کوهزایی آلپی (پاسادنین) به شکل چاله درآمده و در آغاز دوران چهارم، دوره پلیئسوسن همه سرزمین سیستان زیر آب بوده (1 میلیون سال پیش) و رفته رفته آبرفت‌های رود هیرمند انباشته شده است، میانگین ضخامت این آبرفت‌ها 500 متر و در پیرامون زابل 2500 متر هم می‌رسد. اوضاع کلی توپوگرافی دشت حاکی از یکنواختی آن، اما در عین حال این ناحیه ظاهراً همگون اشکال ناهمواری ویژه‌ای دارد که به آن تنوع بخشیده است، که از جمله می‌توان به فرورفتگی‌ها و چاله‌های آبگیر با عنوان هامون‌ها و تراس‌های دریاچه‌ای، گدازه بازالتی ذوزنقه‌ای شکل(کوهخواجه) و یک گسل اشاره کرد(زمردیان و پورکرمانی، 1367، 104).
تپههای ماسهای از جمله عوارض ژئومورفولوژی مشخصه دیگر منطقه سیستان هستند که حاصل عمل بادهای منطقه محسوب میشوند و بهطور عمده در دو ناحیه تمرکز دارند، یکی باریکهای در نواحی شرقی شهرستان زابل که با طول قابل ملاحظهای در جهت شمالغرب و جنوبشرق استقرار یافتهاند و دیگری باریکهای در جنوب این شهر که تقریباً ناحیهای با همان امتداد وسعت را در بر میگیرد. جهت گسترش تپهها و موقعیت یالهای کناری نسبت به قسمت‌های مرکزی نشان دهنده آن است که تپههای ماسهای بیشتر در نتیجه عمل بادهای معروف 120 روزه پدید آمده‌اند (همان: 106).

3-1-3- اقلیم
شهرستان زابل دارای اقلیم بیابانی گرم و فراخشک میباشد که تقریباً بیشترین بخش منطقه (به غیر از حد جنوبغربی آن) را میپوشاند تقریباً چهار پنجم سطح شهرستان زیر پوشش این نوع آب وهوا میباشد (میری و همکاران، 1389: 39). براساس آمار 30 ساله هواشناسی زابل (2009 – 1980)، در این منطقه به طور متوسط سالیانه بیش از 300 روز خشکی وجود دارد. اقلیم آن به روش گوسن، بیابانی و به روش کوپن، خشک بسیار گرم با تابستان خشک و به روش تحلیل خوشه‌ای بسیار کم بارش و گرم و خشک میباشد، از خصوصّیات مهم اقلیمی این منطقه میتوان به وزش بادهای شدید (120 روزه سیستان)، میانگین تعداد روزهای آفتابی سالیانه بیش از 260 روز تابش آفتاب، دامنه تغییرات زیاد دما در شبانهروز، بارندگی متوسط سالیانه (64 میلیمتر) با پراکندگی نامناسب، بالا بودن دما و تعداد ساعات آفتابی را نام برد (طاوسی و رئیسپور، 1389: 96).
3-1-3-1- درجه حرارت و بارندگی
یکی از عناصر برجسته اقلیمی در تعیین نوع آب و هوایی هر منطقه رژیم دمای حاکم بر اقلیم آن است که نقش تعیین کنندهای را نسبت به سایر عوامل آب و هوایی دارد. بر اساس آمار بیست ساله ایستگاه سینوپتیکی در شهرستان زابل، سردترین ماه با میانگین بلند مدت 04/9 درجه سانتیگراد و گرمترین ماه سال با میانگین 82/34 سانتیگراد است (شکل 3-2).

شکل ‏3-2: دمای هوای ماهانه شهرستان زابل طی دوره آماری 1390-1370
(مأخذ: ایستگاه سینوپتیک زابل، 1390).

3-1-3-2- دما
شناخت و بررسی میزان بارندگی، چگونگی پراکنش و نحوه توزیع فصلی و ماهانه آن در مناطق خشک و نیمه خشک از اهمیت بالایی برخوردار است. آب عنصر اولیه حیات در مناطق روستایی تلقی میشود که تابع شرایط و میزان پراکندگی بارش، مورفولوژی، امکانات نگهداری آب و خاک و شرایط جوی است. بر اساس دادههای هواشناسی، میانگین متوسط بارندگی ماهانه در زابل در طول یک دوره بیست ساله (1390-1370) 2/4 میلیمتر است. شکل 3-3، میانگین بارش ماهانه را در شهرستان زابل نشان می دهد. بیشترین ریزش های جوی مربوط به سال های 1377-1383 و کمترین ریزشهای جوی در این منطقه مربوط به سال 1382 میباشد. ریزش های جوی در این منطقه مانند سایر نقاط ایران عمدتاً در فصل زمستان، که میزان بارندگی در این فصل برابر 7/10 میلیمتر است.

شکل ‏3-3: میزان بارندگی ماهانه شهرستان زابل دوره آماری1390-1370
(مأخذ: ایستگاه سینوپتیکی زابل، 1390).

3-1-3-3- رطوبت (نم نسبی)
میانگین رطوبت نسبی با توجه به محاسبات آمارهای موجود، بیش از 2/22 درصد و حداکثر رطوبت 5/50 درصد مربوط به دی ماه است. براساس آمار بیشترین رطوبت مربوط به فصل زمستان و کمترین رطوبت به فصل تابستان تعلق دارد. شکل 3-4 بیان کننده این وضعیت می باشد.

شکل ‏3-4: میانگین رطوبت نسبی ماهانه شهرستان زابل طی دوره آماری 1390-1370
(مأخذ: ایستگاه سینوپتیک زابل، 1390).

3-1-3-4- باد و اثرات آن
باد 120 روزه سیستان از معروفترین بادهای محلّی ایران بوده که سرعت وزش آن به 120 کیلومتر بر ساعت نیز میرسد. وزش این بادها که از اواخر اردیبهشتماه تا اواخر شهریورماه ادامه دارد، تبخیر از سطح دریاچه هامون، مخازن آب(چاهنیمهها) و سطح اراضی کشاورزی را سرعت میبخشند. وجود کوهها و دریاچه در شمال سیستان و دشت خشک در منطقه جنوبی آن، از بین رفتن نیزارها ( که خود عامل تثبیت املاح بستر دریاچه محسوب میگردید)، از یک سو باعث افزایش گرادیان حرارتی در سالهای کم آب و خشک و از طرف دیگر، باعث شدت یافتن بادهای 120 روزه میگردند (میرزامصطفی و همکاران، 1387: 72). بررسی نمودار گلباد زابل نشان می‌دهد که از مجموع تعداد دیدهبانیهای متوسط سالانه 4/46 درصد مربوط به موارد آرامش هوا، 22 درصد مربوط به بادهای شمال، 4/19 درصد مربوط به بادهای شمالغربی بوده است و در جهات دیگر نیز این ارقام به ترتیب4/1، 6/0، 4/3، 6/3، 3/2 و 9/0 درصد برای جهات شمالشرق، شرق، جنوبشرق، جنوب، جنوبغرب و غرب بوده است (یاری، 1387: 47). سرعت وزش بادهای شمالی و شمالغربی در اغلب موارد بیش از 15 کیلومتر بر ساعت است، مواردی که در آن به70 تا 90 کیلومتر و گاهی هم 108 تا 120 کیلومتر بر ساعت برسد، نیز مشاهده شده است. از دی
گر بادهای سیستان، باد گاوکش میباشد که در زمستان میوزد. این باد، گاهی درجه سرمای سیستان را 15 تا 20 درجه زیر صفر برده و خسارات فراوانی را باعث میگردد ( مهندسین مشاور فرپاک، 1363: 20 ). وزش بادهای شمالی و شمالغربی در ماههای گرم سال پدیدهای را که در منطقه به بادهای لوار نامیده شده (120 روزه) به وجود میآورد. با توجه به خشک شدن دریاچه هامون، کاهش رطوبت خاک، کمبود پوشش گیاهی و بالا بودن شدت و فراوانی این بادها، افزایش روزهای طوفانی همراه با گرد و غبار را در منطقه شاهد هستیم، طبق برآوردی که از تعداد روزهای توأم با طوفان و گردوخاک برای یک دوره 10 ساله در سطح کشور به عمل آمده، منطقه سیستان با بیش از 1500 روز، بالاترین نسبت را در سطح کشور به خود اختصاص داده است. وزش بادهای 120 روزه تأثیر غیرقابل اجتنابی بر تمامی جنبههای اکولوژیک، اقتصادی و اجتماعی گذاشته و باعث گردیده شرایط زیستمحیطی بحرانی در منطقه حاکم گردد (خسروی، 1387: 19)، عملکرد این پدیده موجب افت محسوسی در فعالیتهای اقتصادی شده و ناگزیر تجهیزات و امکانات و نیروی انسانی زیادی جهت زدودن رسوبهای بادی اختصاص مییابد (فیاض، 1384: 42). از مشکلات دیگر فرسایش بادی هجوم ماسههای روان می‌توان به ایجاد غبارهای شدید و آلودگی هوا، کاهش سلامت و بهداشت عمومی، کاهش سیستم ایمنی بدن در مقابل بیماریها، از بین رفتن بافت ریه، افزایش آسم کودکان، تهدید سیستمهای الکترونیک حساس و انتقال نیرو، ایجاد خسارت به اراضی کشاورزی، دامداران، سکونتگاههای روستایی، جادهها و افزایش تصادفات جادهای اشاره نمود (فاضلنیا و همکاران، 1390: 7). کاویانی در تحقیق، پیرامون ارزیابی پتانسیلهای باد در ایران، با توجه به تحلیلهای آماری باد مربوط به کلیه ایستگاههای سینوپتیکی کشور، منطقه سیستان را به عنوان بهترین ناحیه جهت احداث توربینهای بادی معرفی و راندمان سالانه توربینها را به ازاء هر مترمربع سطح جاروب شده توسط پره توربین 1894 کیلووات ساعت برق برآورد نموده است. مسلماً استحصال و بهرهبرداری از این نیروی عظیم انرژی میتواند در تعدیل هزینه انرژی در سطح کشور بسیار با اهمیّت تلقی شود (میرلطفی، 1375: 46).

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   بازاریابی خدمات، کالاهای مصرفی

3-1-4- منابع آب
الف) آب‌های زیر زمینی29: مطالعات زمین شناسی متعدد در سیستان (مثل بررسی‌های اکتشافی انجام شده در زمینه منابع آب زیرزمینی توسط مهندسین مشاور ایتال کنسولت در قالب حفر چندین حلقه چاه و بخصوص حفر یک چاه به عمق 500 متر و مطالعات ژئوفیزیکی انجام شده توسط جهاد دانشگاهی دانشگاه صنعتی اصفهان) نشان داده است که در منطقه سیستان در حقیقت یک سفره آب زیرزمین پیوسته و به معنی واقعی موجود نیست، چون به لحاظ زمین شناسی، دشتی آبرفتی و ساخت خاک آن رسی بوده و چسبندگی دارد و امکان تشکیل سفره‌های آب زیرزمینی غنی در این منطقه وجود ندارد(جلیلوند و نوری هندی، 1388). اما به نظر زمین‌شناسان، همچنان که از رود هیرمند آب وارد منطقه گودی نظیر جلگه سیستان میشود امکان دارد جریان بطئی در قسمت تحتانی در زیرزمین وجود داشته باشد بنابراین هر چند لایههای زمین در سیستان، رسی و سخت است، اما وجود آب و سفرههای آبی بعد از این لایهها غیر ممکن نیست بر همین منوال، به طور نظری میتوان گفت که چون سیستان نسبت به کوههای بابایغما در افغانستان و در نهایت کوههای هیمالیا در هندوستان، در منطقه پستی واقع است جریان آبهای زیرزمینی به سوی جلگه سیستان بیاحتمال نیست ضمن اینکه به علت تداوم خشکسالی چند سال اخیر، اقدامهای انجام شده از طرف دانشگاه زابل، سازمان آب و سایر دستگاههای اجرایی در زمینه مطالعات ژئوالکتریک و حفر چاههای عمیق و در نهایت موفقیتهای به دست آمده در این رابطه، مؤید وجود آب زیرسطحی در دشت سیستان در مناطقی از جمله زهک، بندان، سفیدآبه، حرمک، چاه خرما و اطراف جاده زابل- نهبندان است (گزارشات منتشر نشده پژوهشکده کشاورزی دانشگاه زابل1380). به هر حال در سیستان برخی از روستاها از نظر آب زیر سطحی حتی در شرایط خشکسالی از وضعیت خوبی برخوردارند، در این روستاها بایستی با حمایت دولت و سرمایه گذاری، حفر چاهک ها را برای تعدیل اثرات خشکسالی های آینده و استمرار فعالیت های معیشتی در آنها توسعه داد. در واقع با حمایت دولت می توان نسبت به حفر چاهک‌های بیش تر اقدام نمود تا با تضمین دسترسی به آب در شرایط خشکسالی و ضمانت استمرار فعالیت های معیشتی، در ماندگاری جمعیت و توسعه منطقه گامی اساسی برداشته شود (اصغری لفمجانی و نادریان فر،1391: 113).

ب) آب‌های سطحی30: منابع آبی سیستان شامل رودها، دریاچهها و تالابها میباشد که در این میان رودخانه هیرمند در تداوم حیات سیستان نقشی اساسی دارد.
? رودخانه هیرمند: این رود منبع اصلی تأمین آب دشت سیستان و مهمترین رودخانه شرق کشور و در حقیقت شاهرگ حیاتی منطقه سیستان است که از کوه‌های هندوکش و ارتفاعات بابایغما در افغانستان سرچشمه میگیرد و وارد خاک ایران میشود و در نقطه مرزی به دو شاخه تقسیم میشود. یک شاخه از این رود در امتداد مرز به نام رود پریان جریان می‌یابد و پس از مشروب کردن زمینهای اطراف و شهرستان هیرمند به دریاچه هامون میریزد و شاخه دیگر آن به نام هیرمند داخلی زمینهای مزروعی شهرستان زهک، زابل و… را مشروب میسازد و در محل لورگ باغ وارد دریاچه هامون میشود (اصغری لفمجانی و نادریان فر،1392: 4).
? تالاب هامون: تالاب هامون واقع در سیستان علاوه بر اینکه بزرگترین و مهمترین دریاچه آب شیرین کشور تلقی میگردد، توانهای زیست مح
یطی و ارزش بوم شناختی خاصی نیز دارد. وسعت تالاب هامون در مواقع پرآبی حدود 4800 کیلومتر مربع برآورد شده است، ارتفاع تالاب از سطح دریای آزاد 480 متر می‌باشد. این تالاب به سه قسمت یا حوضچه بزرگ به نام‌های هامون پوزک، صابری و هامون هیرمند قابل تفکیک بوده که به ترتیب در شمال شرق، شمال و غرب سیستان واقع شده اند (ولایتی و میری، 1385: 103). سطح هر یک از هامون‌ها بسته به میزان آب ورودی، فصول پربارش، خشکسالی‌ها و ترسالی ها تفاوت داشته و تابعی از آب جریان یافته در رودخانه هیرمند، خروجی پشت سدها و رودخانه‌های فصلی دیگر می‌باشد(جلیلوند و نوری هندی، 1388: 1137). این تالاب از موقعیت خاصی برای تأمین بخش عمدهای از پروتئین مورد نیاز مردم استان و خارج از استان برخوردار است. در عین حال حیات و زندگی جمع کثیری از مردم به طور مستقیم بدان وابسته است (مهندسین مشاور آبزیگستر؛ 1376، عمرانی و اسماعیلی، 1385: 2).
? چاه نیمهها: در قسمت جنوبی محدوده مورد مطالعه و در حوالی مسیر هیرمند گودال‌های طبیعی وجود دارد که از سال 1351 ایجاد تاسیساتی بر روی آن شروع گردید و در شرایط حاضر از آن بهره برداری می‌شود. منظور از اجرای این طرح ذخیره آب جهت آبیاری مناطق بیشتری از سیستان و ضمناً جلوگیری از خسارت وارده در مواقع سیلابی شدن رودخانه هیرمند بوده است. ورودی کانال چاه نیمه 160 مترمکعب در ثانیه است و ظرفیت کل مخازن 1530 میلیون مترمکعب می‌باشد(جلیلوند و نوری هندی: 1388). چاه نیمهها از مخازن طبیعی و یکی از نعمتهای بزرگ الهی است که علاوه بر تأمین آب مناطق مختلف سیستان، بخشی از آب مورد نیاز شهرستان زاهدان را نیز تأمین میکند. گنجایش مخازن چاه نیمه در ارتفاع 492 متر از سطح دریا (بالاترین ارتفاع آب)660 میلیون متر مکعب و ظرفیت قابل بهره برداری سالانه آن (حجم مفید)، 340 میلیون متر مکعب است (افشار سیستانی،1369؛ 77). آب چاه نیمه‌ها علاوه بر اینکه از طریق لوله کشی آب شهرها و روستاهای واقع در منطقه سیستان را تأمین می‌کند، با خطوط لولهای به طول حدود 200 کیلومتر و با استفاده از 4 ایستگاه پمپاژ در ارتفاع 1510 متری به شهرستان زاهدان میرسد(اصغری لفمجانی و نادریان فر،1392: 5).
.

شکل ‏3-5: پراکنش جغرافیایی رودخانههای منتهی به منطقه سیستان.
(Available on: http://www.iranicaonline.org/articles/helmand-river)

به طور کلی، عوامل محدود کننده ذخایر آب سطحی در سیستان را در قالب‌های زیر می‌توان مورد بررسی قرار داد:
الف) نزولات ناچیز و تبخیر شدید سالانه
متوسط بارش سالانه در طی دوره آماری 85-1351 در ایستگاه هواشناسی زابل فقط 6/61 میلی متر می‌باشد(اداره کل هواشناسی سیستان و بلوچستان، 1390). از سوی دیگر، متوسط تبخیر سالانه منطقه 8/4 متر است و با توجه به عمق متوسط آب تالاب هامون در زمان پرآبی که 4 متر است، آب تالاب هر سال به طور کامل تبخیر می‌شود؛ به عبارتی پتانسیل تبخیر( اتلاف) آب از تالاب هامون سالانه بالغ بر 14 میلیارد متر مکعب است.( سلطانی و کرباسی ،1381). به هر حال منطقه با وجود بادهای داغ و سوزان 120 روزه سیستان از میزان تبخیر بسیار شدیدی برخوردار است که در تشدید محدودیت‌های آب آن فوق‌العاده تأثیرگذار می‌باشد (اصغری لفمجانی و نادریان

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید