دانلود پایان نامه

_«مرگ لیر در لیرشاه»:
ادموند تو این اجساد را می بینی؟ (اجساد گونریل و ریگان را می آورند.)…
لیر خیر طالب زندگی نیستم، نمی خواهم. چرا سگی، اسبی، موشی، زندگی داشته باشد و تو ابداً نفس نکشی؟ تو دیگر باز نمی گردی هرگز هرگز، هرگز. خواهش می کنم به سرعت این تکمه را باز کن آقا متشکّرم. آیا این را مشاهده می کنی؟ به او نگاه کن! لبانش را، آنجا را نگاه کن وای آنجا را نگاه کن! (می میرد). (شکسپیر، 287:1387).
_«مرگ فریدون در داستان فریدون و پسران»:
بنوحه درون هر زمان بزار چنین گفت نامور شهریار
که برگشت و تاریک شد روز من از آن سه دل افروز دل سوز من
نبردند فرمان من لاجرم جهان گشت بر سه برنا دژم
پر از خون دل پر ز گریه دو روی چنین تا زمانه برآمد بروی (فردوسی،39:1386).
2) مقایسه تطبیقیِ داستانِ فریدون و پسران با داستان لیرشاه، به لحاظ روحیّات و بعد شخصیتی قهرمانان
قهرمانان هر دو داستان چه به لحاظ اصالت (افسانه و اسطوره بودن) و چه به لحاظ روحیّات و بعد شخصیتی، بسیار شبیهِ یکدیگر هستند. لازم به ذکر است از آنجایی که در بخش مربوط به تحلیل ظرفیت های نمایشی، مفصّل در مورد شخصیت های داستان فریدون و پسران و ویژگی های آنها، از شاهنامه مطلب آوردیم، به منظور جلوگیری از تکرارِ مکررات و طولانی شدن بحث، در ادامه بحث صرفاً به شخصیت پردازی و صفات بارز قهرمانان در نمایشنامه لیرشاه که مشترک با ویژگی شخصیت های داستان فریدون و پسران در شاهنامه می باشند، می پردازیم:
2- الف) مقایسه تطبیقی شخصیت های « لیر » و « فریدون »
ویژگی های شخصیتی ِ((لیر)):
_«صفت پادشاهی از زبان کنت،گلوستر، کوردلیا، بورگندی، نجیب زاده و پزشک»:
کنت به نظر من پادشاه ملاطفت بیشتری به دوک آلبانی نشان داد تا به کورنوال. (شکسپیر،1221:1387).
کنت ای شاه، به آپولو سوگند که بیهوده به نام خدایان سوگند می خوری. (همو،1225).
بورگندی پادشاه بزرگ، من بیش از آنچه اعلیحضرت پیشنهاد کرده بودند انتظاری ندارم… (همو،1225).
بورگندی پادشاها، مرا معذور دارید،…(همو،1226).
نجیب زاده شما شاه بزرگی هستید و ما از شما اطاعت می کنیم. (همو،1286).
گلوستر حالت این صدا را خوب به خاطر می آورم. آیا این پادشاه نیست؟ (همو،1285).
کوردلیا این طور باشد ای مرد مهربان. (به پزشک) حال پادشاه چطور است؟ (همو،1289).
پزشک اگر میل علیا حضرت باشد، شاه را بیدار کنیم چون مدتهاست خوابیده است. (همو،1289).
_«اعلیحضرت و سرور عزیز از زبان گونریل، ریگان، کوردلیا و کنت»:
گونریل اعلیحضرتا، من بیش از آنچه زبان قادر به بیان آن باشد شما را دوست دارم… (همو،1222).
ریگان اعلیحضرتا، من از همان گوهرم که خواهرم از آن است… (همو،1223).
کوردلیا … من اعلیحضرت را همان طور که وظیفه یک فرزند است دوست دارم… (همو،1223).
کوردلیا سرور عزیزم، شما مرا به وجود آورده و پرورش داده و دوست داشته اید. (همو،1223).

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   سازمان های ایمان محور

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید