شناخت، تعریف و سنجش شهروندی فعال

در این قسمت از نظر هوسکینز و ماسچرینی (2008)با توجه به تعریف شهروندی فعال،ابعاد مختلف مفهوم فوق را  توضیح  می دهیم؛ در این زمینه شهروندی فعال با توجه به چهار بعد تغییرات اجتماعی، زندگی جمعی، دموکراسی و ارزشهای دموکراتیک توصیف می شود (هوسکینز و ماسچرسنی، 2008: 464).

  1. اعتراض و تغییرات اجتماعی

با اعتراض و تغییر اجتماعی، فعالیت ها جهت می گیرند.می توان به فعالیت هایی اشاره کرد که گاهی اوقات به شکل های غیر متعارف مشارکت یا کنشهای مطابق با مشارکت برمی گردد، مانند اعتراض، تظاهرات، تحریم و اعتصابات سیاسی در اینجا برای عملیاتی کردن بعدفوق یک سوال خاص می توان پرسید:آیا در 12 ماه گذشته فعالیت مشارکتی داشته اید که منجر به« بهبود چیزی» شود یا «مانع از اشتباه شدن کارها و امور» در کشور خود شود؟ لیست فعالیت ها ممکن است شامل موارد مخالف، مانند شرکت در تجمع قانونی، امضا کردن طومار، تحریم محصولات و حتی خرید عمدی برخی از محصولات به دلایل سیاسی، اخلاقی و یا زیست محیطی (تحت عنوان مصرف اخلاقی) باشد.

اعتراض و تغییر اجتماعی نیز به مشارکت و یا اقدام داوطلبانه در فعالیتهای برگزار شده توسط سازمان های جامعه مدنی اشاره دارد که در جهت پاسخگویی دولت و تغییرات اجتماعی مثبت فعالیت می کنند. در پیمایش هوسکینز وماسچرینی (2008) مواردی که به اهدای پول و عضویت در سازمان ها برمی گردد، ضعیف ترین شکل های اعتراض و فعالیت های تغییر اجتماعی را جهت  می دهد. به طور سنتی، سازمان های غیر دولتی با توجه به شیوه های حرفه ای با درجه بالایی از ساختار های سازمانی و رسمی،در این زمینه فعالیت می کنندوبا اشکال جدید و نوآورانه و با پیدایش و گسترش اینترنت و ICT این فعالیت ها شکل جدیدی به خود گرفته است،اندازه گیری شد(هوسکینز و ماسچرسنی، 2008: 465).

  1. زندگی جمعی

بعد دوم، مربوط به زندگی جمعی است. ( مارشال،1950: 40)  مفهوم “عضویت در جامعه” را به عنوان یک جنبه از شهروندی معرفی کرد. در نظریه های اجتماعی شهروندی بر ارزش های همبستگی و مشارکت اجتماعی، به عنوان تحقق یک جامعه خوب تمرکز دارند، تاکیدبسیار مهم  این است که چگونه مردم در یک جامعه با یکدیگر و دیگران برخورد می کنند. «زندگی جمعی» یک شکل از شهروندی فعال است، که افراد در فعالیت هایی که از جامعه حمایت می کند، شرکت دارند. به عنوان مثال مشارکت در سازمان های فرهنگی و مذهبی. جامعه به یک گروه از مردم اشاره دارد. شبکه ای از روابط است که در آن مردم با منافع مشترک و بر اساس این منافع مشترک همکاری می کنند. همانطور که بس و همکاران (2002) توصیف کردند، یک فرد ممکن است به جوامع مختلف تعلق داشته باشد. جامعه به طور سنتی دارای مفهوم جغرافیایی است، و بسیار به فرد اشاره دارد اما به طور فزاینده، به جهانی شدن، تاکید دارد. کوچکترین واحد خانواده است و واحدهای گسترده تر شهرها، کشورها یا گروهی از کشورها هستند(هوسکینز و ماسچرسنی، 2008: 467).

هوسکینز و ماسچرینی(2008) در پژوهش خود شش سازمان محلی را برای اندازه گیری انتخاب کردند که شامل، سازمان های مذهبی، کسب و کار، فرهنگی، اجتماعی، ورزشی و اولیا و مربیان.و از آنها درباره هر چهار شاخص عضویت، فعالیت های مشارکت، اهدا کردن پول و کار داوطلبانه و کمک غیر سازمانی سوال کردند.در این زمینه شاخص های ایده آل از نحوه زندگی جمعی نیز شامل میزان شرکت در فعالیت های سازمان یافته و فعالیت های غیر رسمی است و اعمالی که به وضوح با رفتار های مطلوب مساعد مانند رفتارهای یاری رسان به عنوان مثال حتی کمک به همسایه خویش مرتبط است. علاوه بر این، مشارکت باید در طیف گسترده ای از جوامع ممکن بوده و شامل مشارکت رسمی تردر جامعه نیز باشد(هوسکینز و ماسچرسنی، 2008: 467).

  1. دموکراسی پاسخگو

بعد مورد استفاده دیگر در تعریف شهروندی فعال، زندگی سیاسی است. این مفهوم، بیش از حد گسترده است و با فعالیت های اعتراض و تغییر اجتماعی دارای ارتباطات نزدیکی است. یکی از جنبه های زندگی سیاسی که بسیار مهم است جنبه ای از شهروندی فعال، به نام مشارکت در دموکراسی است. گاهی اوقات به مشارکت به طور متعارف اشاره شده است. این جنبه از شهروندی فعال توسط اوگریس و وست[1] (2006) با عنوان شناسایی شاخص های سیاسی مطرح شده است.در این زمینه  اشکال شهروندی فعال (اوگریس و وست،2006 ،ص7 )
در مدل نمایندگی یا لیبرال دموکراسی ،انتخاب چند نماینده منتخب برای گروه و یا مردم است که برای مردم تصمیم گیری می کنند.دراین زمینه حالت متعارف مشارکت سیاسی بر می گردد به فعالیت هایی که در مدل دموکراسی نمایندگی برای “مردم” در دسترس است. مشارکت در سیاست محدود به رای گیری، فعالیت های سیاسی مربوط به شخص، تماس با نمایندگان منتخب و مقامات دولتی است.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   شرایط کامل عقد نکاح از نظر حقوقی

شاخص مشارکت در سیستم های نمایندگی به خوبی در بررسی های اخیر قابل ملاحظه است. سه جنبه است که می تواند میزان رای دادن رای دهندگان، مشارکت در احزاب سیاسی ومیزان  نمایندگی زنان در مجلس را اندازه گیری کند.همچنین ما با داده های مربوط به احزاب سیاسی از جمله میزان مشارکت در سازمانهای سیاسی، داوطلب شدن، اهدا کردن پول و عضویت ،میزان مشارکت سیاسی را می توانیم برآورد کنیم.میزان نمایندگی زنان در مجلس نیز مهم است زیرا ارزش های برابری در مشارکت را معین می کند(هوسکینز و ماسچرسنی، 2008: 467).

  1. ارزشهای دموکراتیک

تعریف شهروندی فعال نه تنها انواع مشارکت را مورد بررسی قرار می دهد، بلکه بر ارزش ها تاکید می کند. دلیل این امر این است که، مشارکت، فی نفسه، نه لزوما برای یک جامعه دموکراتیک که برای حقوق بشر ارزش قائل است. به عنوان مثال، مشارکت دسته جمعی شهروندان در آلمان نازی حقوق بشر و یا ادامه دموکراسی را تضمین نمی کند به منظور اندازه گیری شهروندی فعال، ارزش های درگیر در تعامل لازم است ارزشهایی دموکراتیک باشد.

منظور مان را از ارزش چنین معنی می کنیم که «باور پایدار , یک حالت خاص از رفتار است ،که از نظر شخصی و اجتماعی نسبت به حالت های جایگزین رفتار و دیگرحالات ارجح تر است و یا  اعتقادات جهانی (در مورد رفتار مطلوب) مختلف است که مبنای فرآیندهای نگرشی می شود.ارزش ها به طور خاص، چون مبنایی برای انتخابهای ما هستند» ( کانر و بکر 1994، ص (68،(هوسکینز و ماسچرسنی، 2008: 467).

ارزش های دموکراتیک با دموکراسی مشارکتی، جمهوری خواهی مدنی و یا  مفهوم اجتماعی “شهروند خوب” در ارتباط است. تاکید بر ارزش نهادن به مشارکت و فضائل مدنی مانند «همبستگی» و «فعال اجتماعی بودن» برای نیل به “جامعه خوب” مهم است (دنترز[2]، 2007: 91). این ارزش های شهروندی فعال رعایت همان اصولی است که امروزه در ساختار سیاسی اروپا وجود دارد.این ارزشها همانا حقوق بشر و عدم تبعیض است که هر دو در محدوده کنوانسیون اروپایی[3] حقوق بشر هستند (هوسکینز و ماسچرسنی، 2008: 467).

بنابراین در مورد سنجش ارزش های دموکراتیک بهره گرفتن ترکیبی از شاخصهای ارزشی مشارکت در دموکراسی، حقوق بشر و عدم تبعیض مهم است. دراین زمینه مناسب ترین سوالات دراین موردچنین است:چقدر برای یک شهروند، رای دادن، رعایت قوانین، داشتن نظر مستقل، مهم است واینکه در یک سازمان داوطلبانه و در سیاست فعال باشد؟سوالات مربوط به حقوق بشرعبارت است از یکی از جنبه های حقوق بشر است و این حقوق و قوانین مربوط به تبعیض نژادی است. مثلامردمی که آمده اند دریک بعنوان مهاجر کارو زندگی کنندچقدر باید درحقوقی که به هر کس دیگری داده می شود، برابر باشند (هوسکینز و ماسچرسنی، 2008: 467).

به منظور یافتن سوالات و مقیاس هایی برای سنجش  تبعیض و درک بین فرهنگی،به تجربه دیگران از گروه های مختلف اجتماعی، تجربه از گروه هایی که ما به آن متعلق هستیم  وتجربه از گروه های خارجی که با آنها تضاد داریم، در روابط بین گروه ها و تجربه از این روابط و تجزیه و تحلیل تجارب بین فرهنگی و تامل در باره آنها می توان روی آورد (آلرد[4]، 2006: 1).

 

[1] . Ogris and west

[2] . Denters

[3] . Council of Europe 1950

[4] . Alred et al

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید