دانلود پایان نامه

لیر ای آسمان، به حدِّ دلخواه غرّش کن! آتش برافروز! باران و باد و رعد و آتش دخترانِ من نیستند. ای عناصر من از نامهربانیِ شما شکوه ندارم، من به شما کشوری نبخشیدم و شما را فرزند خود نخواندم و شما دینی نسبت به من ندارید. (شکسپیر،1260:1387).
_«نفرین گویی فریدون در داستان فریدون و پسران»:
پیک پیام سلم و تور را برای فریدون می خواند:
فریدون بدو پهن بگشاد گوش چو بشنید مغزش برآمد بجوش
بگوی آن دو ناپاک بیهوده را دو آهرمن مغز پالوده را
ندارید ترس و شرم از خدای شما را جز این نیست رأی… (فردوسی،27:1386).
1- خ) لشکر آرایی فرزندان بزرگتر بر علیه پدر در هر دو اثر، و در عین حال فرزند کهتر با شنیدن ماجرا و آگاه شدن از غصّه های پدر، با اندک سپاهی به مواجهه با دو دیگری که بیشتر برای تغییر تصمیم آنها و تسلّی خاطر پدر و حمایت از وی می باشد اقدام می کند.
_«لیرشاه»:
پیک بانو خبری دارم. نیروهای بریتانیا بدینسوی می آیند.
کوردلیا این آگاهی به من رسیده است. تدارکات و تهیّات ما به انتظار برخورد با ایشان است. اوه، پدر عزیزم این کاری که در پیش دارم برای تو است و پادشاه فرانسه بر اثر ناله ها و زاری های من به رحم آمد. هیچ نوع حبّ جاه و مطامع بزرگ موجب لشکر کشی ما نگردیده، بلکه مهر و دوستی و حق پدر سالخورده ما انگیزه این کار است. (شکسپیر، 263:1373).
_«داستان فریدون و پسران»:
ایرج به پیش فریدون می رود:
گرامی جهانجوی را پیش خواند همه بودنی پیش او باز راند
ورا گفت که آن دو پسر جنگجوی ز خاور سوی ما نهادند روی
بشد با تنی چند برنا و پیر چنان چون بود راهرا ناگزیر (فردوسی،28:1386).
1- د) درگیری و کشته شدن فرزند کهتر در هر دو اثر:
در هر دو داستان با مرگ فرزند کهتر فاجعه رخ می نماید، و پدر در سوگ از دست دادن فرزند دلبند خویش ناله و فغان سر می دهد.
_«کشته شدن کوردلیا در لیرشاه»:
(ادگار خارج می شود. لیر که نعش کوردلیا را روی دست دارد با ادگار و سرهنگ و دیگران وارد می شود.)
لیر وای! وای! وای! آه، شما انسان ها از سنگ هستید. اگر دارای چشم ها و زبان های شما بودم چنان آنها را به کار می بردم که گنبد آسمان را در هم شکنند – او برای همیشه رفته است.(شکسپیر،284:1373).
_«کشته شدن ایرج در داستان فریدون و پسران»:
فریدون سرِ شاه پورِ جوان بیامد بِبَر بر گرفته نوان
همی کرد هوی و همی کند موی همی ریخت اشک و همی خَست روی
نهاده سر ایرج اندر کنار سر خویش کرده سوی کردگار
دل هر دو بیداد از آنسان بسوز که هرگز نه بینند جز تیره روز (فردوسی،37:1386).
1- ذ) به سوگ نشستن پدر در مرگ فرزندان و رقم خوردن مرگی پر از ناراحتی و خون دل برای وی در پایان هر دو اثر:

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   فایل پایان نامه- قسمت 23

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید