دانلود پایان نامه

فصل پنجم
5-1- مقایسه و بررسی 201
5-2- نتیجه گیری 207
6- منابع 210
فصل اول
مقدمه و معرفی طرح :
در مورد نثر و انواع آن تعریفها و توضیحات زیادی در کتب مختلف سبک شناسی و نثر فارسی ارائه شده است. «نثر فارسی در مجموع شامل کلیه آثار منثوری است که از قرن چهارم تا دوران معاصر در زبان فارسی نوشته شده است» (روزبه،11:1384). این آثار منثور شامل قصه، داستان، رمان، داستان کوتاه و بلند … میشود که در جریان تحولات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی به نثر معاصر رسیده است. تجربه و آثار موجود در زبانهای مختلف بیانگر این موضوع است که در میان ملل و اقوام مختلف دوره کودکی نثر همزمان با دوره رسایی و بلوغ شعر است. یعنی آن زمان که شعر به اوج خود رسیده، نثر وارد دوره کودکی خود شده است. با همین شروع دیر هنگام تحولات زیادی را پشت سر گذاشت و به زودی به کمال و بلوغ رسید(ر.ک.صبور،37:1384).
نثر فارسی از آغاز تا امروز از لحاظ سبک و محتوا تحولات زیادی را پشت سر گذاشته است. نثر امروز حاصل تغییر و تحولات چهاردوره نثر است. دوره اول که نثر فارسی روان و ساده بود مثل تاریخ سیستان. دوره ی دوم نثر، نفوذ نثر عربی در فارسی و جملات طولانی و استشهاد به آیات قرآنی نثر را به سوی پیچیدگی کشاند همچون تاریخ بیهقی. در دوره سوم به دلیل تاثیرپذیری از زبان عربی ورود صنایع و تکلفات لفظی در زبان منجر به نثر فنی میشود. کلیله و دمنه و مقامات حمیدی نمونه نثر مصنوع هستند. در قرن هفتم نثر دو سبک و طریقه را دنبال میکند. سبک گلستان که نثر ساده و مرسل است، نثر فنی و مصنوع مانند تاریخ وصاف، نفثه المصدور. در قرن سیزدهم هجری به تقلید از سبک خراسانی ساده نویسی رواج مییابد و در قرن چهاردهم به واسطه عوامل چندی چون تاسیس دارالفنون و ترجمه و….، تحولی عظیم در نثر به وجود میآید و نثر رویکردی جدید را دنبال میکند (ر.ک.رزمجو،1382؛175).
تاسیس دارالفنون در نخستین سالهای سلطنت ناصرالدین شاه قاجار به همت و کوشش بزرگ مرد ایران، میرزا تقی خان امیرکبیر بیتردید تنها نقطه روشن و چشم گیر فرهنگی در تاریخ ایران آن روزگار بود. ورود چاپخانه به ایران، آغاز روزنامه نویسی، گسترش کتاب و روزنامه باعث دگرگونی نثر فارسی از جهات شکل و محتوا شد.(ر.ک.صبور،185:1384). نثر در سال‌های تولد خود بیشتر در خدمت درباریان بود به همین دلیل از زبان درباری پیروی میکرد. با شروع نهضت مشروطیت و تغییر و تحولات سریعی که بعد از انقلاب مشروطیت افتاد، نثر به زبان مردم نزدیک شد و از لباس فاخر خود بیرون آمد. نوشتن سفرنامه ، انتشار روزنامه و ترجمه کتابهای اروپایی به این تحولات دامن زد و گرایش به ساده نویسی و تغییر محتوا در نثر رواج یافت. نویسندگان مشروطه منشأ تحول و دگرگونی اساسی در ادبیات ایران شدند. نخستین نشانههای تحول نثر را بعد از نثر منشیانه و سفرنامهای باید در ترجمههای دوران قاجار دید. سیاحت نامه ابراهیم بیگ و مسالک المحسنین عبدالرحیم طالبوف، اولین جرقههای رشد داستان نویسی هستند. در این دوران ایرانیان از راه ترجمه با سرچشمههای ادب اروپا و نثر داستانی و مکاتب ادبی آشنا شدند. این آشنایی باعث تأثیر عظیمی بر ادبیات شد. اعزام محصلان به خارج از کشور و ورود چاپخانه توسط عباس میرزا از جمله اقدامات مفیدی بود که در جهت پیشرفت نثر و آشنایی ایرانیان با اروپا در ادبیات این مرز و بوم موثر واقع شد. (ر.ک.مهروز،55:1380).
آنچه که امروز تحت عنوان ادبیات داستانی رایج است حاصل تغییر و دگرگونی دورههای گوناگون نثر است. «از مهمترین اشکال نثر خصوصا امروز شکل داستانی است» (روزبه،18:1384) داستان تجلیگاه اوضاع و احوال اجتماعی، عواطف، افکار، رنج ها، آداب و سنن و مسایل و مشکلات مردم شد. داستان نویسی در دوران معاصر سیر صعودی پشت سرگذاشته است. از 1315تا1340 ادبیات از خیالبافی وارد حوزه واقعیت و آغاز افشاندن بذر اندیشه شد. تحولات چشمگیری هم در اندیشه و هم در زبان ایجاد شد. محورهای اساسی داستان در این دوره اوضاع اجتماعی و مسایل روستایی و ناحیهای باورهای خرافی مردم، آزاد اندیشی، فروپاشی ارزشهای انسانی، مرگ اندیشی، عشق و مصایب و مشکلات زنان است. در این دوران نویسندگانی چون صادق هدایت، چوبک، جلال آل احمد، سیمین دانشور و…. در عرصه نثر داستانی آثاری گرانبها به نگارش درآوردند. در همین دوره ادبیات اقلیمی با نویسندگانی چون ساعدی، دولت آبادی، امین فقیری، درویشان، صمد بهرنگی و آل احمد پا گرفت و ادبیات زنان با حضور زنانی چون دانشور، علیزاده، گلی ترقی، پارسیپور و مهشید امیرشاهی روی کار آمد. این دوره تا سال 57 شکوفاترین دوره ادبیات معاصر ایران و عرصه ظهور برجستهترین دستاوردهای هنری در تمامی زمینههاست. به رغم شیفتگی روشنفکران عرصه مشروطه در برابر تمدن غرب و نیز برخلاف رویکردهای جهان وطنی دهه بیست، در دهه چهل، در واکنش به شبه مدرنیسم وارداتی غرب، اندیشه «بازگشت به خویشتن» خصوصاً از مجرای آراء و اندیشههای جلال آل احمد (غربزدگی) و بعدها شریعتی در میان روشنفکران اوج گرفت. جست وجو در اعماق هویت شرقی و به تبع آن بازگشت به سرچشمههای فرهنگ بومی و آیینی، وجهه همت اغلب اندیشمندان و قلم به دستان شد. از رهگذر همین گرایش بود که ادبیات اقلیمی رشد و گسترش یافت ( ر.ک.همان،77:1384).
«ادبیات اقلیمی در دهه چهل، زاده شرایط اجتماعی و باورهای روشنفکری خاصی چون اصلاحات ارضی و تبعات ناشی از آن بود. بخش عمده ادبیات اقلیمی حاصل سفرهای نویسندگان جوانی بود که به عنوان معلم یا پزشک روانه روستاها میشدند» (میرعابدینی،83:1377). بخشی از این ادبیات حاصل ذوق روشنفکران بومی بود. داستان نویسانی که به ادبیات اقلیمی توجه نشان دادند هر کدام در محیط و جغرافیای خاص خود رشد و نمو کردهاند (ر.ک.آژند، 167:1383). آنان با تأثیر پذیری از زندگی مردمی که در مناطق دور از پایتخت در فقر و بدبختی زندگی میکردند و با بهرهگیری از فرهنگ بومی زندگی مردم روستاهای خود را به تصویر کشیدند.
«توجه به جریان بومیگرایی در دهه 20 کمتر و در دهه40 به بعد شدت یافت. دهه 40 و 50 اوج توجه به بومیگرایی است. نویسندگان با تأکید بر بیگانه ستیزی وتقابل سنت و مدرنیته، توجه به روستاها به این چهره از ادبیات پرداختند. تاثیر جریانهای روشنفکری وسیاست محمدرضا شاه و بر اصرار بر مدرن کردن کشور و مهاجرتها از دلایل به وجود آمدن ادبیات اقلیمی است» (صدیقی،99:1388)
داستان نویسی اقلیمی در دهه 60 و70 نیز تداوم یافت. مضمون این گونه آثار در این دوره نفوذ مدرنیسم در بطن جوامع سنتی و عقب مانده، سرگشتگی ناشی از این دوگانگی بود. عمدهترین تفاوت آثار اقلیمی در این دوره با آثار مشابه در دهه 40 و50 جایگزینی تخیل به جای مستند نگاری است. از این رو با راهگشایی به عمق باورهای اساطیری و افسانهای بومیان، غالبا جغرافیای ناشناخته و سرشار از افسون و افسانگی را مجسم ساختند. در حوزه جنوب روانیپور، احمد محمود، نسیم خاکسار، اصغر عبدالهی، محمدرضا صفدری به اقلیم جنوب سوزان و جنگ زده پرداختند. در حوزه شمال مجید دانش آراسته، فرامرز طالبی و بیژن نجدی با تأثیرپذیری از اقلیم شمال دست به قلم شدند.(ر.ک.روزبه،101:1384).
از دیگر مسایل عمده دهه 60 حضور چشمگیر زنان در عرصه ادبیات است. ورود گسترده زنان به عرصه ادبیات و فعالیتهای ادبی پس از انقلاب اسلامی، شکل گستردهای به خود گرفت و با شدت بیشتری دنبال شد. «در این دوره نوشتن و مطرح شدن برای زنان به صورت یک ضرورت تاریخی درآمد» (یاحقی، 290:1375) از جمله زنان داستان نویس این دوره خاکسار، ترقی، آقایی، علیزاده، روانیپور و …. است.
دهه 60 یا عصر انقلاب، عصر فعالیت احزاب و گروههای مختلف سیاسی است به همین دلیل فضای سیاسی شدید بر جامعه حکمفرماست. در این دوره حمله عراق به ایران و فضای سیاسی پر از کشتار و مصائب جنگ، پذیرش قطعنامه و همچنین رخدادهای مهم جهانی از قبیل فروپاشی کمونیسم روسی، ایدههای جهان تک قطبی، نگرشهای کثرت گرایانه از دیگر مسائل سیاسی است که فضای اجتماعی و سیاسی جامعه را به شدت تحت تأثیر قرار میدهد و هریک به فراخور تاثیر عظیمی بر ذهن روشنفکران جامعه گذاشت. واقعه دوم خرداد 76، مسایل سیاسی معاصر همه و همه از مسائلی است که در آثار ادبی دهه 60 تاکنون انعکاس وسیعی پیدا کرده است (ر.ک.روزبه،96:1384).
روانیپور و بیژن نجدی دو نویسنده مهم این دهه هستند. هردو نویسنده با تاثیرپذیری از فرهنگ بومی و مسائل دهه 60 به بعد، آثاری مورد توجه به نگارش درآوردند. از آنجا که نویسندگان مورد پژوهش از دو حوزه جفرافیایی متفاوت هستند و هر ناحیه زبان مخصوص به خود دارد، مطمئناً از لحاظ نوآوریهای زبان وتاثیرپذیری از واژگان بومی و زبان محلی و نوع کاربرد جملات و تصویرسازیها و خلق تصاویر زیبا و بدیع میتوانند مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرند.
هیچ نویسنده و شاعری بیتاثیر از محیط اطراف خود نمیتواند باشد، خواه ناخواه محیط زندگی و طبیعت بر جهان بینی و ایدئولوژی او اثر گذار خواهد بود. با توجه به اینکه نویسندگان مذکور از دو حوزه جغرافیایی شمال وجنوب هستند، مطمئناً جهان بینی وایدئولوژی متفاوتی خواهند داشت واز این لحاظ میتوانند مورد پژوهش قرار بگیرند.
جنسیت میتواند عامل مهمی در نحوه نگرش آنان به جهان اطراف و زبان این دو نویسنده باشد، زبان نویسنده بسته به زنانه یا مردانه بودن متفاوت است. زبان لطیف و نرم یا خشن، توصیفات زنانه و مردانه بودن، ساده یا پیچیده نوشتن و نوع نگاه به جهان هستی، عواملی هستند که میتوان در آثار نویسندگان مورد بحث بررسی شود.
این پژوهش در پنج فصل تنظیم شده است. فصل اول مقدمه و طرح پژوهش است، فصل دوم به کلیات بحث میپردازد. در فصل سوم زبان و اندیشه روانیپور مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. در فصل چهارم به زبان واندیشه بیژن نجدی پرداخته شده است و در فصل پنجم به مقایسه دو نویسنده از لحاظ موضوعات مورد بحث و همچنین نتیجه گیری اشاره شده است.
2- اهداف اصلی طرح:
اهداف اصلی این پایان نامه شناخت و معرفی منیرو روانیپور به عنوان نویسنده جنوبی است که آثارش را با تأثیرپذیری فرهنگ بومی، جنسیت و تحولات دهه 60 به نگارش درآورده است. همچنین معرفی بیژن نجدی نویسنده و شاعر شمالی که میتوانست جریانساز باشد و شناخت و معرفی مبانی فکری و سیر اندیشگی و ساختار زبانی هر دو نویسنده و مقایسه و بررسی آثار آنان و همچنین شناخت ومعرفی دو نویسنده از لحاظ موقعیت جغرافیایی و تاثیری که اقلیم بر مبانی فکری و ساختار زبانی آنان داشته است.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   دانلود پایان نامه ها ی ارشد- قسمت 153

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید