دانلود پایان نامه

از میان معیارهای ممکن برای نشان دادن یک توزیع عادلانه چند معیار مورد اشاره قرار می گیرد:

1- یکی از آنها را می توان وضع موجودگرایان نامید. عادلانه از نظر اینها آن وضعی است که افراد آنچه دارند تقریباً برای خودشان بماند. خود اینها چند دسته می شوند:

1-الف) یکی از این نقطه نظرها، آن است که وضع عادلانه را آن وضعی بدانیم که افراد و گروهها بتوانند هر چه در قالب بازار به دست می آورند برای خود نگهدارند. بدیهی است آنها که دنبال بالاترین نفع شخصی هستند طرفدار این نوع وضع عادلانه خواهند بود.

1-ب) دسته دوم می گویند هرچه در قالب بازار رقابت بدست آید عادلانه است.

1-پ) دسته سوم از این گروه عقیده دارند انسان هر چه نتیجه کارش باشد مال خودش است.

1-ت) دسته چهارم می گویند اگر در وضع اولیه فرصت ها برای همه مساوی باشد در آن صورت هر چه در قالب بازار رقابت بدست آید عادلانه است.

گاهی به این دیدگاهها استحقاق گرایان نیز می­گویند زیرا آنچه مردم بدست می آورند استحقاق آن را دارا بوده اند چون آن ثمره دست رنج خود آنها است. دیدگاه مشابه این که در میان متفکران امروزی وجود دارد مربوط به پرفسور “نوزیک” می باشد. بر طبق نظر نوزیک اگر تملک های مربوط به دارایی از طرق عادلانه (مثلاً کار و یا انتقال و مبادله) صورت گرفته باشد، این توزیع عادلانه است. لذا ملاحظه می شود دسته اول از وضع موجودگرایان هیچ نوع اصلاحی را در امور توزیعی نمی­پذیرند. دسته دوم آنها شرط بازار رقابت را برای استحقاق در نظر گرفته اند. در نتیجه منافع حاصل از انحصار و یا هر درآمد و یا حقوقی که بیش از بهره وری نهایی باشد از نظر اینها مشروعیت نخواهد داشت. دسته سوم که تنها کار را منشأ استحقاق می دانند ، درآمد­های ناشی از غیرکار مانند سرمایه و ارث و امثال آن را نباید قانونی تلقی بکنند. دسته چهارم یک تفسیر مدرنی از نظریه وضع موجودگرایان را بیان می دارند و آن این است که در مراحل اولیه موقعیت همه مساوی باشد، در آن صورت وجود عدم تساوی قابل توجیه بوده و غیرعادلانه نمی باشد (دادگرکرماجانی، 1378).

1- معیار مطلوب گرایان و مطلوب گرایی[1]

دومین دسته از معیارهای توزیع عادلانه درآمدها به مطلوب گرایان تعلق دارد. عده ای از صاحب نظران فلسفه اجتماعی این عقیده را که عدم تساوی ذاتی در توانایی ها منبع مشروعیت تفاوت در وضع اقتصادی گردد رد کردند. یعنی با وجودی که این عدم تساوی ها را می پذیرفتند اما عقیده داشتند که نباید اینها زمینه ای شوند که تعیین کننده توزیع درآمد محسوب شوند. اصولاً اینکه یک شخص با توانمندی های خاصی هنگام تولد همراه باشد، نشانه تلاش فرد خاصی نبوده است و در هر صورت باید فکر دیگری برای توزیع درآمد صورت داد.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   معیارهای سنجش رشد و توسعه ی اقتصادی جوامع

2- معیار تساوی گرایانه[2]

معیارهای تساوی گرایان در تلاش است که موقعیت مساوی را برای افراد فراهم کند و در یک وضع عادلانه این امر را اساسی تلقی می کند. این معیار خود چند گروه فکری را می پوشانند:

2-الف) یکی از آنها تساوی موقعیت های را هدف اصلی می داند و قائل است که اصولاً تساوی گرایی ذاتاً هدف مطلوبی است. اندیشمندانی مثل مارکس و روسو و برخی اندیشه های مسیحیت پایه فکری تساوی گرایانه دارند. اما این امر خیلی روشن نیست که آیا تساوی گرایانی چون روسو و مارکس برخی از تفاوت های در مطلوبیت ها را ملاحظه کرده اند یا خیر.

2-ب) معیار دیگری که در قالب تساوی گرایان اشاره می شود، اندیشه جان رالز[3] می باشد، تحت عنوان “حداکثر کردن حداقل ها” در ادبیات بخش عمومی مطرح است؛ زیرا هدف بیان شده برای آن این است که مطلوبیت افرادی را که دارای حداقل رفاه هستند باید به حداکثر میزان ممکن نائل گردد. در این معیار بر یک موقعیت تصوری اولیه تکیه می گردد که فرض می شود افراد تصمیم گیرنده در مورد توزیع، اطلاعی از این امر ندارند که موقعیت آینده آنها در جامعه چه خواهد بود.

2-پ) یک معیار دیگر که در قالب تساوی گرایی قابل اشاره است تساوی در ضروریات زندگی است. برخی از صاحب نظران عقیده دارند که این خلاف عدل است که عده ای از حداقل کالاهای مورد نیاز محروم باشند. لذا عدالت را در این رابطه تأمین حداقل خوراک، پوشاک و مسکن برای آنان می دانند (دادگرکرماجانی،1378).

 

[1]utiliarism

[2]egualitarianism

[3]Rawls

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید