مزایا و معایب منابع زغال سنگ

مصرف زغال سنگ در اروپا از دوران انقلاب صنعتی به عنوان منبع اصلی انرژی آغاز شد و تا دهه 1950 بزرگ­ترین سهم را در تأمین انرژی جهان داشت ولی از آن تاریخ به بعد نفت و گاز جایگزین زغال سنگ شد. البته هنوز هم در بعضی از کشورهای جهان مانند چین، زغال سنگ در مقایسه با سایر منابع انرژی مصرف بیش­تری دارد. در این میان در ایران نیز مزایای متعدد استفاده از زغال سنگ حرارتی را به عنوان یک حامل انرژی با پتانسیل بالقوه بالا در کشور مطرح نموده است، که برخی از این مزایا عبارتند از تنوع بخشی سبد انرژی کشور؛ ایجاد اشتغال و سرمایه گذاری در مناطق محروم با توجه به نزدیکی این ذخایر؛ قرار گرفتن این ذخایر در مناطق کویری و کم جمعیت و وجود روش ها و تجهیزات متنوع کاهش و کنترل آلودگی ناشی از استفاده از زغال سنگ در جهان و در نتیجه کاهش عوارض زیست محیطی آن. علاوه بر این مزایا، استفاده از زغال سنگ حرارتی مزایای دیگری در سایر حوزه های انرژی برای کشور دارد که از آن جمله می‌توان به کاهش سرعت مصرف سایر حامل های انرژی در تولید برق، جلوگیری از تخریب جنگل ها برای مصارف حرارتی برخی مناطق مسکونی، ایجاد طرح های اشتغال زایی در حوزه معدن و صنایع وابسته و عمران در مناطق کویری که فاقد استعداد های دامپروری و کشاورزی هستند، اشاره کرد.در ایران اولین تلاش های ناموفق در جهت تولید انرژی الکتریکی از زغالسنگ در سال 1347 با احداث نیروگاه زغالسوز زرند کرمان (دو واحد 30 مگاواتی) شروع شد، (لازم به توضیح است که در آن زمان کل ظرفیت نیروگاهی کشور 1008 مگاوات بوده، و در مجموع  این دو واحد در آن زمان حدود 6 درصد سهم نیروگاهی را تشکیل می داده است، که این سهم برای شروع تولید برق از زغال سنگ بسیار خوب بوده  است). اگر چه تاسیسات بکارگیری زغال در این مجموعه به طور کامل نصب گردید ولی از سال 1352 که بهره برداری از نیروگاه آغاز شد به علت عدم تحویل به موقع سوخت و نیروگاه با سوخت دوم یعنی مازوت بهره برداری گردید.

پس از انقلاب نیز تا مدتها تلاش­هایی در جهت احداث نیروگاه­های زغال سنگی به چشم نمی­خورد تا این­که در سال 1368 انجمن مهندسی نفت ایران که بر روی روند مصرف انرژی ایران مطالعاتی را صورت داده بود، به این نتیجه رسید که در صورت ادامه روند مصرف نفت و فراورده­های نفتی در کشور، در عرض کمتر از بیست سال میزان تولید و مصرف نفت در ایران برابر شده و صادرات این ماده استراتژیک قطع خواهد شد. از این رو این نهاد مطالعاتی را به منظور ارائه راهکارهای اجتناب از وقوع این رویداد آغاز کرد و در سال 1374 همزمان با پایان آن، 3 راهکار اساسی را پیشنهاد داد:

  1. کاهش شدت انرژی از طریق اجرای سیاست های قیمتی و غیر قیمتی بهینه سازی
  2. ورود گاز طبیعی به سبد انرژی و جایگزینی آن با نفت خام (عمدتا با محور گازرسانی به شهرها برای کاهش مصرف نفت سفید در بخش خانگی)
  3. ورود زغال سنگ به سبد انرژی و جایگزینی آن با نفت خام (عمدتا در کارخانجات و صنایع انرژی بر و نیز نیروگاه­ها به منظور کاهش مصرف نفت و گاز مصرفی بخش صنعتی)
این مطلب مشابه را هم بخوانید :   مهارت های ارتباطی چیست

مطالعات نشان می­داد که ایران می­تواند با تکیه بر اکتشافات صورت گرفته بر روی معادن زغال سنگ تا آن زمان، در افق 1400 شمسی، روزانه 750 هزار بشکه معادل نفت از انرژی خود را از طریق مصرف زغال سنگ بدست آورد با گذشت زمان، بر اثر اقدامات صورت گرفته از سوی وزارت نفت، شبکه گاز طبیعی در سراسر کشور توسعه یافت و امروزه این حامل انرژی بیش از 55% نیاز اولیه کشور به انرژی را تأمین می­کند. اما دو پیشنهاد دیگر انجمن مهندسی نفت یعنی کاهش شدت انرژی و ورود زغال سنگ به سبد انرژی کشور هیچ­گاه عملی نشد.

با وجود آن­که وزارت صنایع در طرح­های توسعه­ای تولید فولاد ترکیب سوخت خود را به­صورت 50 – 50 زغال سنگ و گاز قرار داد، اما ساخت نیروگاه­های زغال­سوز که نیروگاه 1150 مگاواتی طبس به عنوان نخستین واحد آن درنظر گرفته شده و مطالعات امکان سنجی و مناقصات مربوط به احداث آن تا سال 1379 به پایان رسیده بود، هیچ­گاه رنگ واقعیت را به­خود نگرفت.

دلایل عدم ورود زغال سنگ به سبد انرژی ایران را می­توان چنین برشمرد:

عدم تمایل دستگاه­های متقاضی زغال سنگ بویژه وزارت نیرو

وزارت نیرو همواره برای تأمین سوخت مورد نیاز نیروگاه­ها، خود را به وزارت نفت وابسته می­دید و در نقطه مقابل وزارت نفت نیز در راستای تأمین برق مورد نیاز تأسیسات کوچک و نیز آب مورد نیاز واحدها (بخصوص پتروشیمی­ها) نیازمند همکاری وزارت نیرو بود. در این میان وزارت نیرو با احداث نیروگاه­های زغالی، وابستگی جدیدی به وزارت صنایع پیدا می­کرد که این امر چندان مورد رضایت وزیر وقت نبود، چرا که از سوی دیگر وزارت صنایع هنوز اقدامات لازم برای تأمین زغال سنگ مورد نیاز این واحد را صورت نداده بود. (بهره­برداری از مرحله نخست معدن زغال سنگ طبس در سال 1387 و پس از گذشت حدود 8 سال از زمان مورد نظر برای تأمین سوخت نیروگاه مورد نظر در طبس، شاهدی بر این مدعاست). به­طوری که پس از اتمام اقدامات اولیه احداث نیروگاه زغالی طبس در سال 1379، مهندس «بی­طرف» وزیر وقت نیرو با بیان این­که در راستای احداث این نیروگاه «ما {وزارت نیرو} متولی مواد اولیه نیستیم» عدم تأمین سوخت این نیروگاه را دلیل احداث نشدن آن بیان کرد و بدین ترتیب دومین نیروگاه زغالی ایران هم سرنوشتی بهتر از نخستین نمونه آن نیافت.