دانلود پایان نامه

گونریل عده ای را برگزین و سوار شوید و بروید، و خبر اضطراب واقعی مرا به خواهرم برسانید. آنچه به نظرت می رسد
به آن بیفزا تا دلایل من منطقی تر جلوه کند… (همو،1241).
_«خودپسندی گونریل از زبان کنت»:
کنت (به ازوالد) … تو با نامه هایی بر ضد شاه به این جا می آیی و آلت دست یک زن خود پسند بر ضد مقام پادشاه می شوی؟… (همو،1247).
_«طغیانگر و سرکش بودن گونریل از زبان لیر»:
لیر از صحبت با من خودداری می کنند؟ تمارض می کنند؟ اظهار خستگی می کنند؟ اینها همه بهانه و نشانه سرکشی است. اگر دلیل بهتری به نظرت می رسد بگو. (همو،1252).
_«انتقام جو، اغتشاش گر و تند مزاج از زبان لیر»:
لیر انتقام! مرگ! اغتشاش! گفتی تند مزاجی؟ به چه منظور؟ ای گلوستر، من مایلم با دوک کورنوال و همسرش صحبت کنم. (همو،1253).
_«بی مهر و بی عاطفه مانند کرکس از زبان لیر»:
لیر (به ریگان) … ریگان، او دندان بی مهری را چون کرکسی به این جا فرو برده است(قلب خود را فشار می دهد)… (همو،1254).
_«چون ماری زهر آلود و نمک نشناس از زبان لیر»:
لیر … او نیمی از همراهان مرا کاسته، و به من ترشرویی کرده و چون ماری زهر آلود با زبان خود به قلبم نیش زده است. امیدوارم تمام انتقام آسمان بر سر نمک نشناس وی نازل شود. (همو،1254).
لیر آیا نمک نشناسی فرزند مثل این نیست که دهان همان دستی را مجروح کند که لقمه در آن می گذارد؟ (همو،1262).
_«همچون دُمل، زخم طاعون و جراحتی منقوش از زبان لیر»:
لیر … تو چون دُملی هستی، یا زخم طاعون و جراحتی منقوش بر بدنم شده ای که از خون فاسدم به وجودآمده ای. (همو،1256).
_«پلید از زبان لیر»:
لیر کسانی که پلید جلوه می کردند، وقتی که پلیدتر از ایشان پیدا شود، واجد ارزش بیشتری می شوند. (همو،1257).
_«زنی پست و غیر عادّی از زبان لیر»:
لیر … ای زنان پست و غیر عادّی، من چنان انتقامی از هر دوی شما بگیرم که تمام جهان دچار هول و هوراس شود… (همو،1257).
_«خائن و نامهربان از زبان لیر»:
لیر مرگ بر خائن! هیچ چیز دیگری جز دختران نامهربان نمی توانست طبیعت انسان را این قدر به پستی بکشاند.
_«توطئه گر و اهل سیاست»:
گونریل (به ادموند) … آرزوهایی که در عرض راه با هم راجع به آن گفتگو کردیم ممکن است به نتیجه برسد. ادموند، تو نزد شوهر خواهرم برگرد و در جمع آوری سربازان و هدایت نیروهای او شتاب کن. من در خانه باید ابزار کار را با همسرم عوض کنم و چرخ ریسندگی را به او بسپارم… (همو،1276).
_«بی ارزش بودن گونریل و صاحب طبیعتی وحشتناک از زبان آلبانی»:
آلبانی ای گونریل تو ارزش گرد و خاکی را که توفان به صورتت می فشاند نداری. من از طبیعت تو وحشت دارم. (همو،1277).
_«ابلیس و زشت از زبان آلبانی»:

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   تحقیق رایگان درباره پدیده های اجتماعی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید