دانلود پایان نامه

ی فرهنگی، اثرپذیری از شبکه های ارتباطی که در زیر به موارد مهمی از آن اشاره میکنیم:
نپذیرفتن وضعیت موجود : هنگامی که فرد به هر دلیلی از در ناسازگاری با گفتمان غالب در جامعه خویش برآمده باشد به راحتی به نقض قواعد و معیارهای پذیرفته شده دست می زند. در بیشتر موارد رفتارهای پاتولوژیک میتواند ناشی از سرخوردگی، اضطراب و احساس ناامنی باشد که نزد دیگران میل به اصلاح اجتماعی یا نوآوری را سبب میشوند در پس رفتارهای ضد اجتماعی نوعی عدم قبول جامعه موجود قرار دارد ( زنجانی زاده،1367 :186). به عبارت دیگر ضعف تعلق و تعهد فرد به جامعه در قالب بی توجهی به تمایلات و انتظارات جمعی و نقض قواعد هنجاری اجتماعی متعارف متبلور میشود.
وابستگی ذهنی به جامعه مرجع: فرد درمواردی و به دلایل مختلفی ،عمل کردن بر اساس ارزشها، هنجارها، الگوها و مدلهای رفتاری جامعه آرمانی و ایدهآل خویش که به همنوایی و پذیرش جهان زیست آن تعلق خاطر عمیق دارد بر قرینههای محیط خویش ترجیح میدهد. این همنوایی موضعی و فارغ از مساعدتهای محیطی، تنشهای روانی و فشارهای اجتماعی سختی را متوجه فرد میسازد، ولی میتواند هرچند به طور مصنوعی ارضا کننده و اشتیاقزا باشد. شواهد موجود نشان میدهد که بیشتر افراد بدحجاب و بیحجاب، خواسته یا ناخواسته به فرهنگها، نظامهای بینشی و گرایشی و الگوهایی دلبسته اند که با فرهنگ و ارزشها و قواعد مسلط و جامعه اسلامی تعارض دارند ( شرف الدین،1386 :283).
کم هزینه بودن انحراف: برخی از صاحبنظران بر این باورند که افراد در جامعه به تدریج و بصورت مشروط در نهادهای اجتماعی مرسوم شرکت می کنند و به قواعد مربوط متعهد میشوند. مطلوبیت این همسویی از این رو است که افراد از رهگذر آن، به منافع، نتایج، اعتبارات و امتیازات خاصی دست مییابند که دسترسی به آن به هیچ صورت دیگری، امکان ندارد. در صورتی که افراد، در منطق محاسباتی خویش به نتایج و امتیازات این تعهدمندی توجه نکنند یا تحت تاثیر القاهای اجتماعی، همسویی و پیروی از ارزشها و هنجارهای جمعی را تحمیلی و توجیه ناپذیر بپندارند، رفته رفته تمایل به هم سویی کاهش مییابد و تمایل به سرپیچی و طرح الگوهای جایگزین قوت میگیرد. بر هم خوردن این توازن از یکسو و میل به تنوع طلبی و لذت جویی از سوی دیگر، به ویژه در شرایطی که هزینه انحراف و تخلف ناچیز باشد، کشیده شدن به انحراف را آسان میسازد (زنجانیزاده، 1367 :190).

عوامل اجتماعی موثر بر ناهنجاری پوششی
یکی دیگر از عوامل مهمی که باعث ناهنجاری می شود، عامل اجتماعی است که به مردم و جو اجتماعی و وضعیتی که در آن حاکم است، مربوط می شود. حال اگر وضعیت اجتماع به معنویات تمایل داشته باشد، مردم نیز متدین می باشند ولی اگر مایل به شهوات و مادیات باشد، مردم هم به دنبال شهوات و مادیات خواهند رفت. عامل اجتماعی بدحجابی، دارای زیر مجموعه های متعددی از جمله: جامعه، خانواده، بی توجهی مردم (عافیت طلبی).

جامعه
جو عمومی و فضای جامعه می تواند، عامل بسیار موثری در وضعیت حجاب زنان ایرانی باشد ؛ برای مثال وقتی که دختری اجتماعی باشد و در بین مردم مشغول به کار باشد ، زمانی که مشاهده میکند اکثر دختران یا بسیاری از زنان، با وضعیت حجاب بد، در جامعهای به کارمشغول هستند و سعی و تلاش خود را میکنند که از هر روز از روز قبل بهتر باشند؛ دختری که ساده و احساساتی است، سریع تحت تاثیر قرار میگیرد و این امر برایش مشتبه میشود و آن ضرب المثل معروف اشتباه در ذهنش پدیدار میشود که خواهی نشوی رسوا هم رنگ جماعت شو. در حالی که میتوانست با اندکی تامل، به این نتیجه برسد که اگر همهی مردم هم سم بخورند من هم که میخواهم رسوا نشوم، باید سم بخورم و خودم را در معرض مرگ قرار دهم؛ ولی با عرض تاسف به چنین مساله سادهای التفات ندارد. با این توضیحات، اجتماعی که وضعیت نابهنجاری داشته باشد ( که بسیاری از آن ناهنجاریها زائیدهی تهاجم فرهنگی است)، دختر محجبه را تحت فشار قرار می دهد و به دنبال چرخ کردن آن دختر در بین چرخ دندههای ماشین اجتماع است؛ حال تسلیم شدن و نابود شدن، بستگی به قدرت روحی و معنوی این دختر دارد که اگر او و بقیه مردم تسلیم شوند ، دیگری اثری از اجتماع سالم و مومن انقلابی باقی نخواهد ماند ؛ بلکه این اجتماع تبدیل به اجتماعی فاسد و مخرب میشود که هر روز بسیاری از دختران را به سمت خود جذب میکنند (مظفری، 1380 :135).
جامعه یعنی حرکت منظم به یک سو؛ حال اگر انسانها و افراد جامعه، همگی به دستور شخصی خارج از نظام، از مدار اصلی جامعه خارج شوند و به یک سمت دیگر حرکت کنند؛ این جامعه به هر جا که برسد راهی برای فرار از آن نیست و مسئولین فقط باید خودشان را ملامت کنند؛ زیرا که جامعه شناسان و متخصصینی را تربیت و استخدام نکردهاند که به فکر مردم باشند و به وظیفهی خود عمل کنند پس کاری جز ملامت خودشان باقی نمیماند . مردم از بدو تولد ، دزد، قاتل و بد حجاب نیستند بلکه در اثر تاثیرات اجتماعی کم کم به همه این کارها مایل میشوند. ژان ژاک روسو معتقد است اجتماع است که انسان را به کجروی میدارد و میگوید ” اگر میتوانستم یک چهارم آن چیزی را که احساس کرده بودم به روی کاغذ بیاورم به چه صراحتی میتوانستم همه ی تضادهای نظام اجتماعیمان را بیان کنم! با چه قدرتی میتوانستم ناهنجاری های نهادمان را فاش سازم ! و چه راحت میتوانستم ثابت کنم که انسان طبیعتاً موجود خوبی است فقط نهادهای اجتماع است که او را به صورت موجودی تبهکار در می آورد
( جونز،1358 :122).
بر اساس این نوشته میتوان اینطور نتیجه گرفت: جامعه است که افرادش را به این سمت میکشاند. البته زیربنای جامعه خانواده است و نکته در این جاست که هم خانواده از جامعه تأثیر میپذیرد و هم جامعه از خانواده تاثیر میپذیرد ولی نمیتوان گفت تاثیر کدامیک بیشتر است. هر دو از هم تاثیر میپذیرند و هر دو میتوانند تحت تاثیر عامل دیگری مثل تهاجم فرهنگی باشد که موجب ضعف در عقاید یا باقی ماندن در حجاب اسلامی شوند. قبل از انقلاب اسلامی، ایران هم مثل بقیهی جوامع، زن را موجودی برای ارضاء خود و وسیلهای شهوانی قلمداد میکرد که به برکت انقلاب، زنها توانستند هویت واقعی خود را باز ستانند. البته ناگفته نماند تلاش های بسیار زیادی میشود که زن مومن انقلابی، مثل همان زن قبل از انقلاب شود و در زمینههایی هم موفق بودهاند ولی در موارد زیادی هم موفق نبودهاند. به هر حال، با بازگشت هویت اصلی زن به او، باید این نکات هم دربارهی شخصیت را به ایشان بازگو کرد تا مبادا در اثر تلقینات شیاطین، خود را در مهلکه بیندازند و دین و دنیای خود را فدای شهوات و خواستههای مردانی شهوت پرست کنند.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   عوامل موثر در ایجاد نابرابری

خانواده
خانواده یکی دیگر از عوامل اجتماعی است که تاثیر بسیار مهمی بر روی اجتماع و جامعه و وضعیت حجاب دارد، نهاد خانواده است؛ اگر خانوادهای که فرزند درآن تربیت میشود دارای افکار صحیح و اسلامی باشد، بچهای هم که تحویل اجتماع داده میشود، انسان مفید و با ارزشی است ولی اگر در تربیت فرزند کمی کوتاهی و سهل انگاری کرده باشند نتیجه عکس آن خواهد بود. پس یکی از مواردی که باعث میشود اجتماع ساخته شود خانواده است. امام خمینی (ره الله علیه) فرمودند: ” زن یکتا موجودی است که میتواند از دامن خود افرادی را به جامعه تحویل دهد که از برکاتش یک جامعه بلکه جامعهها با استقامت و ارزشهای والای انسانی کشیده شوند و میتوانند به عکس با آن باشد ” حال اگر در درون خانوادهای فقط مضامین ضد اخلاقی و ضد اسلامی ترویج شود، آیا برای فرزندان آن خانواده شخصیتی اسلامی باقی می ماند؟ دختری که در خانوادهای زندگی میکند و مادر خانواده، او را تشویق به بی حیایی و بی عفتی و عدم رعایت حجاب میکند، در زمانی که آن دختر به سن بلوغ و تکلیف می رسد و حتی سنین بالاتر و دوران نوجوانی و … نمیتواند با حجاب باشد؛ چرا که ملکه بی حجابی در ذهن او رشد پیدا کرده و تبدیل به یک میل و خواستهی درونی شده است. زمانی که تبدیل به یک میل و خواستهی درونی و عادت شد، آن دختر به هیچ وجه نمیخواهد حجاب داشته باشد و اگر او را اجبار به حجاب کردیم، تمرد و سرکشی میکند و حاضر به پذیرش و صحبت نیست. بهترین روش برای اتفاق نیفتادن این مشکلات ، شروع کردن تبلیغات فرهنگی در کوچه، خیابان، مدارس، دانشگاهها، مراکز آموزشی و صدا و سیما و … است که جامعه دچار مشکلات اخلاقی و بد حجابی از این طریق نباشد (همایونی،1371: 20).

روشهای درونی کردن حجاب
ارتقا و تقویت ایمان به خدا: برای درونی کردن و گسترش فرهنگ حجاب، ابتدا باید به تحکیم ایمان و تقویت باورهای دینی افراد جامعه که در حکم روح و ریشه اخلاق و رفتار آنان است توجه شود. یکی از مهمترین عوامل بدحجابی ، ضعف ایمان و معنویت است. ایمان مانند پناهگاهی است که انسان را از افتادن در ورطهی گناهان حفظ میکند. باورهای درست و ایمانهای محکم ، عالیترین نقش را در کیفیت زندگی فرد و جامعه ایفا می کنند.
اطلاع رسانی در زمینه احکام حجاب (زنان و مردان به طور جداگانه): نا آشنایی برخی از افراد با احکام و حدود پوشش، حدود روابط محرم و نامحرم و چگونگی پوشش اسلامی از دیگر عوامل بدحجابی است. اطلاع رسانی در این زمینه میتواند منجر به درونی نمودن این ارزش گردد.
بیان استدلالهای حکم حجاب و آثار مثبت آن: بیان فلسفه و آثار فرهنگی، اجتماعی و خانوادگی عفاف و حجاب به صورت صحیح و همراه با استدلال منطقی و تشریح نتایج حاصل از بدحجابی میتواند افراد را در درک این حیققت عقلانی و منطقی یاری رسانده، به درونی نمودن آن کمک نماید.
شناسایی الگوهای برتر حجاب: نقش الگوهای برتر در زندگی انسانی تردیدناپذیر است. الگوها در ساختار روحی، رفتاری و همانند سازی نقش مهمی را بر عهده دارند. یکی از مسائل مبتلا به جوامع امروز، عدم آشنایی با الگوهای برتر تاریخ گذشته و معاصر است و بنابراین ایجاد زمینه برای آشنایی با مفاخر و عرصههای گوناگون و الگوگیری و همانند سازی میتواند زمینه را برای درونی نمودن این ارزش هموار نماید.
اصلاح تبلیغات رسانهها و متولیان حجاب در جامعه: رسانهها از جمله ابزارهای تأثیرگذار دنیای امروز به شمار میروند. تولید محصولات مغایر با امر توسعه عفاف و یا نقطه مقابل آن تاکید بر تولیداتی که به نحو شایسته، مستقیم یا غیر مستقیم این پدیده را ترویج مینماید از جمله روشهای تأثیرگذار در حیطه درونی کردن حجاب و عفاف در سطح جامعه به شمار میرود.
ترویج و احیای تعلیم و تربیت دینی فرزندان در مدارس: مدارس مراکز تعلیم و تربیت اند. توصیه بدون تعلیم و تربیت، پوشش دینی را به یک دستور خشک و تحمیلی تبدیل میکند اما توصیه همراه با معرفت، پذیرش آن را ساده نموده و با تحت تاثیر قراردادن حوزه معرفت شناسی و بیان استدلالات علمی و قطعی ، زمینهی پذیرش آن را فراهم میکند.
امر به معروف ونهی از منکر: فرهنگ امر به معروف و نهی از منکر از دیگر شیوههای درونی کردن فرهنگ حجاب است. بدیهی است اجرای این مهم به زمینه فرهنگی وابستگی تام داشته و
تنها در صورت ارائه به شکل صحیح و اصولی کارساز خواهد بود.
بسترسازی فرهنگی در راستای حیا، عفاف و حجاب: برای ایجاد همگانی کردن فرهنگ حجاب در سطح جامعه به بسترسازی فرهنگی نیازمند است. احیای فرهنگ حیا، برنامهریزیهای مدون و دقیق، تلاش برای حفظ حریم حیا و سپس پرداختن به محسوسترین سطح فرهنگ حیا یعنی حجاب در این راستا از اهمیت ویژهای برخوردار است.

نهادهای اجتماعی و مساله حجاب
نوع پوشش زن و مرد در هر جایگاهی محصول نهادهای اجتماعی است. نهادهای اجتماعی علاوه بر تامین نیازهای اساسی انسانها رفتار آنها را بر اساس الگوهای اجتماعی سازمان یافته و نسبتا پایدار تعیین میکنند. این نهادها به فعالیتهای افراد جامعه نظم بخشیده و راه حل هایی برای کنش جمعی ارائه میکنند. نهادهای اجتماعی حد و مرز انتخابهای افراد را تعیین و محدودیت هایی را بر افراد جامعه تحمیل میکنند که آزادی کنش را محدود کرده و به این ترتیب موجب ساختارمند شدن رفتارها و روابط

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید