دانلود پایان نامه

پاسخ منوچهر به سپاهیان شکست خورده سلم خردمندانه است. او انتقام خویش را گرفته و اکنون خواهان حکومتی آرام و بی دردسر است.
فریدون که انتقام فرزند گرامی اش ایرج را از دو فرزند بزرگتر (سلم و تور) گرفته است اینک رو به آسمان می کند و در مونولوگی به یاد ماندنی پایان زندگی خود را به دعا از خداوندگار طلب می کند:
پس آنگه سوی آسمان کرد روی که: ((ای دادگر داور راستگوی
تو گفتی که من دادگر داورم بسختی ستمدیده را یاورم
همم داد دادی و هم یاوری همم تاج دادی هم انگشتری
از این بیشتر اندرین جای تنگ نخواهم که یابد روانم درنگ)).
از سخنانی که فریدون بر زبان می راند چنین برمی آید که او پس از این همه کین و کین خواهی که منجر به مرگ هر سه فرزند می گردد تاب زنده ماندن و عذاب کشیدن را ندارد. مونولوگ پایانیِ داستان فریدون و پسران که از زبان فریدون قبل از مرگش جاری می شود مؤید این مطلب و تأییدی برای پشیمانی و ندامت اوست. فریدون که سرهای بریده سه فرزندش (سلم و تور و ایرج) را در پیش چشم دارد به مانند پدری داغدیده ناله می کند:
که برگشت و تاریک شد رو ز من از آن سه دل افروز دل سوز من
به زاری چنین کشته در پیش من شده هم به کام بداندیش من
و این پایانی غم انگیز برای تراژدی فریدون و پسران است.
بر اساس مطالبی که در مورد دیالوگ های به کار رفته در این داستان ذکر شد، اهمیت وجود آنها در داستان از یک سو و جنبه های شاخص دراماتیکی آنها از سوی دیگر معین و مشخص می گردد. به طور کلی می توان گفت دیالوگ های مذکور در شخصیت پردازی قهرمانان داستان نقش بسزایی داشته و به شکل گیری و تصویر سازی حوادث، کشمکش ها، بحران های دامنه دار و نقاط اوج نفس گیر و نتیجه گیری در ذهن مخاطب کمک شایان توجهی می نمایند. با این وجود جای هیچ گونه سؤال و شگفتی برای مخاطب نمی ماند که چرا داستان هایی از این دست در شاهنامه حتی با یکبار خواندن نیز در حافظه تصویری آدمی ثبت و ضبط شده و تأثیری فراموش ناشدنی از خود در ناخودآگاه انسان به جای می گذارند.
4) کشمکش
برخی از صاحب نظران دنیای درام، کشمکش را روح درام معرفی کرده اند. با دقت در داستان فریدون و پسران اهمیت و درستی این نکته بیشتر بر ما آشکار می گردد. به راستی که داستان فریدون و پسران بدون حضور عنصری به نام کشمکش وجود خارجی نخواهد داشت. به منظور روشن شدن مطلب به انواع کشمکش موجود در داستان مورد بحث اشاره می کنیم:
1) کشمکش آدمی با خود:
1.1 کشمکشی که سلم پس از تقسیم سرزمین بین برادران، با خود دارد از نمونه های بارز این نوع کشمکش در داستان است. با شکل گیریِ این کشمکش است که ریتم داستان عوض شده، حوادث یکی پس از دیگری جان می گیرند. کشمکشی که از درون سلم ریشه می گیرد و با گسترش خود به بروز کشمکش هایی از انواع دیگر دامن زده و باعث شکل گیری بحران های ویرانگر در طول داستان می شود:
بجنبید مر سلم را دل ز جای دگرگونه تر شد به آئین ورای
دلش غرقه گشت به آز اندرون پر اندیشه بنشست با رهنمون
به دل پر زکین شد برخ پر زچین فرسته فرستاد زی شاه چین
2.1 سلم با دیدن شیفتگی لشکریان خود و لشکریان برادرش تور نسبت به ایرج، دچار کشمکش درونی شده و تصمیم می گیرد فریبکارانه، رشک تور را بر انگیزد. کشمکش سلم با خود و تحریک تور منجر به بحرانی شدن کشمکش میان آنها و ایرج می شود:
به لشکر نگه کرد سلم از کران سرش گشت از کار لشکر گران
به لشکرگه آمد دلی پر زکین جگر پر زخون ابروان پر زچین
3.1 کشمکش دیگری از این نوع زمانی اتفاق می افتد که خبر منوچهر و دلاوری های او به سلم و تور می رسد. آنها از شنیدن این خبر دچار واهمه و کشمکش با خود می شوند:
بسلم و تور آمد این آگهی که شد روشن آن تخت شاهنشهی
دل هر دو بیداد پر نهیب که اختر همی رفت سوی نشیب
نشستند هر دو پر اندیشگان شده تیره روز جفا پیشگان

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   چگونگی بوجودآمدن کلاسیک های جدید

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید