دانلود پایان نامه

بازپرس (با عصبانیت رو به سرباز دوم) منتظر چی هستی سرکار؟
سرباز دوم (پا می چسباند) اوامرِ جنابعالی قربان.
بازپرس متهم.
تورج بله جناب بازپرس؟
بازپرس با شما نبودم.
تورج (رو به سرباز دوم) با شما بود سرکار.
سرباز دوم اون گفت متهم. من که متهم نیستم! منظورش تو بودی.
بازپرس (با عصبانیت) مگه با شما نیستم؟
تورج بله جناب؟
بازپرس شما ساکت باشید لطفاً!
سرباز دوم (رو به تورج) جناب بازپرس راست می گن ساکت باش و حرف زیادی هم نزن.
بازپرس (نگاهی به ساعتش می اندازد و فریاد می زند) سرکاااااااااااااااااااااااااار……… (سرباز دوم به خود لرزیده بازوی تورج را کشیده با خود به سمت میز می آورد. بازپرس در حالی که با عصبانیت به پرونده چشم دوخته است: ) بشین. سرباز دوم بر روی صندلی متهم می نشیند. (بازپرس با خشم نگاهی به سرباز دوم می اندازد).
سرباز دوم در خدمت گذاری حاضرم قربان.
بازپرس برو بیرون سرکار… (سرباز به صورت بازپرس خیره شده است) گفتم پاشو برو بیرون…
سرباز دوم بله قربان؟!
بازپرس تا نفرستادمت بازداشتی سه شماره از اتاق می ری بیرون.
سرباز دوم بازداشتی! به چه جرمی قربان؟ مگه من چی کار کردم؟ مگه من چه گناهی مرتکب شدم جز اجرای دستورات و اوامر شما؟ گناه من چی بوده جز اطاعت و فرمانبرداری؟ آخه چرا من بی گناه باید تاوان پس بدم؟ خواهش می کنم قربان… التما…
بازپرس (داد می زند) بیرون…..
(سرباز دوم به خود لرزیده به سرعت از روی صندلی بلند شده دستپاچه احترام گذاشته و با عجله به سمت خروجی صحنه می رود. بازپرس دوباره نگاهش را به پرونده می دوزد. سرباز دوم به هنگام خروج از صحنه لحظه ای ایستاده و رو به بازپرس احترام می گذارد).
سرباز دوم بازداشتم نمی کنید که جناب؟ (بازپرس نگاهی خشمگینانه به سرباز دوم می اندازد). می دونستم این کارو با من نمی کنید. راستش مهربون تر از اونی هستید که قیافه تون نشون می ده قربان. (بازپرس از سر جایش بلند می شود). تو رو خدا شما بفرمایید قربان، من دیگه خودم می رم. (سرباز دوم دوباره محکم پا چسبانده و به سرعت از صحنه خارج می شود).
بازپرس بشین. (تورج بر روی صندلی می نشیند). اونطوری که از حرف های سلیم و حاج فریدون پیداست و شواهد نشون می ده ایرج باید به دست تو کشته شده باشه.
تورج من! … آدم کشی! چی دارین می فرمایین جناب؟ من و آدم کشی؟!
بازپرس یعنی می خوای بگی حرف های سلیم واقعیت نداره؟
تورج نه که نداره جناب. دروغ گفتن برای سلیم مثل آب خوردن می مونه. تعجب می کنم شما چرا حرف هاشو به این زودی باور کردین؟
بازپرس یعنی می خوای باور کنم تو بی گناهی و از قتل ایرج خبر نداری؟

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   پایان نامه های دانشگاهی- قسمت 7

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید