نظریه اسنادهای رفتارهای مطلوب و نامطلوب درباره عوامل مؤثر بر رضایت

صنایع  غذایی

نظریه اسنادهای رفتارهای مطلوب و نامطلوب درباره عوامل مؤثر بر رضایت

‏‏ برادیوری و فینچام به بررسی انواع اسنادهای (علل رفتار) زوج‏های دارای رضایت و عدم رضایت زناشویی پرداختند و دریافتند که تفاوت معناداری در شیوه تعبیر و تفسیر زوج‏های خشنود و ناخشنود وجود دارد. در واقع زوج‏های ناخشنود تمایل به تفسیر منفی رفتار همسر خود دارند حتی هنگامی که رفتار خاص مورد علاقه آنان باشد مانند گفتن این جمله که « تو بسیار زیبا هستی». و این تفسیر موجب افزایش نارضایتی در روابط زوجین می‏گرد. متقابلاً زوج‏های دارای رضایت زناشویی رفتار همسران خود را مثبت تفسیر می‏کنند و این شیوه موجب استحکام بیشتر روابط میان آنها می‏گردد.

زوج‏های ناخشنود، رفتارهای نامطلوب را به شکل زیر تفسیر می‏کنند:

ـ ویژگی شخصیتی (درونی)

ـ با دوام (پایدار)

ـ قابل تعمیم به سایر روابط فرد (کلی)

در مقابل رفتار مطلوب را به شکل زیر تفسیر می‏کنند:

ـ وابسته به موقعیت (بیرونی)

ـ جزء ویژگی‏های او نیست و غیر مننظره است. (ناپایدا)

ـ تنها در شرایط خاص کاربرد دارد. (جزئی)

زوج‏های خشنود به شیوه‏ای کاملاً متضاد پاسخ می‏دهند. آنان رفتار نامطلوب را به شکل زیر ارزیابی می‏کنند:

ـ به موقعیت بستگی دارد. (بیرونی)

ـ جزء صفات او نیست و غیرمنتظره است. (ناپایدار)

ـ فقط در برخی از شرایط خاص امکان دارد (جزئی)

و رفتارهای مثبت را اینگونه می‏نگرند:

ـ ویژگی شخصیتی (درونی)

ـ تکرارپذیر(پایدار)

ـ قابل تعمیم به سایر روابط بین فردی (کل) (دایر، ترجمه سپاه منصور، 1386)

دو پیش‏بینی کننده نسبتاً قوی رضایت و ثبات زناشویی عبارتند از:

  • توانایی زن و مرد برای شروع وارائه پاسخ متقابل به رفتارهای مثبت یکدیگر
  • توانایی زن و مرد برای جلوگیری از شروع رفتار منفی و اجتناب از نشان دادن واکنش منفی نسبت به رفتار نامطلوب دیگری. وقتی زن و مرد به یکدیگر اعتماد متقابل داشته باشند و در قضاوت نسبت به هم منصف باشند به احتمال زیاد رفتارهای مثبت انجام می‏دهند و از رفتارهای منفی اجتناب می‏کنند. زوج‏هایی که از رابطه زناشویی خود ناراضی هستند، رفتارهای نامطلوب زیر را به عنوان نمونه ذکر می‏کنند: انتقادگر، سرد بودن،کمک نکردن در کارهای خانه و حامی نبودن

آنها اغلب این رفتارها را به صورت زیر توجیه می‏کنند:

« رفتار همسرم ناشی از شخصیت اوست»

«بعید است رفتار همسرم تغییر یابد»

«رفتار همسرم نشانه یک مشکل اساسی در زندگی زناشویی ما است»

«رفتار همسرم نشانه خودخواهی اوست»

«همسرم بایدبه خاطر این رفتارهایش سرزنش شود.»

زوج‏هایی که از رابطه زناشویی هماهنگی برخوردارند، رفتارهای ناخوشایند یکدیگر را با این شیوه‏های انطباقی توجیه می‏کنند:

«رفتار همسرم تحت تأثیر موقعیت او است»

«همسر من همیشه اینگونه رفتار نمی‏کند»

«رفتار همسرم نشان دهنده کل رابطه ما نیست»

«با این که رفتار همسرم خوب نبود ولی مطمئنم که به من علاقه­مند است»

«من می‏توانم این رفتار همسرم را ببخشم»

جای تعجب نیست که تبیین­های غیرانطباقی از رفتارهای نامطلوب همسر به نارضایتی زناشویی بیشتری منجر شود. اگر رفتار نامطلوب یکی از زوجین، به عنوان نشانه شخصیت نامطلوب یا قصد بدی وی تلقی شود، به احتمال زیاد فرد مقابل نسبت به او واکنش خصمانه یا اجتنابی نشان می‏دهد. در این موارد شکیبایی و همکاری جهت رسیدن به توافق یا یافتن راه‏هایی برای مشکل توصیه می‏شود. (برادبوری، کارنی، 1993)

گاتمن در 1994 اعلام کرد که تعارض منجر به حرکت مارپیچ رو به پایین چهار سوارکار می‏شود این حرکت مارپیچ رو به پایین در سراشیب شامل سرازیر شدن واکنش‏ها، هیجان و نگرش‏هایی می‏شود که گام به گام زوج‏ها را جهت جدایی، طلاق یا ناخشنودی و یا تنها زندگی کردن در زیر یک سقف می‏کشاند. زوجین رفتارهایی می‏کنند و گاتمن آنها را چهار سوارکار نامید که نوعی سرازیر شدن افراد و آمدن به سمت زوال و فروپاشی است. رفتارهای خرابکارانه‏ای که به سمت فاجعه‏آمیز بودن حرکت می‏کنند و شامل موارد زیر است:

1ـ انتقاد

2ـ تحقیر

3ـ حالت دفاعی

4ـ دیوار بستگی (همکاری نکردن) (مانع تراشی کردن)

در انتقاد به جای این که به رفتار فرد بپردازند، شخصیت فرد را مورد حمله قرار می‏دهند و به طور منفی بیان میَشود. دلیل اینکه انتقاد بسیار مخرب‏تر از شکایت است، این است که به طور منفی بیان می‏شود و به شخصیت و رفتار کلی فرد حمله می‏شود، به جای این که تنها به یک عمل یا یک رفتار فرد بپردازند. (اسچورمن ـ کروک 2001) و در اغلب دعواها بیاناتی مانند «تو همیشه و تو هرگز» شنیده می‏شود. (استئوبر، 2005)

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   تأثیرات فیس بوک بر ابعاد مختلف زندگی

باید توجه داشت زوج‏هایی که کیفیت ازدواج بالاتری را گزارش دادند، عقیده داشتند که رفتار منفی طرف مقابل یک دلیل موقعیتی دارد و بنا به شرایط بوده (هوجات، 1997، لوسیر و همکاران، 1993 فنیچام و برادبوری،1998)

زوج‏هایی که کیفیت ازدواج پایین‏تری را گزارش کردند، عقیده داشتند که رفتار منفی طرف مقابل کلی و ثابت است و بخشی از ترکیب شخصیتشان است که منجر به دیدگاه منفی در کیفیت ازدواج می‏شود. (لوسیر و همکاران، 1993، برادبوری و فنیچام، 1990)

هرگاه زوجین به انتقاد، عیب‏جویی و نکوهش بپردازند به دنبال آن  تحقیر می‏آید، تحقیر مقدمه‏ای می‏شود برای تضعیف روحیه هیجانی، عاطفی طرف مقابل و پایه‏ای برای بی اعتبار کردن رابطه می‏شود. رفتارهای تحقیرآمیز به احساس (وجود، ظرفیت شخصیت انسان) طرف مقابل حمله می‏کنند. و دلیلی برای افزایش و تشدید هیجان منفی می‏شود. تحقیر شامل اهانت (توهین)، تمسخر و شوخی خصمانه است و وقتی که طرف مقابل احساس می‏کند که به شخصیتش حمله می‏شود، احساس می‏کند که باید دفاع کند. حالت تدافعی، مشاجرات را شدت می‏بخشد و به صورت توجیه کردن، انکار مسئولیت و شکایت کردن طرفین از یکدیگر مطرح می‏شود. گرچه حالت تدافعی معمولاً به معنای خرابکاری و کارشکنی عمدی در رابطه نیست ولی یکی از رفتارهای تعارضی غیرسازنده است که می‏تواند باعث مشاجره شود. (استئوبر، 2005)

پس همسر سعی می‏کند که محرک‏های منفی را از طریق اجتناب‏ و سپس دیوار سنگی خاتمه بدهد تا این که حملات کلامی و خشن ادامه نیابد. (اسچورمن ـ کروک، 2001)

و بنابراین چهارمین و آخرین سوارکار گاتمن، دیوار سنگی یا همکاری نکردن و پاسخگو نبودن است. فرد در گفتگو سعی می‏کند تا تعاملی انجام ندهد. پیام دیوار سنگی به همسر این است که : «من کناره‏گیر هستم و هیچ مشاجره‏ای به مفهوم تعامل با تو انجام نمی‏دهم»

دیوار سنگی‏ها خودشان را کاملاً از گفتگو کنار می‏کشند و از آن  خودداری می‏کنند و کاملاً سعی می‏کنند در رابطه، طرف مقابل را نادیده بگیرند و گرچه ممکنست باعث شوند تا اندازه‏ای خشم و بدخلقی‏شان آرام شود ولی وقتی که این عمل عادت شود و افزایش یابد، حرکت مارپیچ رو به پایین در پی آن می‏آید. (استئوبر، 2005). چرا که ارتباط دو نفره مثبت را نابود می‏کند و در نتیجه باعث سردی هیجانی می‏شود و کیفیت ازدواج کاهش می‏یابد و این امر به عدم حل مشکلات و مسائل می‏انجامد.

گاتمن در 1994 بیان کرد که دلیل این که چهار سوارکار آنقدر در ازدواج مهلک و قهارند و سیکل منفی ادامه‏دار تولید می‏کنند، این است که عوامل فوق به طور مقدماتی و اولیه منفی نیستند اما سیکل منفی ایجاد می‏کنند که ادامه دارند.

پیامدهای منفی همراه با مکالمه خصمانه زوجین همراه می‏شود و به صورت آزار روانشناختی در می‏آید (اسچورمن ـ کروک، 2001) بعد از سپری شدن مدتی از دوران عاشقانه اوایل ازدواج گرچه زوج‏ها به اندازه آغاز زندگی زناشویی به فعالیت‏های مشترک می‏پردازند ولی تفریحات و زمان فراغت جای خود را به تکلیف و کارهای روزمره خانه‏داری می‏دهد. کم شدن فعالیتهای لذت‏بخش می‏تواند در کاهش رضایت و خشنودی دخالت داشته باشد. (هیوستون و همکاران، 1986)

وقتی که یکی از زوجین استرس ناشی از اضافه‏بار نقش را تحمل می‏کند، مثلاً وقتی همسری استرس دارد، بهتر است طرف مقابل از او در خانه حمایت کند و مسئولیت فرزندان را بپذیرد تا او به عامل استرسش مثل مشکلات کار بپردازد. (پیرلین، 1993)

ولی زمانی که هر دو زوج استرس ناشی از اضافه بار نقش را تحمل می‏کند ممکنست سخت باشد که به نیازهای دیگری وقتی که استرس را تجربه می‏کند بپردازد. (اسچورمن ـ کروک، 2001) در این موارد توصیه می‏شود به رفتارهای ارتباطی سازنده بپردازند. (وود،  1995)

ارتباط زناشویی عبارتست از فرآیندی که در طی آن  زن و شوهر هر چه به صورت کلامی در قالب گفتار و به صورت غیرکلامی در قالب گوش دادن، مکث، حالت چهره و ژست‏های مختلف با یکدیگر به تبادل احساسات و افکار بپردازند. (احمدی، 1384)

[1]Karney

[2]Criticism

[3]contempt

[4]Defensiveness

[5]Stone walling

[6]complaming

[7]Hojjat

[8]Lussier

[9] pearlin