حقی است که سرمایه گذاران خصوصی داخلی از آن محروم اند. البته در سال های آخر این سیاست تغییر کرد و شرکت های داخلی توانستند درمرحله اول پتروشیمی سرمایه گذاری کنند. ولی همه اینها آن رنگ سوسیالیستی را داشت که شاه خیلی خوشش می آمد به کارهایش بدهد.»(تاکید از ماست)
یکی دیگر از تاثیرات نفت برتوسعه صنعت ناشی از اثرات تورمی وپولی آن است.اکثر اقتصاد دانان بیماری هلندی را در انتظار دولت هایی می دانند که با رشد درآمد نفت و تخصیص بدون انضباط آن مواجهند.« بیماری‌ هلندی‌» در اصل‌ به‌ دغدغه‌های‌ ناشی‌ از وقوع‌ پدیده‌ «ضدصنعتی‌ شدن‌» اشاره‌ دارد که‌ پس‌ از کشف‌ ذخایر گاز طبیعی‌ در اواخر دهه‌ ۱۹۵۰ و اوایل‌ دهه‌ ۱۹۶۰ در کشور هلند به‌وجود آمد. با کشف‌ ذخایر مزبورصادرات‌ گاز طبیعی‌ هلند افزایش‌ یافت‌ و از واردات‌ انرژی‌ این‌ کشور کاسته‌ گردید و در نتیجه‌ درآمدهای‌ ارزی‌ آن‌ افزایش‌ یافت‌ و ارزش‌ خارجی‌ پول‌ ملی‌ تقویت شد. وقتی‌ که‌ افزایش‌ شدید درآمدهای‌ نفتی‌به‌ افزایش‌ ارزش‌ پول‌ ملی‌ منجر می‌شود و به‌ دنبال‌ آن‌ قیمت‌های‌ نسبی‌ کالاهای‌ غیرمبادلاتی‌ افزایش‌ پیدا می‌کند، صادرات‌ این‌ کالاها غیررقابتی‌ می‌شود و کالاهایی‌ که‌ تا پیش‌ از آن‌ قابل‌ رقابت‌ در بازارهای‌ خارجی‌ و قابل‌ مبادله‌ بودند، به‌ کالاهای‌ غیرمبادلاتی‌ تبدیل‌ می‌شوند که‌ نتیجه‌ آن‌ کاهش‌ تولید و اشتغال‌ در بخش‌ کالاهای‌ صادراتی‌ است‌. در نتیجه‌ افزایش‌ قیمت‌ نفت‌ منجر به‌ افزایش‌ ارزش‌ پول‌ ملی‌ می‌گردد. یعنی‌ نرخ‌ واقعی‌ ارز خارجی‌ (مثلا ریال‌ به‌ دلار) کاهش‌ می‌یابدوافزایش‌ ارزش‌ پول‌ ملی‌ بدون‌ اتکا به‌ افزایش‌ بهره‌وری‌ عوامل‌ تولید داخلی‌ به‌ معنی‌ گرانتر شدن‌ محصولات‌ تولید داخلی‌ برای‌ خریداران‌ خارجی‌ است‌. یعنی‌ قیمت‌ صادراتی‌ بخش‌ تولید داخلی‌ گرانتر شده‌ است‌. در نتیجه‌ می‌توان‌ گفت‌ که‌ از قدرت‌ رقابتی‌ کشور در بازارهای‌ جهانی‌ کاسته‌ شده‌ است‌. افزایش‌ ارزش‌ پول‌ ملی‌ بر این‌ اساس‌، موجب‌ انتقال‌ سطح‌ تقاضا و منابع‌ تولیدی‌ از بخش‌ تولیدی‌ به‌ بخش‌ غیرقابل‌ مبادله‌ می‌گردد. در این دوره همین نرخ پایین به ضرر تولیدکنندگان صنعتی نیز تمام می شد(عالیخانی 2001) زیرا واردات کالا را بسیار باصرفه تر از ساخت داخل می کرد.
در نتیجه خود نفت به عامل ضد توسعه ای تبدیل شد که علاوه بر سایر صنایع بیشترین اثرش بر ساخت داخل صنایع نفت بود که در آن هنگام به حمایت وپرورشگری وبازارداخلی احتیاج داشتند. اما در کنار فقدان اراده چنین کاری از لحاظ عقلانی و اقتصادی نیز توجه به ساخت داخل و سرمایه گذاری در آن بیهوده می نمود.زیرا سرمایه گذاری بخش خصوصی در صنایعی که در ابتدای کار توانایی رقابت در سطح جهانی را ندارد وبه علاوه در میان انحصارات وابسته به دربار ونظام سیاسی باید رشد کند کاری بسیار دشوار بود.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   فلسفه برای کودکان

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید