• ضمانت اجرای احکام وجدانی

یکی از سؤالات مهمی که بعد از طرح بحث وجدان اخلاقی پیش می‌آید آن است که چه ضمامت اجرایی انسان را وادار می‌سازد تا به حکم صادره از سوی آن گوش فراداده و آن‌ها را به کار بندد؟ پاسخ به سوال نیازمند مقدمه‌ای است: همانطور که می‌دانیم تمام نفوس انسان از نهادی پاک و بی آلایش در ابتدای خلقت بهره‌مند هستند به نام فطرت، فطرت زمینه‌ای است مساعد برای پرورش و شکوفایی استعدادها و در ضمن مراحل رشد و تربیت به هر صورتی که آموزش داده شود و تربیت یابد عده‌ای از استعدادها و خصوصیات درونی خود را بروز می‌دهد.

بسیاری از انسان‌ها در طی دوران زندگی خود به جزئی از توانایی‌ها و استعدادهای خود دست می‌یابند و آن‌ها را شکوفا می‌سازند ولی این نکته به آن مفهوم نیست که بقیه ویژگی‌های فطری آن‌ها کاملاً از بین رفته است بلکه به فراموشی سپرده شده است و گاهی اوقات در اثر اتفاقاتی عده‌ای از آن‌ها بروز می‌یابند ذکر این نکته به این خاطر است که از نظر دین مبین اسلام توجه به خوبی‌ها و اعمال خیر و نیک و به طور فضایل اخلاقی مطلق هستند و همه انسان‌ها در نهاد خود به آن اعتقاد دارند و کار خیر در نزد همگان یک معنا دارد ولی اگر عده‌ای از آن روی برمی تابند و آن را نمی‌پذیرند در اثر فراموش کردن و یا زیر پا گذاردن فطری‌خود می‌باشند از این نکته به این صورت نتیجه گیری می‌کنیم که بزرگ‌ترین ضامن اجرای حکام وجدان اخلاقی، خود اخلاقیات و یا به بیانی بهتر خود وجدان اخلاقی می‌باشد اما در صورتی که این وجدان اخلاقی را تقویت نماییم. راه‌های تقویت وجدان اخلاقی متعدد است که به چند نمونه از آن‌ها اشاره می‌کنیم:

هیچ ضعیفی، ذلیل‌تر از کسی که بر نفسش آسان گیرد و آن را رها کند پس آن را نابود سازد نیست.(مطهری).

حاکمیت عقل: یکی دیگر از راه‌های ضمانت اجرای احکام وجدانی آن است که عقل و منطق بر انسان حکومت کند البته نه فقط عقلی که برای معیشت از آن استفاده می‌شود که آن چیزی از عقل اصیل است، عقلی که با آن انسان عبودیت و بندگی خدا را می‌پذیرد و در مقابل وی کرنش و اطاعت می‌کند اگر این عقل بر انسان سایه گستر گردیده و حکمرانی کند وجدان اخلاقی در اوج قدرت و اقتدار خود قرار می‌گیرد. در روایات اسلامی از عقل به رسول باطنی یاد شده و همان طور که انبیاء برای هدایت انسان می‌آمده اند عقل نیز حجتی درونی است برای هدایت آدمی.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   انواع امواج جهانی شدن

ایمان: ایمان نیز که یک امر قلبی است و نوعی یقین در حد اعلای خود است از دیگر ضامن‌های اجرای احکام وجدانی است. ایمان داشتن به چیزی حتماً مستلزم دینداری یا عدم آن نیست هر انسانی می‌تواند نسبت به عده‌ای از حقایق و واقعیت‌ها ایمان داشته باشد. ایمان در اثر ورود یقین به قلب انسان برای او حاصل می‌گردد. حال اگر فردی سلیم بودن احکام وجدانی را متیقن باشد و به آن ایمان داشته باشد نیز بی چون و چرا به خدای وجدان خود توجه کرده و به آن عامل خواهد بود.

ایمان به جهان آخرت و بقای اعمال: پیروان ادیان الهی از عامل مهم دیگری نیز برخوردارند و آن ایمان به معاد و بقای نفوس انسانی و بقای اعمال است و این که آنچه مجموعه جهان آخرت را برای او به وجود می‌آورد و آسودگی یا گرفتاری نفس او در گرو آن است، اعمال اوست، ضامن دیگر اوست که انسان به ارزش‌ها یا تشویق‌های نفسش گوش فراداده و آینده خود را در گرو آن ببیند.

ادیان الهی به پیروان خود یادآوری می‌کنند که به اراده الهی تمام رفتار و اعمال و کردار ثبت و ضبط شده و هیچ چیز مخفی یا دور از دسترس نخواهد ماند و در روز حسابرسی صحیفه اعمال هر انسانی برای او گشوده خواهد شد.

بی شک راه‌ها و ضامن‌های دیگری نیز می‌تواند وجود داشته باشد ولی آنچه از همه مهم‌تر، این است که هر انسانی نفس خود را تربیت نماید به طوری که صدای وجدان خود را نیز بشنود و این شجاعت را نیز داشته باشد که به آن‌ها گوش بندد و به کار بندد.

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید