دانلود پایان نامه

منابع به دست آمده و ذکر شده بیشتر در شرق بوده و اکثراً سر راه تجارتی ابریشم قرار دارند که یک سر آن در چین و سر دیگرش در اروپای الیزابت بوده است. بدین طریق دیده می شود که نه تنها شخص ویلیام شکسپیر امکان دستیابی به اشعار نظامی را نیز داشته است بلکه تمام منابع شناخته شده ای هم که مورد استفاده او برای نمایشنامه هایش قرار گرفته اند نیز می تواند تحت تأثیر داستان های نظامی قرار گرفته باشند و تشابهات بسیاری که بین رومئو و ژولیت و لیلی و مجنون و از جانب دیگر با خسرو و شیرین موجود است گواه بر این مدّعاست.(همو،114-113).
از طرفی، با توجه به شواهد و مدارک مستدل و معتبری که وجود دارد، شکسپیر در خلق آثار خویش از کتاب معروفِ ((زندگی مردان نامی)) پلوتارک بهره فراوانی برده است. و چنان که می دانیم پلوتارک در این کتاب ارزشمند خود به مقایسه میان مردان بزرگِ روم و یونان پرداخته است و آنچه در این زمینه قابل توجه و تأکید است این که پلوتارک در این کتاب به شرح و توصیف زندگی پادشاهان ایرانی از جمله ((اردشیر دوم)) از پادشاهان هخامنشی نیز پرداخته است. بی شک شکسپیر به هنگام مطالعه کتاب پلوتارک که اهمیت خاصی برای آن قائل بوده و منبع اصلی او برای خلق بیشتر آثارش به شمار می رفته است، با سرگذشت پادشاهان و سرداران ایرانی نیز آشنا شده است. برای نمونه، سرگذشت اردشیر شاه را که به ماجرای فریدون و پسران، لیرشاه و در عین حال به داستان گلوستر و فرزندانش بی شباهت نمی باشد، پلوتارک در کتاب خود چنین آورده است:
«اولین شاه ایران اردشیر بود و در مهربانی و نرمخویی و علوّ طبع بر تمام پادشاهان سلسله خود برتری داشت. او را دراز دست می نامیدند زیرا دست راستش بلندتر از دست چپش بوده است، پسر خشایار شاه بود…
اردشیر که رفته رفته پیر شده بود، شنید که بین فرزندانش که داعیه سلطنت را دارند نزاع و مخاصمت فراوان موجود است و حتی نائره تشتّت و نفاق به محارم به سرسپردگان درجه اول دربار سرایت کرده است. عاقلان درگاه معتقد بودند همان طور که شاه که خود اولاد ارشدش بود و پس از مرگ پدر به سلطنت رسید، فرزند ارشدش به نام داریوش نیز پس از مرگ پدر بر تخت سلطنت تکیه کند. اما فرزند کهتر که ((اوخوس)) نام داشت، مردی سریع الانتقال و جسور بود و عدّه ای از درباریان حامی او بودند و در انتظار سلطنت او بودند. اردشیر درصدد بود کاری کند که هر امیدی را از اوخوس قطع کند و نگذارد سرنوشت او و کورش بار دیگر تکرار شود و سرزمین ایران یکبار دیگر در معرض تاخت و تاز جنگ های خانوادگی قرار گیرد… و این بود که سلطنت را به داریوش پسر بزرگ سپرد…
((تیربیاز)) آتش خشم و ستیز داریوش را که بر سلطنت جلوس کرده بود دامن زد و هر روز به گوش داریوش می خواند که بیهوده گوشه کلاه خود را آراسته است و اگر امور بر وفق مراد نچرخد مفید فایده نیست. زیرا از یک طرف برادرش دست اندر کار است…
علاوه بر این بزرگی امپراطوری ایران و ترس و هراس عظیمی که داریوش از برادر کهتر خویش ((اوخوس)) داشت، او را بیش از پیش متوجه تلقینات ((تیربیاز)) نمود. بالاخره در همه این القائات روابط و امور زنانه نیز مؤثر بود و حسادت عاشقانه کار خود را می کرد و به آتش دامن می زد.
چون عده توطئه کنندگان رو به فزونی نهاد، یکی از خواجگان مطلب را دریافت و شرح واقعه را نزد شاه نقل کرد که چگونه مصمم هستند او را در تخت خوابش بکشند. اردشیر چون این خبر بشنید، نتوانست چنین امر مهمی را مُهمل و لا اقدام گذارد…
سرانجام داریوش با فرزندانش دستگیر شد و به محبسی انتقال داده شدند. شاه قضاتی تعیین کرد تا محاکمه اش کنند و میر غضب را با تیغ فراخواندند تا کارش را بسازد…
اردشیر به اندازه ای پیر و شکسته شده بود که از خود دیگر اختیار و اراده ای نداشت و منتظر بهانه ای بود تا اینکه حیاتش پایان یابد. لذا وقتی از خبر تأسف بار مرگ آرشام وقوف یافت، دیگر تاب مقاومت در خود ندید و از شدت درد و تعب پس از نود و چهار سال عمر که شصت و دو سال آن را به سلطنت گذرانده بود دارِ فانی را وداع گفت…».(پلوتارک،521:1379-478).
همچنین وجود تلمیحاتی که رنگ و بوی ایرانی دارند در ((لیرشاه)) نشان از آن دارد که شکسپیر به دقایقِ زندگی ایرانی آشنایی کامل داشته است:
لیرشاه که عقل از کف داده است رو به ادگار می کند:
((آقا من شما را جزو صد نفر همراهم برمی گزینم… ولی… وضع لباسهایتان مرا خوش نمی آید… شاید مدّعی شوید که لباس تان لباس ایرانی زیبایی است… ولی… گمان دارم بهتر باشد آن ها را عوض کنید.))
(لیرشاه، پرده سوم، صحنه ششم).
در پایان این بخش و بر اساس آن چه که ذکر شد، خلاصه و نتایج حاصل از مطالب آورده شده بدین صورت ارائه می گردد:
1) طرح داستانی آثار ویلیام شکسپیر از خودش نبوده و او در خلق آثار خود از منابع مختلفی بهره جسته که بسیاری از آنها هنوز برای محققان به طور کامل آشکار نشده است.
2) شکسپیر در آفرینش نمایشنامه هایش از آثار افراد مختلفی همچون ((چوسر))، ((مارلو))، ((بیکن)) و ((اُوید)) و ((دانته)) تأثیر پذیرفته است، جالب توجه این است که این افراد نیز به نوبه خود با ادبیات ایرانی آشنایی داشته و در آفرینش آثار خود از آن تأثیر پذیرفته اند.
3) تجّار و سیّاحانی که از طریق جاده ابریشم به شرق و ایران مسافرت می کرده و به طرق مختلف با فرهنگ و ادبیات ایرانی آشنا می شده اند، منبع مهمی برای اهل قلم و نویسندگان دوران الیزابت که شکسپیر نیز یکی از آنها بوده است، محسوب می شده اند.
4) کتاب پلوتارک با عنوان ((زندگی مردان نامی)) که مهم ترین منبع برای خلق آثار نمایشی شکسپیر بوده و اکثر تراژدی هایش را بر اساس آن نوشته است، حاوی اطلاعات زیادی درباره پادشاهی ایران و آداب و رسوم ایرانی بوده و می تواند به عنوان منبعی برای تأثیر پذیری شکسپیر از تاریخ و فرهنگ پیشین ایرانی محسوب گردد.
دکتر فروزان در مورد نفوذ آثار ادبی ایران به اروپا و انگلستان چنین نظری دارند:
«با این که از اهمیت فوق العاده شعر و نقش مؤثر آن در جوامع زیر پوشش فرهنگ ایرانی در طی قرون آگاهی داریم بسیار ساده لوحانه است اگر تصوّر کنیم که هیچ کدام از آثار ادبی مشرق زمین قبل یا حتی همزمان با دوران شکسپیر به اروپا یا انگلستان نرسیده باشند، زیرا این فرض از سویی در تضاد کامل با اطلاعاتی موجود در مورد ارتباط کشورهایی مانند ایتالیا، انگلستان و فرانسه که به شهادت تاریخ، موفق به برقراری روابط مستقیم با جوامع ایرانی بوده اند، می باشد و از سوی دیگر مردود شمردن اهمیت راهِ ابریشم برای انتقال اطلاعات تجارتی، اقتصادی، سیاسی و ادبی و اجتماعی است که موجب گسترش تجارت اروپا بوده است». (فروزان،117:1384).
فصل پنجم
نتیجه گیری
اهمیت درام و ضرورت آثار نمایشی در دنیای امروزی بر هیچ کس پوشیده نیست. همچنان که روز به روز بر تعداد تماشگران دنیای نمایش افزوده می شود، درام نیز شکل ها و انواع گوناگونی به خود می گیرد و پا به پای شرایط و ضوابط و سلائق مخاطبین پیش می رود. نقش، و در عین حال جایگاه درام و تأثیر آن بر روی مخاطب امری مسلّم و انکار ناپذیر است. طوری که در جهان امروزی، درام را وسیله ای برای آگاهی دهی و روشی برای اندیشیدن درباره زندگی و شرایط اجتماعی می دانند. آنچه مسلم است این که از درام و تأثیرات جادویی آن گریزی نیست و برای عقب نماندن از قافله ای که قرن هاست کوله بارِ پر بها و ارزشمند خود را بسته و در مسیر پیشرفت خود به سرعت پیش می رود، و به منظور جلوگیری از مصرف کننده صرف بودن آثاری که به لحاظ فرهنگی متفاوت با فرهنگ هزاره ای ما ایرانیان است، بایستی به فکر چاره بود و تولید آثار دراماتیکی فاخر و ملی را به صورت اصولی و برنامه ریزی شده در سرلوحه وظایف خود قرار داد.
درخت ادبیات ایران هر چند در طول تاریخ در مسیر طوفان های سهمگین قرار داشته و سیلی خور بادها و شرایط نامساعد بوده و تنه و ساقه هایش را ضعیف نموده است، با این وجود از ریشه ای مستحکم به ضخامت خود تاریخ برخوردار است. شاهنامه فردوسی، گلستان و بوستان سعدی، مثنوی مولوی، رباعیات خیام، دیوان حافظ، آثار ارزشمند نظامی و آثار بزرگانی دیگر که مایه فخر و مباهات ایران و ایرانی در سراسر جهان محسوب می شوند گواهی بر این مدعاست. غرض این که سرزمینی با چنین پیشینه و ذخایر ادبی ارزشمند، استعداد و زمینه تولید آثار دراماتیکی را در خود نهفته دارد. چرا که ادبیات هر سرزمینی پایه و اساس ادبیات دراماتیک آن کشور را تشکیل می دهد. از این روی توجه به آثار بزرگان ادبی ایران، همچون شاهنامه و پی جویی ظرفیت های نمایشی هر یک از داستان های آن ها امری لازم و ضروری می نماید.
شاهنامه، شاهکار ادبی ایران و بزرگ ترین اثر حماسی جهان در بطن خود داستان های بی نظیری دارد، و بیشتر داستان های آن از دیدگاه دراماتیک قابل بحث بوده، و استعداد تبدیل شدن به اثری دراماتیک را در خود نهفته دارند. بر اساس مطالبی که در فصل مربوطه آورده شد، داستان فریدون و پسران نیز از عناصر دراماتیک بی بهره نبود و ظرفیت های نمایشی درخور توجهی را در وجود خود به ودیعه دارد. طرحِ داستانیِ حساب شده، انواع گفتارهای نمایشی، شخصیت پردازی های باورپذیر، پیچیدگی هایی که باعث شکل گیری تعلیق فزاینده شده و بحران هایی که به وجود می آیند و نقاط اوج نفس گیری را رقم می زنند که در نهایت به نتیجه ای مناسب و تفکر برانگیز منجر می شود خود دلیلی بر این مدعاست.
انتخاب داستان فریدون و پسران، به عنوان نمونه ای از داستان های شاهنامه، بهانه ای به منظور پرداختن به پی جویی و اکتشاف عناصر و ظرفیت های نمایشی این گونه از آثار در ادبیات پیشین ایران است تا هر چه بیشتر و بهتر استعداد و بهره مندی این گونه آثار از عناصر نمایشی مشخص و معین گردد.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   اجتماعی و فرهنگی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید