دانلود پایان نامه

لیر مرگ بر خائن، هیچ چیز دیگری جز دختران نامهربان نمی توانست طبیعت انسان را این قدر به پستی بکشاند… (همو،1264).
_«دارای قلبی سنگی از زبان لیر»:
لیر پس بگذار ریگان را تشریح کنند و ببینند قلب او چه بیماری دارد. آیا در طبیعت عاملی هست که این قلب های سنگی را می سازد؟ (همو،1269).
_«سبعیت و بی رحمی در صدور فرمان»:
ریگان فوراً دارش بزنید. (همو،1271).
ریگان محکم، محکم، ای خائن کثیف! (همو،1271).
ریگان اگر یک چشمت باقی بماند به آن یکی خواهد خندید. پس آن یکی هم باید در آید. (همو،1272).
_«متکبر و آدم کش»:
ریگان شمشیرت را به من بده. چطور یک دهاتی جرئت می کند در مقابل ما بایستد![شمشیر را از پشت به بدن او فرو می کند.] (همو،1273).
_«ننگِ زنان از زبان کوردلیا»:
نجیب زاده (از جانب کوردلیا) … ((خواهران! خواهران! ای ننگِ زنان! ای خواهران!…)). (همو،1279).
باز در نزد گونریل و ریگان با ویژگی هایی مواجه می شویم که پیش تر، آن ویژگی ها را در نزد سلم و تور یافته ایم. در واقع، گونریل و ریگان صورت های زنانه و در عین حال آینه هایِ تمام نمای سلم و تور به شمار می آیند. شخصیت پردازی آنها از جانب دو هنرمند بزرگ به شکلی شگفت آور شبیه به هم صورت پذیرفته است. همان گونه که گونریل و ریگان در داستان لیرشاه به صورت موجوداتی عاری از هرگونه احساسات انسانی و به شکلِ درندگانی حیوان صفت ترسیم و شخصیت پردازی شده اند، سلم و تور نیز در داستان فریدون و پسران با همین خصوصیات شخصیتی خلق و به تصویر درآمده اند. طوری که انگار سلم و تورِ شاهنامه، تغییر جنسیت داده و با حفظ ویژگی های شخصیتی شان صورتی زنانه در لیرشاهِ شکسپیر به خود گرفته اند.
شگفت انگیزتر این که، گونریل که فرزند بزرگتر لیر است به لحاظ ویژگی های شخصیتی کپی برابر اصلِ سلم که فرزند ارشد فریدون است محسوب می شود و ریگان که فرزند میانیِ لیر می باشد همان ویژگی های تور را که فرزند میانی فریدون است با خود یدک می کشد؛ به گونه ای که به لحاظ خصوصیات اخلاقی و رفتاری، قابل تمایز نیستند. با دقت در داستانِ مربوط به لیرشاه، از طرفی با گونریل مواجه می شویم، زنی بی رحم و مصمّم، که با تزویر و حیله گری خاصِّ خود، نقشه ها را طرح ریزی می کند، در حقیقت اوست که ریگان خیره سر را به شورش بر علیه پدر تحریک و ترغیب می کند. همین ویژگی را با دقتِ نظر در داستان فریدون و پسران، می توان در نزد سلم سراغ گرفت. این سلم است که با حیله و تزویر نقشه ها و طرح ریزی توطئه ها را بر عهده داشته و تور سبکسر را بر علیه پدر می شوراند. بنابراین بی رحمی و شقاوتِ توأم با حیله و تزویر ویژگی مشترک گونریل و سلم در دو داستان مذکور به شمار می آید.
از طرف دیگر، ریگانِ خیره سر، خشن تر، پر سر و صداتر، و ابزاری برای اجرای طرح های مزوّرانه گونریل در داستان لیرشاه به شمار می آید. ویژگی هایی که صورت مشابه آن ها را در داستان فریدون و پسران، عیناً در نزد تور سراغ داریم. تور نیز سبکسر بوده، خشونت جزء جدایی ناپذیر شخصیت او محسوب شده و ابزار اصلی کینه جویی های سلم از فریدون و ایرج می باشد.
درست به همان اندازه ای که گونریل و سلم در اجرای نقشه های حیله گرانه شان خونسرد و حساب شده عمل می کنند، ریگان و تور در اِعمال سبعیت بی حدّ و حصرِ خود خشن و عجول هستند.
علاوه بر ویژگی های مشترکی که برای «گونریل – سلم» و «ریگان – تور» بر شمردیم، خصوصیات مشابه دیگری را نیز در مورد آنها می توان بیان کرد. به عنوان مثال ناسپاسی فرزندان در برابر پدر صفت دیگری برای آنها محسوب می شود. البته ریشه های زُمُخت این ویژگی را باید در حسادت و کینه ورزی آنها نسبت به فرزند کهتر (کوردلیا – ایرج) جستجو کرد. چرا که عامل اساسی طغیان بر علیه پدر که باعث منتسب شدن آنها به صفت ناسپاسی می گردد، همان حسِّ حسادت در نزد آنان است که به خاطر تبعیض پدر در رفتار با فرزندان خویش شکل گرفته و در وجودشان ریشه انداخته است. از رشد این ریشه زمخت، ساقه های خشنِ کینه و آز به عمل آمده و به باز شدن شکو فه های بدقواره قدرت طلبی منجر شده و در نهایت محصولِ آن چیزی جز جنگ طلبی و خون و خون ریزی در نزد آنان نمی باشد.
بنابراین، کالبد شکافی آنها منجر به کشف قلب هایی سنگی در نزد آنان می گردد. قلب هایی سرد و یخ زده که عاری از هر گونه محبت و عاطفه انسانی اند. آنها قصد دارند آتشی را که در طی سال ها و در اثر کینه توزی در درونشان روشن گشته است، با جنگ و انتقام و خونریزی خاموش کنند، غافل از اینکه خود نیز طعمه این آتش وحشتناک و جهنمی می شوند و در قعر آن فرو می روند.
2- پ) مقایسه تطبیقی شخصیت های « کوردلیا » و « ایرج »
ویژگی های شخصیتی «کوردلیا»:
_«نور چشم پدر از زبان لیر»:
لیر … اکنون نور چشم ما، اگر چه آخرین نفر هستی، کمتر نیستی … (همو،1223).
_«صداقت و وظیفه شناسی»:
کوردلیا بدبختی من در این است که احساسات عمیق من نمی تواند به زبان آید. من اعلیحضرت را همان طور که وظیفه یک فرزند است دوست دارم، نه بیشتر نه کمتر. (همو،1223).
کوردلیا … من وظایفم را همان طور که شایسته است نسبت به شما انجام می دهم… (همو،1223).
_«صداقت در عشق و وفاداری»:
کوردلیا چون عروسی کنم مردی که باید عهد محبتم را با او ببندم با سُرور نیمی از عشق و وفاداریم را به دست خواهد آورد… (همو،1223).

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   کاربرد داده‌کاوی در CRM

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید