دانلود پایان نامه

الف.1) قهرمان، ضد قهرمان و یاری دهنده:
الف.1.1 قهرمانان داستان: فریدون، ایرج و منوچهر قهرمانان اصلی داستان هستند. کسانی که با قدرت در برابر
ضد قهرمانان قد علم کرده و به مبارزه با آنها می پردازند. به مثابه قهرمانان داستان های دیگر، این قهرمان ها نیز به سبب داشتن ویژگی های مثبت شخصیتی، حس همذات پنداری مخاطبان را برانگیخته و در طول داستان، مخاطب خواهان پیروزی آنها در برابر ضد قهرمانان است. پیروزی قهرمانان پیروزی مخاطب و شکست آنها شکست مخاطب را رقم می زند. طوری که به هنگام کشته شدن ایرج، احساس ناراحتی به مخاطب دست داده و در غم و اندوه فریدون خود را شریک او می یابد. وقتی سلم و تور به دست نواده برادر خویش کشته می شوند علیرغم صورت زشت قتل خویشاوند، مخاطب به لحاظ همذات پنداری با منوچهر در عمل انتقام، به جای ناراحتی، پیروزی او را خوشحال کننده می یابد.
الف.2.1 ضد قهرمان: سلم و تور نقش ضد قهرمان را در داستان به خود گرفته و با نقش آفرینی خود حس نفرت و انزجار را در نزد مخاطب بر می انگیزند. سلم و تور قطب های مخالف فریدون، ایرج و منوچهر هستند. مخاطب در لحظات خوشحالی آنها ناراحت و به هنگام ناراحتی در نزد آنان حس خوشحالی در خود می یابد. برای نمونه لحظه ای را به یاد آوریم که ایرج بی رحمانه به دست سلم و تور کشته می شود. سلم و تور خوشحال از تخلیه حس کین خواهی خویش هستند و مخاطب ناراحت از کشته شدن قهرمان آرمانی خویش ایرج می باشد.
الف.3.1 یاری دهنده: یاری دهندگان در این داستان نیز خود به دو دسته تقسیم می شوند.
الف.1.3.1 یاری دهندگان قهرمان: در طول داستان افرادی به کمک قهرمانان داستان آمده و در جهت نیل به اهداف آنها گام برمی دارند. یکی از این شخصیت ها که ناخواسته کمک شایان توجهی به فریدون در جهت رسیدن به هدفش (کین خواهی) می کند کنیزکی ماه آفرید نام است. چرا که با به دنیا آوردن بچه ای که به امانت از ایرج به شکم دارد فریدون را خوشحال و امیدوار و زمینه و مسیر کین خواهی و انتقام را برای او فراهم می آورد. از دیگر یاری دهندگان قهرمان در طول داستان می توان به منوچهر اشاره کرد که انتقام فریدون را از فرزندان بزرگتر می گیرد و خود نقش قهرمان دیگری را در داستان به عهده می گیرد. همچنین افرادی مثل قارَن (پسر کاوه آهنگر) و سردارانی که در جنگ با سلم و تور، منوچهر را یاری می دهند از دسته یاری دهندگان قهرمان به شمار می آیند. مخصوصاً قارَن که در راهیابی منوچهر به دژی که سلم در آن پناه گرفته است، با ترفندی که به قهرمان داستان پیشنهاد می کند نقش حیاتی را در پیروزی قهرمان و رسیدن به هدف بازی می کند.
الف.2.3.1 یاری دهندگان ضد قهرمان: در گروه مخالف نیز افرادی در جهت رسیدن به هدف به ضد قهرمانان داستان یاری می رسانند. افرادی مثل پیک ها و نامه رسانانی که پیغام های سلم و تور را به فریدون می رسانند و علاوه بر نقش نامه رسانی، اطلاعات و اخباری را نیز از اوضاع و احوال قهرمانان و وضعیت نیروها و لشگریانش در اختیار سلم و تور می گذارند، از دسته یاری دهندگان ضد قهرمان محسوب می شوند. از دیگر یاری دهندگانِ ضد قهرمان که نقش پر رنگ تری در داستان ایفا می کند شخصی است کاکوی نام (نبیره ضحاک) که به یاری سلم و تور شتافته و به مبارزه با منوچهر برمی خیزد.
الف.2) شخصیت های سفید، سیاه و خاکستری
الف.1.2 شخصیت های سفید: تنها شخصیتی را که در داستان فریدون و پسران می شود سفید به معنای تام آن نام برد ایرج است. چرا که شخصیت های سفید در داستان را شخصیت هایی تشکیل می دهند که عاری از صفات زشت و غیر انسانی و مبرّی از هرگونه گناه و اشتباه زیان آور باشد. ایرج تنها شخصیتی است که نمی توان صفتی زشت و ناپسند را برای او متصور شد. در شخصیت و وجود او عنصری به نام قدرت طلبی، کین و کین خواهی، حرص و آز و دنیاپرستی وجود ندارد. او به خاطر سفید بودن و سفید ماندن در تمامیت داستان به راحتی از همه دارایی هایش که آنها را فانی می داند چشم می پوشد و بهای سفید بودن او از دست دادن جانش در پهنه داستان و زنده و سفید ماندن او در گستره اذهان و دل ها به مدت طول تاریخ ایران زمین است.
الف.2.2 شخصیت های سیاه: سلم و تور بدون تردید شخصیت های سیاه این داستان به حساب می آیند. قدرت طلبی، حرص و آز و کین توزی و نیرنگ بازی و شورش بر علیه پدر صفاتی است که آنها را به سیاه بودن منتسب می سازد. در کنار این شخصیت ها، شخصیت دیگری که اِلِمان های سیاه بودن را با خود یدک می کشد، کاکوی نبیره ضحاک است که سلم و تور را در اهدافشان یاری می رساند.
الف.3.2 شخصیت های خاکستری: در این رده بندی، فریدون و منوچهر را با توجه به ویژگی ها و عملکردشان جزو شخصیت های خاکستری به حساب می آوریم. فریدون با وجود ویژگی های مثبتی که فردوسی در طول داستان از او برمی شمرد شخصیتی سفید نیست چرا که او با تقسیم ناعادلانه سرزمین میان فرزندان خویش، نفاق و کین توزی را هر چند ناخواسته در بین آنها دامن می زند. و این عمل او باعث مرگ فرزندانش و رقم خوردن مصیبتی بزرگ برای او و خاندانش می شود. او با وجود ویژگی های مثبتی که در مقایسه با سلم و تور دارد در عین حال به مثال آن دو دچار کین توزی و انتقام است و در انتقام از دو فرزند بزرگتر خود که روزگاری در دامن خویش پرورده است ذره ای تردید به خود راه نمی دهد و با آنها با سنگدلی تمام برخورد می کند. بنابراین وجود توأمان ویژگی های مثبت و انسانیِ فریدون در کنار ویژگی های منفی دیگری که در طول داستان با آن برخورد می کنیم خاصیتی خاکستری به شخصیت فریدون بخشیده است. در مورد منوچهر نیز وضع بدین منوال است. از این زاویه که منوچهر انتقام جدش ایرج را می گیرد شخصیتی سفید به نظر می آید ولی او نیز دچار برخی صفات منفی است. او نیز به مانند جدش فریدون اقدام به کین توزی و انتقام می کند. به عبارتی او نیز خون را با خون می شوید. صحنه جدا کردن سر عموها از بدن و تصویری که در ذهن آدمی از آن تجسم می یابد، مو به تن آدمی سیخ می کند. به عبارتی کین توزی و انتقام تا حدودی سیمایی خاکستری به منوچهر شاهزاده دلاور و شجاع می بخشد.
الف.3) شخصیت های ایستا (خطی و مسطح) و شخصیت های پویا (گرد و کروی)
شخصیت های داستان فریدون و پسران را در این قالب نیز می توان ریخت:
الف.1.3 شخصیت های ایستا (خطی و مسطح): هر سه برادر شخصیت هایی ایستا هستند. چرا که بنا بر تعریفی که از شخصیت های خطی ارائه شد، سلم، تور و ایرج شخصیت هایی هستند که رفتارشان قابل پیش بینی است. آنها هر کدام اصول مخصوص به خود را دارند و بر آن پافشاری می کنند. سلم و تور شخصیت هایی کین توز و حریص هستند، ناگفته نماند سلم ویژگی نیرنگ باز بودن را نیز داراست. آن دو به خاطر کینه ای که از رفتار پدر در دل دارند حاضر به کشتن برادر خود ایرج می شوند. در تمام طول داستان حس کینه توزی و انتقام از این شخصیت ها استشمام می شود. منفی بودن تا آخر داستان را فردوسی استادانه به مانند برچسبی بر روی پیشانیِ آنها چسبانده است و آنها حاضر به کندن این برچسب از روی پیشانی خود نیستند. ایرج نیز به لحاظ استوار بودن بر روی عقاید و تغییر ناپذیر بودن دیدگاهش شخصیتی است که رفتارش قابل پیش بینی و حدس زدن است. او در تمام طول داستان پرچم و مشعل مثبت بودن را به دست دارد و در هر نقطه از داستان که حاضر می شود جز خوبی و گذشت از او چیز دیگری شاهد نیستیم. منوچهر را نیز به خاطر دنبال کردن مسیری که صرفاً فریدون برای او تعیین کرده است در این گروه جای می دهیم. چرا که او نیز فقط و فقط به انتقام جویی و عمل کردن به قولی که به پدر بزرگ خود داده است می اندیشد و هیچگونه انعطاف پذیری در این خصوص از او شاهد نیستیم. منوچهر رباتی است در دست فریدون برای رسیدن به اهدافش که از دور توسط پدر بزرگ کنترل می شود.
الف.2.3 شخصیت های پویا: تنها شخصیتی که در این گروه جای می گیرد فریدون است. پادشاهی اساطیری که در دوران جوانی با کشتن ضحاک مار به دوش، در پیش مردم مُهر قهرمانی به پیشانی دارد و به هنگامی پادشاهیِ ایران زمین به دادگری و عدالت پیشگی شهره خاص و عام است. و اینک به هنگام سالخوردگی و زمانی که سرزمین را بین سه فرزندش تقسیم می کند ناخواسته دچار بی عدالتی شده و عاملی برای کاشتن تخم کین و کین خواهی نزد فرزندان خویش می شود که نهایتاً منجر به نابودی سه فرزند که خود در دامن پرورده است می گردد. شخصیت فریدون پیچیده و غیر قابل پیش بینی است. او زمانی از تقصیر برادران بزرگتر از خودش که قصد جانش را کرده اند به راحتی درمی گذرد ولی در زمانی دیگر بی رحمانه و قاطعانه درصدد انتقام و کشتن فرزندان خویش برمی آید. لحظه ای نفرینشان می کند و حکم قتلشان را صادر می کند و لحظه ای بعد از مرگشان به سوگ می نشیند و اظهار پشیمانی می کند. او مدام در حال تغییر و تحول است و غیر قابل پیش بینی. زمانی عاقل است و زمانی دیگر جاهل، لحظه ای عادل است و لحظه ای دیگر قاتل. پیروزی بر ضحاکی که قرن ها کسی را یارای مقابله با او نبوده، محبوبیتش در نزد مردم و سال ها حکومت مقتدرانه اش، او را به مقامش مغرور ساخته و تاب و تحمل اعتراض و سرپیچی از جانب هیچ شخصی را نسبت به حکم و فرمانش ندارد. وجود عناصر متضاد در نزد فریدون که از نحوه عملکردش پیداست شخصیتی پیچیده به او بخشیده است.
ب) نحوه شخصیت پردازی داستان فریدون و پسران در شاهنامه
حکیم طوس در داستان فریدون و پسران از روش های مختلفی برای شخصیت پردازی استفاده کرده است. گاهی از زاویه دید راوی داستان که اغلب خود نویسنده است برای شخصیت پردازی بهره گرفته، در برخی جاها از زبان خود شخص بدین منظور استفاده کرده و در مواقعی دیگر از زبان رقیب یا اشخاص دیگر به توصیف شخصیت پرداخته و زمانی که موقعیت داستان ایجاب می کرده است با بیان کنش و عملکرد، زوایای پنهان او را برای مخاطب آشکار ساخته است. چهار روش عمده ای که فردوسی از طریق آن به شخصیت پردازی قهرمانانش پرداخته به قرار زیر است:
1. توصیف شخصیت از زبان راوی داستان (دانای کل).
2. توصیف شخصیت از زبان خود شخصیت.
3. توصیف شخصیت از زبان رقیب و یا دیگر شخصیت های داستان.
4. شخصیت پردازی از طریق اعمال و کردارهایی که در طول داستان از اشخاص سر می زند.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   بابیت و بهائیت در کشاکش موافقان و مخالفان

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید