دانلود پایان نامه

_«سرور و اعلیحضرت از زبان کوردلیا»:
کوردلیا حال سرور من چگونه است؟ حال اعلیحضرت چطور است؟ (همو،1290).
_«پیر و کودن از زبان خود لیر»:
لیر شما باید نسبت به من مدارا کنید، و تمنا دارم اغماض داشته باشید و فراموش نکنید، من پیر و کودنم. (همو،1290).
_«توصیف دلاوری و جنگجویی لیر در دوران جوانی از زبان خودش»:
لیر (رو به سروان) … دورهایی را به خاطر دارم که با شمشیر برّان خود همه را به جست و خیز وا می داشتم، ولی اکنون پیرم و این بدبختیها دچار ضعفم کرده است… (همو،1300).
با توجه به صفاتی که از شخصیت لیر برشمرده شد و مقایسه آنها با صفاتی که در مباحث پیشین در مورد فریدون آورده شد، لیر را می توان همزاد فریدون به حساب آورد. چرا که لیر و فریدون به لحاظ ویژگی های خاصّی که در سرشت و نهاد خود به ودیعه دارند از مردمان عادّی حاضر در داستان متفاوت می نمایند. هر دو، شخصیت هایی غیر معمولی بوده و قهرمانانی هستند که ریشه در افسانه ها و اساطیر دارند. فریدون صاحب فرّه ایزدی است و لیر نیز برای خود مقام الوهیّت قائل است. گذشته هر دو شخصیت پیوندی ناگسستنی با جنگ و خون ریزی و خشونت داشته است. جنگ و خشونتی که صفت ظلم ستیزی و دادگری را برای آنها به ارمغان آورده است. داشتنِ این خصوصیّات، هر چه بیشتر بر ابّهت و اقتدار و غرور آنها می افزاید و دلیلی محکم بر پدرسالاری آنها به شمار می رود.
آنچه مسلّم است، لیر و فریدون در سال های پادشاهی و حکمرانی خود، هر دو شهریارانی عاقل و عادل و نیکوکار بوده اند. و زمانی که سستی و پیری بر آن دو چیره می گردد نیّتِ شان از تقسیم سرزمین میان فرزندان، ایجاد صلح و آرامش میان آنان و بهره مند ساختن زود هنگام فرزندان از ثروت و دارایی پدر می باشد. ولی با وجود عظمت و شکوه خیره کننده که هر دو دارند و احساس و نیت خیری که در سر می پرورانند، در عین حال اسیرِ نوعی غرور و تکبّر بی پایان نیز هستند. هر دو سالیان متمادی با اقتدار تمام بر سرزمین هایشان حکومت کرده و کسی را یارای مقابله با آنها نبوده است. مواجه شدن با اعتراض و بی مهریِ فرزندان ضربه ای مهلک و جبران ناپذیر برای آنها به حساب می آید و به نوعی به اقتدار و غرور چندین و چند ساله پادشاهی آنها بر می خورد. کسانی که زمام سرزمین ها را در دست داشتند، اکنون مورد هجوم و دشمنی فرزندان خود قرار گرفته اند. مسلماً آنها به هیچ وجه گمان نمی کردند که زمانی مقام و منزلتشان دستخوش تغییر و تحوّل گردد. هر دو متوجه این موضوع می شوند که جایگاهشان را از دست داده و رو به نابودی می روند. دیگر مفهوم پادشاهی و الوهیّت برای آنها معنی اش را از دست داده است، این است که واکنش تندی در برابر عمل فرزندان بزرگتر، از خود نشان داده، و باعث و بانی شکل گیری فتنه و طغیانی ویرانگر و سرکوب کننده می شوند.
بر اساس آن چه که در روند هر دو داستان اتفاق می افتد، مشخصاً هر دو پادشاه دچار نوعی بی عدالتی هستند و این بی عدالتی در حق فرزندان، تخم کینه و آز را در وجود آنها پِی می افکند و به دشمنی میان آنان دامن می زند. رفتار لیر و فریدون با فرزند کهتر متفاوت با رفتارشان با فرزندان مهتر است. واضح و روشن است که آنها از همان اوان کودکی علاقه خاصی نسبت به فرزند کهترشان داشته اند و این رفتار تبعیض آمیز در طول سالیان دراز، در دیدگاه فرزندان مهتر نسبت به دادگری پدر تأثیر گذاشته و عاملی برای پا گرفتن و رشد حسِّ نفرت و دشمنی نسبت به پدر و فرزند کهتر در نزد آنها گشته است. بنابراین هر دو پادشاه، ناخواسته گناه بزرگی را مرتکب شده و باعث ایجاد دشمنی و اغتشاشی کوبنده میان فرزندانشان می شوند. جوان به طغیان بر علیه پدر دست می یازد، پسران حکم مرگ پدر را صادر می کنند. خواهران به خشونت با یکدیگر رفتار می کنند و دست به قتل یکدیگر می زنند. برادری دشمن برادر دیگر محسوب می شود و این چنین بنیان های خانواده فرو می ریزد و از هم می پاشد.
از عناصر اصلی علت رخدادهای تراژیک در نمایشنامه لیرشاه و داستان فریدون و پسران، تصمیم مهلک تقسیم سرزمین میان فرزندان توسط پدر(که عاملی برای نزول پادشاهان از مقامشان محسوب و باعث بروز اعتراض فرزندان بر علیه پدر می شود)، شخصیت های خودکامه و متکبرانه پادشاهان پیر (که منجر به تصمیم گیری های عجولانه شان می شود) و کینه ورزی (که عامل بروز جنگ و خون ریزی میان فرزندان) آنهاست.
لیر و فریدون در پایان، در حالی که از اعمال خود نادم و پشیمان اند هر دو با دلی سرشار از غم و اندوه به استقبال مرگ می روند.
2- ب) مقایسه تطبیقی شخصیت های « گونِریل – ریگان » و « سلم – تور »:.
ویژگی های شخصیتی ((گونریل)):
_«چاپلوسی و عدم صداقت گونریل از زبان کوردلیا»:
کوردلیا … اگر خواهران من می گویند که تنها شما را دوست دارند، پس چرا شوهر برگزیده اند؟… (همو،1223).
_«افشای ویژگی ِسرسختی و چاپلوسی در نزد گونریل از زبان خودش»:
گونریل به خدا قسم، پیران احمق دوباره کودکی را از سر می گیرند و هنگامی که تمایلی به سوء استفاده نشان می دهند باید با سرسختی یا چاپلوسی جلو آنها را گرفت. آنچه به تو گفتم به خواهرم می نویسم که همین راه را پیش گیرد. (همو،1233).
_«شیطان صفت، پست فطرت و حرام زاده بودن گونریل از زبان لیر»:
لیر (به گونریل) ای تاریکی و ای شیاطین، بگو اسب مرا زین کنند و اطرافیان من حاضر شوند. ای پست فطرت حرامزاده! من مزاحم تو نمی شوم. من هنوز دختر دیگری دارم.
_«خطاکار بودن گونریل از زبان آلبانی»:
آلبانی گونریل، من نمی توانم به خاطر عشقی که به تو دارم چشمانم را نسبت به خطای تو ببندم. (همو،1240).
_«زعن منفور، دروغگو و گناه ناچیز از زبان لیر»:
لیر (به گونریل) ای زعن منفور! تو دروغ می گویی!….. ای گناه ناچیز!
_«حق نشناس، عفریت، صاحب قلبی سنگی و دارای زشتی بی حدّ و حصر از زبان لیر»:
لیر (به گونریل) … ای حق نشناس، تو عفریتی! قلبت از سنگ خاراست و حتی هنگامی که به جای اینکه در کالبد غول دریا باشی در قالب کودکی آشکار می شوی زشتیت بی حدّ و حصر است. (همو،1239).
_«توطئه گر و مزوّر»:

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   مطالعات فرهنگی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید