دانلود پایان نامه

بیفتاد زاسپ آفریدون به خاک سپه سر به سر جامه کردند چاک
سیه شد رُخ و دیدگان شد سپید که دیدن دگرگونه بودش امید).
(همی سوخت کاخ و همی خَست روی همی ریخت اشک و همی کند موی
برینگونه بگریست چندان بزار همی تا گیا رُستش اندر کنار
زمین بستر و خاک بالینِ او شده تیره روشن جهان بینِ او).
– «کینه توز و انتقام جوی»:
(درختی که از کینِ ایرج برُست به خون برگ و بارش بخواهیم شُست).
– «نادم و پشیمان به هنگام مواجه شدن با سرِ بریده تور»:
(فرستاده شد با رُخی پر ز شرم دو چشم از فریدون پُر از آب گرم).
– «نادم و پشیمان و گوشه گیر»:
(کرانه گزید از بر تاج و گاه نهاده برِ خود سرِ هر سه شاه
پر از خون و دل و پر زگریه دو روی چنین تا زمانه سرآمد بَرُوی).
چنان که از توصیفات ارائه شده برمی آید، فریدون شخصیتی است که در طول داستان، خیلی ها زبان به ستایش او گشوده و در مدح او سخن ها گفته اند. فردوسی، ایرج، فرستادگان و پیام آورانِ سلم و تور و منوچهر بارها او را به دارا بودن صفات خوب و پسندیده ستوده و گرامی داشته اند. حتی سلم و تور نیز با وجود کینه ای که از او به دل دارند در وصف او سخن گفته اند. گاهی فردوسی او را فردی خشم آور و کینه جو معرفی می کند. گناه فریدون از نظر سلم و تور بی عدالتی وی در تقسیم سرزمین میان فرزندان خویش است او ایرج را که کهتر است ارج و بهای بیشتری نسبت به فرزندان مهتر داده و باعث کینه توزی و دامن گرفتن برادرکشی میان فرزندان می شود. از این رو آن دو، فریدون را بارها به بیدادگری و بی عدالتی متهم می کنند. از زاویه دید سلم، پدر آدمی بی خرد است و در تقسیم سرزمین جنبه عدالت را نادیده گرفته است.
اما بحث در مورد این مطلب که آیا فریدون در داستان فریدون و پسران دچار بی عدالتی شده است یا خیر؟ می تواند جالت توجه باشد. با دقت در لایه های داستان، می توان مواردی در مورد اعمال بی عدالتی و مرتکب شدن به گناه را نزد فریدون کشف کرد. بنابر پیشینه ای که در شاهنامه از فریدون سراغ داریم و قبل از ماجرای تقسیم سرزمین میان فرزندان خویش، بی هیچ شبهه ای او پادشاه و پهلوانی اژدها کش و دادگر است. با این وجود رگه هایی از حس کینه توزی و انتقام در او دیده می شود. چرا که او به خونخواهی و انتقام خون پدرش قیام کرده است. از طرفی او عملکرد یک آدم خردمند و صبور را نیز در وجود خود نشان می دهد. صحنه ای را به یاد بیاوریم که برادرانش به خاطر کین جویی، قصد جان او را می کنند ولی او خردمندانه آنها را مورد بخشش قرار می دهد.
تصور کنید کسی که ضحاک مار به دوش را از بین برده و به دادگستری در بین مردم مشغول گشته است، پس از مدتی با فرزندان خویش نیز به مثابه ضحاک برخورد می کند. همان گونه که شجاعانه ریشه های ضحاک را خشکانده تبر به ریشه فرزندان خود نیز می زند. انگار حس کینه جویی و انتقام جزئی از وجود فریدون گشته است. شاید برخی بر این باور باشند که فریدون چاره ای جز انتقام خون ایرج نداشته است. ولی باید به این نکته نیز توجه نمود که فریدون با آگاهی از جنبه های شخصیتی و آزمندی و کینه جوییِ فرزندان بزرگتر، اولا:ً چرا در تقسیم سرزمین جانب ایرج را به خود گرفته و به تحریک هرچه بیشتر آنها پرداخته است؟ دوما:ً چرا با وجود احساس خطری بزرگ، خود جهت پاسخگویی به فرزندان بزرگتر اقدام نکرده و ایرج را به دم اژدها فرستاده است؟
تصور کنید سال ها از مرگ فرزند کوچکتر گذشته است ولی فریدون هنوز به اشتباه خود پی نبرده و درصدد انتقام از دیگر فرزندان خویش است. او اصرار بر این دارد که خون را با خون باید شُست! به راستی که این همه کینه جویی، حس انتقام و خون و خونریزی از فرزانه ای اساطیری و خردمند انتظار نمی رود. در این زمینه، برخی از صاحب نظران از دست دادن فرّه ایزدی توسط فریدون را در اثر گناهانی می دانند که ناخواسته مرتکب شده است. دلیل نمایشی بودن فریدون را می توان همین اشتباه (هامارتیایی) دانست که با مرتکب شدن به آن، تراژدی فریدون و پسران را رقم می زند.
«ایرج» :
1) توصیف ایرج از زبان راوی داستان:
– «عزیز و گرامی»:
(گرامی جهانجوی را پیش خواند همه بودنی پیشِ او باز راند).
– «ایرجِ نامور»:

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   مفهوم جامع و کامل جهانی­ شدن و ابعاد آن

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید