دانلود پایان نامه

عنوان مقاله: بررسی میزان آسیب پذیری اجتماعی معلولین ورزشکار در مقایسه با معلولین

غیرورزشکار در سال9312)مطالعه موردی:معلولین استان مازندران( بهاره اژدر[1]، داوود ستارزاده[2][3]، علی دریائیان3 چکیده

معلولیت عبارت است از محرومیت و و ضعیت نامناسب یک فرد که پیامد نقص و ناتوانی است و مانع از انجام نقشی می شود که با توجه به شرایط سنی،جنسی،اجتماعی،فرهنگی و طبیعی برای فرد در نظر گرفته شده است.معلولیت معمولا همراه با عدم تمایل به شرکت در برخی از فعالیت های اجتماعی می باشد.آسیب پذیری اجتماعی معلولین یکی از موضوعاتی است که در دنیای مدرن و حتی قبل از مدرن هم مطرح شده است چون که  می خواهند معلولیت خود را با آسیب های اجتماعی که در حول و حوش آنان وجود دارد به صورتی پوشش دهند و معلولیت خود را با این دسته از مشکلات اجتماعی همردیف سازند تا بقول خودشان از یک آرامش و ثبات برخوردار شوند.موضوع این پژوهش بررسی میزان آسیب پذیری اجتماعی معلولین ورزشکار در برابر معلولین غیرورزشکار مازندران می باشد.در این پژوهش از دیدگاههای تئوریکی جامعه شناختی نظریه همنشینی افتراقی ساترلند،پیوند افتراقی تراویس هرشی،نظریه تقویت افتراقی اکرز و نظریه جامعه شناختی کلووارد و اوهلین استفاده شده است.

در این پژوهش متغیر وابسته میزان آسیب پذیری اجتماعی معلولین ورزشکار و غیرورزشکار و متغیر مستقل ورزشکار بودن و نبودن معلولین بوده است.مقیاس های آسیب پذیری اجتماعی در این پژوهش عبارتند از :میزان از خودبیگانگی،میزان عدم اعتماد به نفس،میزان بی هنجاری،میزان پنداشت منفی از خود،میزان جامعه گریزی،احساس ناتوانی و بیهودگی.

جامعه آماری این پژوهش شامل تمام معلولین زن و مرد تحت پوشش سازمان بهزیستی استان مازندران می باشند که تعداد آنان بر اساس آخرین اطلاعات ،30333نفر می باشند. که بر اساس جدول کرچسی و مورگان تعداد 383نفر برای حجم نمونه انتخاب شده اند.برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار spss استفاده شده است. در تحقیق حاضر با توجه به فرضیات تحقیق، سطح سنجش و کیفیت داده هایی که تولید گردیده از دو روش آمار استنباطی آزمون تی با نمونه های مستقل  و آزمون فریدمن برای تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شده است.

یافته های تحقیق نشان می دهد که معلولین ورزشکار در هر شش بعد شاخص  آسیب پذیری اجتماعی و در کل از معلولین غیرورزشکار میزان آسیب پذیری  اجتماعی کمتری دارند. در بین معلولین مورد بررسی اعم از ورزشکار و غیرورزشکار بیشترین نوع میزان آسیب پذیری اجتماعی مربوط به شاخص میزان از خود بیگانگی و کمترین نوع میزان آسیب پذیری اجتماعی مربوط بهشاخص میزان عدم اعتماد به نفس می باشد.در پایان پژوهش متناسب با یافته های پژوهش پیشنهاداتی ارائه داده شده است.

واژگان کلیدی:معلول،معلولین،ورزشکار،میزان آسیب پذیری اجتماعی.

مقدمه و بیان مسئله

  تخمین زده می شود 7تا 13درصد از مردم جهان دچار نوعی معلولیت باشند،شمار افراد با معلولیت های متوسط و شدید در کشورهای در حال توسعه به233میلیون نفر می رسد و در این کشورها این شیوع بالا با شیوع فقر ارتباط دارد.در برخی از کشورهای در حال توسعه اثری از خدمات توانبخشی دیده نمی شود.در برخی دیگر خدمات در موسسه ها انجام می شود و فقط درصد کمی از نیازمندان خدمت از آن برخوردار توانبخشی هستند.شکاف وسیع بین خدمات مورد نیاز افراد دارای معلولیت و آنچه درا ختیار آنها قرار می گیرد وضعیت دشواری را بوجود آورده است)حاتمی زاده،1383،ص2(.

امروزه در سراسر جهان بویژه در کشورهای در حال توسعه – و بخصوص در جامعه جوان ما – پرداخت به معلولین و مشکلات آنها از مسائل مهم و اساسی است و با عنایت به تعداد نسبتا زیاد آنان، تحرک اجتماعی قابل توجه، گسترش بیسابقه و سریع ارتباطات بین جوامع مختلف و … به توجه ویژه اندیشمندان، برنامهریزان، سیاستگذاران و پژوهشگران نیاز بیشتری میباشد.

فرد معلول در جامعه امروز ما با تعارضات و بحرانهای اجتماعی و روانی متعددی دست به گریبان است که برخی از مهمترین آنها عبارتند از افزایش قابل توجه فاصله بین بلوغ زیستی و بلوغ اقتصادی و اجتماعی و بحران هویت به دلیل تعارض ارزشهای اجتماعی موجود در نهادهای متعدد فرهنگی تربیتی و …  گسترش ارتباطات در جهان معاصر بین نهادهای اجتماعی و فرهنگی بومی با نهادهای جهانی تعارضاتی به وجود آورده است که به بحرانهای موجود معلولین دامن زده است و آنها  را به آسیب پذیری سوق داده است. )صدیق اورعی،1371(

فقدان امنیت شغلی، بیکاری، فقر و تورم، فراهم نبودن شرایط ازدواج، نابرابریهای اجتماعی و تضادهای طبقاتی به اشکال مختلف جریان دارد. در چنین شرایطی که تمامی بسترها و فاکتورهای لازم برای بروز و شکل گیری انواع و اقسام آسیبهای اجتماعی و بزهکاری مهیاست آیا میتوان انتظاری جز این داشت که وضعیت نا مطلوب فعلی در جامعه استمرار یابد ؟

«هربرت بلومر» معتقد است  ورزش در معنای اعم کلمه به عنوان فعالیتی ارزشمند، مفید و مثبت تعبیر شده که نه تنها سلامت روح و جسم را به همراه دارد، بلکه تأمین کننده و تضمین کننده سلامت ونشاط جامعه نیز می باشد. ورزش امروز یک پدیده چند بعدی و دارای ابعاد وکارکردهای متنوعی در حوزه های مختلف حیات فردی و جمعی انسانها بوده و در نظام آموزشی ملتها جایگاه رفیعی یافته ، تا آنجا که ژان ژاک روسو متفکر قرن 11 فرانسه، ورزش را جزئی از برنامه های تربیت عمومی جوامع برشمرده )جوانمرد،1387 :10( واصحاب علوم اجتماعی آنرا از بارزترین نمودهای زندگی اجتماعی و فرهنگی جوامع دانسته ونوع ورزش ومشارکت در این فعالیتهای بدنی راتعیین کننده و نمایانگر طبقه اجتماعی انسانها قلمداد می کنند )انور الخولی،1383: 232(. آنها معتقدند این پدیده اجتماعی اوقات فراغت راغنا بخشیده وکارکرد تربیتی واجتماعی شدن را نیز برعهده دارد.علاوه بر اینها ورزش انتقال ارزشها وفرهنگ را به خوبی ممکن ساخته و در کاهش نرخ آسیبها و معضلات اجتماعی تأثیر گذار بوده ، همچنین فهم نهادها و افزایش مشترکات ملی از دیگر کارکردهای این پدیده اجتماعی به شمار می آید. می توان کاهش انحرافات اجتماعی را یکی از کارکردهای بسیار مهم ورزش به حساب آورد. کارکردی که محور اصلی این پژوهش  را به خود اختصاص داده وعدم کاهش آن دغدغه ایی دراندیشه وآراءجامعه شناسان واندیشمندان علوم انسانی بوجودآورده است)جوانمرد،1387: 12(.

موضوع این پژوهش بررسی آسیب پذیری اجتماعی معلولین ورزشکار در مقایسه با معلولین غیرورزشکار میباشد. آسیب پذیری اجتماعی موضوع جدیدی است که اخیرا وارد ادبیات اجتماعی شده است و مراد از آن شناخت دامنه یا آستانه آماری جوانان در قبال اشکال مختلف انحرافات یا ناهنجاریهای اجتماعی است. در این تحقیق آسیب پذیری اجتماعی عبارت است از ویژگیهایی در شخصیت فرد که وی را آماده ارتکاب جرم میسازد و خروج از معیارها و هنجارهای عام و مشترک اجتماعی را برای فرد آسانتر میسازد. به گونه ای که شخصیت فرد آسیب پذیر دارای زمینههایی است که راحتتر از افراد عادی به طرف انحراف میرود. از آنجا که معلولین  به علت شرایط خاص سنی و دوران بلوغ آسیب پذیر تر از سایر قشرها میباشند. این پژوهش معلولین ورزشکار و غیرورزشکار مورد مطالعه قرار میدهد. به اعتقاد کارشناسان امروز حاکمیت، دانشگاهیان، نخبگان، دستگاههای مسئول، خانوادهها نهادهای مدنی، اجتماعی و مردمی باید به آسیب پذیری به عنوان مسأله ملی نگاه کنند چرا که آینده ایران به لحاظ افزایش آسیبهای اجتماعی که نظم وامنیت ملی را بر هم میزند آینده ای نگران کننده است. شناسایی عوامل آسیب پذیری اجتماعی افراد جامعه بویژه معلولین تا حدود زیادی در برنامه ریزی برای پیشگیری و درمان این معضل اجتماعی راهگشا میباشد.

ضرورت و اهمیت تحقیق

معلولیت به عنوان یک پدیده اجتماعی از ادوار گذشته تاکنون در جوامع وجود داشته است،بطوریکه از نظر شناخت موجودیت و روابط فیمابین اجتماعی نیز همیشه به عنوان یک مشکل اساسی مطرح بوده و بین تکامل اجتماعی و علمی بشر از یک سو و وضع اجتماعی و علمی افراد معلول از سوی دیگر روابط ثابتی و جود نداشته است)قاسمی و دیگران،1381(با پیدایش ضایعه و بروز نشانه های ضعف جسمانی،اتکای افراد معلول بر خویشتن متزلزل گردیده و احساس نیاز به دیگران و وابستگی به غیر ظاهر شده و به مرور قوت می یابد.کاهش اعتماد به نفس،شخصیت گرایی منفی،احساس بی کفایتی و سربار بودن حداقل توانایی های باقیمانده در فرد معلول را تحت الشعاع قرار داده و در او احساس اندوه و ابهام ظاهر می گردد.یافته های جدید موید آن است که ورزش با بهبود شرایط روانی از جمله حالتهای احساسی و خودشناسی ارتباط نزدیکی دارد و تمرینات بدنی وسیله ای مناسب برای دستیابی به شرایط مناسب ذهنی و روانی است.روح عاطفی حاکم بر خانواده ها باعث می شود تا اطرافیان افراد معلول علی رغم تمایل او به استقلال در کارها،هر چه بیشتر در انجام کارهای شخصی به او کمک نمایند.این امر موجب یک خجلت درونی در فرد معلول می شود و از طرف دیگر باور وابستگی به دیگران را در ذهن او پرورش می دهد.لذا به تدریج حس اعتماد به نفس خود را از دست داده و در طول زمان در اثر گوشه نشینی و سستی اراده ،سستی ایمان نیز در او ظاهر می شود.آگاهی فرد معلول نسبت به بدن خود وتصویر ذهنی که نسبت به ان دارد در شگل گیری خوداگاهی تاثیر مهمی دارد.بعد از تشکیل خودآگاهی و شناخت تصویر ذهنی از بدن،فرد معلول یا نسبت به خود احساس مطلوبی دارد که در این صورت فرد دارای حرمت ذات و احترام و ارزش نسبت به خود است و معلولیت خود را تنها یک محدودیت می داند یا احساس حقارت و نامطلوبی نسبت به خود دارد که در این صورت فرد معلولیتش را یک نقص جدی می داند و از انظار مخفی می کند.تحقیقات نشان داده که تمرینات بدنی منظم از جمله عواملی است که می تواند تاثیر مثبتی بر خودآگاهی افراد داشته باشد.شاولستون و سایر اندیشمندان خودپنداره را به عنوان ادراک فرد از خود که از طریق تجربه و تفسیر او از محیطش شکل می گیرد تعریف نموده و بیان کرده اند که خودپنداره بدنی ممکن است تحت تاثیر برنامه های مداخله ای چون ورزش و تمرینات بدنی قرار بگیرد.بنابراین محقق در این پژوهش بدنبال این است که میزان آسیب پذیری اجتماعی معلولین تحت پوشش بهزیستی مازندران در چه حد بوده و آیا میزان آسیب پذیری اجتماعی معلولین ذکر شده بر اساس ورزشکار بودن و یا نبودن آنان تفاوت چندانی خواهد داشت و زیرشاخه های میزآن آسیب پذیری اجتماعی در بین معلولین ورزشکار و غیرورزشکار تفاوت معناداری با هم داشته یا خیر؟و همینطور محقق سعی خواهد داشت تا میزان آسیب پذیری اجتماعی معلولین را بر حسب جنسیت،میزان سواد و سطح تحصیلات و نوع اشتغال و میزان مشارکت اجتماعی هم بررسی نماید. انجام این تحقیق می تواند راه را برای توانمند ساز کردن  معلولین مازندرانی آسان نماید. و مسئولان عالی سازمان بهزیستی را در جهت ارتقاء وضعیت این دسته از معلولین یاری دهد.

اهداف تحقیق

هدف اصلی

بررسی مقایسه ای میزان آسیب پذیری اجتماعی معلولین ورزشکار مازندرانی با معلولین غیرورزشکار اهداف فرعی

  • بررسی مقایسه ای میزان پنداشت منفی از خود معلولین ورزشکار مازندرانی با معلولین غیرورزشکار
  • بررسی مقایسه ای میزان عدم اعتماد به نفس معلولین ورزشکار مازندرانی با معلولین غیرورزشکار
  • بررسی مقایسه ای میزان جامعه گریزی معلولین ورزشکار مازندرانی با معلولین غیرورزشکار
  • بررسی مقایسه ای میزان احساس ناتوانی و بیهودگی معلولین ورزشکار مازندرانی با معلولین غیرورزشکار

*بررسی مقایسه ای میزان بی هنجاری معلولین ورزشکار مازندرانی با معلولین غیرورزشکار

  • بررسی مقایسه ای میزان از خود بیگانگی معلولین ورزشکار مازندرانی با معلولین غیرورزشکار

 

فرضیات تحقیق

فرضیه اصلی

*چنین بنظر می رسد که تفاوت معناداری در میزان آسیب پذیری اجتماعی معلولین ورزشکار با معلولین غیرورزشکار وجود دارد.

فرضیه های فرعی

* چنین بنظر می رسد که تفاوت معناداری در میزان پنداشت منفی از خود معلولین ورزشکار با معلولین غیرورزشکار وجود دارد

*چنین بنظر می رسد که تفاوت معناداری در میزان جامعه گریزی  معلولین ورزشکار با معلولین غیرورزشکار وجود دارد

*چنین بنظر می رسد که تفاوت معناداری در میزان احساس ناتوانی و بیهودگی معلولین ورزشکار با معلولین غیرورزشکار وجود دارد.

*چنین بنظر می رسد که تفاوت معناداری در میزان بی هنجاری معلولین ورزشکار با معلولین غیرورزشکار وجود دارد.

*چنین بنظر می رسد که تفاوت معناداری در میزان از خود بیگانگی معلولین ورزشکار با معلولین غیرورزشکار وجود دارد.

مبانی نظری در مورد ورزش و ارتباط آن با آسیب پذیری اجتماعی

به منظور بقاء و استمرار حیات هر جامعه، باید هنجارها و ارزش های آن جامعه توسط اعضاء، محترم شمرده شوند. اما در همه جوامع انسانی، برخی از افراد پاره ای از ارزشها و هنجارها را رعایت نمی کنند. جامعه افرادی را که هنجارها را رعایت یا متابعت کرده همنوا و کسانی که هنجارها را نقض کرده ناهمنوا می دانند. از میان اشخاص نابهنجار کسی که رفتار نابهنجارش زودگذر نبوده و دیدگاهی دوام دارد کجرو یا متحرف و رفتار او انحراف اجتماعی خوانده می شود. انحرافات اجتماعی مفهومی گسترده و وسیع داشته و مطالعاتی که در این زمینه صورت پذیرفته یا ابهام در تعریف رفتار انحرافی مواجه بوده و مصداق روشنی برای تفکیک آن وجود نداشته است.

کی روشه، جامعه شناس فرانسوی زبان معتقد است بین دو اصطلاح انحراف و کجروی تفاوت وجود دارد. او با بیان اینکه هر گاه نمونه هایی که در جامعه وجود داشته باشد، معتقد است در صورتی که عنوان انحراف به خود می گیرند که نمونه های دیگری از فراوانی کمتری برخوردارند توسط افراد انتخاب و مورد عمل قرار می گیرند. کی روشه در بیان تفاوت بین انحراف و کجروی می گوید: انحراف عبارت اند از: حق انتخابی که اعضای یک جامعه بین مدلهای مجاز دارند و کجروی انتخاب مدل هایی است که یا درمورد آنچه مجاز است یا خارج از آن.

کوئن معتقد است که انحراف هر گونه رفتاری است که با انتظارات جامعه منطبق و سازگار نباشد. انحراف دوری جستن و فرار از هنجارهاست و هنگامی که رخ می دهد فرد یا گروهی معیارهای جامعه را رعایت نمی کنند. نمونه انحراف در فرهنگ ما، قتل عمد ،تجازو به عنف، دزدی، ناراحتی روانی جنون آمیز، بزهکاری جوانان، اعتیاد و فحشا و امثال آن است .

دوب معتقد است: انحراف اجتماعی عبارت اند از هر نوع رفتار یا وضعیتی که اعضای قوی تر یک گروه اجتماعی به طور معقول ،تخلفی جدی را نسبت به ارزش ها یا معیارهای مهم خود مورد توجه قرار می دهند. رفتاری انحرافی تلقی می شود که به عنوان رفتار غیرعادی تلقی گردد .

هاوارد بکر معتقد است: انحراف چگونگی عملی که شاخص مرتکب می شود نیست بلکه نتیجه رفتاری خلاف فرهنگ جاری جامعه است، هر جریانی که خلاف قانونمندی و انتظار مطلوب باشد انحراف اجتماعی محسوب می شود نظیر اعتیاد، فحشا و … فرهنگ جامعه شناسی این تعاریف را کامل نمی داند و برای منحرف، هویت اجتماعی قایل است.

کرامبی معتقد است: عنصر منحرف عبارت است از محصول فراگرد اجتماعی مشخص که افراد را از نقش ها و گروههای هنجار می دانند، آن ها را به اخذ تصورات منحرفی درباره خودشان میرانند، آن ها را به اخذ تصورات منحرفی درباره خودشان مجبور می سازند و امکان دسترسی به نقش ها و فعالیت های متعارف را برایشان محدود می گردانند.

واژه انحراف، گرچه در زمان های طولانی به کار برده شده است، اما مفهوم جامعه شناسی آن نسبتاً جدید است. جامعه شناسان و جرم شناسان، انحراف را رفتاری می دانند که مخرب زندگی بوه و مورد لطمه یا جریمه قرار گیرد و غالباً انحراف مترادف با قانون شکنی است و در جامعه ما موارد آن خیلی بیشتر از جرم است. )جعفرپور ،1382، 8( رهیافت مختلف در مورد انحرافات

تبیین روانشناختی انحراف

بسیاری از روانشناسان انحراف را بر حسب نقصان شخصیت توجیه می کنند. به این معنا که برخی از گونه های شخصیت بیشتر از گونه های دیگر به انحراف اجتماعی گرایش دارند. فروید خود را به سه بخش: او، خویشتن، فراخویشتن تقسیم کرده است. او بخش ناخودآگاه و غریزی روا دارنده و اجتماعی نشده خود را نشان می دهد. خویشتن بخش خودآگاه و معقول خود را می نمایاند. به این بخش، دروازه بانان شخصیت گفته می شود، زیرا واسطه او و فراخویشتن است. فرا خویشتن به آن بخش از خود اطلاق می شود که ارزش های فرهنگی را جذب می کند و به عنوان وجدان کار میکند. آن هایی که به مکتب روانشناختی وابسته اند معتقدند که زنانی رفتار انحراف آمیز پیش میآید که وی نظارت ناپذیر و بسیار فعال در ترکیب با فراخویشتن کم فعالیت ظاهر شود، حال آن که در این میان خویشتن بی تفاوت می ماند و در راهنمایی رفتار فرد نقش ایفا نمی کند. برای نمونه: هر گاه کسی گرسنه می شود و به غذا نیاز می یابد او از او می خواهد که با هر وسیله ای که در دسترسش هست، این نیاز را برآورده سازد. اگر فراخویشتن بسیار ضعیف باشد و نظارت چندانی بر او نباشد. شخصی وارد رستوران می شود و غذای سر میز کسی را بر می دارد و می خورد. در اینموقعیت خویشتن بر این شخص خطرهای احتمالی این عمل را گوشزد نمی کند و فراخویشتن نیز به او علامت نمی دهد که این نوع رفتار از نظر اخلاقی و اجتماعی قابل قبول نیست. )یاسین ،1387، 1( دیدگاه جامعه شناسی

جامعه شناسان در تلاشند تا بدانند علت و عواملی که باعث پدید آمدن جرم مؤثر است چیست، لذا در موارد وقوع جرم به دنبال علل و عواملی هستند که باعث پدید آمدن و به وقوع پیوستن جرم گردیده است. اشرف در کتاب خود با اشاره به نظریه ی محقق طوسی متفکر اجتماعی در قرن هفتم هجری به نقل از کتاب اخلاق ناصری چنین می نویسد: «نفس انسان آمیخته ای از نیروهای سه گانه خود، غضب و شهوت است. رفتار و کردار آدمی به چگونگی ترکیب این نیروها و برتری یکی بر دیگری بستگی دارد. خرد و اراده از ویژگی های نوع آدمی است و در بخش های دیگر با حیوانات و نبات مشترک می باشد. تعادل و موازنت این نیروها که همان فضیلت عدالت است، موجب تعادل و رفتار راست کرداری و عدم تعادل میان آن ها، سبب انواع کژ رفتاری هاست .عامل اصلی در رفتار آدمی سرشت طبیعی است. اما اگر خود آدمی ذاتاً توانایی نیل به فضایل را داشته باشد، تربیت اجتماعی نیز اهمیت دارد». وجود انحرافات در جامعه به جهت عدم درست اجتماعی شدن افراد و گروه ها می باشد، زیرا افراد منحرف به خاطر نارسایی های اجتماعی شدن ،هنجار فرهنگی را با شخصیت خود نمی آمیزند و نهادینه نمی کنند، لذا میان رفتارهای ناشایسته و شایسته نمیتوانند فرقق قائل شوند. رفتارهای افراد منحرف آن ها را تحت تأثیر قرار می دهد و ممکن است رفتارهای انحرافی را از آن یاد بگیرند و دچار رفتارهای انحرافی گردند. هر چه فرد بیشتر کنش های متقابل با افراد منحرف داشته باشد، رفتار انحرافی بیشتر از او بروز می کند، در نتیجه فراگرد درست اجتماعی شدن در جلوگیری از رفتارهای انحرافی نقش اساسی دارد. علت دیگر وجود انحرافات این است، افرادی که در طبقه پایین از جامعه زندگی می کنند از آنجایی که توانایی رسدن به طبقات متوسط جامعه را ندارند، دست به کارهای انحرافی می زنند و دسته های بزهکار را به وجود میآورند .

انتخاب چارچوب نظری مناسب تحقیق

این تحقیق بر اساس رویکرد تلفیقی مرتن و ساترلند می باشد و فرضیات و مدل تحقیق بر اساس جمع بندی و استنباط از دیدگاه های آنان تدوین گردیده است. از نظر فشار ساختاری که مرتن در آن بحث می کند و معتقد است رفتار انحرافی نتیجه فشار ساختاری که مرتن در آن بحث می کند و معتقد است رفتار انحرافی نتیجه فشارهایی اجتماعی است که بعضی از مردم را وادار به کجروی میکند استفاده شده است. وقتی که سازمان خانواده از بسامانی دور می شود که کاستی در زمینه اقتصادی نیست جز این نابسامانی است فشارهایی را بوجود می آورد که بتواند بوجود آورنده انحرافات در افراد است .

یک انسان از زمان متولد شدن تا تا زمان مرگ مداوم عضو گروههای متعدد اجتماعی اقتصادی فرهنگی است. وقتی فردی عضو گروهی می شود این بدان معنا است که اعتقاداتی که فرد دارد با معتقدات گروه همسازی و هم خوانی دارد و زمانی او به چیزی معتقد شد برابر اعتقاداتش متعهد نیز خواهد شد که از چارچوب این اعتقاد خود خارج نشود. خانواده جزو گروههایی است که همه انسانها در دنیا حتی آن هایی که خانواده از هم گسیخته دارند بدان معتقد و متعهدند. بنا بر نظریه هیرشی وقتی این اعتقاد به دنبال آن تعهد به این اعتقاد سست شود فرد منحرف خواهد شد. در مورد خانواده یا مذهب یا هر گروه دیگری که در اجتماع است ،این اتفاق ممکن است بیافتد یعنی هر چه تقید و تعهد و میزان با هم بودن در خانواده و یا گروه دیگری کم شود و یا از بین برود فرد جذب گروههای منحرفی که در جامعه است می شود. در مورد مذهب نیز باید یادآور شد که مذهب یا طرفدار مذهب خاص بودن به دنبال خود متعهدی نیز به همراه دارد، زیرا که اعتقاد در این مورد نیز وجود دارد و اگر اعتقاد سست و بدنبال آن تعهد بهاین اعتقاد نیز سست شود، در اینجاست که فرد را آزاد از هر گونه قید و بند مذهبی یا اعتقادی می بیند و این اساس رهایی اولیه هر سوی می کشاند و نهایتاً به طرف انسان هایی که همانند او بی قید هستند می کشاند و او خود را به هر علت شباهتی که به آن ها دارد عضو این گروه ها می داند و همانند آن ها رفتار می کند.

در مورد از بین رفتن تعهد نیز باید اظهار داشت که در گروهی که فرد در آن عضویت دارد ممکن است عملی برخلاف اعتقادات فرد انجام شود که منجر به این شود که اعتقاد او جریحه دار شود، مثلاً اگر کشمکش در این اعضای خانواده و به خصوص والدین وجود داشته باشد. با توجه به نظریه ساترلند که معتقد است هر رفتاری آموختنی است، فرد به همراه اینکه اعتقاد و تعهد خود را نسبت به خانواده از دست می دهد، این رفتار انحرافی اعضای خانواده خود را نیز یاد می گیرد. مثلاً کلماتی که در مشاجره های لفظی به کار گرفته می شود و اینجا است که فرد نه تنها تعهد خود را نسبت به خانواده از دست می دهد بلکه به عنوان فردی که رفتار انحرافی را آموخته است وارد اجتماع میشود و تبدیل به یک انسان کاملاً منحرف می شود که دیگران نیز به دید منفی به او می نگرند.

سادرلند با این مقدمه استدلال خود را چنین توجیه می کند که رفتار مجرمان امری اکتسابی است، یعنی در وجود انسان قرار ندارد و سایر افراد فرا گرفته می شود. از این نظر هر چقدر معاشرت و تماس شخصی یا محیط ها و هنجارهای محرمانه بیشتر و معاشرت با هنجارهای غیرمجرمانه کمتر باشد امکان ارتکاب اعمال مجرمانه از طرف اشخاص افزایش می یابد. اگر برخی از مسائل اجتماعی خود را مورد توجه قرار دهیم، می شد با نظریه سادرلند به توجیه و تبیین آن پرداخت. سادرلند تکرر و دوام تقدم و شدت هنجارهای مجرمانه را نیز بر رفتار انحرافی مورد توجه قرار می دهد و معتقد است که نزدیکان و همسالانی که دچار انحراف می باشند، تأثیر زیادی بر تشکیل و تقویت نگرش انحرافات اجتماعی می شود. چارچوب نظری این تحقیق بر اساس رویکرد تلفیقی مرتن و سادرلند انتخاب شده است .

در بخش همسالان و دوستان از نظریه انتقال فرهنگی ادوین ساترلند استفاده گردید. ادوین ساترلند بر این اعتقاد است که رفتار انحرافی از طریق معاشرت یا پیوند افتراقی یعنی داشتن روابط اجتماعی یا انواع خاصی از مردم مانند جنایت کاران آموخته می شود. او می گوید برای آن که شخصی جنایتکار شود باید نخست بیاموزد که چگونه می تواند جنایت کرد. در واقع فرایند یادگیری رفتار انحرافی به وسیله دوستان مجرم تعیین می شود .

در بخش خانواده از نظریه کنترل اجتماعی هیرشی استفاده گردید. نظریه کنترل اجتماعی هیرشی بر این پیش فرض که اگر بخواهیم از تمایلات رفتار انحرافی جلوگیری می شود، باید همه افراد اعم از جوان و بزرگسالان کنترل شوند. طبق این نظریه، رفتار انحرافی عمومی و همه گیر است و آن نتیجه کارکرد وضعیت سازکارهای کنترل اجتماعی می باشد. تأثیر کنترل اجتماعی که از نظریه کنترل نظارت اجتماعی برآمده است، طبق این نظریه بیشتر افراد می خواهند شهر خوب و آینده خوب داشته باشند و برای این منظور شیوه زندگی متعارف را دنبال می کنند، شیوه زندگی که در چارچوب آن فرد به هنجارهای اجتماعی متعهد را دنبال می کنند. از دیدگاه نظریه نظارت اجتماعی، عمل کننده هزینه ها و منافع ناشی از هر عمل خود را می سنجد و بر اساس آن انتخاب می کند. حال اگر هزینه کج رفتار سنگین باشد، فرد کوشش می کند تا از آن اجتناب کند. از این دیدگاه نظریه و در رأس آن جامعه با تدابیری به کنترل افراد می پردازد و بر اعمال آن ها نظارت دارد.

پیشینه تحقیق در ایران و جهان

گرین وود و همکاران)2333( بهزیستی روانی ورزشکاران ویلچری تنیس با غیرورزشکاران ویلچری را مطالعه کردند.آنها دریافتند کهورزشکاران ویلچری تنیس نیمرخ بهزیستی مثبت،نیمرخ خلق و خوی بهتر و تنش،عصبانیت  ،افسردگی و خستگی کمتری دارند.ضمنا مشخص گردید که ورزشکاران ویلچری تنیس در اجرای مهارت های تنیس از اعتماد به نفس بالاتری برخوردارنند.به طور کلی ورزشکاران اجرای وظایف و حرکات در صندلی چرخدار را به مراتب بهتر از غیرورزشکاران انجام می دادند.

سندز در مطالعه ای تاثیر برنامه های ورزشی را بر روی نگرش زنان معلول نسبت به بدن خود با استفاده از پرسشنامه های خودادراکی بدنی،نیمرخ تصویر بدنی چند وجهی ،پرسشنامه اضطراب اجتماعی و پرسشنامه تصور از اجزای بدن ارزیابی کرده و به این نتیجه رسید که انجام فعالیتهای بدنی می تواند سطح تصور بدنی و نگرش افراد معلول را نسبت به بدن خود تا03درصد افزایش دهد.

در تحقیق بلایند و همکاران)2332( بر روی 12مرد)23تا32سال(و 11زن)11تا01سال(برنامه های ورزشی شنا،آمادگیفبلند کردن وزنه،راکت بال،تنیس،ماهیگیری و دم زدن را جهت بررسی خوداداراکی جسمانی و اجتماعی مورد بررسی قرار داده و نتیجه گرفتند که شرکت در طیف وسیعی از فعالیت های ورزشی-تفریحی تاثیر بسیار مثبتی بر روی خودادراکی شرکت کنندگان از وضعیت جسمانی شان داشته و یک تجربه خوب اجتماعی برای شرکت کنندگان در تقویت ادراکات از خودادراکی اجتماعی است.

قاسمی و دیگران)1388( هم در تحقیقی تحت عنوان مقایسه تصویر بدنی معلولین ورزشکار با معلولین غیرورزشکار مرد به نتایج زیر دست یافته است:تصویر بدنی معلولین ورزشکار در خرده مقایس های قدرت،استقامت،هماهنگی،انعطلف پذیری،عزت نفس،فعالیت بدنی،لیاقت ورزشی و کل بدن به طور معناداری از معلولین غیرورزشکار بهتر بود. نتیجه اینکه با توجه به اینکه افراد معلول ورزشکار به دلیل انجام فعالیت های بدنی مستمر تصویر مطلوبتری نسبت به معلولین غیرورزشکار دارند لذا توصیه شده که شرایط برای انجام فعالیت های ورزشی برای معلولین مهیا گردد.

شریفیان ثانی  و دیگران)1380( در مطالعه ای تحت عنوان «دختران و زنان دچار معلولیت جسمی – حرکتی: نیازها و مشکلات » با این رویکرد که پاسخگویی مناسب به نیازها و مشکلات دختران و زنان معلول، مستلزم شناسایی اولیه این نیازها و مشکلات است ،هدف اصلی خود را تعیین نیازها و مشکلات دختران و زنان دچار معلولیت  جسمی – حرکتی، در شهرستان تهران قرار دادند .

نوع این مطالعه توصیفی است. نمونه  مورد بررسی 212 دختر و زن دارای معلولیت هستند که با روش انتخاب تصادفی منظم از بین 1310 نفر مراجعه کنندگان مرکز بهزیستی شهرستان تهران انتخاب شدند. جمع آوری اطلاعات با استفاده از روش مصاحبه و ابزار پرسشنامه محقق ساخته  82 سوالی انجام شد. پرسشنامه بر اساس مرور منابع و نتایج جلسات بحث گروهی متمرکز تنظیم گردید و پس از تعیین روایی محتوی و پایایی آن )با آلفا کرونباخ 0.76( به اجرا در آمد .

 روش تحقیق

در این پژوهش، متغیر وابسته، آسیبپذیری اجتماعی معلولین میباشد. این متغیر بر اساس شاخصهایی که از نظریات مربوطه استنتاج خواهد شد و به کمک گویههای که تنظیم خواهد شد سنجیده خواهد شد و سپس در رابطه با عوامل تأثیرگذار بر آن قرار خواهد گرفت.

شاخصهای آسیبپذیری  اجتماعی

مراد از آسیبپذیری اجتماعی معلولین، آستانه آمادگی معلولین  برای پذیرش و ارتکاب اشکال مختلف انحرافات یا ناهنجاریهای اجتماعی میباشد، به عبارت دیگر آسیبپذیری اجتماعی عبارتست از ویژگیهایی در شخصیت فرد که وی را آماده ارتکاب جرم میسازد. فرد آسیبپذیر هنوز مرتکب جرم نشده است اما زمینههایی در او وجود دارد که راحتتر از افراد عادی به طرف انحراف میرود. در واقع آسیبپذیری شرط لازم برای ارتکاب جرم است نه علت آن. بدین معنا که آسیبپذیری خود معلول عوامل بسیاری است. و به خودی خود علت انحراف اجتماعی نمیباشد. اما لازم است فرد حتماً آسیبپذیر باشد تا مجرم شود.

بسیاری از نظریات انحرافات اجتماعی بعضی از عوامل را به عنوان علت انحراف شناسایی کردهاند. اما در بسیاری از موارد مشاهده میگردد که افرادی با وجود این عوامل به انحراف گرایش پیدا نمیکنند. ممکن است نظریه پرداز در تبیین خود اشتباه کرده باشد .بدین صورت که متغیرهای واسطی وجود داشته باشد که نظریه پرداز آنرا در نظر نگرفته باشد. به عنوان مثال ممکن است پایگاه اقتصادی اجتماعی خانواده یکی از عوامل انحرافات اجتماعی محسوب شود. حال آنکه افراد بسیاری در خانوادههای دارای پایگاه اقتصادی اجتماعی بسیار پایین زندگی میکنند اما منحرف نیستند. شاید یکی از عواملی که نظریهپرداز در نظر نگرفته است احساس محرومیت نسبی باشد. بدین معنا که این فرد باید حتما در مقایسه بینهایت خود با دیگران احساس عجز و ناتوانی ،بیهویتی، خودکمبینی و… کند تا به سمت انحراف گرایش پیدا کند. ما این متغیرهای واسط )احساس عجز، خودکم بینی ، ناکامی و..…( را آسیبپذیری اجتماعی می نامیم.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   بیمارستان

شاخص سازی آسیبپذیری اجتماعی بسیار مشکل بوده است. چرا که تاکنون تحقیق بر روی آسیبپذیری اجتماعی بدین معنا انجام نپذیرفته است. به جرأت میتوان گفت: تمامی تحقیقاتی که تاکنون در حوزه انحرافات اجتماعی انجام شده است، بر روی افرادی بوده است که مرتکب جرم شده بودند و کمتر پژوهشی را میتوان یافت که جامعه نمونه آن از بین افرادی باشد که هنوز مرتکب جرم نشدهاند اما زمینههای کجروی در آنان وجود دارد.

در این پژوهش سعی خواهد شد  از نظریات مختلفی برای شاخص سازی آسیبپذیری اجتماعی استفاده شود. بدین منظور از نظریههای کنترل اجتماعی، بیسازمانی اجتماعی، فرصت افتراقی و نظریه از خودبیگانگی استفاده شده است و با توجه به نظریات مذکور شاخصهایی برای آسیبپذیری اجتماعی در نظر گرفته شده است.

در ذیل به شاخصهای آسیبپذیری اجتماعی بر اساس نظریات فوقالذکر پرداخته خواهد شد:

  • پنداشت منفی از خود: این شاخص از نظریه کنترل اجتماعی «هرشی» و «رکلس» به دست آمده است. نظریه کنترل اجتماعی بر خود پنداره مثبت به عنوان عامل کنترل شخصی و درونی تاکید میکند .بنابراین خودپنداره منفی از نظر این دیدگاه شاخص آسیبپذیری اجتماعی محسوب میشود. خودپنداره مجموعهای از افکار، عواطف، ادراکات و ارزشهای فرد است که سبب آگاهی فرد از موجودیت خود میشود و میفهمد که کیست و چیست. در واقع در این پژوهش خودپنداره احترامی است که فرد برای خود قایل است و به صورت قبول خود، احترام به خود و احساس ارزشمندی توصیف میشود. خودپنداره منفی از طریق چهار شاخص تنفر از خود، انکار خود، احساس حقارت و احساس ناکامی و شکست سنجش خواهد شد.
  • عدم اعتماد به نفس: اعتماد به نفس در نظریه کنترل اجتماعی به عنوان عامل کنترل درونی محسوب میشود. بنابراین از نظر این دیدگاه عدم اعتماد به نفس به عنوان شاخص آسیبپذیری اجتماعی محسوب میشود زیرا موجب میشود که فرد به انکار خود بپردازد و از زندگی احساس شکست و ناکامی نماید و برای جبران مشکلاتش به ارتکاب رفتار بزهکارانه روی آورد. در این پژوهش منظور از اعتماد به نفس آنست که فرد از توانایی و ویژگیهای جسمی – روانی خود، شناخت و برداشتی واقعی داشته و در مواجهه با مسایل زندگی بتواند بهترین تصمیم را در مناسبترین زمان اخذ کند.

افرادی که از اعتماد به نفس سالمی برخوردار باشند، توانایی سازگاری بسیار خوبی را با محیط خود نشان میدهند در مقابل افرادی که فاقد اعتماد به نفس میباشند همواره خود را به صورتی غیر واقعی ناتوان فرض کرده و در مواجهه با مسایل زندگی قدرت تصمیمگیریهای صحیح و بجا را ندارند. چنین افرادی به داشتن تصوری ناخوشایند از خود و احساس خودکمبینی گرایش دارند ،بنابراین از افرادی که اعتماد به نفس بالایی دارند آسیبپذیرترند.

  • جامعه گریزی: در نظریه «مرتن» و «سیمن» جامعهگریزی یکی از شاخصهای آسیبپذیری اجتماعی محسوب میشود. در واقع جامعهگریزی حالتی است که در آن فرد احساس میکند باید از جامعه کنارهگیری کند. از نظر مرتن جامعه گریزی زمانی به وجود میآید که فرد در تناقض بین اهداف و وسایل قرار میگیرد و به دلیل اینکه نمیتواند از طریق وسایل مشروع به اهداف خود دست یابد و از طرف دیگر نمیتواند خود را مجاب به استفاده از وسایل نامشروع سازد ترجیح میدهد از جامعه فرار کند. کسی که از جامعه کناره گیری میکند در واقع در درون جامعه است ولی به آن تعلق ندارد. در این شرایط فرد دچار بیاعتمادی اجتماعی میشود و نسبت به آینده بدبین میشود، علاوه بر این فرد دچار ناسازگاری اجتماعی میشود. شاخص ناسازگاری اجتماعی در این پژوهش با دو متغیر نداشتن الگوی مناسب برای رفاقت – که در آن شرایط فرد نمیتواند با کسی صمیمی شود و در واقع قدرت دوستیابی ندارد – و عدم ارتباط مناسب با خانواده نشان داده شده است. از دیگر مؤلفههای شاخص جامعه گریزی میتوان به انزوای اجتماعی – تمایل به دوری از اجتماع و علاقه به تنهایی – و انفعال اجتماعی – بیتفاوتی و بیخیالی در قبال سرنوشت خود و دیگران – اشاره کرد.

1- احساس ناتوانی و بیهودگی: به نظر «سیمن» احساس ناتوانی و بیهودگی حالتی است که فرد احساس میکند قادر به کنترل نتایج فعالیتهای خویش نیست و نمیتواند محیط اجتماعی خویش را تحت تأثیر قرار دهد. همچنین فرد نمیتواند اهمیت نقش خود را در جامعه درک کند و از رفتار خود راضی نیست. از مؤلفههای این شاخص که در این تحقیق مورد استفاده قرار گرفتهاند عبارتند از: بیهدفی، سرگردانی، عدم انگیزه پیشرفت، احساس نارضایتی و فقدان نشاط اجتماعی.

0- بیهنجاری: بیهنجاری متغیری است که نقطه مشترک نظریه «مرتن»، «سیمن» و «دورکیم» است. بیهنجاری شرایطی است که در آن هنجارهای اجتماعی، نظارت و کنترل خود را بر روی رفتار فرد از دست میدهند و فرد در این شرایط خود را ملزم به رعایت هنجارها نمیبیند. در این پژوهش شاخص بیهنجاری توسط مؤلفههای ابهام در هنجارپذیری – شرایطی که در آن فرد هنوز تعریف هنجارها را درونی نکرده است  و هنجارهایی که در جریان جامعهپذیری در مراحل مختلف آموخته متفاوت و مبهم است – و قانون شکنی سنجیده خواهد شد.

2- از خود بیگانگی: بنا به تعریف «سیمن» از خود بیگانگی حالتی است که در آن فرد نسبت به احساس واقعی، علایق و باورهایش بیگانه میشود؛ به عبارت دیگر هرگاه فرد ارتباطش را با جامعه از دست بدهد از خود بیگانه میگردد و از خود بیگانگی نقطه مقابل مشارکت اجتماعی است که در این پژوهش با شاخصهای عدم خلاقیت، احساس خستگی مفرط، بحران هویت شخصی ،سرخوردگی اجتماعی و تحریک پذیری اندازهگیری شده است. عدم خلاقیت شرایطی است که فرد هیچگونه ابتکاری از خود نشان نمیدهد زیرا به حدی از خود بیگانه گشته است که از توانایی خود در ایجاد خلاقیت آگاه نیست و همیشه سعی در الگوبرداری از دیگران دارد. زندگی برای کسی که خلاقیت و ابتکار ندارد یکنواخت میگردد و فرد به علت عدم خلاقیت و خودآگاهی همیشه احساس خستگی مفرط میکند زیرا ارتباطش را با محیط از دست داده است. بحران هویت شخصی شرایطی است که فرد در شناسایی احساسات، عواطف، توانایی و در واقع در شناخت خود دچار مشکل میشود. سرخوردگی اجتماعی نیز حالتی است که فرد احساس منفی نسبت به رابطه دیگران با خویش دارد و تصور میکند که دیگران قصد تحقیر وی را دارند. چنین فردی به سادگی تحریک میشود و قادر به کنترل احساسات خویش نیست.

جامعه آماری و حجم نمونه

جامعه آماری این پژوهش شامل تمام معلولین زن و مرد تحت پوشش سازمان بهزیستی استان مازندران می باشند که تعداد آنان بر اساس آخرین اطلاعات ،30333نفر می باشند.با توجه به اهمیت موضوع در این تحقیق از سیستم نمونه گیری تصادفی طبقه ای  استفاده شده است. که بر اساس جدول کرچسی و مورگان تعداد 383نفر برای حجم نمونه انتخاب شده اند. واحد تحلیل با توجه به اینکه موضوع این پژوهش، بررسی مقایسه ای میزان آسیب پذیری اجتماعی معلولین ورزشکار در برابر غیرورزشکار تحت پوشش سازمان بهزیستی استان مازندران می باشد، لذا واحد تحلیل در این تحقیق، فرد)معلول تحت پوشش( می باشد، بنابراین سطح تحلیل خرد می باشد.

روش و ابزار گردآوری اطلاعات

پس از تایید ابزار اندازه گیری از طریق پایایی )اجرای آزمون آزمایشی در نمونه کوچکتر)13نفر( و با کمک ضریب آلفای کرونباخ( و روایی)اعتبار محتوایی از اجماع صاحبنظران و اساتید شاخص بهره مند شده است( پرسشنامه به تعداد نمونه تحقیق )عدد پرسشنامه( تکثیر گردیده است. و مطابق دستورالعمل انتخاب نمونه تحقیق توسط پنج نفر از پرسشگران آموزش دیده جهاد دانشگاهی استان مازندران در پنج شهرستانی که میزان معلولین  تحت پوشش بهزیستی شان بالاتر بوده تکمیل شده است. در کل جمع آوری داده ها تقریباً طی 23تا33روز و در ساعات مختلف انجام شده است.برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار spss استفاده شده است. در تحقیق حاضر با توجه به فرضیات تحقیق، سطح سنجش و کیفیت داده هایی که تولید گردیده از دو روش آمار توصیفی و آزمون تی با نمونه های مستقل  و آزمون فریدمن برای تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شده است.مقدار ضریب پایایی آلفایی کرونباخ برای مقیاس پژوهش حاضر که با استفاده از برنامه نرم افزاری spss محاسبه شده حدود 82% می باشد که از پایایی قابل قبولی برخوردار است.در بخش تجزیه و تحلیل داده ها با توجه به نوع داده ها کل فرضیه های موجود را تست کرده تا پیوند بین متغیر های مستقل و وابسته در مورد  مقایسه آسیب پذیری اجتماعی معلولین ورزشکار و غیر ورزشکار استان مازندران  به دقت تعیین گردد.در این فصل از آزمون تی با نمونه های مستقل  و آزمون فریدمن جهت آزمون فرضیه ها استفاده شده است.

یافته های توصیفی:

*تعداد 103 نفر از معلولین  مورد بررسی معادل 1303درصد از کل پاسخگویان در دامنه سنی سی و یک تا سی و پنج سال بوده و  دارای بیشترین فراوانی بوده اند. همچنین تعداد 17نفر معادل 1/12درصد از این پاسخگویان در دامنه سنی سی و شش سال و بیشتر قرار داشته  و دارای کمترین فراوانی می باشند  .

*بیشترین فراوانی 331نفر  از پاسخگویان معادل 1/87 درصد  را در این بررسی معلولینی تشکیل داده اند که وضعیت تاهل خود را متاهل اعلام نموده و دارای بیشترین فراوانی بوده اند . در حالی که 11نفر معادل 1/12درصد از پاسخگویان  مجرد بوده اند.

*بیشترین فراوانی 211نفر  از پاسخگویان معادل 2/07درصد  را در این بررسی معلولینی تشکیل داده اند که از جنسیت مذکر  بوده و دارای بیشترین فراوانی بوده اند. در حالی که کمترین فراوانی    121نفر معادل 1/12درصد از پاسخگویان دارای جنسیت مونث بوده اند.

*بیشترین فراوانی 101نفر  از  پاسخگویان معادل 0/13 درصد  را در این بررسی پاسخگویانی  تشکیل داده اند که میزان تحصیلات انان فوق دیپلم  بوده و دارای بیشترین فراوانی بودهاند. در حالی که 101 نفر معادل 1/3 درصد از پاسخگویان دارای تحصیلات لیسانس و بالاتر بوده اند.

  • بیشترین فراوانی 121نفر معادل 0/11درصد از کل را پاسخگویانی تشکیل می دهند که شغل شان را  خانه دار اعلام نموده اند  .

در حالی که 17 نفر معادل 0/1درصد از معلولین شغل خود را آزاد اعلام داشته و دارای کمترین فراوانی بوده اند.

  • تعداد 213نفر از پاسخگویان معادل 21درصد از کل پاسخگویان خود را اهل ورزش و ورزشکار بودن اعلام نداشته که بیشترین فراوانی را به خود اختصاص داده اند . در حالیکه  32نفر از پاسخگویان ورزشکار بودن خود را کاملا  اعلام داشته و کمترین فراوانی را به خود اختصاص داده اند .

*تعداد 83نفر از معلولین ورزشکار معادل 22درصد از کل پاسخگویان  خود را نوع ورزش خود را غیررسمی  اعلام داشته که بیشترین فراوانی را به خود اختصاص داده اند . در حالیکه  01نفر از معلولین ورزشکار، معادل 11درصد  نوع ورزش خود را رسمی اعلام داشته و کمترین فراوانی را به خود اختصاص داده اند .

*تعداد 18نفر از معلولین ورزشکار معادل 2007درصد از کل پاسخگویان  خود را نوع ورزش خود را دسته جمعی  اعلام داشته که بیشترین فراوانی را به خود اختصاص داده اند . در حالیکه  31نفر از معلولین ورزشکار، معادل 1303درصد  نوع ورزش خود را دسته جمعی اعلام داشته و کمترین فراوانی را به خود اختصاص داده اند.

یافته های استنباطی

فرضیه فرعی  اول: « چنین بنظر می رسد که تفاوت معناداری در میزان پنداشت منفی از خود معلولین ورزشکار با معلولین غیرورزشکار وجود دارد».

جدول شماره)یک(: جدول مربوط به  تفاوت میانگین میزان پنداشت منفی از خود بر حسب ورزشکار یا غیرورزشکار بودن  معلولین  با استفاده از آزمون تی تست:

نتایج خطای

استاندارد میانگین

انحراف استاندارد میانگین تعداد نمونه ورزشکار                یا

غیرورزشکار/ میزان پنداشت منفی از خود

  F=30037

Sig=30331

 303203  102332  31087  132 معلولین ورزشکار
 303313  102321  32013  221 معلولین غیرورزشکار

تفسیر: چون سطح معناداری آزمون لون از30/3کوچکتر است در ان صورت از نتایج ردیف دوم استفاده می کنیم که فرض عدم برابری واریانس ها برای دو گروه را می پذیرد.بنابراین از نتایج مربوط به ردیف دوم جدول برای تفسیر نتایج آزمون تی با دو نمونه مستقل استفاده می کنیم:نتایج آزمون تی گویای آن است که میانگین دو گروه از معلولین با نوع ورزشکار و غیر ورزشکار  ، تفاوت معناداری با یکدیگر داشته و این دو گروه با سطح اطمینان 10درصد در میزان پنداشت منفی از خود با هم متفاوت هستند.میانگین میزان پنداشت منفی از خود معلولین غیرورزشکار بیشتر از معلولین ورزشکار می باشد.

فرضیه فرعی دوم: « چنین بنظر می رسد که تفاوت معناداری در میانگین میزان جامعه گریزی  معلولین ورزشکار با معلولین غیرورزشکار وجود دارد».

جدول شماره)دو(: جدول مربوط به  تفاوت میانگین میزان جامعه گریزی  بر حسب ورزشکار یا غیرورزشکار بودن  معلولین  با استفاده از آزمون تی تست:

نتایج خطای

استاندارد میانگین

انحراف استاندارد میانگین تعداد نمونه ورزشکار                یا

غیرورزشکار/      میزان جامعه گریزی

  F=10181

Sig=30317

 303113  103132  32003  131 معلولین ورزشکار
 302813  103233  33008  232 معلولین غیرورزشکار

تفسیر: چون سطح معناداری آزمون لون از30/3بیشتر است در ان صورت از نتایج ردیف اول استفاده می کنیم که فرض برابری واریانس ها برای دو گروه را می پذیرد.بنابراین از نتایج مربوط به ردیف اول جدول برای تفسیر نتایج آزمون تی با دو نمونه مستقل استفاده می کنیم:نتایج آزمون تی گویای آن است که میانگین دو گروه از معلولین با نوع ورزشکار و غیر ورزشکار  ، تفاوت معناداری با یکدیگر داشته و این دو گروه با سطح اطمینان 10درصد در میانگین  میزان جامعه گریزی با هم متفاوت هستند.میانگین میزان جامعه گریزی معلولین غیرورزشکار بیشتر از معلولین ورزشکار می باشد.

فرضیه فرعی  سوم: « چنین بنظر می رسد که تفاوت معناداری در میزان احساس ناتوانی و بیهودگی معلولین ورزشکار با معلولین غیرورزشکار وجود دارد.».

جدول شماره)سه(: جدول مربوط به  تفاوت میانگین میزان احساس ناتوانی و بیهودگی بر حسب ورزشکار یا غیرورزشکار بودن  معلولین  با استفاده از آزمون تی تست:

نتایج خطای

استاندارد میانگین

انحراف استاندارد میانگین تعداد نمونه ورزشکار                یا

غیرورزشکار/ میزان احساس ناتوانی و بیهودگی

  F=70031

Sig=30313

 301138  001333  33022  131 معلولین ورزشکار
 302710  101232  30031  233 معلولین غیرورزشکار

تفسیر: چون سطح معناداری آزمون لون از30/3بیشتر است در ان صورت از نتایج ردیف اول استفاده می کنیم که فرض برابری واریانس ها برای دو گروه را می پذیرد.بنابراین از نتایج مربوط به ردیف اول جدول برای تفسیر نتایج آزمون تی با دو نمونه مستقل استفاده می کنیم:نتایج آزمون تی گویای آن است که میانگین دو گروه از معلولین با نوع ورزشکار و غیر ورزشکار  ، تفاوت معناداری با یکدیگر داشته و این دو گروه با سطح اطمینان 10درصد در میانگین میزان احساس ناتوانی و بیهودگی با هم متفاوت هستند. میانگین میزان احساس ناتوانی و بیهودگی معلولین غیرورزشکار بیشتر از معلولین ورزشکار می باشد.

فرضیه فرعی چهارم: «چنین بنظر می رسد که تفاوت معناداری در میزان بی هنجاری معلولین ورزشکار با معلولین غیرورزشکار وجود دارد.»

جدول شماره)چهار(: جدول مربوط به  تفاوت میانگین میزان بی هنجاری بر حسب ورزشکار یا غیرورزشکار بودن  معلولین  با استفاده از آزمون تی تست:

  دانلود مجموعه مقالات رایگان روانشناسی در یک فایل zip حجم 23 مگابایت

نتایج خطای

استاندارد میانگین

انحراف استاندارد میانگین تعداد نمونه ورزشکار یا غیرورزشکار /میزان بی هنجاری
  F=30232

Sig=30327

 303718  102023  32033  131 معلولین ورزشکار
 303023  001011  33017  231 معلولین غیرورزشکار

تفسیر: چون سطح معناداری آزمون لون از30/3کوچکتر است در ان صورت از نتایج ردیف دوم استفاده می کنیم که فرض عدم  برابری واریانس ها برای دو گروه را می پذیرد.بنابراین از نتایج مربوط به ردیف دوم جدول برای تفسیر نتایج آزمون تی با دو نمونه مستقل استفاده می کنیم:نتایج آزمون تی گویای آن است که میانگین دو گروه از معلولین با نوع ورزشکار و غیر ورزشکار  ، تفاوت معناداری با یکدیگر داشته و این دو گروه با سطح اطمینان 10درصد در میانگین میزان بی هنجاری با هم متفاوت هستند. میانگین میزان بی هنجاری معلولین غیرورزشکار بیشتر از معلولین ورزشکار می باشد.

فرضیه فرعی پنجم: « چنین بنظر می رسد که تفاوت معناداری در میزان از خود بیگانگی معلولین ورزشکار با معلولین غیرورزشکار وجود دارد.»

جدول شماره)پنج(: جدول مربوط به  تفاوت میانگین میزان از خود بیگانگی بر حسب ورزشکار یا غیرورزشکار بودن  معلولین  با استفاده از آزمون تی تست:

نتایج خطای

استاندارد میانگین

انحراف استاندارد میانگین تعداد نمونه ورزشکار                یا

غیرورزشکار /میزان از خود بیگانگی

  F=30111

Sig=30338

 300323  007283  30011  128 معلولین ورزشکار
 303111  102031  37023  218 معلولین غیرورزشکار

تفسیر: چون سطح معناداری آزمون لون از30/3بیشتر است در ان صورت از نتایج ردیف اول استفاده می کنیم که فرض  برابری واریانس ها برای دو گروه را می پذیرد.بنابراین از نتایج مربوط به ردیف اول جدول برای تفسیر نتایج آزمون تی با دو نمونه مستقل استفاده می کنیم:نتایج آزمون تی گویای آن است که میانگین دو گروه از معلولین با نوع ورزشکار و غیر ورزشکار  ، تفاوت معناداری با یکدیگر داشته و این دو گروه با سطح اطمینان 10درصد در میانگین میزان از خود بیگانگی با هم متفاوت هستند. میانگین میزان از خود بیگانگی معلولین غیرورزشکار بیشتر از معلولین ورزشکار می باشد.

فرضیه فرعی ششم: « چنین بنظر می رسد که تفاوت معناداری در میزان عدم اعتماد به نفس معلولین ورزشکار با معلولین غیرورزشکار وجود دارد.»

جدول شماره)شش(: جدول مربوط به  تفاوت میانگین میزان عدم اعتماد به نفس بر حسب ورزشکار یا غیرورزشکار بودن  معلولین  با استفاده از آزمون تی تست:

نتایج خطای

استاندارد میانگین

انحراف استاندارد میانگین تعداد نمونه ورزشکار یا غیرورزشکار/      عدم اعتماد به نفس
  F=10112

Sig=30312

 302228  303722  23013  137 معلولین ورزشکار
 302303  301882  23012  211 معلولین غیرورزشکار

تفسیر: چون سطح معناداری آزمون لون از30/3بیشتر است در ان صورت از نتایج ردیف اول استفاده می کنیم که فرض  برابری واریانس ها برای دو گروه را می پذیرد.بنابراین از نتایج مربوط به ردیف اول جدول برای تفسیر نتایج آزمون تی با دو نمونه مستقل استفاده می کنیم:نتایج آزمون تی گویای آن است که میانگین دو گروه از معلولین با نوع ورزشکار و غیر ورزشکار  ، تفاوت معناداری با یکدیگر داشته و این دو گروه با سطح اطمینان 10درصد در میانگین میزان عدم اعتماد به نفس با هم متفاوت هستند. میانگین میزان عدم اعتماد به نفس معلولین غیرورزشکار بیشتر از معلولین ورزشکار می باشد.

فرضیه اصلی پژوهش: « چنین بنظر می رسد که تفاوت معناداری در میزان آسیب پذیری اجتماعی معلولین ورزشکار با معلولین غیرورزشکار وجود دارد.»

جدول شماره)هفت(: جدول مربوط به  تفاوت میانگین میزان آسیب پذیری اجتماعی بر حسب ورزشکار یا غیرورزشکار بودن  معلولین  با استفاده از آزمون تی تست:

نتایج خطای

استاندارد میانگین

انحراف استاندارد میانگین تعداد نمونه ورزشکار                یا

غیرورزشکار/ میزان آسیب پذیری

          اجتماعی
  F=30118

Sig=30331

 303173  100123  33018  131 معلولین ورزشکار
 303873  108382  31083  233 معلولین غیرورزشکار

تفسیر: چون سطح معناداری آزمون لون از30/3کوچکتر است در ان صورت از نتایج ردیف دوم استفاده می کنیم که فرض عدم  برابری واریانس ها برای دو گروه را می پذیرد.بنابراین از نتایج مربوط به ردیف دوم جدول برای تفسیر نتایج آزمون تی با دو نمونه مستقل استفاده می کنیم:نتایج آزمون تی گویای آن است که میانگین دو گروه از معلولین با نوع ورزشکار و غیر ورزشکار  ، تفاوت معناداری با یکدیگر داشته و این دو گروه با سطح اطمینان 11درصد در میانگین آسیب پذیری اجتماعی با هم متفاوت هستند. میانگین میزان آسیب پذیری اجتماعی معلولین غیرورزشکار بیشتر از معلولین ورزشکار می باشد.

بررسی میزان اهمیت شاخص های مطرح شده در متغیر وابسته پژوهش میزان آسیب پذیری اجتماعی  از نظر معلولین با استفاده از آزمون فریدمن

جدول شماره)هشت( : میانگین رتبه ها ی شاخص های  مطرح شده در متغیر وابسته پژوهش در آزمون فریدمن

رتبه  رتبه میانگینها میانگین شاخص ها
 1    3002  32002 میزان پنداشت منفی از خود
 3    3021  33018 میزان  جامعه گریزی
 2    1031  31001 میزان احساس ناتوانی و بیهودگی
 0    3018  32072 میزان بی هنجاری
 1    1083  32077 میزان از خود از بیگانگی
 2    1013  23022 میزان عدم اعتماد به نفس

جدول شماره )نه(: آزمون فریدمن مربوط به میانگین رتبه ها ی شاخص های  مطرح شده در متغیر وابسته پژوهش از نگاه معلولین ورزشکار و غیرورزشکار مورد بررسی

 331 تعداد)N(
 7130112 آماره خی – دو)2Ҳ(
 0 درجه ی آزادی)dƒ(
 3/333 مقدار احتمال )Sig.(

با توجه به جداول بالا ، چون  31/3> Sig. است با احتمال 11درصد اطمینان فرض H0   رد می شود و فرض پژوهش تایید می شود، یعنی بین شاخص های  مطرح شده میزان آسیب پذیری اجتماعی در پژوهش فوق تفاوت معناداری وجود دارد. بر این اساس بیشترین رتبه به میزان از خود بیگانگی و کمترین رتبه به میزان عدم اعتماد به نفس اختصاص داده شده است.

نتایج این تحقیق با نتایج پژوهش های قاسمی و دیگران )1388(،شریفیان ثانی)1380(،بلایند و همکاران)2332(، گرین وود و همکاران)2333(همخوانی داشته است.

بحث و نتیجه گیری

انجام ورزش و فعالیت های بدنی با ایجاد توازن بهتر عضلانی افزایش کارایی بدنی در معلولین،باعث بهبود تصویر بدنی آنها از فیزیک و ترکیب بدنی شان می شودو از عدم اعتماد به نفس و احساس بی کفایتی که در اثر کم کاری و بی تحرکی عضلانی و در نتیجه افزایش چربی و عدم توازن و ترکیب بدنی نامناسب در آنها ایجاد می شود،جلوگیری کرده و موجب افزایش عزت نفس و خود انگاره آنها می شود و همین امر باعث می گردد تا میزان آسیب های اجتماعی متعددی که آنها را تهدید می کنند در آنان کم گردد و به حداقل برسد.با توجه به افکار نامناسب و غلط عامه مردم در مورد معلولین و توانایی های بیشمار آنها،فعالیت بدنی می تواند از نظر روانی احساس خوبی از خویشتن به فرد معلول داده و فشار روانی از افکار عمومی را تا حد زیادی کاهش دهد،تا حدی که یک فرد معلول ورزشکار توانایی های خود را بیشتر از یک فرد غیرمعلول ورزشکار بداند.

محققان باور دارند که ورزش و شرکت در فعالیت های اوقات فراغت ممکن است نتایج سودمندی مانند ارتقای خودباوری و پذیرش اجتماعی برای معلولین داشته باشد اذعان داشته اند .هنگامی که حق انتخاب به جوانان داده می شود،انها می خواهند تا در ورزش ها و فعالیت های اوقات فراغت مدرسه شان و کمیته های مربوطه شرکت کنند،زیرا این گونه فعالیت ها و مشارکت ها موجب ارتقای درک پذیرش اجتماعی آنان می شود. لیتل نیز اظهار می دارد ورزش بدان سبب مورد توجه است که بر توانایی های افراد معلول تاکید می کند تا ناتوانایی های انان و همین تاکید منجر به نتایج مثبت،حساس و عملی برای شرکت کنندگان می شوند.اندیشمندان غربی در کل متفق القولند که معلولینی که ورزش می کنند،موفق به کسب مهارت می شوند و احتمال پذیرش معلولین ماهر در فعالیت های گروهی هدفمند بسیار بیشتر از افرادی است که از این فعالیت ها دوری می جویند.اددوجا در تحقیقات خود بر این نتیجه رسیده است که نیمرخ روانی مشکلات معلولین ناشی از فقدان تحرک کافی،تصور ضعیف یا منفی از بدن تاثیر مخرب معلولیت بر روی خودباوری،رشد جسمی و حس اجتماعی است.او معتقد است که دو دسته عملکرد برای تربیت بدنی معلولین بر می شمارد.نخست عملکردهایی که منجر به فراهم ساختن فرصت های مناسب برای یادگیری و مشارکت در فعالیت های مختلف جسمانی و ورزشی می شود و در مرحله بعد نتایجی که حاصل شرکت در فعالیت های موفق ورزشی است که از ان جمله ارتقای حس ارزشمند بودن خود است.این حس از طریق شرکت در فعالیت های موفق ورزشی جهت دار و هدفمند به دست می اید.در همین مورد کلارک در سال1182در مقاله ای تحت عنوان دورنمای ورزش معلولین در آینده می نویسد که ورزش برای افراد دارای ارزش می باشد و افراد معلول شایستگی آن را دارند تا از همان فرصت ها که به افراد سالم داده می شود بهره مند شوند تا هر چه بیشتر به ارزش های ورزش واقف گردند.

ارائه پیشنهادات

*پیشنهاد می گردد که با اتخاذ تدابیر مناسب،موانع و مشکلات ورزش معلولین برطرف گردد تا بدینوسیله این قشر از جامعه بتوانند مشکلات روانی و اجتماعی )کاهش آسیب پذیری اجتماعی و بزهکاری های مرسوم در آنان(ناشی از معلولیت خود را تا حدود زیادی کاهش دهند.

*تشویق و ترغیب افراد معلول به ورزش های مختلف و قابل امکان از طرف خانواده آنان و و شبکه های اجتماعی)حمایت های خانوادگی ،حمایت های دوستان،حمایت های همسایگان و حمایت های هم محلی یان( از انان در این زمینه.

*ورزش سبب می گردد تا افراد معلول بتوانند با مشکلات و موانع موجود و و روبه رو شده کنار آمده و سازگار شده و به تحصیلات خود ادامه داده و در نهایت بتوانند بطور مستقل تشکیل زندگی داده و با داشتن شغل،معیشت خود و خانواده را تامین نمایند که همگی نشان از اجتماعی تر بودن معلولین ورزشکار نسبت به غیرورزشکار دارد.

*برگزاری همایش ها و سمینارهای مرتبط با نقش ورزش و تربیت بدنی در کاهش آسیب های اجتماعی معلولین در واحدهای پژوهشی و معاونت های آموزشی و پرورشی بهزیستی استان و شهرستان ها با مدد گرفتن از اساتید دانشگاهی با تجربه و  مسلط.

*اختصاص دادن سازمان تربیت بدنی مختص معلولین برای هر استان با در نظر گرفتن بودجه های مستقل از ادارات کل تربیت بدنی استانها تا آنان راحتتر بتوانند با مدیران حوزه ورزشی خود ارتباط داشته باشند.

*اجرای برنامه های آموزش در خانواده ،اطلاع رسانی مناسب به خانواده ها و تدوین کتابچه های آموزشی از راهکارهای مناسب برای روی آوردن آگاهی،نگرش و عملکرد  معلولین و خانواده های انان نسبت به ورزش و انجام ورزش محسوب می گردند.

منابع و ماخذ

*سخاوت- جعفر) 1371(، جامعه شناسی انحرافات اجتماعی ،انتشارات دانشگاه پیام نور.

*ستوده- هدایت الله) 1372(، آسیب شناسی اجتماعی )جامعه شناسی خانواده(، تهران: آوای نور.

*فرجاد- محمد حسین) 1323(، آسیب شناسی و جامعه شناسی انحرافات، تهران: انتشارات بدر، چاپ دوم.

*محمدی اصل- عباس) 1380(، درآمدی بر جامعه شناسی انحرافات اجتماعی رفتاری نوجوانان )بزهکاری نوجوانان(، نشر حق شناس.

*ممتاز- فریده) 1380(، انحرافات اجتماعی، نظریه ها و دیدگاهها، ناشر: شرکت سهامی انتشار

*سروستانی- رحمت الله) 1387(، آسیب شناسی اجتماعی )جامعه شناسی انحرافات(، تهران، سازمان چاپ و انتشارات، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.

*ساروخانی- باقر، روش تحقیق در علوم اجتماعی ،1388، تهران، انتشارات تهران.

*اکبری- افسانه) 1388(، عوامل مؤثر بر بزهکاری جوانان آمل،پایان نامه کارشناسی ارشد جامعه شناسی،دانشگاه آزاد اسلامی واحد بابل.

*قاسمی و دیگران)1388(،مقایسه تصویر بدنی معلولین ورزشکار با معلوین و غیر معلولین غیرورزشکار مرد،فصلنامه علمی و پژوهشی توانبخشی،دوره دهم، شماره چهارم.

*ستارزاده-داوود و دیگری)1388(،بررسی تاثیر کنترل اجتماعی دین و خانواده بر آسیب پذیری اجتماعی جوانان،مجموعه مقالات همایش منطقه ای آسیب شناسی اجتماعی،دانشگاه آزاد اسلامی واحد نکا.

*علی زاده-محمد حسین و دیگری)1371(، بررسی چگونگی گذران اوقات فراغت جانبازان و معلولین )با تاکید بر نقش تربیت بدنی و ورزش(،فصلنامه علمی و پژوهشی حرکت،شماره ششم.

*قاسمی برقی-رضا و دیگران)1313(،بررسی نظرات معلولین و خانواده انها در خصوص معلولیت در شهرهای قزوین و کرج،فصلنامه پیاورد سلامت،دوره پنجم،شماره دوم.

*حاتمی زاده،نیکتا و دیگران)1383(،بررسی میزان موفقیت ارائه خدمت اموزش در خانواده طرح توانبخشی مبتنی بر جامعه به خانواده های دارای فرد مبتلا به معلولیت جسمی-حرکتی،فصلنامه توانبخشی،شماره سوم،دوره پنجم.

[1] دانشگاه ازاد اسلامی واحد بابل دانشجوی کارشناسی ارشد جامعه شناسی

[2] دانشگاه ازاد اسلامی واحد آیت الله آملی دانشجوی کارشناسی ارشد جزا و جرم شناسی

 

 

[3] کارشناسی ارشد جامعه شناسی از دانشگاه تهران،مدرس دانشگاه طبری بابل

 

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید