دانلود پایان نامه

عبدالرضا فریدزاده نمونه های عینی عناصر دراماتیک در داستان های پهلوانی شاهنامه را این گونه توصیف می کند: «همین که در داستان های شاهنامه درباره پهلوانان و ماجرا و سرنوشتشان سخن به میان می آید، موجب می شود که هر داستانش قابلیت تبدیل شدن به اثری دراماتیک را داشته باشد، چرا که هر پهلوان از حیث ساختار شخصیتی، ظرفیت ((شخصیت دراماتیک)) بودن را داراست.
به دلیل نمونه وار بودن شخصیت ها در شاهنامه، به تعبیر عبدالرضا فریدزاده خصایل پهلوان و ضدقهرمان ها نیز، کلی، نمونه وار، و بنابراین استثنایی و در عین حال هر زمانی اند و توانمندی لازم برای تعمیم و عبور به ذهن ها و زمان های دیگر را هم دارند.
در شاهنامه، کشمکش ها در آن واحد چندگانه اند و این از خواص یک درام خوب است. از دیگر سو، این که فردوسی برای قهرمان نقاط ضعفی در نظر گرفته و حتی برترین پهلوانان اثر او هم یک هامارتیا (نقطه ضعف) دارند و این ویژگی نیز به نوعی یکی دیگر از ویژگی های تراژدی است. در شاهنامه، بسیاری از گفت و شنودها دراماتیک هستند. از سویی فضاسازی، موقعیت، ساختار شخصیتی افراد، میزان اهمیت واقعه، و حس و حال گوینده را القا می کنند و از دیگر سو، روال گفتار چنان است که احساس نمی شود حرف کس دیگر (صاحب اثر) در دهان گوینده گذاشته شده است.
در شاهنامه، وصف و نقل نیز قوه تجسم و تصور را به شدت تحریک می کند و قابلیت در خدمت عمل، حرکت و به تصویر درآمدن را به میزان بالایی دارا هستند.
مجموع اینها، به اضافه روابط دقیق علی و معلولی که باعث ایجاد منطق محکم و بسیار باور شدنی در سراسر داستان های شاهنامه شده است، عناصر و ویژگی های دراماتیکی هستند که به داستان های شاهنامه، قابلیت تبدیل شدن به اثری نمایشی را می بخشند.
محمد خیری، نویسنده کتاب ((اقتباس برای فیلمنامه)) هم در بحث خود درباره عناصر دراماتیک داستان های شاهنامه، ضمن آن که این کتاب را یکی از معتبرترین متون ادبیات کلاسیک می نامد، می گوید: «این کتاب دارای ویژگی های تصویری و عناصر نمایشی و یا به عبارتی سرشار از عناصر دراماتیک است. این امر هم از نظر تعریف آکادمیک داستان مبنی بر وجود مقدمه، متن و نتیجه و هم از نظر نوع نگاه انسانی به مسائل و رویدادهایی که یک انسان در زندگی اش احتمالاً با آن مواجه می شود، صادق است؛ یعنی این خصوصیات، شاهنامه را در شمار آثاری قرار داده که به بهترین شکل ممکن و در حد اعلی، ویژگی های نمایشی را در خود جای داده است و این امر تفوق داستان های شاهنامه بر دیگر متون ادبی را کاملاً آشکار می سازد». (حنیف، 21:1384-12).
به منظور بیشتر روشن شدن مسأله، و به جهت اهمیت موضوع، در این بخش به بررسی کلی و خلاصه وار عناصرِ مهم دراماتیکی موجود در داستان های شاهنامه پرداخته می شود:
* پیرنگ در داستان های شاهنامه
موضوع های جالب و تضاد بین شخصیت ها و تغییرات ناگهانی سرنوشت و حوادث پی در پی در داستان های شاهنامه، طوفانی از خشم و ترحم و امید را در ذهن مخاطب بوجود می آورد و این در صورتی است که هیچکدام از صحنه ها ، کردارها و گفتارها بدون تأثیر در تشدید اوضاع و حوادث ناگوار داستان نیست. قدرت تصویرسازی فردوسی به اندازه ای است که ذهن مخاطب را خواه ناخواه با جریان و روند حوادث همسفر می سازد. و دلیل موفقیت شاعر در این امر چیزی جز آفرینش و ترتیب دادن “پیرنگی منسجم و منطقی” نیست.
صادقی ده چشمه در رساله خود، در مورد خصوصیات پیرنگ در داستان های شاهنامه چنین می نویسد:
1. رشته علیت در اپیزودهای شاهنامه نسبت به داستان های سنتی – اعم از منظوم و منثور – استوارتر است.
2. طراحی داستان ها عموماً سنجیده است.
3. مسیر رویدادهای داستان، سمت اوج، بسیار آرام و منطقی است.
4. در مواردی که طرح داستانی، ساده و تکراری است، تنها راهی که فردوسی برای خروج داستان از یکنواختی ملال آور اختیار می کند، تنوع بخشیدن و درج توصیفات گوناگون است. (صادقی ده چشمه ، 200:1377).
این فردوسی است که با خلق گفت و شنودهای مناسب میان قهرمانان، منطق گذاری کردارها، تصریح و تبیین اندیشه ها و شکل دادن به منشهای قهرمانان و خلق تیپ های خاص و بهره گیری از انواع آرایش ها و شگردها، روایت های ساده و بی هویت گذشتگان را به گونه داستان هایی دل انگیز با شخصیت های ممتاز و متعالی درآورده است. (سرّامی،45:1368).
با دقیق شدن و غور در داستان های شاهنامه می توان به عامل سببیت و وجود علت و معلول در روند حوادث و نیز رشته هایی که آن ها را به همدیگر ربط می دهد پی برد؛ و به راستی که فردوسی در این امر از نبوغ خاصی برخوردار بوده که توانسته است مخاطبان خود را در سطح ملی و بین المللی بعد از گذشت قرن ها هنوز نسبت به داستان های شاهنامه مجذوب و مشعوف نگه دارد.
* شخصیت و شخصیت پردازی در داستان های شاهنامه:
ارسلان پوریا در مقاله ای با عنوان ((برخی از فروزه های نمایشی شاهنامه فردوسی)) بیان می دارد که می توان آثار فردوسی را به درام تبدیل کرد؛ چرا که بازنمای تضاد شخصیت ها هستند:
«دو ثلث شاهنامه را داستان های بی نظیر پهلوانی آن تشکیل داده که به هر یک از آن ها نظر کنیم، می بینیم از نخستین صحنه داستان شخصیت هایی با خصلت های گوناگون و حتی متضاد در برابر هم قرار می گیرند و برخورد و مبارزه آن ها گردونه داستان را به پیش می برد. (ثمینی،375:1387). فردوسی، نقاش چیره دست حالات و رفتارهای گوناگون بشری است. تصویر قهرمانان شاهکار خود را آن چنان طبیعی و زنده و جاندار ترسیم کرده که هر یک در حافظه مشترک مردم ایران به صورت شخصیت معینی قرار گرفته که آفریده هنر فردوسی است. (ریاحی،65:1382).

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   بررسی سند لا ضرر و لا ضرار نزد عامه

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید