دانلود پایان نامه

حقیقت این است که فردوسی، قهرمانان اشخاص خود را در داستان اعم از عالی و پست، پادشاه و وزیر، پهلوان و پرستنده و رامشگر همه را خیلی خوب شناخته و کردارهای بسیار شایسته به آنها نسبت داده است. منظور کردارهای ممدوح نیست بلکه فرض کردارهای شایسته طبقه آنها و منش آنهاست. (حسینی کازرونی، 72:1387). قدرت شگرف فردوسی در شناخت ژرفای روان انسان ها و تصویر عواطف و روحیات رنگارنگ بشری حیرت آور است. وقتی با نظر نقد علمی، بر پایه اصولی که در دنیا برای فن نمایش مورد قبول است، در داستان های شاهنامه می نگریم می بینیم هر مرد و زنی چهره روشن و مشخص و رفتار طبیعی متناسب با سن و سال و وضع و حال خود را دارد. هر قهرمانی در هر مورد همان کاری را می کند و همان سخنی را بر زبان می آورد که از شخصیت او انتظار می رود. (ریاحی، 60:1382). فردوسی گاهی به شرح کلیات و توصیفات کلی در مورد قهرمانان بسنده نکرده و به جانب ترسیم خطوط دقیق شخصیتی و بیان جزئیات و خصوصیات روحی و خُلقی شخصیت های داستان متمایل شده است. از این رو در شاهنامه، برخلاف قصه ها که در آن توجهی به پرورش و بررسی خصوصیات درونی، روحی و خُلقی نمی شود، جنبه ها و ابعاد مختلف شخصیت ها مورد بررسی قرار می گیرد.
در حقیقت قهرمانان شاهنامه به گونه ای پرداخت شده اند که علیرغم تمامی خصوصیات خارق العاده ای که دارند، برای خواننده قابل درک و لمس پذیر می شوند. و با وجود تفاوت ها و برتری های آنان نسبت به مردم عادی، ضعف ها، اشتباهات و خطاهای بشری که در رفتار و کردارشان وجود دارد، آنها را به حوزه درک و لمس مخاطبان نزدیک می سازد. (توکلی گردفرامرزی،100:1390).
هیچ قهرمانی را در شاهنامه نمی شناسیم که از نقص مبرّی باشد. همه کوه های این اقلیم درّه ای را با خویش دارند. فردوسی را سر پرداختن قهرمانانی که از هر سو نمونه باشند نبوده است و او در آفرینش شخصیت های داستان های خویش از زندگی آدمیزادگان الهام گرفته است. (سرّامی،799:1368) در شاهنامه به جز انسان هایِ فانی و شاهان نیم یزدانی، قدرت ها، شخصیت های ماوراءطبیعی، دیوان و موجودات جادویی نیز وجود دارند، که خود را در زندگی انسان ها قاطی کرده و در سرنوشت آنها نقش بازی می کنند. (شریف زاده عبدی،38:1382).
قهرمانان شاهنامه را می توان به طبقات گوناگون تقسیم کرد. از جمله می توان از قهرمانان خودی و بیگانه، زنان و مردان، مهتران و کهتران، فرهیختگان و عامه مردم به طور جداگانه در شاهنامه سخن گفت و ویژگی های منشی هر گروه را برشمرد. به دلیل آمیزش اسطوره و واقعیت در آن ما بر این باوریم که نخست باید قهرمانان را به دو گروه بزرگ طبیعی و مابعد الطبیعی یا به تعبیر دیگر زمینی و آسمانی بخش کرد و سپس طبقه بندی را تا آنجا که ممکن است در مورد هر یک از دو گروه دنبال گرفت.
-«قهرمانان مابعد الطبیعی»: آن دسته از قهرمانان شاهنامه اند که نقش آنان در روند داستان ها طبیعی نمی نماید و منطق معتاد را نمی تابند. این قهرمانان یا اهورایی اند یا اهریمنی یا کالبد انسانی دارند یا در هیئت جانور و گیاه و پدیده های بیجان طبیعت اند. اکنون قهرمانان مابعد الطبیعی شاهنامه را بر می شماریم:
الف) قهرمانان اهورایی: (1.انسان های اهورایی 2.فرشتگان 3.جانوران اهورایی 4.درختان اهورایی 5.آب های اهورایی 6.کوه های اهورایی 7.جای های اهورایی 8. اشیاء اهورایی).
ب) قهرمانان اهریمنی: (1.انسان های اهریمنی 2.شیطان ها 3.اهریمنان 4.دیوان 5.اژدها 6. کرم).
باید اشاره به این داشت که در شاهنامه به قهرمانی چون سیمرغ باز می خوریم که ما پیش از این او را موجودی اهورایی به شمار آوردیم اما با ژرف نگری بیشتر در کار و حال وی، در می یابیم که این مرغ را می توان جانوری اهریمنی نیز شمارد. زیرا در عین حال که زال و رستم را در دشواری ها فریادرس است، شاهزاده اهورایی اسفندیار رویین تن به نیرنگ او از پای درمی آید.
اهورا و اهریمن در شاهنامه دو ضلع زاویه ای را می مانند که در نقطه رأس با هم یگانه اند؛ هرچند جدایی و دوری میانشان دم افزون است بن یگانه آنان همواره چون زاویه ای که نیکی و بدی در آن بودش خویش را از نقطه ای مشترک آغازیده اند و هرگز میان آنان فراق قطعی متصور نیست به نمایش در می آورد.
-«قهرمانان طبیعی»: قهرمانان طبیعی شاهنامه را نخست به دو گروه بخش می کنیم:
الف) جانوران ب) مردمان
الف) جانوران: در شاهنامه، جانوران طبیعی گاه گاه در داستان ها نقشی را بر عهده دارند. پرندگانی چون شیر، کرگدن، گُراز، گرگ، پیل و نهنگ معمولاً در هفت خوان ها و داستان های هفت خوان وار، پا به میدانِ کارزار با پهلوانان می گذارند و همه جا کار این پیکارها با شکست آنها و پیروزی پهلوانان می انجامد. گذشته از درندگان در شاهنامه، جانوران اهلی را نیز نقش آفرین پاره ای از داستان ها می بینیم. جانورانی چون مرغ طغری، ماکیان ها، بچه گربه و… نقش بازی می کنند و در روند داستان تأثیر دارند.
ب) مردمان: مردمان را در شاهنامه با در نظر گرفتن عامل جنسیت و پایگاه اجتماعی به چهار گروه بخش می کنیم:
1) مردان درباری و وابسته به دستگاه حکومت
2) زنان درباری و وابسته به دستگاه حکومت
3) مردان عادی
4) زنان عادی
هر گروه خود دارای دسته بندی های مخصوص به خود است که در زیر، آنها را بر می شماریم:
1) مردان درباری و وابسته به دستگاه حکومت: مردان درباری خود در گروه های گوناگون جای می گیرند که اهم آنها از این قرار است: (1.شاهان 2.شاهزادگان 3.دستوران 4.سپهسالاران 5.پهلوانان 6.موبدان 7.دبیران 8.گویندگان 9.ترجمانان 10.اخترشناسان 11.پزشکان 12.خوابگزاران 13.گنجوران 14.فیلسوفان و دانایان 15.پیامبران 16.نوازندگان 17.آمارگران 18.فرهنگیان 19.فرستادگان 20.بارسالاران 21.آخورسالاران 22.بازداران 23.زندانبانان 24.دژخیمان 25.فرمانداران 26.کارآگاهان 27.پیکان 28.خوالیگران(آشپزها) ).

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   برنامه ریزی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید