دانلود پایان نامه

2) زنان درباری و وابسته به دستگاه حکومت: بلند آوازه ترین زنان کاخ نشین شاهنامه اینان اند: (1. شاهان 2.شهبانوان 3.شاهدخت ها 4.گنجوران 5.پرستندگان 6.کنیزان 7.فرستادگان 8.پهلوانان (گردآفرید دختر گژِ دهم و گردیه خواهر بهرام چوبین) 9.سپهسالار (گردیه) 10.دلبران 11.مادران).
3) مردان عادی: (1.جنگاوران 2.روستانشینان: دهقانان، کشاورزان و باغبانان 3.شهرنشینان: صنعتگران، پیشه وران و بازرگانان). در این گروه به اقوام «ملل شگفت» نیز اشاره می گردد که در داستان های شاهنامه نقش هایی را بر عهده گرفته اند.
اقوام «ملل شگفت»: (1.برهمنان برهنه 2.پوشیده رویان ماهیخوار 3.نرم پایان 4.جادوان سیاه 5.یأجوج و مأجوج 6.پرنیان پوشان شهر استخوانی 7.آدمخواران).
4) زنان عادی: زنان عادی در روند رویدادهای داستان های شاهنامه گاه گاه نقش آفرین اند. ما در این پاره از سخن در نهایت کوتاهی به کسانی از آنان اشاره می کنیم: در داستان زال و رودابه به زنی بر می خوریم که میانجی عشق میان این دو دل داده است. – زن مکاری که به خواهش سودابه به دارو سقط جنین می کند و دو کودک نارسیده از او فرو می افتد و سودابه آن دو را فرزند خود اعلام می دارد. – زن گازر که در پروراندن داراب نقش مادر را بازی می کند. – دخترک ریسنده هفتواد که باعث رونق کار پدر خویش می گردد. – چهار دختر کاردان و دلربای آسیابان و سه دختر برزین دهقان. – زنان شهر هروم که همان آمازون های اساطیر یونان اند و یک پستان بیشتر ندارند و در تیراندازی استوارند. توصیف جسمانی این شخصیت ها در داستان اسکندر از زبان فردوسی:
سوی راست پستان چو آن زنان بسان یکی نار بر پرنیان
سوی چپ به کردار جوینده مرد که جوشن بپوشد به روز نبرد (ج7،ص74،ب1238-1237).(سرّامی،882:1368-801).
شیوه قهرمان سازی (شخصیت پردازی شاهنامه) فردوسی، استفاده از هر سه روش متداول توصیف مستقیم، معرفی از طریق اعمال و نمایاندن بخش هایی از شخصیت افراد در قالب گفتگو است. و معمولاً به همین دلیل، خواننده پس از مطالعه مجموعه داستان های شاهنامه با خصوصیات جسمانی، پایگاه اجتماعی و ویژگی هایِ روانی شخصیت های اصلی یا قهرمانان و ضد قهرمانان آشنا می شود. (حنیف،42:1384).
به جرأت می توان گفت کمتر اثر حماسی در دنیا می توان یافت که به مانند شاهنامه از این همه تنوع در شخصیت و شخصیت پردازی برخوردار بوده باشد. بسی جای تفاخر و مباهات است که ما ایرانیان از چنین منبعِ عظیم و بی نظیری در زمینه ادبیات برخورداریم و بسی جای ناراحتی که بهره کافی را از این منبع عظیم و غنی از ظرفیت های نمایشی در زمینه درام نبرده ایم.
* گفتگو در داستان های شاهنامه
از آنجا که اهمیت گفتگو در شکل گیری درام بر هیچ کس پوشیده نیست، به بحث بیشتری در مورد وجود این
عنصر حیاتی درام در داستان های شاهنامه می پردازیم.
زبان حماسی و در عین حال زنده شاهنامه خلاف منظومه های عاشقانه و عرفانی و حتی خیلی بیش از دیگر حماسه های فارسی گفت و شنودهای پر جنبش دارد. در منظومه های دیگر، قلت گفت و شنود و عدم جنبش در گفت و شنودها و توجه بیشتر شاعر در داستانسرایی به بیت سازی، غالباً به شاعر اجازه می دهد که یک یا دو جمله را در چهارچوب یک بیت آغاز می کند و همان جا به پایان رساند و به بیت بعدی نکشاند. ولی در شاهنامه در بسیاری جاها جمله در چند بیت ادامه پیدا می کند و گاه در میانه یک بیت به پایان می رسد و جمله بعدی از میانه بیت آغاز می گردد. (خالقی مطلق،420:1388).
از شگردهای فردوسی در دگرگون کردن روایات ساده و کم پیرایه باستان به داستان بی گمان یکی هم آراستنِ وقایع به گفتارهای متناسب و سزاوار بوده است. بنا به برآورد تقریبی ما بالغ بر بیست هزار بیت از شاهنامه به این گفتگوها اختصاص یافته است. این نمودار اهمیت گفتارهای داستان های شاهنامه در تحقق بخشیدن شخصیت و هویت داستانی آنهاست؛ که به صورت:
((1. گفت و شنود 2. با خود سخن گفتن قهرمانان 3. وصف قهرمانان از زبان رقیبان و دیگران 4. پیام دادن 5. گواژه و طنز 6. گفتار آمیخته به کردار 7. فرمان 8. سخن گفتن با پروردگار 9. رجزخوانی 10. نوحه گری و رثا 11. وصیت 12. سخن گفتن با نبردافزار و درگاه.)) ارائه شده است. (سرّامی،177:1368).
فردوسی در داستان های شاهنامه، از عنصر دراماتیک گفتگو به خوبی سود جسته است. در گفتگوهای شخصیت های داستانی او، توصیف، معرفی شخصیت، کشمکش و… به روشنی هویداست. (صادقی ده چشمه، 117:1377). بیش از ثلث ابیات شاهنامه، به بیان گفتارهای قهرمانان داستان ها اختصاص یافته است. استادِ طوس بیش از هزار بار از تکنیک گفتارگذاری برای پاره های گوناگون اثر خویش بهره گرفته است و اگر تنها بخواهیم فهرستی از آنها به دست دهیم، صدها صفحه از این پژوهش نامه را در این راه سیاه خواهیم کرد.
عظمت کار فردوسی در خلق گفتارهای درخور برای داستان های شاهنامه این است که وی به مدد همین گفتارها رفته رفته، حجاب کاراکتر قهرمانان خویش را از هم می درد و مخاطب در عین حال که سخن قهرمان را در باب موضوعی خاص می خواند و می شنود، احساس می کند که از این رهگذر با درون آن قهرمان نیز آشناتر شده و بیشتر او را می شناسد.
گفت و شنودهای شاهنامه را می توان نخست به دو بخشِ گفت و شنودهای رو در رو و گفت و شنودهای دورادور تقسیم کرد. گفت و شنودهای رو در رو را می توان چنین طبقه بندی کرد:
((1.گفت و شنودهای عمومی 2.رجزخوانی 3.گواژه زنی 4.گلایه و درد دل 5.رازگویی 6.اعلام جرم و دفاعیه 7.اقرار به بیعت با پادشاه 8.مجادله 9.اصرار 10.تقاضا 11.پوزش خواهی 12.وصف 13.زنهارخواهی 14.گفت و شنودهای عاشقانه 15.نتیجه گیری از حوادث استان 16.پرسش و پاسخ که خود دارای گونه های زیر است:
الف) پرسش و پاسخ های معمولی. ب) پرسش و پاسخ های آزمونی. ج) پرسش معما و پاسخ دادن به آن. د) پرسش در باب خواب و بیان تعبیر آن. ه) پرسش از راز سپهر و بیان پیش بینی اخترشناسان. و) رایزنی. ز) مناظره. ح) پدرپرسی قهرمان از مادر خویش. ط) خان پرسی قهرمان و پاسخ گفتن رهنمون. ی) پرسیدن قهرمان از صاحبان درفش ها و پاسخ گرفتن از رهنمون. یا) پرسیدن نام و نشان و پاسخ گفتن به پرسیده)).

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   امید و ناامیدی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید