مدیریت گروهی استرس به شیوه‌ی شناختی – رفتاری

صنایع  غذایی

مدیریت گروهی استرس به شیوه‌ی شناختی – رفتاری

2-1-6-1- در مورد درمان‌های کار آمد

در سال‌های اخیر پیشرفت‌های بسیار خوبی در زمینه‌ی مراقبت از سلامت صورت گرفته است، اما بسیاری از مداخلات و راهبردهای مراقبت از سلامت و طب رفتاری از طریق پژوهش‌های مختلف مورد پرسش قرار گرفته‌اند که این روش‌ها نه تنها ممکن است سودمند نباشند بلکه مضر و آسیب زا نیز باشند.  به طور مکرر توصیه شده است که راهبردهایی در دسترس عموم قرار گیرند که تاثیر آنها با بهترین استانداردها مورد تائید قرار گرفته است.  چندین تحول اساسی و مهم در دستیابی به این راهبردها دخیل بوده‌اند.  اول اینکه در مقایسه با گذشته، امروزه درک بسیار عمیق تری در مورد آسیب شناسی روان شناختی و جسمی‌به وجود آمده است که این امر به ایجاد مداخلات جدید با اهداف صریح تر و دقیق تر منجر شده است.  دوم اینکه با پیشرفت و اصلاح روش‌های تحقیق، عوامل تهدید کننده‌ی اعتبار درونی و بیرونی تحقیق کاهش یافته و نتایج، کاربرد پذیری بیشتری پیدا کرده‌اند.  سوم اینکه دولت‌ها،  نظام‌ها و سیاست گذاران مراقبت از سلامت در سراسر جهان به طور جدی تصمیم به افزایش کیفیت مراقبت از سلامت گرفته‌اند به طوری که درمان‌ها و راهبردهای مورد استفاده در این زمینه، مبتنی بر شواهد عملی باشد که چنین امری در کل به نفع جامعه است (آنتونی،1388).

 

2-1-6-2- استرس

2-1-6-2-1- استرس چیست؟

فشار روانی یا استرس که واژه‌ی اصلی آن ریشه در زبان لاتین دارد در قرن 17 میلادی بسیار متداول بوده و به معنی سختی، دشواری، فلاکت و محنت به کار رفته است (هینگ[1]، 1995؛ به نقل از الیاسی، 1381).

همچنین در زبان فارسی برای آن معادل‌هایی نظیر آزار و سنگینی، رنج روحی و جسمی، نیروی شدیدی که باعث ترس، نگرانی، اضطراب، هیجان‌های عاطفی و درد می‌شود، عنوان شده است (پینر[2]  1978).

پژوهشگران استرس را فرایندی می‌دانند که شامل تعامل و تطابق دایم میان فرد و محیط است. بر اساس این نظر، استرس شرایطی است که در آن تعامل میان فرد و محیط باعث می‌شود فرد بین ملزومات موقعیت ایجاد شده و منابع زیستی، روانی و اجتماعی خود تضاد احساس کند (سارافینو، 1391).

منابع گوناگون فشار در زندگی در افراد مختلف منجر به بروز واکنش‌های متفاوت می‌شود، برخی از مردم بهتر از سایرین می‌توانند با این عوامل محرک تنش زا مقابله کنند و رفتارشان طوری است که از عهده‌ی مبارزه طلبی و هماوردجویی‌های محیط بر می آیند در حالی که بسیاری از مردم اگر با عوامل تنش زا مواجه شوند قادر نیستند با آنها مقابله نموده از عهده‌ی مشکل برآیند (شفر[3]، 1982).

البته عوامل بسیاری میتواند در به وجود آمدن این تفاوت‌ها دخالت داشته باشد که از میان آنها می‌توان به محیط، شخصیت، انگیزه، توانمند بودن، برخورداری از بصیرت لازم نسبت به انگیزه‌ها و نیز نقاط ضعف فرد، عزت نفس بالا و منبع کنترل اشاره نمود.

ارائه‌ی تعریف واحدی از استرس آسان نیست چرا که متخصصان و افراد صاحب نظر در این زمینه تعریف‌های متفاوتی ارائه کرده‌اند. اصطلاح استرس از علوم فیزیکی در قرن هفدهم به ویژه از کارهای هوک در طرح ساختمان‌هایی از قبیل پل‌ها به لحاظ مقاومت آن‌ها در برابر فشار گرفته شده است، گرچه لازاروس بیان می‌کند که لغت استرس در قرن چهاردهم به معنای سختی و مشقت به کار برده می‌شده است (همان منبع).

لازاروس (1982) معتقد است استرس هنگامی ایجاد می‌شود که احتیاجات بر فرد فشار وارد کند یا از منابع انطباقی او فراتر باشد.  استرس در زندگی بسیاری از افراد به درجاتی وجود دارد.

استرس زمانی مفهوم پیدا می‌کند که ذهنیت فرد مورد توجه قرار گیرد.  در واقع هیچ حادثه‌ای به خودی خود استرس محسوب نمی‌شود. بسیاری از حوادث که برای برخی به درجاتی استرس زا هستند ممکن است برای برخی دیگر بی تفاوت یا مطلوب باشد (همان منبع).

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   نظریه های کلاسیک (سنتی)مدیریت

به طور کلی هر وضعیتی که برای فرد یا آسایش وی تهدید کننده باشد، از آن جهت که وی را مجبور به استفاده از توانایی‌های مقابله با آن می‌کند، استرس نامیده می‌شود. استرس بخش بهنجاری از زندگی است اما اگر مدت طولانی ادامه یابد و میزان آن شدت یابد می‌تواند سلامتی فرد را به خطر اندازد، هر چند مقدار کم آن سودمند است (تمنایی، 1390).

تعاملی که به استرس بیانجامد، معمولا شامل فرایند ارزیابی شناختی می‌شود که دو شکل پیدا می‌کند:

ارزیابی اولیه: در مورد تهدیدی صورت می‌گیرد که ملزومات برای سلامتی فرد ایجاد می‌کند. این فرایند به یکی از سه قضاوت زیر منجر می‌شود:

ملزومات ایجاد شده، نامربوط، خوب، یا استرس زا هستند. اگر فرد، موقعیت را استرس آور ارزیابی کند، به ارزیابی مسایلی از قبیل میزان خسارت، امکان آسیب در آینده، و مقدار چالش ایجاد شده نیز خواهد پرداخت.

ارزیابی ثانویه: شامل ارزیابی منابع خود برای پرداختن به ملزومات می‌شود. زمانی که نتایج ارزیابی اولیه و ثانویه نشان دهند که منابع کافی برای رو به رو شدن با ملزومات وجود دارد، استرس اندکی ایجاد می‌شود. اما زمانی که میان این دو اختلاف باشد، ممکن است استرس بسیار زیادی ایجاد شود (سارافینو، 1391).

استرس موجب فرسایش سیستم‌های زیست شناختی، روانی و اجتماعی فرد می‌شود. موقعیت‌های اضطراری، واکنش فیزیولوژیکی جنگ یا گریز را در پی دارد.  در صورتی که استرس زیاد باشد و طولانی شود، واکنش فیزیولوژیکی سه مر حله را طی می‌کند: مرحلهء هشدار، مقاومت و فرسایش.

هشدار: واکنش جنگ و گریز. بسیج نیرو‌های بدن، افت کوتاه مدت فشار خون و سپس بالا رفتن شدید آن. برانگیختگی شدید در نتیجه‌ی ترشح هورمون‌ها به وسیله غدد درون ریز ایجاد می‌شود: غده هیپوفیز ACTH را ترشح می‌کندکه افزایش ترشح اپی نفرین، نور اپی نفرین، و کورتیزول را به وسیله غدد آدرنال در جریان خون به دنبال دارد. در پایان این مرحله بدن کاملا بسیج شده است تا در برابر استرس به شدت مقاومت نشان دهد. نگه داشتن طولانی مدت حیوانات در این مرحله منجر به مرگ آنها پس از چند ساعت یا چند روز شده است.

مقاومت: اگر استرسی تداوم یابد اما انقدر شدید نباشد که منجر به مرگ شود واکنش فیزیولوژیکی وارد مرحله مقاومت می‌شود. در این مرحله بدن شروع به سازگار شدن با عامل استرس زا می‌کند. برانگیختگی فیزیولوژیکی تا حدی تعدیل می یابد، اما به هر صورت بالاتر از حد طبیعی باقی می ماند. در این مرحله توانایی مقاومت در برابر استرس‌های جدید ممکن است تا مدت‌ها مختل  شود. بر اساس نظریه سلیه، یکی از پیامد‌های این اختلال، افزایش آسیب پذیری است که او آنها را بیماری‌های سازگاری نامیده است. که مواردی از قبیل فشار خون بالا، زخم معده، آسم و بیماری‌هایی که بر اثر اختلال سیستم ایمنی به وجود می آیند را شامل می‌شود.

فرسودگی: برانگیختگی فیزیولوژیکی طولانی مدت، تضعیف سیستم ایمنی و کاهش اندوخته انرژی را در پی دارد، به حدی که مقاومت بدن محدود می‌شود. احتمال آسیب، بیماری و حتی مرگ نیز وجود دارد. به این واکنش‌ها نشانگان عمومی انطباق کفته می‌شود. براساس نظریه‌هانس سلیه، استرس زیاد و مداوم، فرد را در برابر بیماری‌هایی همچون زخم‌ها و فشار خون بالا و. . . . آسیب پذیر می‌کند. عوامل روانی اجتماعی نیز بر واکنش فیزیولوژیکی به استرس تاثیر می‌گذارد (همان منبع).

[1] -Hyng

[2]- Pynr

[3]-Sheffer