است. مطابق با این ساز و کار اثرات مثبت حمایت یا نبود حمایت ناشی از انزوای اجتماعی مستقیماً بر سلامت افراد تأثیر می‌گذارد. فرایند دوم از طریق آنچه که اصطلاحاً اثر تعدیل نامیده می‌شود عمل می‌کند. مطابق این فرایند حمایت اجتماعی هیچ اثر مستقیمی بر سلامتی ندارد، اما به تعدیل آثار فشار عصبی حاد و مزمن بر سلامتی افراد کمک می‌کند. از سالیان پیش مشخص شده بود که تجربه و مواجهه با عوامل فشار عصبی نظیر حوادث، منجر به خطر افتادن سلامت در برخی افراد (نه همه) می‌شود. در تبیین این مسأله فرض بر این است که اثر علّی حوادث زندگی بر شکل‌گیری بیماری از طریق عوامل حمایتی اجتماعی تعدیل می‌شود. اگر چه به احتمال زیاد عوامل عوامل آسیب‌پذیری نظیر نبود حمایت، آمادگی فرد برای ابتلاء به بیماری پس از تجربه یک حادثه مولد فشار عصبی را افزایش می‌دهد، با این حال برای فرایند اثر مستقیم و هم فرایند تعدیل‌کننده شواهد زیادی وجود دارد.
در بررسی این مسأله، این سؤال مطرح است که چگونه مجموعه‌ای از فرایندهایی نظیر روابط اجتماعی که اغلب ماهیتی روان‌شناختی دارند بر فیزیولوژی بدن تأثیر می‌گذارند؟ محققان معتقدند که حمایت اجتماعی از چند مسیر بر سلامت تأثیر می‌گذارد. برای مثال تأثیر مستقیم بر سلامتی ممکن است از طریق رفتارهای مرتبط با سلامت اعمال شود. دریافت حمایت از دیگران رفتارهای سالم‌تر نظیر کاهش چربی در رژیم غذایی، ورزش کردن و ترک سیگار را تشویق می‌نماید، اما به نظر می‌رسد که این امر تنها بخشی از تأثیر مستقیم حمایت اجتماعی بر سلامت را تبیین می‌کند. دریافت حمایت از طرف دیگران ممکن است تنها در صورتی باعث ارتقاء سلامت شود که آن‌ها خود، رفتارهای سالمی داشته باشند (ویلکینسون، 1387: 194).
2-1-12- نظریه‌ها (مروری بر دیدگاه‌های مختلف)
2-1-12-1-نظریه کنش تالکت پارسونز(تطبیق، دستبابی به هدف، یکپارچگی، سکون یا نگهداشت الگو)
یک کارکرد، ((مجموعه فعالیتهایی است که درجهت برآوردن یک نیاز یا نیازهای نظام انجام می گیرد)) (روشر، 1975، ص40).
3- نظام اجتماعی
4- نظام فرهنگی
2- نظام شخصیتی
1- ارگانیسم رفتاری

هر نظامی برای زنده ماندن باید چهار کارکرد زیر را انجام دهد:
ا- تطبیق(ارگانیسم رفتاری): هر نظامی باید خودش را با موقعیتی که در آن قرار گرفته است تطبیق دهد، یعنی باید خودش را با محیطش تطبیق دهد ومحیط را نیز با نیازهایش سازگار سازد.
2- دست یابی به هدف(نظام شخصیتی) : یک نظام باید هدفهای اصلی اش را تعیین کند و به آنها دست یابد.
3- یکپارچگی(نظام اجتماعی) : هرنظامی باید روابط متقابل اجزای سازنده اش را تنظیم کند و به رابطه میان چهار تکلیف کارکردیش نیز سر و صورتی بدهد.
4- سکون یا نگهداشت الگو (نظام فرهنگی) : هرنظامی باید انگیزشهای افراد وهمچنین الگوهای فرهنگی آینده و نگهدارنده این ا نگیزشها را ایجاد، نگهداری و تجدید کند.
2-1-12-2- رز و وو76 (حمایت اجتماعی)
رز و وو ابتدا حمایت اجتماعی را اینگونه تعریف می‌کنند که حمایت اجتماعی عبارت است از احساس فرد در مورد اینکه از سوی دیگران مراقبت می‌شود، دوست داشته می‌شود و مورد اعتماد بقیه است. به عنوان یک شخص برای وی ارزش قائلند و در نهایت به عنوان بخشی از شبکه ارتباطی محسوب می‌شود و دارای تعهدات متقابل است و بلافاصله مطرح می‌کنند که افراد تحصیل کرده از سطوح بالاتری از حمایت اجتماعی برخوردارند. و همین امر سطح سلامت روانی و اجتماعی آنان را ارتقا می‌دهد (رز و وو، 1995؛ به نقل از خیراله‌پور، بی‌تا).
2-1-12-3- اسپینوزا و ولمن77: (شیوه‌های کسب منابع)
افراد براساس روابط اجتماعی و نوع پیوندهایی که دارند از منابع حمایتی برای برطرف کردن نیازهایشان استفاده می‌کنند. به طوری که هراندازه روابط اجتماعی گسترده‌تر باشد میزان دسترسی به منابع حمایتی3 را بیشتر می‌کند (اسپینوزا و ولمن، 1999: 146).
اسپینوزا و ولمن در سال 1999 شیوه‌هایی که منابع مورد نیاز به دست می‌آید را به شرح زیر بیان نموده‌اند:
1. مبادلات بازاری78
2. توزیع‌های نهادی‌79
3. به خود اختصاص دادن اجباری80
4. خود تأمینی81
5. مبادلات جامعه‌ای82
در شیوه نخست کالا و خدمات به عنوان منابع عرضه می‌شوند و استفاده از آن تابع عرضه و تقاضاست. بر اساس تقاضا به منابع موردنظر مراجعه می‌کنند و بازار تقاضا را برآورده می‌کند. در این شیوه برخورداری از امکانات مالی توان پاسخگویی را بیشتر می‌کند.
در شیوه دوم، دولت‌ها یا نهادهای اداری منابع را به عنوان حقوق شهروندی یا مزایای سازمانی و یا کمک‌های خدمات اجتماعی در اختیار افراد قرار می‌دهند.
در شیوه سوم منابع توسط حکومت یا افراد برای استفاه شخصی مانند سرقت و یا عمومی مانند مصادره از صاحبان منابع به کار گرفته می‌شود.
در شیوه چهارم افراد برای تأمین بخشی از نیازهای خود شخصاً منابع مورد نیاز را به وجود می‌آورند.
در شیوه پنجم منابع از طریق تعاملات و عضویت افراد در اجتماعات و روابطی که با هم دارند به دست می‌آید.
افراد در گروه‌های داوطلبانه83 عضو می‌شوند و همچنین از طریق خویشاوندی، همسایه بودن، دوست بودن با یکدیگر رابطه برقرار می‌نمایند. روابط ایجاد شده حاوی مبادلاتی است که افراد می‌توانند منابع مورد نیاز خود را بدست آورند. امکاناتی مانند مصاحبت عاطفی، خدماتی منابعی هستند که افراد به مبادله آن‌ها اقدام می‌نماید.
شیوه
مبادلات جامعه‌ای روشی است فراگیر و معمول که در اکثر جوامع کاربرد فراوان دارد. مبادلات جامعه‌های در حیطه روابط اجتماعی، با گروه‌های اجتماعی و پیوندهای اجتماعی دسترسی به منابع را فراهم می‌سازد. مبادلات جامعه‌ای محدودیت‌های شیوه‌های دیگر را ندارد و آسان در اختیار قرار می‌گیرد و از انعطاف‌پذیری84 زیادی برخوردار است و هزینه‌های کمتری دارد. ضمن اینکه درجه اطمینان آن بالا است برای استفاده از مبادلات جامعه‌ای شرط لازم و کافی دارا بودن روابط اجتماعی است.
2-1-12-4- تئوری توتیس85 (فرضیه انباشت هویتی)
تئوری توتیس یکی از تئوری‌هایی که به سلامت روانی توجه دارد که هدف آن توصیف تعداد هویت‌های نقش با ایجاد هدف در زندگی و احساس هدایت وجودی است که از طریق نقش‌های اجتماعی حمایت بوجود می‌آید. توتیس سلامتی را در ارتباط با هویت‌های نقش در نظر می‌گیرد بطوری که هویت‌های افراد با نقش‌های اجتماعی آنان پیوند دارد. نقش‌های اجتماعی به عنوان مجموعه انتظارات رفتاری از محیطی به دست می‌آید که فرد با دیگران تعامل دارد. انتظارات رفتاری پیش‌بینی‌پذیری را در زندگی به وجود می‌آورد برآورده شدن انتظارات نقش ارتقای عزت نفس را به دنبال دارد (شریفیان، 1385: 91 ؛ به نقل از تقی‌پور، 1389).
توتیس دیدگاه انباشت هویتی را بیان کرده است که در آن سلامتی را در ارتباط با هویت‌های نقشی در نظر گرفته است. این دیدگاه با دیدگاه کنش متقابل نمادی هماهنگ است و مبین این ادعاست و هویت‌های افراد با نقش‌های اجتماعی آن‌ها ارتباط دارد. نقش‌ها مجموعه‌ای از انتظارات رفتاری از محیط‌های متأثر است که فرد در آن‌ها با دیگران در تعامل است و لذا پیش‌بینی‌پذیری رفتاری در زندگی و چگونگی عمل کردن را ایجاد می‌کند. هویت‌ها نقشی برای افراد در معنایی وجودی اطلاعات درباره اینکه آن ها چه کسانی هستند را فراهم می‌کنند و همچنین برای زندگی هدف به وجود می‌آورد لذا از طریق انباشت هویت‌های نقشی احساس وجود هویت را بوجود می‌آورد و این احساس منجر به رفتار مناسب می‌شود (همان، 92).

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   قابلیتهای بازاریابی، ارتباطات بازاریابی

2-1-12-5- تئوری هتفیلد86 (برابری ـ عدالت)
هتفیلد و همکارانش در تحقیقات‌شان ثابت کردند که افراد در روابط صمیمی با تساوی سر و کار دارند. بدین‌گونه که تساوی یا عدم تساوی نتایج بارزی بر روی رضایت روابط فردی دارد. همچنین ثابت کردند که روابط دارای نتایج برابر دوام بیشتری دارند. فرض اصلی تئوری هتفیلد، مشابه فرض تئوری وابستگی متقابل است. برمبنای این فرض افراد تلاش می‌کنند بازده و نتایج خود ار به حداکثر برسانند. هر دو این تئوری فرایندهای مقایسه را در ارزیابی نتایج توسط طرفین رابطه با اهمیت تلقی می‌کنند. با این حال در ماهیت و نوع مقایسه با یکدیگر تفاوت دارند. بدین صورت که در تئوی وابستگی متقابل، شخص 4 نتایجی که از این یک رابطه معین بدست آورده است با نتایج موجودی که می‌تواند از روابط جانشین بدست آورد مقایسه می‌کند. اما در تئوری برابری طرفین رابطه علاقه دارند که نتایج حاصله خود را با نتایج حاصله شریک خود مقایسه کنند. نظریه‌پردازان تئوری برابری معتقدند که حداکثر رساندن خودخواهانه نتایج از سوی یک طرف رابطه باعث ناخرسندی و احساس کمبود طرف دیگر رابطه می‌شود. بنابراین آن‌ها عقیده دارند که در این شرایط جامعه با ایجاد هنجارها و قوانین، یک کارکرد تنظیم‌کننده را اجرا می‌کند که باعث توزیع عادلانه پاداش‌ها87 در بین طرفین رابطه می‌شود (پرلمن و فهر، 1998: 14؛ به نقل از ایمانی: 1382).
از نظر این نظریه‌پردازان یک رابطه برابر و عادلانه رابطه‌ای است که در آن افراد احساس کنند نسبت داده و نتایج حاصله‌اش با نسبت داده و نتایج حاصله طرف دیگر رابطه برابر است.
وضعیت عدم برابری بدون توجه به جهت، عدم توازن در نسبت‌های نتایج ایجاد می‌کند. وضعیت عدم برابری وضعیتی است که طرفین رابطه در آن راضی یا ناراضی هستند. برعکس آن وضعیت برابری همان‌طور که قبلاً هم اشاره کردیم وضعیتی است که طرفین رابطه به طور یکسان و برابر از رابطه ناراضی و یا راضی هستند (همان).
هتفیلد با تحقیق بر روی زوجین سعی کردند که تئوری خود را به آزمون بکشند. در این تحقیق برای ارزیابی برابری در روابط زوجین از آن‌ها تقاضا شده بود که آنچه که آن‌ها در رابطه هزینه می‌کنند و به دست می‌آورند با آنچه که همسرشان هزینه می‌کند و به دست می‌آورد مقایسه کنند و سپس جواب بدهند که روابط آن‌ها چگونه پیش می‌رود. او آزمودنی‌ها را بر مبنای پاسخ‌های‌شان به سه گروه تقسیم کردند. گروه اول شامل کسانی بود که بیشتر سود می‌بردند و گروه دوم شامل کسانی که کمتر سود می‌بردند و گروه سوم کسانی بودند که به طور برابر سود می‌بردند. نتایجی که از تحقیق به‌دست آمد تئوری برابری را تأیید کرد. بدین صورت که فقط گروه سوم از رابطه خود راضی بودند حتی کسانی که سود بیشتری می‌بردند به علت احساس عدم عدالت احساس خوشایندی نداشتند (همان).
2-1-12-6- تئوری مازلو (نیاز)
به طور کلی، نیاز احساس فقدان یا حرمانی است که به یک موجود زنده و به خصوص انسان آگاه به جهت آن‌که در جریان تحقق اهدافش خود را فاقد چیزی می‌بیند دست می‌دهد (بیرون، 1366؛ به نقل از ایمانی: 1380).
مازلو بر این باور است که افراد وابسته به محیط اجتماعی هستند و بدین شیوه نیازهای اساسی خود را رفع می‌نمایند و از این روابط نسبت به احساسات و نیات دیگران حساس هستند و یا انعطاف‌پذیری خود را با شرایط مختلف سازگار می‌س
ازند. بنابر دیدگاه او نیازهای بشری به پنج دسته اصلی (نیاز فیزیولوژیکی88، نیاز به ایمنی و اطمینان، نیاز به روابط اجتماعی، نیاز به احترام و تشویق و نیاز به خودشکوفایی) تقسیم می‌شوند، که به صورت سلسله مراتب وجود دارند. هرکدام از این نیازها تا زمانی که ارضا نشده‌اند، فرد انگیزه بیشتری را برای کسب آن دارد ولی بعد از ارضای آن مرتبه‌های بالاتری از نیازهای غالب شده و ارزش‌های جدیدی نمایان می‌سازد (مازلو، 1372: 75-70، به نقل از ایمانی، 1382).
یکی از مفاهیمی که “مازلو” به عنوان یک نیاز اساسی89 برای رشد فرد، ضروری می‌داند، حمایت اجتماعی است. از نظر او حمایت اجتماعی، یک کمک دو جانبه است که موجب خلق تصور مثبت و پذیرش خود، احساس مورد محبت و عشق بودن و ارزشمند بودن می‌گردد و همه این‌ها فرصت‌های لازم را برای رشد و تحول می‌دهد (مازلو، 1954؛ نقل از برهن و فلیپس90، 1985، به نقل از ایمانی: 1382).
مازلو مشاهده نمود اکثر افرادی که برای روان‌درمانی مراجعه می‌کنند، دارای سطوحی از حس فقدان امنیت91، تعلق خاطر92، عشق، توجه و حرمت نفس، رنج می‌برند. در افراد سالم بین نیازهای اساسی به امنیت، تعلق خاطر، عشق، توجه و حرمت نفس93 رابطه تنگاتنگی وجود دارد. و همین امر موجب پویایی و تعامل فرد می‌گردد، منجر به خودشکوفایی وی می گردد (همان، 10).
او عقیده دارد، حمایت اجتماعی تکامل دائمی است که موجب جرح و تعدیل یافتن فرایند تکامل شخصیت فرد می‌گردد. بنابراین افرادی که به خودشکوفایی رسیده‌اند، به دلیل اینکه متکی به خود هستند نیاز اندکی به حمایت اجتماعی دارند. آن‌ها منبع حمایت مثبتی94 برای دیگران محسوب می‌شوند (همان).

شکل 4-1- سلسله مراتب نیازها (نقل از ایمانی، 1382)
2-1-12-7- مدل سپر و تأثیر کلی حمایت اجتماعی
پژوهشگران برای تبیین چگونگی تأثیرات حمایت اجتماعی بر سلامتی روانی ـ اجتماعی، دو مدل مطرح کرده‌اند: مدل تأثیر کلی و مدل فرضیه سپر مانند در برابر استرس. بر پایه مدل نخست، حمایت اجتماعی صرف‌نظر از اینکه فرد تحت تأثیر استرس باشد یا نه باعث می‌شود که او از تجارب منفی پرهیز کند و از این‌رو اثرات سودمندی بر سلامتی وی دارد. بر پایه الگوی دوم، حمایت اجتماعی تنها برای افراد تحت استرس سودمندی دارد و همچون سپر مانع نفوذ استرس بر فرد می‌شود (سارافینو، 2002: 59؛ به نقل از شیری، 1390).
ساراسون95 معتقد است شبکه اجتماعی ما مردمی را در بر می‌گیرد که می‌توانیم به آن ها تکیه کنیم، مردمی که به ما اجازه می‌دهند بدانیم آن ها نگران ارزش‌ها هستندو ما را دوست دارند. هرکس که متعلق به شبکه اجتماعی است حمایت اجتماعی را تجربه می‌کند. شواهد مبنی بر اینکه طرق غیر انطباقی تفکر و رفتار نامناسب در میان افراد با حمایت‌های اجتماعی کم بروز می‌دهد در حال افزایش‌اند. میزان کفایت حمایت اجتماعی موجود شخص، هم در آسیب‌پذیری96 و هم در مقابله وی نقش دارد. آسیب‌پذیری روان‌شناختی به موازات کاهش حمایت اجتماعی افزایش می‌یابد به این معنی که حمایت اجتماعی به عنوان سپری در مقابل آشفتگی‌های زندگی در دنیای پیچیده عمل می‌کند (ساراسون، 1375: 29؛ به نقل از شیری، 1390).
2-1-12-8-مدل تأثیر مستقیم حمایت اجتماعی
این مدل عنوان می‌کند که صرف داشتن حمایت اجتماعی برای سلامتی مفید است و برعکس نداشتن یا فقدان حمایت اجتماعی دارای تأثیرات منفی در سلامتی است. طبق گزاره اصلی این مدل هر چه حمایت اجتماعی فرد بیشتر باشد او از سلامتی بیشتری برخوردار است (قدسی، 1382: 61). از

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید