نقش افکار و باورها در مصرف مواد بر مبنای دیدگاه­‌های شناختی

صنایع  غذایی

– نقش افکار و باورها در مصرف مواد بر مبنای دیدگاه­‌های شناختی

طبق دیدگاه­‌های شناختی، وجود برخی افکار و باورهای غیر منطقی بر روی خلق اثر مستقیم دارند. الیس اعتقاد به 11 باور غیر منطقی را علت آشفتگی روانی مثل اضطراب، افسردگی و دلیل شاد نبودن فرد، می‌داند. الیس و بک (1380) معتقدند که در افراد سوء مصرف کننده مواد، وجود چند نگرش و باور غیر منطقی رایج، منجر به تحمل پایین ناکامی و در نتیجه احساسات منفی مثل خشم و غمگینی می‌شوند. یکی از این باورهای غیر منطقی، این است که «امور همیشه باید بر وفق مراد باشد» زمانی که فرد انتظار دارد همه چیز باید بر وفق مرادش باشد، مواجهه با کوچکترین مانعی او را تحریک پذیر و آشفته می‌کند و شیوه‌های دیگر رسیدن به هدف را نادیده می‌گیرد، در چنین شرایطی فرد برای مقابله با مشکل و کاهش تنش به سوء مصرف مواد اقدام می‌کند. بنابراین، خلق منفی بالا که زمینه ساز گرایش به سو‌ء مصرف مواد است، با احساس درماندگی، ساختار انگیزشی غیر انطباقی و باورهای غیرمنطقی و ناکارآمد، رابطه مستقیم دارد. نتایج تحقیقات نشان می‌دهد که تعدیل خلق منفی می‌تواند گرایش به رفتارهای اعتیادی را کاهش دهد (کولو[1]و همکاران 2005؛ به نقل از رسولی 1386). در مورد سوء مصرف مواد، نظریه‌های مختلفی مثل شناختی-رفتاری، روان تحلیلی و انگیزشی مطرح می‌شوند که هر کدام با توجه به دیدگاه خود به اعتیاد، راهکار درمانی ارائه می‌کنند. دیدگاه شناختی-رفتاری و تمام رویکردهای درمانی در این حوزه، بر اهمیت افکار، احساسات و رفتار در اختلال مصرف مواد توجه دارند و با روش اصلاح الگوی شناختی فرد یا بازسازی شناختی، آموزش مهارت‌های اجتماعی و مقابله‌ای به درمان آن اقدام می‌کنند

2-3-8- ارتباط نگرش و باور با مصرف مواد بر اساس نظریه یادگیری اجتماعی

از دیدگاه یادگیری اجتماعی، انتظارات مثبت از مصرف مواد سبب ادامه‌ی مصرف و بازگشت به مصرف می‌شود، در حالی که انتظارات منفی از مصرف مواد جلوگیری می‌کنند (جونز و مک ماهون[2] 2001). در همین چارچوب، براساس نظر بک اکثر بیماران سو مصرف‌کننده‌ی مواد دارای مجموعه‌ای از باورها و نگرش‌های مثبت نسبت به مواد هستند که وقتی تصمیم به توقف مصرف می‌گیرند، فعال می‌شوند. در این هنگام چون فرد تصور می‌کند قادر به کنترل تمایلات خود نیست، احتمال کمی وجود دارد که برای کنترل آن تلاش کند. از این دیدگاه، یک محور مانع عمده در ترک مصوف مواد یا مصرف الکل، شبکه عقایدی ناکارآمدی است که بر محور داروها و مواد متمرکز است و نیز یکی از دلایلی که سبب می‌شود فرد سو مصرف‌کننده‌ی مواد هم‌چنان تمایل قوی به مصرف مواد داشته باشد، این است که عقاید اساسی او نسبت به مزایا و معایب مواد، اساساً تغییر نکرده است (گودرزی 1384).

2-3-9- اهمیت و تأثیر نگرش مثبت به مصرف مواد

نقش نگرش مثبت به مواد مخدر به قدری از اهمیت برخوردار است که آلبرت الیس معتقد است که تفکر و نوع نگرش افراد معتاد است که آن‌ها را به سوی مصرف مجدد سوق می‌دهد و یا آن‌ها را برای همیشه از مصرف دور می‌سازد. نوع نگرش معتاد نسبت به مواد مخدر نوعی تفکر است که ممکن است منطقی یا غیر منطقی باشد و اغلب خودبخود، ناهشیار و دایمی است و به راحتی نمی‌توان این نوع نگرش را تغییر داد؛ ولی یکی از شیوه‌هایی که به معتاد کمک می‌کند تا به شناخت خود برسد بررسی نوع نگرش و ایجاد نگرش منفی نسبت به اعتیاد است (الیس 2003). از میان عوامل محافظت کننده و عوامل خطر آفرین سوءمصرف مواد مخدر، نگرش افراد نسبت به مصرف مواد مخدر از مهم ترین عوامل همبسته با مصرف و یا عدم مصرف مواد به حساب می‌آید که هم مورد تایید روان شناسان و هم مورد تاکید جامعه شناسان است (کوپر، فران، روزل و مودر[3] 1997؛ کروگلانسگی و هیگینز[4] 2007) نتایج برخی تحقیقات نشان می‌دهد که قصد افراد برای سوءمصرف مواد، دست کم در دفعات اولیه مصرف تحت تاثیر نگرش آنان به سوءمصرف مواد قرار دارد (مک کالر، سوسمن، دنت و ترن[5] 2001). نتایج پژوهش جاجری (1386) نیز بیانگر آن است که اکثر مراجعان معتاد به مراکز ترک اعتیاد نسبت به اثرات استفاده از مواد مخدر و تمایل به مصرف مواد مخدر نگرش مثبت داشته اند (بهرامی و همکاران 1392، 59). شناسایی نگرش مثبت در افراد معتاد و تبدیل این نگرش به نگرش منفی نسبت به مصرف مواد می‌تواند گامی مهم در کاهش مصرف مواد و بازگشت به زندگی طبیعی قلمداد شود؛ زیرا نگرش دارای یک بعد عاطفی و یک بعد رفتاری است و نگرش‌های قوی و با بار عاطفی زیاد به سود یک موضوع و یا عل یه آن، به خوبی می‌توانند رفتارهای گرایشی و اجتنابی را پیش بینی کند. البته به این نکته نیز باید توجه کرد که همیشه نگرش به رفتار منجر نمی شود و سایر عوامل اجتماعی و تاثیرات آنها نیز دخیل است. به طور کل، فروشندگان مواد به این نکته پی برده اند که با ایجاد نگرش مثبت نسبت به مواد مخدر و شیوع باورهای غلط در میان افراد جامعه، می‌توانند بازار مصرف خوب و سودآوری را به دست آورند یکی از دلایل اساسی مشکل اعتیاد، خطر هنجار شدن مصرف مواد مخدر و نگرش مثبت به مواد مخدر و آثار آن است همچنین، گرایش به مصرف مواد مخدر با این باور غلط که «مصرف گهگاهی و تفریحی مواد فرد را معتاد نمی‌کند» فزونی یافته است. در حال حاضر، این باورهای غلط در بین جوانان و نوجوانان شایع شده است و مسلماً داشتن چنین نگرش‌هایی، موجب گرایش و افزایش مصرف مواد مخدر در میان این گروه‌ها می‌شود (ابادینسکی[6] 2005)

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   همه چیز در مورد پروتز سینه

 

[1]. Quello

[2] Jones & McMahon

[3] Cooper, Frone, Russel & Muder

[4] Kruglanski & Higgins

[5] McCuller, Sussman, Dent & Teran

[6] Ebadinski,